به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، ژاپن و کرهجنوبی به یک نتیجهگیری راهبردی مشترک دست یافتهاند: آسیای مرکزی برای امنیت اقتصادی آنها اهمیتی حیاتی دارد. با این حال، هر یک از این دو کشور این هدف را با رویکردها و برنامههای کاملاً متفاوتی دنبال میکنند.
در دسامبر 2025، توکیو میزبان نخستین نشست سران در چارچوب گفتگوهای «آسیای مرکزی به علاوه ژاپن» بود؛ آن هم 21 سال پس از شکلگیری این ساختار دیپلماتیک. رؤسای جمهور هر پنج کشور آسیای مرکزی در این نشست حضور یافتند. ژاپن هدفگذاری 3 تریلیون ینی (حدود 19 میلیارد دلار در آن زمان) را برای پروژههای تجاری در سراسر این منطقه طی پنج سال تعیین کرد و توسعه زنجیره تامین مواد معدنی حیاتی را در زمره حوزههای دارای اولویت این اجلاس قرار داد.
توافقات دوجانبه حاشیهای نیز به همان اندازه حائز اهمیت بود. ازبکستان یک سبد پروژههای پیشنهادی به ارزش بیش از 12 میلیارد دلار ارائه کرد و خواستار ایجاد یک پلتفرم سرمایهگذاری مشترک برای پیشبرد آن شد. قزاقستان و ژاپن نیز از یک بسته توافقنامههای بخش دولتی و خصوصی به ارزش 3.7 میلیارد دلار رونمایی کردند. این توافقات شامل یک قرارداد بلندمدت اورانیوم و یک توافق پیشخرید بود که بر اساس آن «گروه منابع اوراسیای قزاقستان»، عنصر استراتژیک گالیوم را برای شرکت «میتسوبیشی کورپوریشن آر.تی.ام ژاپن» تامین خواهد کرد.
سایه سنگین چین بر زنجیره تامین فلزات کمیاب
زمانبندی این تحولات به هیچ وجه تصادفی نبود. تا ماه می 2026، صادرات عناصر دیسپروزیوم و تربیوم از سوی چین به ژاپن تقریباً در حد صفر باقی ماند، در حالی که صادرات آهنرباهای خاکی کمیابِ ساختهشده به ژاپن نیز نسبت به ماه قبل 35 درصد کاهش یافت. این مواد برای ساخت آهنرباهای با کارایی بالا در صنایع پیشرفته کاملاً ضروری هستند. برای توکیو، تنوع بخشیدن به منابع تامین مواد معدنی حیاتی دیگر یک هدف سیاستی دوردست نیست، بلکه یک نیاز فوری و حیاتی برای بخش صنعت این کشور محسوب میشود.
کره جنوبی نیز از مسیری متفاوت به سوی همین مقصد در حرکت است. در جریان سفر رسمی سال 2024 «یون سوک یول» رئیسجمهور وقت به قزاقستان، دو کشور یک یادداشت تفاهم در زمینه مواد معدنی حیاتی امضا کردند که به شرکتهای کرهای اجازه میدهد در اکتشاف و توسعه لیتیوم، کروم، اورانیوم و خاکهای کمیاب مشارکت کنند.
سئول اکنون در حال آمادهسازی برای میزبانی نخستین نشست سران «کره جنوبی-آسیای مرکزی» در 16 و 17 سپتامبر 2026 است تا سالها تعاملات دوجانبه و چندجانبه را به سطح رهبران ارشد ارتقا دهد.
چرا آسیای مرکزی تا این حد اهمیت دارد؟
هم ژاپن و هم کره جنوبی قدرتهای صنعتی فقیر از نظر منابع طبیعی هستند که صنایع پیشرو آنها به شدت به تامین امن مواد معدنی وارداتی وابستهاند. کره جنوبی بیش از 95 درصد از مواد معدنی حیاتی مصرفی خود را وارد میکند. ژاپن نیز پیش از این در سال 2010 هشدار مشابهی دریافت کرده بود؛ زمانی که در جریان یک مناقشه ارضی، صادرات خاکهای کمیاب چین به این کشور قطع شد و اکنون در سال 2026 این فشارهای ژئواکونومیک به شکل حادتری بازگشته است.
آسیای مرکزی نمیتواند در کوتاهمدت به طور کامل جایگزین چین شود، اما یک مسیر معتبر و قابل اتکا برای تنوعبخشی به منابع را به توکیو و سئول ارائه میدهد. قزاقستان و ازبکستان دارای پتانسیلهای معدنی قابل توجهی هستند و دولتهایشان اشتیاق زیادی برای جذب سرمایهگذاری، انتقال فناوری و یافتن بازارهای صادراتی جدید دارند.
قزاقستان در حال حاضر یکی از تولیدکنندگان عمده اورانیوم و کروم در جهان است و چشماندازهای قابل توجهی در زمینه استخراج مس، تیتانیوم و خاکهای کمیاب دارد.
در آوریل 2025، قزاقستان از کشف احتمالی یک کانسار عظیم خاکهای کمیاب با بیش از 20 میلیون تن متریک منابع خبر داد. اگر اکتشافات بعدی این برآورد را تایید کند، این کشور میتواند به یکی از بزرگترین پایگاههای منابع خاکهای کمیاب در جهان تبدیل شود.
با این حال، تمایز میان تخمین منابع و ایجاد یک زنجیره تامین قابل استفاده بسیار حیاتی است. کشف یک معدن لزوماً به معنای تولید نیست و داشتن معدن به معنای برخورداری از صنعت فرآوری نخواهد بود. چرخه اکتشاف، اخذ تاییدیههای زیستمحیطی، ایجاد زیرساختها، جداسازی، پالایش و تایید نهایی مشتری میتواند سالها زمان ببرد.
دقیقاً به دلیل همین شکاف ساختاری است که آسیای مرکزی باید به عنوان یک شریک بلندمدت برای تنوعبخشی به منابع در نظر گرفته شود، نه یک جایگزین فوری و دمدستی برای چین. مزیت استراتژیک پکن تنها در منابع زیرزمینی آن نیست، بلکه در موقعیت مسلط آن در فرآوری مواد معدنی و تولید قطعات نهایی نهفته است.
بنابراین، ژاپن و کره جنوبی به چیزی بیش از دسترسی به معادن نیاز دارند؛ آنها نیازمند مشارکتهای پایداری هستند که بتواند پروژهها را از مرحله اکتشاف به یک زنجیره تامین تجاری و مطمئن هدایت کند.
نبرد رویکردها؛ سرمایه صبور ژاپنی در برابر سرعت عمل کرهای
رویکرد ژاپن کاملاً نهادینه، تدریجی و با هدف کاهش خطرات پیش از انتقال سرمایه کلان طراحی شده است. چارچوب گفتگوی منطقهای توکیو به سال 2004 بازمیگردد، یعنی بسیار پیشتر از رواج یافتن فرمتهای کنونی «آسیای مرکزی به علاوه یک».
«ابتکار توکیو» ترکیبی از کمکهای رسمی توسعهای، همکاریهای فنی، پروژههای ترانزیتی، توسعه منابع انسانی و سرمایهگذاری خصوصی است. رقم 3 تریلیون ین ژاپن تنها یک افقگذاری برای پروژههای تجاری است، نه یک بودجه قطعی دولتی.
توافقات اعلام شده با قزاقستان وسعت این مدل ژاپنی را نشان میدهد: قراردادهای معدنی بلندمدت، یادداشتهای تامین مالی، پروژههای انرژی، زیرساختهای دیجیتال، فناوریهای زیستمحیطی و همکاریهای پژوهشی.
از سوی دیگر، ازبکستان نیز پیشنهاد ایجاد یک منطقه ویژه اقتصادی در سمرقند را بر اساس استانداردهای ژاپنی مطرح کرده است. نقطه قوت ژاپن، توانایی آن در شبکهسازی بر پایه مطالعات امکانسنجی دقیق، ظرفیتسازی نهادی، استانداردهای فنی و افقهای بلندمدت است. اما نقطه ضعف این رویکرد آن است که اجرایی شدن این بستههای بزرگ ممکن است سالها به طول انجامد.
در مقابل، مدل کره جنوبی به شکلی بارزتر، شرکتی و عملگرایانه است. دولت در سئول چارچوب دیپلماتیک را هموار میکند، اما معمولاً این ابرشرکتها و شرکتهای متوسط کرهای هستند که آن را به کارخانهها، ترتیبات تامین کالا و برندهای مصرفکننده تبدیل میکنند.
در حال حاضر بیش از 700 شرکت با سرمایه کرهای در قزاقستان فعالیت میکنند؛ حجم تجارت دوجانبه در سال 2025 به 3.17 میلیارد دلار رسید و سرمایهگذاری مستقیم کره جنوبی در یک دهه گذشته بالغ بر 8 میلیارد دلار بوده است. مقامات قزاقستانی میگویند 46 پروژه مشترک به ارزش تقریبی 4 میلیارد دلار هم اکنون در مراحل مختلف توسعه قرار دارند.
برگ برنده سئول؛ دیاسپورای کرهای در قلب آسیا
کره جنوبی از یک مزیت اجتماعی ویژه نیز برخوردار است که ژاپن فاقد آن است. در سال 1937، مقامات اتحاد جماهیر شوروی حدود 172 هزار نفر از کرهایتبارها را از خاور دور روسیه عمدتاً به قزاقستان و ازبکستان تبعید کردند. آسیای مرکزی اکنون خانه جامعهای از «کوریو سارام» (کرهایهای ساکن شوروی سابق) است که جمعیت آنها بیش از 300 هزار نفر تخمین زده میشود. این جامعه متخصصان و واسطههای فرهنگی متعددی را در سراسر منطقه پرورش داده است. اعضای این جامعه بستر اجتماعی آشنایی را برای تجارت و فرهنگ کره فراهم میکنند که میتواند شناخت عمومی را تقویت کرده و شبکهای قدرتمند از افراد آشنا به مناسبات تجاری محلی ایجاد کند.
در مقابل، ژاپن فاقد چنین دیاسپورایی است. قدرت نرم توکیو در عوض بر شهرت تاریخی آن در زمینه پایبندی به تعهدات و کیفیت بالای کالاها، همراه با اعطای بورسیههای تحصیلی و ایجاد شبکههای حرفهای بلندمدت استوار است. اگرچه این رویکرد در مقایسه با موج فرهنگ عامه کرهای مخاطبان کمتری دارد، اما در میان نخبگان مهندسی، مدیران دولتی و بخش انرژی نفوذ عمیقی ایجاد میکند.
رقابت بدون اجبار به انتخاب برای آسیای مرکزی
البته ژاپن و کره جنوبی در آسیای مرکزی تنها بازیگران میدان نیستند. چین و روسیه همچنان نفوذ بسیار عمیق و سنتی در این منطقه دارند و آمریکا، اتحادیه اروپا، ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز در حال گسترش جای پای خود هستند.
از سوی دیگر، شرایط جغرافیایی نیز چالشبرانگیز است؛ آسیای مرکزی محصور در خشکی است و مسیرهای ترانزیتی به شرق آسیا طولانی و پرهزینهاند. بنابراین، مزیت نسبی توکیو و سئول در توانایی ارائه فناوریهای پیشرفته، تجهیزات، تامین مالی ارزان و روابط تجاری پایدار نهفته است.
آزمون تعیینکننده در این رقابت ژئواکونومیک، ارزش اسمی تفاهمنامهها یا حجم خامِ سنگ معدن صادراتی نخواهد بود؛ بلکه مسئله اصلی این است که آیا این پروژهها به ایجاد ظرفیتهای فرآوری، انتقال فناوری، ارتقای زیرساختها و توسعه استانداردهای زیستمحیطی در داخل آسیای مرکزی منجر خواهد شد یا خیر.
در نهایت، برای کشورهای آسیای مرکزی، هوشمندانهترین استراتژی این نیست که بین توکیو و سئول یکی را انتخاب کنند، بلکه با باز نگه داشتن میدان، این دو قدرت اقتصادی را وادار به رقابت بر سر توسعه زیرساختهای پایدار در منطقه میکنند.
انتهای پیام/