به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، «افسون افسانهها» عنوان مجموعهای دو جلدی از زیبا علیخانی و نسیم بیک قربانزاده است که تلاش دارد افسانههای تاجیکستان را ترجمه و به مخاطب ایرانی معرفی کند. این اثر که به کوشش انتشارات مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان منتشر شده، ضمن معرفی ادبیات فولکلور تاجیکستان، پلی است بین دو ملت ایران و تاجیکستان در وطن فارسی. علیخانی و قربانزاده در مجموعه حاضر کوشیدهاند با اشاره به ریشه و سابقه ادبیات فولکلور و شفاهی تاجیکستان، اشتراکات فرهنگی در این زمینه را با ترجمه و معرفی برخی از قصههای عامیانه نشان دهند. خبرگزاری تسنیم به مناسبت انتشار این اثر، گفتوگویی با علیخانی داشته است که در ادامه میخوانید:
*تسنیم: این اثر چه وجه ناشناختهای از فرهنگ و ادبیات ایران فرهنگی را برای مخاطبان فارسیزبان ایران آشکار میکند و هدف شما از ترجمه و تدوین آن چه بود؟
کتاب «افسون افسانهها» تنها ترجمه مجموعهای از افسانههای تاجیکی نیست، بلکه تلاشی برای بازشناساندن بخشی از میراث مشترک «ایران فرهنگی» است که به دلیل تحولات سیاسی و جغرافیایی در طول زمان، کمتر در دسترس مخاطبان فارسیزبان ایران قرار داشته است. افسانههای تاجیکی، با وجود شکلگیری در بستر اجتماعی و فرهنگی آسیای مرکزی، از نظر ساختار روایی، مضامین، شخصیتها و جهانبینی، پیوندهای عمیقی با سنتهای داستانی ایران دارند و مطالعهی آنها امکان بازسازی بخشی از تاریخ فرهنگی مشترک فارسیزبانان را فراهم میکند. فرصتهایی را ایجاد می کند تا پژوهشگران با مطالعات تطبیقی خود اشتراکات فرهنگی ایران و تاجیکستان را جستوجو کنند و راهی روشن برای تبادل تجربه و پرورش و کشف اشتراکات فرهنگی و اشتراکات فولکلور دو کشور ایجاد کند.
افسانهها بهعنوان بخش اساسی و بنیادین فرهنگهای شفاهی، نقشی محوری در انتقال ارزشها، باورها و جهانبینی جوامع ایفا میکنند. این متون شفاهی نمایانگر حافظه تاریخی و اجتماعی مردم بوده و بهعنوان واسطهای میان نسلها، پیوندی مستحکم میان گذشته و حال برقرار میسازند. راز سحرانگیز و افسون افسانهها در توانایی روایشان نهفته است؛ روایتهایی که با زبان نمادین و ساختاری منسجم، فراتر از واقعیتهای روزمره حرکت کرده و امکان تحلیل دقیق ساختارهای فرهنگی و ذهنی جامعه را فراهم میآورند. این مجموعه شامل 115 افسانه منتخب تاجیکی است که در قالبی منسجم گردآوریشده و هدف آن حفظ و مستندسازی این بخش مهم از میراث فرهنگی فارسیزبانان است.
برگردان این افسانهها از خط سیریلیک به خط فارسی، اقدامی بنیادین در تسهیل دسترسی مخاطبان فارسیزبان به این متون است و نقش مهمی در تحکیم پیوندهای فرهنگی میان ایران و تاجیکستان ایفا میکند. این انتقال نوشتاری، نهتنها زمینه را برای تبادل گستردهتر اندیشه، هنر و تاریخ مشترک فراهم میآورد، بلکه با حفظ اصالت زبان و بیان بومی، به انتقال دقیقتر و غنیتر معانی فرهنگی کمک میکند.

هدف از ترجمه و تدوین این مجموعه، فراهم کردن متنی معتبر و در دسترس برای پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان ادبیات عامه و نیز ایجاد زمینهای برای مطالعات تطبیقی میان افسانههای ایران و تاجیکستان بوده است. همچنین این اثر میتواند گامی در جهت تقویت شناخت متقابل جوامع فارسیزبان و حفظ میراث فرهنگی ناملموس باشد.
*تسنیم: با توجه به اینکه این آثار مربوط به گنجینه ایران فرهنگی است، چه اشتراکاتی با افسانههای مردم ایران دارد؟
افسانههای تاجیکستان از بسیاری جهات با افسانههای ایرانی همریشهاند. الگوهای روایی مشترک، شخصیتهایی مانند پادشاه، وزیر، پهلوان، دیو، اژدها، پری، پیر دانا و موجودات یاریرسان، و همچنین بنمایههایی مانند سفر قهرمان، آزمون، پیروزی نیکی بر بدی، عدالت، خرد، وفاداری و پاداش نیکوکاری در هر دو سنت دیده میشود.
بسیاری از این افسانهها از جمله؛ بزک جینگلهپا (شنگولومنگول / بز زنگوله پا)، بیبیگمبوسک (خالهسوسکه)، کدو، کدو، جان کدو یا کدوی غیلان (کدو قلقلهزن)، نخودک (نخودی)، خاله گردندراز، بلبلک سرگشته (بلبل سرگشته)، دُردانههای اشک و گلهای قهقهه (گل خندان) و بسیاری دیگر از افسانههایی که در هر دو فرهنگ حضوری زنده و اثرگذار دارند؛ نمایانگر اشتراکات عمیق فرهنگی، تاریخی و زبانی میان ایران و تاجیکستان هستند و اهمیت حفظ و نشر این گنجینهی مشترک را دو چندان میسازد.
این اشتراکها نشان میدهد که افسانههای فارسیزبانان، علیرغم مرزبندیهای سیاسی معاصر، بر بستری فرهنگی و تاریخی مشترک شکل گرفتهاند. در کنار این همانندیها، افسانههای تاجیکی ویژگیهای بومی خود را نیز حفظ کردهاند؛ از جمله بازتاب طبیعت کوهستانی، شیوههای معیشت، باورهای محلی و عناصر فرهنگی خاص آسیای مرکزی که به غنای این میراث مشترک میافزاید.
*تسنیم: افسانههای عامه مردم تاجیکستان در گذر زمان، بهویژه در دوره استیلای شوروی، چه تغییری کرد و آیا دوری از الفبای فارسی در این دگرگونی تأثیر داشت؟
بخش عمده افسانههای این مجموعه، پیش از آنکه در قالب کتاب ثبت شوند، قرنها به صورت شفاهی انتقال یافتهاند؛ بنابراین هسته اصلی آنها از تغییرات سیاسی مصون مانده است. با این حال، تغییر الفبای تاجیکستان بی تأثیر نبوده است اما بخش زیادی از جمعآوری افسانهها در همین دوره اتفاق میافتد.
من دوست دارم که در اینجا اشارهای کوتاه به روند شکلگیری جمعآوری افسانهها در تاجیکستان داشته باشم، شاید بخشی از جواب سوال شما را داده باشم. روشن رحمانی استاد و پژوهشگر و فولکلورشناس در حوزهٔ فرهنگ مردم و ادبیات شفاهی تاجیکستان در پژوهشی که انجام داده است، اشاره میکند که گردآوری و نشر افسانههای تاجیکی محصول قرن بیستم است، اما در قرن 19 بعضی از سیاحان و مردمشناسان خارجی به مناطق تاجیکنشین آسیای میانه رفته و زبان، عرف و عادت مردم تاجیک را مورد بررسی قرار دادند. سیاح انگلیسی، شاو، از کسانی است که چند متن افسانه را از بدخشان ثبت کرده است. او اواخر سدهٔ 19، چهار یا پنج افسانه را ثبت و چاپ کرد. در آن سالها مردمشناسان در کنار آموختن سنتهای نیاکان به اثرهای فولکلوری نیز اهمیت میدادند، ولی گردآوری افسانهها تقریباً ازنظر آنها دور ماند.
در ادامه افراد دیگری هم به جمعآوری روایتهای شفاهی تاجیکی اقدام میکنند. تا اینکه در سال 1934، نخستین مجموعهٔ مستقل فولکلور تاجیک به نام ادبیات دَهَنکی منتشر شد. این اثر 84 صفحهای، شامل نمونههایی از ادبیات گفتاری مردم تاجیک بوده و توسط عابد عصمتی گردآوریشد. لازم به ذکر است که در آن دوران، گردآورندگان افسانهها، فولکلورشناس حرفهای نبودند و علم فولکلورشناسی تاجیک هنوز بهعنوان یک رشتهٔ مستقل شکل نگرفته بود؛ ازاینرو معیارهای نشر علمی مدرن در آثار آن زمان رعایت نشده است.
حدود سال 1950 علم فولکلورشناسی تاجیک شکل میگیرد و دورهٔ تازه آن آغاز مییابد. در این دوره فولکلورشناسان تربیت میشوند و به کارهای جدی مشغول میشوند. با راهنمایی دانشمند معروف، رجب امانف سال 1958 در شعبهٔ فولکلور تازه تأسیسشده، فولکلورشناسان جوان منظم به سفرهای علمی میرود. در کنار ژانرهای دیگر، افسانهها نیز ثبت و ضبط میشود. سال 1955 مجموعهای با نام نمونههای فولکلور دَرواز چاپ میشود.
در این سالها افسانههایی که از مناطق گوناگون تاجیکنشین آسیای میانه ثبت میشدند، بخشی از آنها در مطبوعات یا مجموعهها پیشکش خوانندگان میشد. با تلاش فولکلورشناسان بود که در سال 1957 دو کتاب بزرگ افسانههای خلقی تاجیکی (به زبان تاجیکی و روسی) به چاپ رسید. گردآورندگان مجموعههای مذکور رجب امانف و کلودیو اولغزاده هستند. در این مجموعه نهتنها، افسانههای گردآوردهٔ فولکلورشناسان، بلکه بعضی افسانههای شنیده و افسانههایی که استاد عینی در اثرهای خود آورده بود، نیز جایداده شده است. این کتاب به زبان روسی با ترجمهٔ اولغزاده در همان سال چاپ شد.
بعداز آن در آخر سالهای 50 و سالهای 60 با ریاست رجب امانف کارهای میدانی فولکلور تشکیل و بیواسطه فولکلورشناسان تاجیک به گردآوری و نشر آثار ادبیات شفاهی و افسانهها مشغول شدند. در سال 1960 با انتشار دستورالعمل جمعکردن ایجادیات دهنکی خلق، گردآوری آثار فولکلوری و افسانهها جدیتر شد. هم مطبوعات، هم رادیو و هم فرهنگیان به نشر آثار فولکلوری اهمیت دادند. در این سال مجموعهٔ افسانههای خلقی تاجیکی به چاپ رسید که تقریباً تکرار همان کتابی است که در سال 1957 به چاپ رسیده بود. افسانههای خلقی تاجیک سال 1963 با ویراستاری امانف برای خوانندگان بازنشر شد که 61 متن را در بر میگرفت.
تا سالهای 1960، چندین مجموعه به زبانهای تاجیکی و روسی چاپ شده است، ولی با زبان تاجیکی نشر علمی افسانهها چاپ نشد. به نظر میرسد که اولین مجموعهٔ نسبتاً بزرگ علمی افسانههای تاجیکی که با لهجهٔ سمرقند به نشر رسید، کتاب افسانههای سمرقند است. بهرام شیرمحمدیان با همکاری فرخ ذهنی، این مجموعه را گردآوردند. این مجموعه با تمام قواعد علمی گردآوری شد.
خیلی جالب است که نشر نسبتاً کامل افسانههای مردم بدخشان تاجیکستان به زبان روسی تهیه شده که با عنوان افسانههای مردم پامیر به زبان روسی، در شهر مسکو، در سال 1967 به چاپ رسید. صد افسوس که تا امروز، به زبان تاجیکی در تاجیکستان نشر نشده است. در سال 1981 کلیات فولکلور تاجیک به زبانهای روسی و تاجیکی چاپ شد. این مجموعه تا حال یگانه و کاملترین مجموعهٔ علمی است که فقط یک نوع افسانه، «مثلها و افسانه دربارهٔ حیوانات»، را در بر میگیرد. در سالهای 70 و 80 نشر مجموعههای کاملاً علمی کـه انواع افسانهها را در برگرفته باشند به چاپ نرسید و سفرهای میدانی علمی نیز ضعیف شد. خوشبختانه از اوایل سالهای 1990 که تاجیکستان کشور مستقلی شد باوجود مشکلات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، اهل فرهنگ بهخصوص فولکلورشناسان تاجیک به نشر آثار ادبیات عامیانه روی آوردند. مجموعهٔ فولکلور دیار واسع سال 1990 و سال 1992 مجموعهٔ افسانههای اوراتپه (زیر نظر امانف) منتشر شدند.
خوشبختانه در چند سال اخیر گاهنامهٔ مردم گیاه در تاجیکستان چاپ میشود که در آن آثار ادبیات شفاهی از جمله افسانههای مردم فارسیزبان، طبق قواعد علمی منتشر میشود. این گاهنامه از سال 1993 تا امروز منتشر میشود. در «مردم گیاه» افسانههایی از تاجیکستان، افغانستان، ایران و تاجیکان ازبکستان منتشر میشود. روشن رحمانی نیز در سال 1997 مجموعهٔ شوگهای بخارا را تقدیم علاقهمندان به ادبیات عامیانه کرد. رجب امانف مجموعهٔ افسانههای خلق تاجیک را که بارها چاپشده بود، با توجه به تقاضای مردم در سال 1998 با ویرایشی تازه پیشکش خوانندگان نموده است. لازم به ذکر است که کتاب افسون افسانه ها بر اساس چاپ سال 2005 همین کتاب که در شهر خجند منتشر شده است تهیه شده است.
پس از استقلال تاجیکستان در مورد گردآوری و نشر افسانهها برنامهریزیهای خوبی انجام شد. بنیاد فولکلور تاجیک در پژوهشگاه زبان و ادبیات فرهنگستان تاجیکستان، یکی از منابع مهم افسانهشناسی تاجیک است که بخشی از افسانههای فوند فولکلور تاجیک از جمله، «افسانهها درباره حیوانات و افسانههای بعضی منطقهها را به چاپ رسانده است، اما بخش دیگر آن تا امروز چاپ نشده است.
خلاصه اینکه طبق نظر رحمانی که خود فولکلورشناس برجسته تاجیکستان است، این طور به نظر می رسد که از مطالعات و مشاهدات و کارهای میدانی معلوم میشود که گردآوری و نشر علمی افسانههای تاجیک امروزه خیلی کمتر شده است. بههرحال امیدواریم که در آینده محققان به این کار اهمیت جدی بدهند.
تغییر خط به سیریلیک نیز یکی از مهمترین تحولات فرهنگی تاجیکستان در قرن بیستم بود. این تغییر، پیوند مستقیم نسلهای جدید با میراث مکتوب فارسی را محدود کرد، اما سنت شفاهی افسانهگویی همچنان به حیات خود ادامه داده و می دهد. من فکر می کنم تغییر خط بر ارتباط با متون کلاسیک و انتقال مکتوب فرهنگ اثر گذاشته، اما نتوانست بنیان روایتهای شفاهی را از میان ببرد.

*تسنیم: افسانههای این مجموعه از چه منابعی گردآوری شده است؟
این مجموعه بر اساس کتاب «افسانههای خلق تاجیک» (نشر خجند، 2005) تهیه شده است؛ اثری که حاصل پژوهش میدانی و گردآوری روایتهای شفاهی توسط فولکلورشناس برجسته تاجیکستان، استاد رجب امانف، است. امانف یکی از معتبرترین مجموعههای افسانههای تاجیکی را پدید آورده است. کتاب «افسون افسانهها» 115 افسانه از این مجموعه مهم فولکلور تاجیکستان است. سعی شده که در برگردان آنها به فارسی، اصالت روایتها و ویژگیهای فرهنگی آنها تا حد امکان حفظ شود. این کتاب با یاری محمد هادی محمدی در انتشارات موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان در دو جلد وارد بازار نشر شده است که من دوست دارم از ایشان قدردانی کنم چون با هدف استحکام پیوندهای فرهنگی ایران و تاجیکستان در نشر این کتاب اهتمام ورزیدند.
*تسنیم: تأکید رئیسجمهور تاجیکستان بر آموزش الفبای نیاکان چه اهمیتی دارد و چه تأثیری بر نسل جدید خواهد داشت؟
بله، 23 می 2026، پایگاه رسمی ریاست جمهوری تاجیکستان برای نخستینبار بخشی از اسناد و اطلاعیههای خود را به خط فارسی منتشر کرد. نخستین متن منتشرشده، فرمان رئیسجمهور درباره تأسیس «جایزه بینالمللی ابوعلی ابنسینا در حوزه پزشکی» بود؛ جایزهای که قرار است از پزشکان و پژوهشگران برجسته علوم پزشکی تقدیر کند. این اتفاق از آن جهت اهمیت دارد که در چند دهه گذشته، خط سیریلیک رسمالخط رسمی تاجیکستان بوده و خط فارسی بیشتر در میان پژوهشگران، دانشگاهیان و محافل فرهنگی کاربرد داشته است. حالا انتشار اسناد رسمی به خط فارسی، نشانهای از حضور پررنگتر این خط در عرصه عمومی و دولتی است. جمهوری تاجیکستان در ادامه توجه به هویت تاریخی و فرهنگی خود، گام تازهای برای احیای خط فارسی برداشته است؛ اقدامی که بسیاری از صاحبنظران آن را یکی از مهمترین رویدادهای فرهنگی سالهای اخیر این کشور میدانند.
آموزش الفبای نیاکان را میتوان اقدامی مهم در راستای تقویت حافظه تاریخی و هویت فرهنگی جامعه تاجیکستان دانست. آشنایی نسل جدید با خط فارسی، امکان دسترسی مستقیم به بخش بزرگی از میراث مکتوب فارسی را فراهم میکند؛ آثاری که بخش مهمی از سرمایه مشترک تمدن فارسیزبانان هستند.
از منظر مطالعات فولکلور نیز، این اقدام میتواند زمینه را برای بازخوانی و انتشار دوباره منابع کهن، مقایسه روایتهای شفاهی و مکتوب و گسترش همکاریهای علمی میان پژوهشگران ایران، تاجیکستان و دیگر کشورهای حوزه زبان فارسی فراهم سازد. در نتیجه، آموزش خط نیاکان تنها یک تغییر آموزشی نیست، بلکه گامی مؤثر در تقویت پیوندهای فرهنگی، حفظ میراث ناملموس و توسعه مطالعات مشترک در قلمرو ایران فرهنگی به شمار میآید.
به باور بسیاری از کارشناسان، این اقدام فقط تغییر یک رسمالخط نیست؛ بلکه نشانهای از توجه دوباره تاجیکستان به ریشههای تاریخی و فرهنگی خود است. خط فارسی قرنها زبان نگارش آثار ادبی، علمی و تاریخی این سرزمین بوده و بخش مهمی از هویت فرهنگی مردم تاجیکستان را شکل داده است.
انتشار این اسناد با استقبال گسترده در شبکههای اجتماعی و رسانهها روبهرو شد. بسیاری از نویسندگان، شاعران و فعالان فرهنگی تاجیک از آن با عنوان «بازگشت به خط نیاکان» یاد کردند و آن را گامی ارزشمند برای حفظ و تقویت هویت فرهنگی کشور دانستند.
انتهای پیام/