به گزارش خبرگزاری تسنیم از فیروزکوه، شهرستان فیروزکوه، با برخورداری از آبوهوای معتدل کوهستانی و خاک حاصلخیز دامنههای البرز، سالانه مقادیر قابلتوجهی از محصولات باکیفیت کشاورزی از جمله گندم، جو، سیبزمینی، انواع میوههای سردسیری و محصولات دامی را تولید میکند. با این حال، فقدان صنایع تبدیلی و تکمیلی در این منطقه، همچنان بزرگترین گره کور توسعه پایدار کشاورزی این شهرستان به شمار میرود. نبود کارخانهها و کارگاههای فرآوری، سردخانههای صنعتی و واحدهای بستهبندی با فناوری جدید، موجب شده تا بخش عمده محصولات مرغوب فیروزکوه، بیآنکه ارزش افزودهای به خود ببینند، به صورت خام و با قیمتهای نازل به بازارهای داخلی و خارجی عرضه یا روانه استانهای همجوار شوند.
این در حالی است که تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که ایجاد صنایع تبدیلی نظیر جورچین (سورتینگ) و بستهبندی میوه، تولید کمپوت، خشککردن صنعتی محصولات، فرآوری لبنیات و بستهبندی گوشت ، میتواند ضمن افزایش عمر ماندگاری محصولات، سود حاصل از فروش را تا چند برابر افزایش دهد. به عنوان مثال، احداث واحدهای فرآوری سیبزمینی به شکل چیپس یا نشاسته، یا راهاندازی سردخانههای کنترلشده برای ذخیره میوههای سردسیری، میتواند ضمن جلوگیری از ضایعات فصلی، اشتغالزایی پایدار و درآمدزایی قابلتوجهی برای کشاورزان منطقه به همراه داشته باشد.
با این حال، سرمایهگذاران متقاضی ایجاد چنین صنایعی در فیروزکوه، با مانعهایی جدی از سوی نظام بانکی مواجهاند؛ تسهیلات بانکی به جای هدایت به سوی طرحهای مولد و اشتغالزا در بخش صنایع تبدیلی و تکمیلی، صرف فعالیتهای غیرمولد میشود و کشاورزان زحمتکش این خطه را همچنان در چرخه معیوب خامفروشی و محرومیت از ارزش افزوده، گرفتار نگه داشته است.
در این راستا، عبدالمجید شیخی، اقتصاددان و تحلیلگر مسائل اقتصاد کشاورزی، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری تسنیم، با اشاره به پیشینه تاریخی خامفروشی در ایران اظهار کرد: متأسفانه ناقص بودن زنجیره تولید، مصیبتی 150 ساله برای کشور ماست؛ از زمانی که نخستین چاه نفت با حضور مستشاران انگلیسی در شمال مسجدسلیمان حفر شد، فروش نفت خام آغاز گردید و این روند تا به امروز ادامه داشته است.لذا خام فروشی مرض مسلط در نظام مدیریت تنطیم بازار ماست.
وی افزود: در یکی از گفتوگوها از من پرسیده شد که چگونه میتوان از این بنبست خارج شد. پاسخ من این بود؛ اگر سوءمدیریت نبود و ارادهای برای اجرای مفاد قوانین برنامههای پنجساله کشور وجود داشت، اکنون بر اساس برنامههای سوم، چهارم، پنجم و ششم توسعه، میبایست حتی یک قطره نفت خام و هیچ محصول کشاورزی خامی صادر نمیکردیم.
تخصیص نیافتن تسهیلات به کارآفرینان؛ معضل اصلی صنایع تبدیلی
این تحلیلگر اقتصادی با اشاره به عملکرد بانکها در تخصیص منابع، تصریح کرد: متأسفانه شاهدیم که منابع تجمیعشده در بانک کشاورزی و سایر بانکها، به سمت فعالیتهای غیرمولد، دلالی، واردات، پرداخت تسهیلات به کارمندان، پاداش به مدیران عامل، هیئتامنا و روسای شعب خود سوق داده میشود؛ اما دریغ از اینکه تسهیلات در اختیار کارآفرینان قرار گیرد تا صنایع تبدیلی و تکمیلی در مناطق مختلف کشور راهاندازی شود.
شیخی در ادامه با اشاره به نمونهای عینی از این مشکل گفت: یقین دارم که هماکنون چندین تشکل حقوقی و حقیقی برای اخذ تسهیلات احداث صنایع تبدیلی و تکمیلی در شهرستان فیروزکوه و در سطح کور منتظر هستند، اما بانکها همچنان آنهارا پشت در بسته نگه میدارند. در حالی که تمام بانکها موظفاند در جهت تکمیل زنجیره تولید، تسهیلات لازم را در اختیار متقاضیان و کارآفرینان قرار دهند.
خامفروشی؛ هدیه صددرصدی سود به بیگانگان
وی در تبیین آثار زیانبار خامفروشی، خاطرنشان کرد: خامفروشی به این معناست که ارزش افزوده حاصل از تولید محصول نهایی، نصیب کشور واردکننده مواد خام از ما میشود. به عبارت دیگر، ما حاشیه سود بیش از دو برابری محصول خام را -که میتوانست به دست کارگران، کشاورزان، بهویژه تشکلهای تعاونی روستایی و کارآفرینان ایرانی برسد و با قیمت تمامشده کمتر در اختیار مصرفکنندگان داخلی و حتی خارجی قرار گیرد- عملاً صادر کرده و این سود کلان را به بیگانه میدهیم. در عوض، همان کالای نهایی را از خارج وارد میکنیم و افزون بر از دست دادن سود نخست، بار دیگر حاشیه سود صددرصدی دیگری به بیگانه پرداخت میکنیم تا محصول نهایی را وارد کشور کنیم و ارز ملی را هدر دهیم.
شیخی تأکید کرد: این نتیجه، حاصل سوءمدیریت وزارت جهاد کشاورزی و قوه مجریه، همچنین کمکاری و بیتوجهی مجلس است که گویا نسبت به تخلفات قانونی از برنامههای پنجساله - اعم از برنامه هفتم، ششم و پنجم - غافل شدهاند. بنده خود در تدوین دو یا سه برنامه پنجساله مشارکت داشتم و به خوبی میدانم چه مفادی برای تکمیل زنجیره تولید و تأمین مالی صنایع تبدیلی آورده شده است؛ بحث خودکفایی، خوداتکایی و محوریت کشاورزی نیز همواره مطرح بوده است.
این اقتصاددان در بخش دیگری از سخنانش با ابراز تأسف از نادیده گرفته شدن ظرفیتهای کشور، اظهار کرد: جای تأسف عمیق است که کشوری مانند ایران با سرزمینی وسیع و چهارفصل، برخورداری از استعدادهای سرزمینی، اقلیمی، دسترسی به انرژی ارزان،نیروی کار جوان، فناوری و بازاریابی، و نیز 15 همسایه که همگی واردکننده هستند، همچنان از تکمیل زنجیره تولید غافل است.
وی افزود: روسیه پس از تحریمها عملاً به ما التماس میکرد؛ آقای پوتین حتی به آقای دکتر ولایتی، نماینده ایران، گفته بود که «ما را تحریم کردهاند، هرچه صنایع غذایی دارید به ما صادر کنید، از شما میخریم». اما تأسف بزرگتر اینجاست که با وجود این همه استعداد، فقدان حلقه تکمیلکننده -یعنی صنایع تبدیلی و تکمیلی در زنجیره غذایی- باعث میشود به تولیدکنندگان، کشاورزان و بودجه خانوار فشار بیاید.
شیخی با اشاره به موقعیت جغرافیای سیاسی اقتصادی (ژئوپلیتیکی) ایران گفت: افزون بر این، کشور ما بر سر هشت راه بینالمللی قرار دارد؛ به طوری که اگر بر روی نقشه ایران، یک علامت بعلاوه و یک ضربدر رسم کنیم، این همان هشتراهی دالانهای ارتباطی بینالمللی است. اما متأسفانه دولتهای ناکارآمد، مانع تکمیل این دالان های ارتباطی(کریدورها) شدهاند تا نتوانیم از مزیتهای ترانزیت بهرهمند شویم.
بایوتروریسم اقتصادی؛ هجمه به سفره مردم با محصولات آلوده
وی در ادامه به تهدیدات حوزه امنیت غذایی اشاره کرد و گفت: امروزه کمهزینهترین حربه دشمن، هجمه به سبد غذایی مردم است؛ این همان بایوتروریسم اقتصادی است که با محصولات آلوده، مانند محصولات تراریخته آمریکا، انجام میشود. وقتی رئیس بانک مرکزی پیشنهاد واردات گندم، سویا و ذرت از آمریکا را میدهد، عملاً مردم را در معرض بیماری قرار میدهد.
این تحلیلگر اقتصادی در بخش پایانی سخنان خود بر ضرورت تکمیل زنجیره تأمین غذایی تأکید کرد و افزود: تکمیل زنجیره تولید و تأمین غذا، همراه با استعداد صدور محصولات نهایی با برچسب حلال و ارگانیک، مزیتی است که ما از آن برخورداریم. ما هم باید به فکر امنیت غذایی داخل کشور باشیم و هم خودمان تولیدکننده و صادرکننده شویم؛ صادرکننده باشیم تا واردکننده نباشیم و با تبلیغات حلال و محصولات سالم (بنا به فرمایش قرآن کریم؛ محصولات طیّب) کشورهای مقصد را آگاه کنیم که ایران، تولیدکننده محصولات سالم است.
شیخی در پایان تصریح کرد: جالب است که محصولات ایرانی در کشورهای همسایه، از نظر قیمت و مشتری، موقعیت بازارپسندی بسیار بالاتری نسبت به محصولات کشورهای دیگر از جمله ترکیه، اروپا و شرق آسیا قرار دارد. دلیل آن، طعم، مزه، کیفیت و اعتماد عمومی نسبت به سلامت و صداقت تولیدکنندگان ایرانی است. به عنوان مثال، در عراق مردم به محصولات ایرانی بیش از محصولات ترکیه علاقه دارند؛ چراکه ترکیه را عامل صهیونیسم میدانند، ضمن اینکه مزه، طعم و قیمت محصولات ما برای آنها مزیت مطلق دارد و در بازاریابی منطقهای، از مزیت رقابتی بالایی برخورداریم.
به گزارش تسنیم، موضوع صنایع تبدیلی و تکمیلی در شهرستان فیروزکوه، دیگر یک پیشنهاد یا گزینه نیست؛ بلکه یک الزام اجتنابناپذیر برای بقای کشاورزی و معیشت مردم این منطقه به شمار میرود. با وجود تولید انبوه محصولات باکیفیت کشاورزی و دامی در این شهرستان، نبود کارخانههای فرآوری، سردخانههای صنعتی و واحدهای بستهبندی نوین، موجب شده تا سالانه حجم عظیمی از محصولات مرغوب، بیآنکه ارزش افزودهای به خود ببینند، به صورت خام و با قیمتهای نازل از منطقه خارج شوند و سود کلان آن به جیب دیگران برود.
این در حالی است که اگر مسئولان استانی و کشوری، به ویژه متولیان وزارت جهاد کشاورزی، نظام بانکی و برنامهریزان اقتصادی، عزمی جدی برای رفع موانع موجود داشته باشند، میتوانند با حمایت از سرمایهگذاران و کارآفرینان بومی، گامی مؤثر در جهت احداث صنایع تبدیلی در دل این شهرستان بردارند و بدین ترتیب، علاوه بر جلوگیری از هدررفت محصولات، اشتغال پایدار برای جوانان منطقه ایجاد کنند و درآمد کشاورزان را چندین برابر افزایش دهند.
از این رو، ضروری است که بانکها به جای تخصیص تسهیلات به فعالیتهای غیرمولد، منابع مالی موردنیاز را در اختیار طرحهای مولد و اشتغالزا قرار دهند و دستگاههای اجرایی نیز با حذف بروکراسیهای زائد و تسهیل فرآیندهای اداری، زمینه را برای ورود سرمایهگذاران به این عرصه هموار سازند؛ چراکه تا زمانی که این موانع برداشته نشود، فیروزکوه همچنان در چرخه خامفروشی گرفتار خواهد ماند و نه تنها کشاورزان زحمتکش، بلکه تمامی ساکنان این خطه از مواهب توسعه همهجانبه و پایدار بیبهره خواهند ماند.
انتهای پیام/