به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها در روزنامهها و سایتهای خبری ترکیه، شاهد انتشار مطالب و تحلیلهای فراوانی هستیم که مخرج مشترک همه آنها، اشاره به شکست سنگین ترامپ – نتانیاهو در برابر ایران است.
حالا روزنامههای چاپ آنکارا از جمله ملیت و حریت، به وضوح به این اشاره میکنند که دونالد ترامپ در مواجهه با قدرت و تاب آوری ایران، عملاً در بن بست قرار گرفته است.
فهمی کورو از تحلیلگران مشهور ترکیه که سالها در آمریکا به فعالیت مطبوعاتی مشغول بوده، در یک یادداشت تحلیلی، به ابعاد دیگری از شکست ترامپ در برابر ایران اشاره کرده است.
دیدگاههای این تحلیلگر را با هم مرور میکنیم:
ایرانیان به ترامپ، درس تاریخ دادند
منطقه ما هنوز هم به ثبات نرسیده و به وضوح میتوان دید، جنگی در جریان است که پتانسیل گسترش در سراسر منطقه و فراتر از آن را دارد و تمام جهان در حال بررسی این است که این جنگ به کجا خواهد انجامید.
این جنگ توسط آمریکا و تحت فشار اسرائیل آغاز شد. اما اخیراً نام کشورهای دیگری نیز مطرح شده و آمریکا عملاً به دنبال درگیر کردن عراق، عربستان سعودی، یمن و حتی اوکراین است و میخواهد کنشگران جدیدی را به این جبهه اضافه کند.
ترامپ در ظاهر از صلح حرف میزند، اما هدف واقعی، گسترشِ هرچه بیشتر جنگ است. چرا؟ دلیل آن روشن است: آمریکا و اسرائیل به عنوان کسانی که جنگ علیه ایران را آغاز کردند، متوجه شدند که اوضاع آنطور که انتظار داشتند پیش نرفت.
برای کسانی که این حملات را آغاز کردند، بهترین راه حل پایان دادن به این جنگ پرهزینه در اسرع وقت است. با این حال، از آنجایی که ترامپ و نتانیاهو هنوز هم نمیدانند چگونه به نبرد پایان دهند، سعی میکنند کشورهای دیگر را درگیر کنند و مسئولیت را تقسیم کنند.

در روزهای نخست و آغازِ حملات، اسرائیل و ایالات متحده چنین محاسبه کرده بودند که میتوانند به سرعت به جنگ پایان دهند و در عین حال، با به زانو درآوردن ایران، حکومت تهران را نیز تغییر دهند.
آنها فکر میکردند با کشوری مانند عراق روبرو هستند که در سالهای 1990 و 2003 سرنگونش کرده بودند. ولی به شکل عینی و در میدان تجربه واقعی، دیدند که دچار خطای محاسباتی شدهاند و با کشوری متفاوت طرف هستند.
البته حمله به ایران، از منظر تیم ترامپ، اهداف دیگری را نیز دنبال میکرد. دونالد ترامپ، که مانند یک «پادشاه» در ریاست جمهوری ایالات متحده عمل میکرد، چنین تصور کرده بود که جنگ آوردههای داخلی بسیاری دارد و تحت کنترل درآوردنِ نهادهای اساسی را آسانتر میکند. ولی واقعیت این است که آن پروژه نیز شکست خورد. به همین خاطر، حمایت عمومی از ترامپ کمتر از هر رئیس جمهور قبلی است که در دو سال اول خود تجربه کرده است.
ترامپ در واقع برای هر توافقی که آسیبهایش را به حداقل برساند، آماده است. اعلامیه او در روز شنبه از طریق Truth Social مبنی بر اینکه «حمله اعلام شده را لغو کرده است، مشروط بر اینکه در اسرع وقت برای منافع آینده جهان و بقای یک ایران موفق و مرفه به توافق برسد» تأییدی بر این موضوع است.
از سوی دیگر، طرف ایرانی قصد دارد این جنگ را نه تنها برای ترامپ، بلکه برای ایالات متحده نیز پرهزینه کند.
درسهای تاریخ
ورای جنگ کنونی و شرایط منطقه، با مراجعه به تاریخ معاصر، میتوانیم بفهمیم که ترامپ و آمریکا، حقایق بسیار مهمی از تاریخ ایران را فراموش کردهاند و باز هم نشان دادند که ایران را نمیشناسند.
بسیاری از مقامات و کادرهایی که اکنون در ایران مسئولیت دارند و در راس قدرت هستند، نسلی هستند که پس از کودتای مصدق (1953) متولد شدهاند. سازمان سیای آمریکا در آن دوره برای بهرهبرداری دائمی از منابع غنی نفتی ایران به نفع خود، ابتدا با حفظ شاه در قدرت و سپس، در صورت عدم موفقیت، با بازگرداندن او از تبعید، کودتای بزرگی را سازماندهی کرد.
ترامپ این واقعیت ساده را نیز فراموش کرده که بخش عظیمی از نسل مردان و زنان ایرانی، همان شهروندانی هستند که حتی قبل از انقلاب اسلامی 1979 تا به امروز، تقریباً در هر نقطه عطفی فریاد «مرگ بر آمریکا» سر دادهاند.
پس از انقلاب، جوانان آن نسل، سفارت ایالات متحده در تهران را تسخیر کردند، دیپلماتهای زیادی را به گروگان گرفتند و توانستند با این اقدام، به راحتی معادلات سیاسی در واشنگتن را تغییر دهند و جیمی کارتر را از صحنه قدرت کنار بزنند. این ایران بود که در طول انتخابات 1980 میلادی از طریق مذاکرات پشت پرده، انتخاب رونالد ریگان به عنوان رئیس جمهور را تسهیل کرد.

جوانان ایرانی، با دستگیری 66 دیپلمات در سفارتخانه آمریکا، به جیمی کارتر درس عبرتی دادند و به او گفتند: ممکن است تو زمانی بتوانی با خیال راحت در شب سال نو، با شاه ایران قدحت را بالا ببری، اما قرار نیست روزگار همیشه به همین شکل بچرخد و روزی میرسد که هم شاه ایران کنار زده شود، هم تو را از کرسی ریاست جمهوری آمریکا پایین بیاوریم. چنین شد که ایرانیها با افراد ریگان مذاکره کردند و همزمان با اعلام پیروزی ریگان در تلویزیون، آمریکاییهایی را که 444 روز گروگان گرفته بودند، آزاد کردند.
چیزی که آمریکا و ترامپ نفهمیدهاند این است: آن جوانان انقلابی، حالا هم در برابر آمریکا هستند و به طور همزمان، جنگ و مذاکره را دنبال میکنند و در عین حال به دنبال راههایی برای تسهیل کنارهگیری ترامپ از قدرت هستند.
شناخت سطحی ترامپ از ایران
از دهه 1950 یا 1979 تا به امروز، چه کسی میداند چند رئیس جمهور و افراد آگاه در هر سطحی در سیاست ایالات متحده آمده و رفتهاند. با هر تغییر رئیس جمهور، هویت نهادها نیز تغییر کرده است.
ترامپ، که برای دولتهای قبلی احترامی قائل نبود، حتی از دیدن چهره هیچ یک از بوروکراتهایی که در آن دورهها پرونده ایران را مدیریت میکردند، خودداری کرد.
کل شناخت ترامپ از ایران، محدود به همان اطلاعاتی است که نتانیاهو در اختیار داماد او جارد کوشنر و دوست پیمانکارش استیو ویتکاف گذاشته است. همین!
سخنان ترامپ و رفتار مذبذب او به وضوح نشان میدهد که هنوز درس تاریخ را یاد نگرفته و ایران را به اندازه کافی نشناخته است. بنابراین، روندی که او در مورد جنگ در پیش گرفته، نگرانکنندهتر از همیشه است. لبنان و سوریه در حال حاضر دائماً توسط اسرائیل مورد آزار و اذیت قرار میگیرند...اردن به اردوگاه آمریکا-اسرائیل کشیده میشود و عربستان سعودی نیز همینطور.
با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای سوم نوامبر و تحمیل درد بیشتر به مردم آمریکا، ایالات متحده تمام تلاش خود را برای کشاندن آنها و سایر کشورها به جنگ انجام خواهد داد. امیدوارم رهبران منطقه ما تاریخ اخیر منطقه را فراموش نکنند.
انتهای پیام/