به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، پس از دو تجاوز نظامی رژیم صهیونیستی به ایران در 23 خرداد و نهم اسفند سال گذشته که با واکنش موشکی و پهپادی گسترده جمهوری اسلامی روبرو شد، اکنون برای نخستین بار گزارشهای نظامی این رژیم یک «شکست استراتژیک» در مسئله «برنامهریزی ارتش در خصوص موجودی رهگیرها» را نشان میدهد که این مسئله منجر به «صرفهجویی تسلیحاتی» در رهگیری موشکهای ایرانی و تصمیم عمدی برای عدم تلاش برای رهگیری برخی موشکها شد.
آنچه در پشت این گزارشها نهفته است، اولین اعتراف رسمی ارتش اسرائیل به چالش عملیاتی و لجستیکی چشمگیری است که در طول دورهای نبرد و تبادل مستقیم ضربات با ایران آشکار شد. این گزارش، معضل پیچیده این کارزار را منعکس میکند: مقابله با موشکهایی بارانی که نیروی هوایی اسرائیل را مجبور میکند به دلیل کمبود رهگیرهای گرانقیمت (مانند پیکان 2 و پیکان 3) در مواجهه با مقیاس تهدیدات، «صرفهجویی تسلیحاتی» سختگیرانهای را مدیریت کند.
موشکهای بارانی زرادخانه موشکی ایران برای اسرائیل به یک عامل تهدیدکننده بقا تبدیل شده است. به ویژه آنکه جمهوری اسلامی ایران به استفاده از موشکهای بالستیک پیشرفتهای روی آورده است که «بمبهای کوچک» یا چندین مهمات کوچک را در ارتفاع بالا آزاد میکنند.
از آنجایی که موشکهای رهگیر سیستمهای «پیکان» منبعی گران، محدود و با نرخ تولید پایین هستند، ارتش رژیم صهیونیستی مجبور شده است دست به «صرفه جویی در تسلیحات» و مدیریت ریسک بزند. براین اساس رویکرد جدید ارتش اسرائیل این است که رهگیرها را صرف اجزای شکافتپذیری نکند که تأسیسات استراتژیک یا مراکز پرجمعیت بزرگ را به خطر نمیاندازند. در این راستا آنها در مواردی عامدانه اجازه اصابت موشک را میدهند. این اصابتها جدا از مواردی است که، موشکهای ایرانی توانستهاند از لایههای مختلف پدافندهوایی عبور کنند و به اهداف مدنظرشان آسیب برسانند.

بنابراین «شکست استراتژیک» مورد بحث، به یک مفهوم دیرینه در تشکیلات دفاعی اشاره دارد. در گذشته فرض بر این بود جنگها کوتاه است و لذا ذخایر موجود کافی خواهد بود. مقامات نظامی رژیم صهیونیستی سناریوی یک جنگ فرسایشی طولانی و گسترده علیه صدها موشک بالستیک سنگین از ایران را پیشبینی نمیکردند، که منجر به فرسایش و کاهش خطرناک ذخایر رهگیر موجود در زرادخانه تسلیحاتی این رژیم شود. از این رو، در پی دو درگیری مستقیم با ایران، اسرائیلیها با شکست در برنامهریزی موجودی رهگیرها مواجه شدند.
چنین شکستی پیامدهایی برای ساختار نظامی اسرائیل به همراه داشت:
تغییر در برداشت از دفاع هوایی: در طول سالها، صهیونیستها به انتظار دفاع و رهگیری صد درصدی (گنبد آهنین) عادت کرده بودند. اما این گزارش روشن میکند در برابر موشکهای ایران، دفاع به صورت گزینشی خواهد بود. ارتش اسرائیل در درجه اول از داراییهای حیاتی محافظت خواهد کرد و در چنین شرایطی جبهه داخلی و ساکنین اراضی اشغالی مجبور خواهند شد بیشتر به مناطق حفاظتشده برای زنده ماندن تکیه کنند.
فرسایش مزیت دفاعی در برابر حمله: تولید موشک بالستیک ایرانی (یا کلاهک شکافتپذیر) به طور قابل توجهی ارزانتر از تولید موشک رهگیر پیکان اسرائیلی است. ایران این را درک میکند و سعی دارد «جنگ فرسایشی رهگیرها» را برای خالی کردن ذخایر ارتش رژیم صهیونیستی و متحدانش در منطقه ادامه دهد. این راهبرد هزینه مالی سنگینی را هم به اسرائیل تحمیل خواهد کرد.
تغییر استراتژیک و صنعتی: پیامد بلندمدت وجود چنین شکستی در برنامهریزی، این است که اسرائیل اکنون موظف است خطوط تولید صنایع دفاعی خود را به طور چشمگیری گسترش دهد، بودجههای تدارکاتی خود را بیشتر کند و در اسرع وقت به سمت فناوریهای مکمل و ارزانتر، مانند سیستمهای رهگیری لیزری حرکت کند.[1] در پیش گرفتن چنین سیاستی، به معنای تحمیل مخارج بیشتر نظامی بر اسرائیل است. این در حالی است که پیش از ورود به چنین برنامههایی، تلآویو سال 2026 را با بودجه نظامی 144 میلیارد شکلی (حدود 38 میلیارد دلار) معادل 7.8 درصد تولید ناخالص داخلی آغاز کرد. اما در ادامه و پس از پایان جنگ دوم با ایران، ارتش اسرائیل خواهان دریافت حدود 40 میلیارد شِکِل (13.22 میلیارد دلار) دیگر شد تا کمبودهایش را جبران کند که وزارت دارایی با آن مخالفت کرد، زیرا تخصیص این مبلغ به معنای افزایش کسری بودجه به 4.6 درصد بود.
این اختلاف دیدگاهها به حدی شدت گرفت که نتانیاهو مجبور به مداخله شد که پس از آن مقرر گردید از مبلغ درخواستی، فقط 15 میلیارد شِکِل (حدود 5 میلیارد دلار) به وزارت دفاع منتقل شود و 25 میلیارد شِکِل باقیمانده، تا پایان سال «به شرط عملکرد»، یعنی با توجه به کسری بودجه، به حساب وزارت جنگ واریز گردد.[2]

در چنین شرایطی اضافه شدن مسئله تولید بیشتر رهگیرهای سامانه دفاعی پیکان، میتواند بار مالی بزرگتری بر کابینه نتانیاهو تحمیل کند. بنا به گزارش شبکه 12 تلویزیون رژیم صهیونیستی، بودجه نظامی این رژیم در دهه آینده تقریباً 120 میلیارد شِکِل (بیش از 35 میلیارد دلار) در سال خواهد بود، مبلغی که تقریباً 20 درصد از بودجه عمومی کابینهو تقریباً 6 درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل میدهد. نکته مهم آنکه رقم 35 میلیارد دلار شامل بودجه مورد نیاز نهادهایی همچون شینبت، موساد، نیروی پلیس و وزارت امنیت عمومی نمیشود. بنابراین اگر بودجه این نهادهای امنیتی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی هم لحاظ شود، مخارج حوزه امنیتی اسرائیل باز هم بیشتر خواهد شد. این در حالی است که «بانک مرکزی اسرائیل» پیشتر چندین بار در مورد خطر افزایش بیشتر بودجه نظامی هشدار داده بود.
موضوع بعدی آنکه 35 میلیارد دلار، دو برابر بودجه نظامی است که قبل از جنگ 7 اکتبر 2023 به وزارت جنگ کابینه نتانیاهو اختصاص مییافت. طبق گفته مقامات نظامی تلآویو، این رقم «حداقل مبلغ لازم» برای تأمین مستمر نیازهای امنیتی است و با هر دور نبرد نیاز به افزایش جدیدی در بودجه وجود دارد. بنابراین، از همین حالا مشخص است که بودجه دفاعی برای سال 2027 از عدد 120 میلیارد شکل (40 میلیارد دلار) فراتر خواهد رفت.[3] اما اثر فوری این وضعیت را باید در آسیبپذیرتر شدن رژیم صهیونیستی در برابر واکنش موشکی ایران دانست. این مسئله یکی از دلایلی است که گفته میشود در نهایت منجر به پیشنهاد آمریکا برای برقراری آتشبس شده است.
پانوشت:
[1] . https://nziv.net/129751/
انتهای پیام/
[2]. https://www.israelhayom.co.il/news/defense/article/20915816
[3]. https://www.mako.co.il/news-money/2026_q3/Article-89c166bc024af91026.htm