خبرگزاری تسنیم ـ مهدی رضاوش*؛ راهپیمایی اربعین حسینی در سالهای اخیر از یک آیین صرفاً مذهبی فراتر رفته و به یکی از بزرگترین اجتماعات مردمی جهان تبدیل شده است. این رخداد عظیم، علاوه بر ابعاد معنوی و فرهنگی، دارای ظرفیتهای اجتماعی و سیاسی گستردهای است که بررسی آن از منظر علوم سیاسی و جامعهشناسی سیاسی، اهمیت ویژهای دارد. در این میان، جامعه ایران به عنوان یکی از اصلیترین مشارکتکنندگان در این حرکت عظیم، تجربهای منحصر به فرد از تعامل میان دین، هویت ملی و مشارکت سیاسی را رقم زده است. از این رو، میتوان راهپیمایی اربعین را یکی از عوامل مؤثر در ارتقای آگاهی سیاسی، تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش مشارکت عمومی در میان مردم ایران دانست.
یکی از مهمترین آثار سیاسی راهپیمایی اربعین، تقویت هویت جمعی و انسجام اجتماعی است. حضور میلیونها نفر از اقشار مختلف جامعه، فارغ از تفاوتهای قومی، زبانی و طبقاتی، در یک هدف مشترک، زمینهساز شکلگیری احساس همبستگی و مسئولیت اجتماعی میشود. این همبستگی، سرمایهای ارزشمند برای هر جامعه محسوب میشود؛ زیرا شهروندانی که خود را بخشی از یک اجتماع بزرگ و دارای آرمانهای مشترک بدانند، در عرصههای سیاسی و اجتماعی نیز مسئولانهتر عمل خواهند کرد.
از سوی دیگر، راهپیمایی اربعین بستری برای افزایش آگاهی سیاسی و شناخت تحولات منطقهای فراهم میآورد. حضور زائرانی از دهها کشور جهان، گفتوگوهای فرهنگی و اجتماعی و تبادل تجربه میان ملتهای مختلف، موجب میشود شرکتکنندگان نگاه گستردهتری نسبت به مسائل جهان اسلام و تحولات بینالمللی پیدا کنند. این تعاملات، فراتر از مرزهای جغرافیایی، نوعی دیپلماسی مردمی را شکل میدهد که در آن ملتها بدون واسطه دولتها با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و تصویری واقعیتر از ظرفیتهای همکاری و همگرایی منطقهای به دست میآورند.
یکی دیگر از آثار قابل توجه اربعین، تقویت فرهنگ مشارکت و مسئولیتپذیری اجتماعی است. میلیونها نفر در قالب موکبها، گروههای جهادی، خدمات درمانی، فرهنگی و امدادی به صورت داوطلبانه فعالیت میکنند. این تجربه عملی از مشارکت جمعی، روحیه همکاری، اعتماد متقابل و احساس مسئولیت نسبت به جامعه را تقویت میکند. در ادبیات علوم سیاسی، چنین مشارکتهایی از مهمترین مؤلفههای شکلگیری «سرمایه اجتماعی» به شمار میرود؛ سرمایهای که زمینه افزایش اعتماد عمومی، مشارکت مدنی و در نهایت توسعه سیاسی را فراهم میسازد.
در کنار این موضوع، راهپیمایی اربعین به تقویت فرهنگ گفتوگو و مدارا نیز کمک میکند. حضور پیروان مذاهب، ملیتها و فرهنگهای مختلف در کنار یکدیگر، فرصتی برای شناخت متقابل و کاهش سوءبرداشتها ایجاد میکند. چنین فضایی میتواند الگوی مناسبی برای تعاملات سیاسی و اجتماعی در داخل کشور نیز باشد؛ به گونهای که گفتوگو، احترام به تفاوتها و همکاری برای منافع مشترک، جایگزین تقابل و واگرایی شود.
البته تحلیل علمی این پدیده مستلزم پرهیز از نگاههای افراطی یا تقلیلگرایانه است. راهپیمایی اربعین به خودی خود نمیتواند تمامی مسائل سیاسی و اجتماعی را حل کند، اما بیتردید ظرفیتهایی ارزشمند برای ارتقای فرهنگ سیاسی جامعه در اختیار قرار میدهد. بهرهگیری از این ظرفیتها نیازمند برنامهریزی فرهنگی، تقویت گفتوگوهای علمی، توسعه پژوهشهای دانشگاهی و استفاده از تجربیات میدانی مشارکتکنندگان است. همچنین ضروری است این پدیده از منظرهای مختلف جامعهشناختی، ارتباطات، علوم سیاسی و مطالعات فرهنگی مورد مطالعه قرار گیرد تا ابعاد گوناگون آن بهصورت دقیقتر شناخته شود.
در نهایت، راهپیمایی اربعین را میتوان نمونهای موفق از پیوند میان باورهای دینی، سرمایه اجتماعی و مشارکت سیاسی دانست. این اجتماع عظیم، علاوه بر نمایش وحدت مسلمانان، ظرفیت آن را دارد که احساس مسئولیت اجتماعی، همبستگی ملی، مشارکت مدنی و آگاهی سیاسی را در جامعه ایران تقویت کند. اگر این ظرفیتها بهدرستی شناخته و مدیریت شوند، اربعین میتواند نه تنها یک رویداد مذهبی، بلکه مدرسهای برای تربیت شهروندانی مسئول، آگاه و مشارکتجو باشد؛ شهروندانی که توسعه سیاسی و پیشرفت اجتماعی کشور را در پرتو همدلی، گفتوگو و مشارکت جمعی دنبال میکنند. از این منظر، اربعین صرفاً یک رویداد آیینی نیست؛ بلکه پدیدهای تمدنی است که میتواند در شکلدهی به آینده فرهنگی و سیاسی جامعه ایران نقشی مؤثر و ماندگار ایفا کند.
*پژوهشگر انقلاب اسلامی
انتهای پیام/