خبرگزاری تسنیم، یادداشت- آزاده محمدزاده، کارشناس منابع طبیعی| سالهاست که در ادبیات مدیریت منابع طبیعی، از مشارکت مردم بهعنوان یکی از مهمترین ارکان حفاظت از عرصههای طبیعی یاد میشود، اما واقعیت آن است که فاصله میان آنچه در اسناد و برنامهها نوشته شده و آنچه در میدان اجرا رخ داده، همواره قابل توجه بوده است. تجربه دهههای گذشته نشان میدهد هر جا مردم صرفاً مخاطب طرحها بودهاند و نه شریک تصمیمگیری، نتیجه چیزی جز تخریب بیشتر منابع طبیعی، کاهش اثربخشی پروژهها و اتلاف منابع مالی نبوده است.
پروژه «ترسیب کربن» نیز از همین جنس تجربههاست؛ طرحی که از دهه 1380 با هدف توانمندسازی جوامع محلی، مدیریت مشارکتی منابع طبیعی و مقابله با روند تخریب سرزمین در مناطق خشک و بیابانی کشور آغاز شد. هرچند در سالهای ابتدایی، ساختار اجرایی این پروژه نیز مانند بسیاری از برنامههای دولتی بر پایه تصمیمگیری از بالا به پایین شکل گرفته بود، اما به مرور زمان یک واقعیت بیش از گذشته خود را نشان داد؛ اینکه بدون جلب اعتماد مردم و بدون سپردن بخشی از مسئولیت مدیریت منابع طبیعی به جوامع محلی، دستیابی به توسعه پایدار ممکن نیست.
حفاظت از منابع طبیعی را نمیتوان صرفاً با صدور بخشنامه، اجرای پروژههای عمرانی یا تخصیص اعتبارات دنبال کرد. منابع طبیعی زمانی حفظ میشوند که ساکنان همان سرزمین، منافع خود را در حفظ آن ببینند. مردمی که سالها معیشتشان به مراتع، جنگلها، اراضی شیبدار و منابع آب وابسته بوده، اگر در فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری نقشی نداشته باشند، نمیتوان انتظار داشت به بازیگران اصلی حفاظت از این سرمایههای ملی تبدیل شوند.
دقیقاً به همین دلیل، فلسفه شکلگیری پروژه ترسیب کربن تنها کاشت نهال یا اجرای عملیات آبخیزداری نبود؛ بلکه هدف اصلی آن، تغییر نگاه از «مدیریت دولتی منابع طبیعی» به «مدیریت مشارکتی» بود. تغییری که در آن مردم از جایگاه دریافتکننده خدمات خارج شده و به تصمیمگیر، مجری و حتی سرمایهگذار بخشی از فعالیتهای توسعهای تبدیل شوند.
استان گلستان نیز از جمله استانهایی است که به واسطه تنوع اقلیمی و وجود حوزههای آبخیز مستعد، اجرای این طرح را در دستور کار قرار داد. آغاز پروژه در حوضه آبخیز تیلآباد شهرستان آزادشهر در سال 1393 و سپس توسعه آن به حوضه اوغان شهرستان گالیکش از سال 1396، نقطه آغاز تجربهای بود که بیش از آنکه بر اجرای پروژههای عمرانی متکی باشد، بر اعتمادسازی میان مردم و متولیان منابع طبیعی استوار شد.
تسهیلگران این پروژه، در سالهای نخست، بیش از هر چیز تلاش کردند در میان مردم حضور داشته باشند؛ نشستهای محلی، کارگاههای آموزشی، گفتوگوهای چهره به چهره و آموزشهای عمومی و تخصصی، همه با یک هدف دنبال شد؛ اینکه مردم احساس کنند قرار نیست برای آنها تصمیم گرفته شود، بلکه خودشان بخشی از فرآیند تصمیمگیری هستند.
پس از شکلگیری این اعتماد، مسیر توانمندسازی اقتصادی نیز آغاز شد. آموزش پرورش قارچ، توسعه کشت گیاهان دارویی، صنایعدستی، زراعت چوب، توسعه باغهای مثمر و سایر فعالیتهای درآمدزا، تنها بخشی از اقداماتی بود که برای کاهش فشار معیشتی بر عرصههای طبیعی طراحی شد. زیرا تجربه نشان داده است تا زمانی که برای معیشت جوامع محلی جایگزین مناسبی تعریف نشود، نمیتوان انتظار داشت روند تخریب منابع طبیعی متوقف شود.
شاید مهمترین دستاورد پروژه ترسیب کربن در گلستان، نه تعداد نهالهای کاشتهشده و نه حجم اعتبارات هزینهشده باشد؛ بلکه شکلگیری احساس مالکیت و مسئولیت در میان مردم نسبت به سرزمین خود است. امروز بخشی از فعالیتهای توسعهای این طرح، با سرمایه و هزینه خود مردم انجام میشود؛ اتفاقی که نشان میدهد اعتماد شکل گرفته و مشارکت از مرحله شعار عبور کرده است.
اختصاص 78 میلیارد ریال اعتبار استانی برای اجرای پروژه در سال 1404، خرید، توزیع و کاشت 15 هزار اصله نهال مثمر و غیرمثمر در حوزه اوغان و همچنین کاشت 15 هزار اصله نهال گل محمدی و پنج هزار اصله نهال مثمر در حوزه تیلآباد، اگرچه از نظر کمی قابل توجه است، اما ارزش واقعی این ارقام زمانی آشکار میشود که در کنار مشارکت فعال مردم معنا پیدا کند. زیرا تجربه جهانی نیز ثابت کرده است موفقیت چنین طرحهایی بیش از آنکه وابسته به میزان اعتبارات باشد، به میزان اعتماد و مشارکت جامعه محلی بستگی دارد.
البته این مسیر همچنان نیازمند حمایت مستمر است. بسیاری از برنامههای پیشبینیشده در قالب قراردادهای منعقدشده، منوط به تخصیص کامل اعتبارات است و هرگونه وقفه در تأمین منابع مالی میتواند روند شکلگرفته را با چالش مواجه کند. با این حال، تجربه گلستان نشان میدهد هر جا مردم در متن برنامه قرار گرفتهاند، نتایج نیز پایدارتر و ماندگارتر بوده است.
امروز دیگر حفاظت از منابع طبیعی، صرفاً یک مأموریت اداری برای دستگاههای متولی نیست؛ بلکه یک مسئولیت اجتماعی است که بدون حضور مردم به سرانجام نخواهد رسید. پروژه ترسیب کربن، اگرچه هنوز در مسیر تکامل قرار دارد، اما یک پیام روشن برای سیاستگذاران کشور دارد؛ اینکه توسعه پایدار از دل مشارکت میگذرد و هیچ نسخهای برای نجات طبیعت، بدون اعتماد به مردم، موفق نخواهد شد.
انتهای پیام/