به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، ما مسلمین در عصر کنونی به ناچار در دانشگری و کنشگری، در مواجهه با امر «منقول» و «مأصول» هستیم. منظور از منقول یعنی همه مفاهیم، نظریهها، قوانین، دانشها، روشها و ارزشهایی که زادگاه و بستر رشد آنها خارج از عالم اسلامی و عمدتاً تمدن غرب مدرن بوده و سپس از طریق ترجمه، تقلید یا نفوذ فرهنگی به حوزه فکری مسلمانان وارد شده است. مأصول هم یعنی همه معانی، معارف، نظریهها، قواعد و ارزشهایی که در درون نظام معرفتی اسلام و قلمرو عالم اسلامی تولید و تکوین یافتهاند.
از متفکران مسلمان دو قاعده معرفت شناختی مقاومتی آموختهام:
اول: «کُلُّ أَمْرٍ مَنْقُولٍ مُعْتَرَضٌ عَلَیْهِ حَتَّی تَثْبُتَ بِالدَّلِیلِ صِحَّتُهُ» هر چیزی که (از غرب) نقل شده است، مورد اعتراض (و خدشه) قرار دارد، تا زمانی که صحت آن با دلیل اثبات شود.
این گزاره بر اصل احتیاط و شکاکیت روشمند نسبت به واردات فکری و فرهنگی غرب تأکید دارد. از آنجا که «منقول» ریشه در بستر تاریخی، فلسفی و اجتماعی متفاوتی دارد (که معمولاً سکولار، انسانمحور یا مبتنی بر تجربهگرایی محض است)، نمیتوان آن را بهعنوان حقیقتی مسلم پذیرفت.
در این نگاه بار اثبات بر عهده مدافعان آن مفهوم، گزاره یا نظریه غربی است؛ تا زمانی که دلیل قانعکنندهای بر سازگاری آن با اصول اسلامی و عقل سلیم ارائه نشود، اصل بر «رد» یا «تعلیق» است.
این رویکرد، نوعی مقاومت معرفتی در برابر جریان شتابزده تجددگرایی است و مانع از آن میشود که هر نظریه علوم انسانی، سیاسی یا فلسفی غرب، بیچون و چرا بهعنوان الگو پذیرفته شود.
دوم: «کُلُّ أَمْرٍ مَأْصُولٍ مُسَلَّمٌ بِهِ حَتَّی تَثْبُتَ بِالدَّلِیلِ فَسَادُهُ» هر چیزی که ریشهدار (در فرهنگ و تراث اسلامی) است، مسلم (و مقبول) فرض میشود، تا زمانی که فساد آن با دلیل اثبات شود.
این گزاره بر اصل اصالت و اعتماد به بنیادهای فکری اسلامی دلالت دارد. از آنجا که «مأصول» برخاسته از وحی، سنت نبوی، عقل سلیم و تجربه تاریخی امت اسلامی است، بهطور پیشفرض از درجهای از حجیت برخوردار است.
در این نگاه بار اثبات بر عهده منتقدان و مخالفان آن گزاره اسلامی است؛ تا زمانی که خلاف آن با دلیل محکم (عقلی یا نقلی) اثبات نشود، آن مفهوم یا گزاره یا نظریه معتبر، قابل دفاع و قابل اجرا باقی میماند.
این رویکرد نه به معنای جمود و تقدسزدگی، بلکه به معنای حفظ هویت و تداوم معرفتی است. حتی اگر برخی از آموزههای سنتی نیاز به بازخوانی داشته باشند، این بازخوانی باید از درون خودِ دستگاه معرفتی اسلام صورت گیرد و با دلیل روشن، نه با پیشفرضهای بیرونی.
این دو قاعده، دو سویه روششناختی در یک معرفت شناسی فکری مقاومتی- هویتی را ترسیم میکنند. به بیان ساده در برابر غرب، خوشبینیِ حداقلی داریم یعنی اصالت با نقد و شک است. در برابر سنت خودی، خوشبینی حداکثری داریم یعنی اصالت با عقد و صحت است، البته این رویکرد در عمل نیازمند اجتهاد پویاست؛ زیرا ممکن است برخی از مأصولات در طول تاریخ دچار تحریف یا تفسیرهای نادرست شده باشند و برخی از منقولات نیز با اصول اسلامی سازگار افتند.
بنابراین این دو قاعده، نقطه شروع معرفتشناسی هستند، نه نقطه پایان آن. دانشگران اسلامی باید با «دلیل» (چه عقلی و چه نقلی) مرز میان این دو را دقیقاً مشخص کنند و از جمود و التقاط هر دو بپرهیزند.
یادداشت از: حجتالاسلام والمسلمین علیاصغر اسلامی تنها
انتهای پیام/