به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، هشتم مردادماه در تقویم رسمی کشور روز بزرگداشت شهاب الدین یحیی ابن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شهابالدین، شیخ اشراق، فیلسوف نامدار ایرانی اهل قیدار از استان زنجان ایران است.
سهروردی بر فیلسوفان بزرگی مانند ملاصدرا تأثیر زیادی گذاشته است. جایگاه شخصیت و اندیشه شیخ اشراق در ذهن و ضمیر امام خمینی(ره) را می شود از نامه دعوت توحیدی ایشان خطاب به رهبر کمونیسم جهانی ـ میخائیل گورباچف ـ دید؛ آنجا که به او میگوید: اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه_در اینکه در حیوان و انسان چیز دیگری است که فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی میرد و باقی است... اصولاً اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است_ می توانید دستور دهید که صاحبان این گونه علوم علاوه بر کتب فلاسفه غرب ، در این زمینه به نوشته های فارابی و بوعلی سینا (رحمة الله علیهما) در حکمت مشاء مراجعه کنند ...و نیز به کتابهای سهروردی(رحمة الله علیه) در حکمت اشراق مراجعه نموده و برای جنابعالی شرح کنند که جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف که منزه از حس می باشد، نیازمند است و ادراک شهودی ذات انسان از حقیقت خویش، مبرا از پدیده حسی است.
حجتالاسلام والمسلمین علی امینینژاد استاد فلسفه و عرفان اسلامی در سخنان کوتاهی به معرفی اندیشه سهروردی پرداخته است:
در جهان اسلام، پس از دوران ترجمه و شکوفایی «حکمت مشاء» که نمایندگان برجسته آن فیلسوفانی چون فارابی و ابنسینا بودند، فلسفه اسلامی سه دوره تحقیقی مهم را پشت سر گذاشت. حکمت مشاء علیرغم دستاوردهای عظیم در حکمت نظری و عملی، در قرن ششم هجری با هجمههای سهگانهای روبهرو شد که جریان فکری آن دوران را دگرگون ساخت.
هجمههای سهگانه علیه حکمت مشاء
در قرن ششم، جریانهای فکری زیر به نقد و تضعیف مبانی حکمت مشاء پرداختند:
1. عرفا: این جریان به دلیل تفاوت در روش و محتوا با فلسفه مشاء، مخالفتهای شدیدی با آن داشتند که اوج این تقابل را میتوان در آثار غزالی و کتاب «تهافتالفلاسفه» مشاهده کرد.
2. متکلمین: متکلمین مبانی مشاء را به چالش کشیدند. در این میان، فخر رازی که به «امام المشککین» شهرت دارد، با طرح نقدهای جدی و ساختارمند بر آراء ابنسینا، ضربات سنگینی بر پیکره حکمت مشاء وارد کرد.
3. فیلسوفان: در رأس این گروه، شیخ شهابالدین سهروردی قرار داشت که خود از منتقدان جریان مشاء بود و راهکار متفاوتی را برای برونرفت از بحران فکری آن عصر پیشنهاد داد.
این فضای انتقادی اگرچه موجب تضعیف جریان مشاء شد و با تلاشهای بعدی خواجه نصیرالدین طوسی برای پاسخ به این اشکالات همراه بود، اما در نهایت بستری آماده و ضروری را برای ظهور دوره دوم فلسفی، یعنی «حکمت اشراق»، فراهم آورد.
نکته بیوگرافیک و تاریخی
ضروری است که میان دو چهره برجسته تاریخی تفکیک قائل شویم:
شیخ شهابالدین سهروردی (فیلسوف): ملقب به شیخ اشراق، متولد 549 هجری قمری در سهرورد زنجان. او نابغهای بود که در 20 سالگی تحصیلات خود را به پایان رساند و در 33 سالگی (سال 587 هجری قمری) در شهر حلب به شهادت رسید.
شهابالدین عمر سهروردی (عارف): معاصر ابنعربی و صاحب اثر «عوارفالمعارف» که شخصیتی متمایز از فیلسوف اشراقی است.
دستاوردها و میراث
سهروردی با تحول بنیادین در روش و محتوای فلسفی، دستاوردهای گرانبهایی از خود به یادگار گذاشت. نظام نور و ظلمت را تبیین کرد، در مباحث نفس توجهات جدی به خرج داد، ابداعات مهم فلسفی منطقی و معرفت شناسانه ارائه کرد و زیربنای فلسفی لازم برای شکلگیری «حکمت متعالیه» در قرن یازدهم هجری را فراهم آورد.
انتهای پیام/