به گزارش خبرگزاری تسنیم از ایلام، سیمای شهر، آینهی تمامنمایِ روحِ مدیریتِ آن است. آنگاه که در خیابانها و محلاتِ ایلام گام مینهیم، پیش از آنکه با زیرساختهایِ سرد و سنگی مواجه شویم، با انضباطِ مدیریتی یا گسستِ اجرایی روبرو میشویم. آنچه امروز در شهرداری ایلام به وضوح مشهود است، نوعی بیسامانیِ ریشهدار است که گویی در تار و پودِ ساختارِ اداریاش تنیده شده؛ وضعیتی که بیش از هر چیز، ذهنِ پرسشگر را به نظریهی وضعِ طبیعی توماس هابز سوق میدهد.
هابز در تبیینِ گذار از هرجومرج به مدنیت، معتقد بود که در نبودِ لِویاتان یا همان اقتدارِ مرکزیِ نظمبخش، انسانها در وضعیتی از جنگِ همه علیه همه گرفتار میشوند؛ جایی که بقا در سایهی بیم و اضطراب تعریف میشود. اگر این دیدگاه را از بسترِ فلسفهی سیاسی به حوزهی حکمرانیِ شهری تسری دهیم، شهرداریِ ناکارآمد همان خلاءِ اقتدار است. وقتی در نهادی، نظمِ ارگانیک جای خود را به روزمرگی میدهد و بینظمی اداری، قاعدهیِ نانوشتهیِ ادارات میشود، شهروندان در وضعیتی از سرگشتگی میانِ مطالباتِ بیپاسخ و سیمایِ آشفتهیِ زیستبومِ خود رها میشوند.
در این میان، ماکس وبر، جامعهشناسِ نامدار، اقتدار را نه در قدرتِ فیزیکی، که در عقلانیتِ بوروکراتیک و مشروعیتِ قانونی میجست. از منظرِ او، سازمانِ کارآمد، بر ستونهای استوارِ تخصص، سلسلهمراتبِ عقلانی و پاسخگوییِ نهادمند بنا میشود. ایلامِ امروز، پیش از هر نوسازیِ عمرانی، نیازمندِ نوسازیِ اخلاقِ مدیریتی است. شهروندِ ایلامی، شایستهیِ شهرداری است که نه در بندِ مصلحتهایِ خُرد، که در اندیشهیِ خیرِ عمومی (آنگونه که ارسطو ترسیم میکرد) گام بردارد. مدیریتِ شهری، هنری است برای تبدیلِ آشوب به نظم و تبدیلِ سکونتگاه به موطن.
شهردارِ آیندهیِ ایلام، باید پیش از هر چیز، معمارِ نظم باشد؛ نه نظمی پادگانی و خشک، بلکه نظمی برآمده از خردِ جمعی و استقرارِ ضوابط. او باید واجدِ آن اقتداری باشد که با قاطعیت در برابرِ رخوت و بینظمی میایستد. این اقتدار، نه از جنسِ تحکم، که از جنسِ شأنِ مدیریتی است؛ همان چیزی که باعث میشود چرخدندههایِ فرسودهیِ سازمان دوباره به کار بیفتد و غبارِ بیاعتمادی از سیمایِ شهر پاک شود.
ایلام، این نگینِ زاگرس، تابِ آزمونهایِ مکرر و خطاهایِ بیپایان را ندارد. انتخابِ شهردار، نباید تنها به مثابهِ انتصابی برایِ چرخاندنِ روزمرگی باشد؛ بلکه باید نقطه عزیمتی باشد برایِ عبور از وضعیتِ موجود. شهر، تشنهیِ مدیری است که اقتدارِ برخورد را با تدبیرِ عمل درآمیزد و ثابت کند که میتوان در ایلام، شکوهِ نظم را به جایِ تلخیِ بیسامانی نشاند.
اکنون، در آستانهیِ این انتخاب، چشمانِ پرسشگرِ شهروندان به سویِ شورایِ شهر است. آزمونِ پیشِ رو، آزمونِ اقتدارِ در تصمیم است. ایلام برایِ برخاستن، به کسی نیاز دارد که دستِ نظم را بگیرد و با اقتدارِ اندیشه، غبارِ آشوب را از چهرهیِ شهر بزداید. زیرا که شهرداری، نه بنگاهِ تعارفات، که سنگرِ دفاع از حقِ زیستنِ شایسته است؛ و شهردار، باید نخستین مدافعِ این سنگر باشد.
رضا میرزاد، فعال رسانه ای
انتهای پیام/180/