به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، مرکز مطالعات راهبردی تسنیم تکنگاشت جدیدی را با عنوان «اسم رمز جمهوری سوم» منتشر کرده و در آن به بررسی این موضوع پرداخته است که «چرا برخی جریانهای سیاسی به دنبال شمارهگذاری جمهوری اسلامی هستند؟»
بنا بر این گزارش مسئله اصلی تکنگاشت «اسم رمز جمهوری سوم» آن است که چرا گروههای مختلف سیاسی و رسانهای میکوشند حاضر جمهوری اسلامی در لحظه کنونی را «جمهوری سوم» بنامند، پیشینه این نامگذاری چه بوده و از چه زمانی آغاز شده و هرکدام چه طرحی را درون این عنوان قرار میدهند. متن نشان میدهد این عبارت یک تعریف روشن و مورد توافق ندارد؛ بلکه ظرفی است که جریانهای اصلاحطلب داخلی، رسانههای غربی، اندیشکدههای اسرائیلی و مخالفان جمهوری اسلامی، برداشتها و اهداف متفاوت خود را در آن جای دادهاند. نقطه مشترک این روایتها، تلاش برای تعریفکردن آینده ایران پیش از آن است که ویژگیهای واقعی آن آشکار شود.
این تکنگاشت برای توضیح این مسئله، نخست به آذر 1397 و کنگره حزب کارگزاران سازندگی بازمیگردد. در بیانیه این حزب، نظام مبتنی بر قانون اساسی سال 1358 «جمهوری اول» و ساختار پس از بازنگری قانون اساسی در سال 1368 «جمهوری دوم» نامیده شد. کارگزاران پیشنهاد میکرد کشور با حفظ اسلامیت، جمهوریت، ولایت فقیه و حاکمیت ملی، به سوی «جمهوری سوم» حرکت کند. تشکیل مجلس دوم، تقویت نظارت مجلس، افزایش اختیارات اجرایی دولت، حزبیشدن انتخابات، گسترش اختیارات مدیریت محلی و کاهش تصدیگری دولت در اقتصاد، از پیشنهادهای مطرحشده در این چارچوب بود. بنابراین، نخستین کاربرد برجسته این عنوان، در خدمت مشروعیتبخشی به بازنگری گسترده در ساختار حقوقی و سیاسی کشور قرار داشت.
در مرحله بعد، معنای «جمهوری سوم» از اصلاح قانون اساسی به مسئله جانشینی رهبری منتقل شد. از سالهای بعد، برخی فعالان سیاسی از تعبیرهای «رهبری سوم» و «جمهوری سوم» برای اشاره به دوران پس از آیتالله شهید سیدعلی خامنهای استفاده کردند. در این دوره هنوز سخن از یک وضعیت قطعی نبود؛ تعابیری مانند «ممکن است شکل بگیرد»، «احتمال دارد ساختار قدرت تغییر کند» و «باید برای آن آماده شد» به کار میرفت. اصلاحطلبان این دوران فرضی را با گشایش سیاسی و توسعه پیوند میزدند، جریان انقلابی بر تداوم اصول و جلوگیری از خلأ قدرت تأکید میکرد و تحلیلگران خارجی، آینده را از زاویه رابطه رهبری، روحانیت، سپاه و نهادهای امنیتی بررسی میکردند.
تبار سوم این مفهوم در اندیشکدهها و رسانههای خارجی شکل گرفت. در روایت بیگانگان «جمهوری سوم» به معنای انتقال تدریجی قدرت از روحانیت به سپاه بود. اندیشکده امنیت داخلی اسرائیل در مطلبی، آینده نظام را با افزایش نقش نیروهای نظامی تحلیل کرد. مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس نیز این موضوع را به ادعای تصاحب تدریجی قدرت بهوسیله سپاه مرتبط ساخت. متن تأکید میکند که این روایت، از پیش تصویری از ایران آینده میساخت که در آن ماهیت دینی و مردمی نظام تضعیف شده و یک دولت نظامی در حال ظهور است؛ تصویری که میتواند برای فشار خارجی، تحریم و مشروعیتزدایی از انتقال قانونی قدرت استفاده شود.
نقطه عطف اصلی، تغییر عبارت «جمهوری سوم در راه است» به ادعای «جمهوری سوم آغاز شده است» بود. پس از انتخاب رهبر جدید، برخی نویسندگان سه جمهوری را مستقیماً با سه رهبر تعریف کردند. از این مرحله به بعد، رقابت بر سر محتوای دوره تازه آغاز شد؛ آیا این دوره باید توسعهگرا باشد یا امنیتی؟ نقش نهادهای نظامی افزایش خواهد یافت یا جمهوریت تقویت میشود؟ رابطه با آمریکا بر توافق استوار خواهد شد یا تقابل ادامه مییابد؟
متن با ذکر نمونههایی از دیدگاههای فعالان سیاسی و رسانهای نشان میدهد که چگونه مسائلی مانند توسعه اقتصادی، کاهش محدودیتهای اجتماعی، تغییر نظارت استصوابی، اصلاح شورای نگهبان، تحول صداوسیما، تقویت احزاب و افزایش نقش مردم، بهعنوان الزامات «جمهوری سوم» مطرح میشوند. در مقابل، رسانههای غربی این دوره را با غلبه سپاه، نمادینشدن نقش رهبری و نظامیشدن حکومت توضیح میدهند. به این ترتیب، یک عنوان غیررسمی جعلی و انگارهوار به ابزاری برای فشار سیاسی، ایجاد دوگانه توسعه و امنیت، تضعیف جایگاه ولایت فقیه و مشروعیتزدایی از نهادهای دفاعی تبدیل میشود.
نزاع بر سر انگاره جمهوری سوم نزاع بر سر این است که چه کسی دوران جدید ایران را تعریف کند، برای آن معیار بسازد و نیروهای سیاسی را بر اساس آن به آیندهگرا و مانع آینده تقسیم کند. تکنگاشت حاضر در برابر این نامگذاری، مفهوم «فصل سوم انقلاب» را مطرح میکند؛ فصلی که تغییر شرایط تاریخی را میپذیرد، اما آن را به معنای گسست از اسلامیت، جمهوریت، استقلال و مأموریتهای اصلی انقلاب نمیداند.
نسخه قابل چاپ تکنگاشت «اسم رمز جمهوری سوم»
انتهای پیام/