به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، متن زیر یادداشتی است که فرزاد جهانبین، استاد دانشگاه شاهد و معاون فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی به این پرسش پرداخته است که چرا تکبر در برابر متکبر توصیه شده است؟
1 . یک اصل اخلاقی با دلالتهای سیاسی
در روایت میفرمایند: «التکبر على المتکبر عبادة»؛ تکبر در برابر متکبر، عبادت است. این روایت، دعوت به خودبرتربینی نیست، بلکه دعوت به حفظ عزت در برابر کسی است که با تکبر، تحقیر و سلطهجویی، کرامت دیگران را نشانه گرفته است. اسلام همانگونه که مؤمن را به تواضع در برابر بندگان خدا دعوت میکند، او را از ذلت و خواری در برابر اهل استکبار نیز برحذر میدارد. از این رو، «تکبر» در این روایت، به معنای نمایش اقتدار، حفظ عزت و نپذیرفتن سلطه است.
2. چرا تکبر در برابر متکبر توصیه شده است؟
این توصیه بر یک واقعیت مهم انسانی و اجتماعی استوار است: متکبر، تواضع را فضیلت نمیفهمد؛ آن را ضعف تلقی میکند. هر عقبنشینی، او را به مطالبهای جدید تشویق میکند و هر امتیاز، زمینهساز درخواست امتیازهای بیشتر میشود. ازاینرو، اگر انسان در برابر فرد یا قدرت متکبر از موضع ضعف ظاهر شود، نهتنها تکبر او کاهش نمییابد، بلکه گستاختر و سلطهجوتر میشود.
بنابراین، ایستادگی در برابر متکبر، سه کارکرد مهم دارد: نخست، کرامت و عزت انسان را حفظ میکند؛ دوم، مانع تقویت روحیه استکبار میشود؛ و سوم، هزینه سلطهگری را افزایش میدهد و از تکرار آن جلوگیری میکند. به همین دلیل است که این رفتار، نه یک واکنش احساسی، بلکه نوعی عبادت و اطاعت از فرمان الهی برای حفظ عزت مؤمن است.
3. دلالتهای سیاسی؛ منطق بازدارندگی
این آموزه، تنها یک دستور اخلاقی فردی نیست؛ بلکه یکی از قواعد مهم سیاست نیز به شمار میرود. در روابط بینالملل، قدرتهای سلطهگر معمولاً بر اساس منطق فشار عمل میکنند. اگر احساس کنند که با تهدید، تحریم، فشار اقتصادی یا عملیات روانی میتوانند طرف مقابل را وادار به عقبنشینی کنند، فشار را افزایش خواهند داد.
از این منظر، مقاومت و ایستادگی، صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک راهبرد عقلانی برای بازدارندگی است. اقتدار، هزینه سلطهگری را بالا میبرد و طرف مقابل را وادار میکند که به جای زبان زور، زبان احترام و مذاکره برابر را انتخاب کند.
4. نسبت این اصل با آمریکا
در چهار دهه گذشته، تجربه جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که هرجا آمریکا احساس کرده میتواند با فشار، تهدید، تحریم یا نمایش قدرت امتیاز بیشتری بگیرد، دامنه مطالبات خود را گسترش داده است. در مقابل، هرجا با مقاومت و اقتدار مواجه شده، ناچار به تجدیدنظر در رفتار خود شده است.
بر همین اساس، ایستادگی در برابر آمریکا، به معنای دشمنی با یک ملت یا مخالفت با اصل گفتوگو نیست؛ بلکه مخالفت با منطق استکبار است؛ منطقی که میخواهد اراده خود را بر دیگر ملتها تحمیل کند. گفتوگو زمانی ارزشمند است که بر پایه احترام متقابل، عدالت و برابری باشد، نه بر مبنای زور و تهدید.
5. جمعبندی
«تکبر در برابر متکبر» در حقیقت، منطق عزت است؛ منطقی که انسان را از ذلت حفظ میکند، متکبر را از توسعه سلطه بازمیدارد و زمینه شکلگیری روابط عادلانه را فراهم میآورد. از همین رو، مقاومت در برابر استکبار، نه نشانه جنگطلبی، بلکه راهبردی برای جلوگیری از جنگ، سلطه و تحقیر است. صلح پایدار، محصول اقتدار و عزت است، نه نتیجه تسلیم در برابر زور. از این منظر، این روایت، هم یک دستور اخلاقی است و هم یک قاعده ماندگار برای حکمرانی و سیاستورزی در برابر قدرتهای سلطهگر.
انتهای پیام/