به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، یک عده زودتر از همه راه افتادهاند؛ کوله عشق بستهاند، کفشهای سفر پوشیدهاند و قدم در جادهای گذاشتهاند که هر وجب آن روایت دلدادگی است. عدهای دیگر هنوز در میانه مسیرند؛ در میان خیل عظیم عاشقان، زیر آفتاب و در مسیر رسیدن به کربلا، نام حسین(ع) را زمزمه میکنند تا خود را به آن اقیانوس بیکران برسانند.
اما در گوشهای دیگر از این جهان، دلهایی آرام ندارند؛ دلهایی که گذرنامهشان آماده نشده، مسیرشان به مرزهای چهارگانه نرسیده و توفیق حضور در راهپیمایی میلیونی اربعین نصیبشان نشده است. همانهایی که چشم به قاب تلویزیونها، گوشیهای همراه و تصاویر منتشرشده از مواکب دوختهاند تا با پای دل، همراه کاروان عشق شوند.
این روزها همهجا سخن از اربعین است؛ از کوچهها و خیابانها تا فضای مجازی و رسانهها. از نجف تا کربلا، از موکبهای کوچک تا اجتماع عظیم انسانهایی که آمدهاند تا یک پیام را فریاد بزنند: «حسین(ع) تنها نیست.»
میلیونها انسان از سراسر جهان خود را به این مسیر رساندهاند؛ یکی با پای پیاده، یکی با وسیله شخصی، یکی همراه خانواده، دیگری با دوستان و کاروان، برخی با قطار و هواپیما و برخی با سادهترین امکانات. مقصد همه یکی است؛ رسیدن به حرم سیدالشهدا(ع) و قرار گرفتن در مسیر عاشقی.
خوشا به حال آنان که دعوت شدند؛ آنان که قدمهایشان بر خاک این راه نقش بسته و نفسهایشان با ذکر «یا حسین» همراه شده است. خوشا به حال کسانی که توانستند خود را به دریای خروشان زائران حسینی برسانند و قطرهای از این اقیانوس عظیم شوند.
اما اربعین فقط برای کسانی نیست که در مسیر نجف تا کربلا قدم میزنند؛ گاهی سهم آدمی، خدمت در این مسیر است. گاهی کربلایی شدن یعنی ایستادن کنار جاده و آب دادن به زائر، یعنی آماده کردن اسباب سفر یک عاشق، یعنی لبخند زدن به خستهای که از راه دور آمده است.
جاماندگان؛ دلدادگانی که فاصله، حریف عشقشان نشد
جاماندگان اربعین را باید قصهای جدا نوشت؛ قصه دلهایی که جسمشان اینجاست اما روحشان در مسیر کربلا قدم میزند.
آنهایی که سالهای گذشته زائر اربعین بودهاند، حال و هوای دیگری دارند. آنها میدانند ایستادن زیر آفتاب مسیر، خستگی پاها، خوابیدن در موکبها، شنیدن صدای «هلا بزوار الحسین» و دیدن گنبد طلایی ارباب چه معنایی دارد.
برای همین است که با دیدن هر تصویر از آن مسیر، دلشان بیقرار میشود. بغضی که آرام در گلو جمع میشود، اشکی که بیاختیار جاری میشود و دعایی که از عمق جان برمیآید: «یا اباعبدالله، دوباره بطلب.»
بزرگترین حسرت جاماندگان، فقط نرسیدن به یک مقصد جغرافیایی نیست؛ حسرت از دست دادن فرصتی برای خلوت با خویشتن است. اربعین فرصتی برای بازسازی روح، برای سبک شدن از تعلقات و برای نزدیکتر شدن به خداست؛ سفری که انسان در آن بیش از آنکه مسیر را طی کند، خودش را پیدا میکند.
حاضران غایب؛ زائرانی که نامشان در دفتر عشق ثبت است
اما همه کسانی که در جاده کربلا دیده نمیشوند، غایب نیستند. آن خادمی که در شهر خود شب و روز برای خدمت به زائران تلاش میکند، آن خانوادهای که هزینه سفر یک نیازمند را فراهم میکند، آن انسانی که به نیت زیارت حسین(ع) گرهی از زندگی دیگری باز میکند، همه در این حماسه بزرگ سهم دارند.
چه بسیارند کسانی که خودشان راهی نشدهاند اما راه را برای دیگران باز کردهاند. چه بسیارند دلهایی که پشت مرزها ماندهاند اما نامشان در فهرست عاشقان حسین(ع) ثبت شده است.
زیارت تنها رسیدن به یک مکان نیست؛ گاهی نیت پاک، انسان را به مقصد میرساند. گاهی دستی که گرهی باز میکند، همان دستی است که در مسیر کربلا بالا رفته است.
قافلهای که هیچکس از آن جا نمیماند
برای آنان که امسال توفیق حضور در پیادهروی جهانی اربعین را پیدا نکردهاند، هنوز راه عشق باز است. میتوان در مراسمهای عزاداری اربعین شرکت کرد، میتوان در پیادهروی جاماندگان قدم برداشت، میتوان از هر شهر و دیاری دل را روانه کربلا کرد. میتوان به مشهدالرضا(ع) رفت و در حرم امام مهربانیها، در سوگ سیدالشهدا(ع) اشک ریخت.
چرا که مسیر حسین(ع) با کیلومتر اندازهگیری نمیشود؛ با دل سنجیده میشود. اربعین به ما یاد داده است که عشق، مرز نمیشناسد. نه فاصلهها مانع رسیدناند و نه نداشتن بلیت و گذرنامه پایان راه است.
یکی با قدم میرسد، یکی با خدمت، یکی با دعا و دیگری با اشک. همه در یک قافلهاند؛ قافلهای که مقصدش حسین(ع) است.
و شاید زیباترین روایت اربعین همین باشد؛ کسی که دلش با حسین(ع) است، هرگز جامانده نیست.
یا حسین...
یادداشت از: هاجر فرخ نژاد، خبرنگار و فعال رسانه ای
انتهای پیام/