به گزارش خبرگزاری تسنیم، پرویز امینی، استاد دانشگاه و جامعه شناس سیاسی در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری تسنیم نوشت:
«واقعیتی که در جمعیت متراکم و پرتعداد نماز مصلی در روز یکشنبه و تشییع پیکر امام شهید در روز دوشنبه برجسته بود، زایل شدن تفاوتها و تنوع مردم بود. انگار همه شبیه بهم شده بودند. ما مثل هم شده بودیم. انگار کثرتی به وحدت تبدیل شده است به شکلی که یک نفر کافی است تا از همه نمایندگی کند و همه را می توان در یک فرد مجسم کرد.
این جمعیت با لباس مشکی عزا و بغض در گلو و اشک در چشم و فریاد سرخ انتقام و سرسختی در اراده خونخواهی هم هویت و یکدست شده بودند. تمایزها و تفاوتهای نسلی و جنسیتی و جغرافیایی و ...رخت بر بسته بود. یک مای جمعی ظهور کرده بود.
چه چیزی این جمعیت متکثر و کثیر را چونان یک تن منسجم و یک شکل کرده بود؟ چه چیزی بعد از چهار ماه از شهادت خامنهای شهید، دلها و جانها را در نسبت با ایشان یگانه کرده بود و زخم این شهادت را در روح و جان آنها زنده و تازه نگه داشته بود؟ چه چیزی مردمی را کیلومترها در آفتاب داغ و سوزنده تابستان در پی پیکر پاک خامنهای شهید روان کرده بود؟ چه چیزی برای بسیاری تحمل رنج سفر از شهر و دیار خود را هموار کرده بود و دهها سئوال دیگر. شاید پاسخ، «آرمان مشترک» که پیوند و وحدت معرفتی میسازد و "عاطفه" که پیوند و وحدت روحی ایجاد میکند و "ایمان" که پابرجایی و استواری مشترک میآفریند و «معجزه شهادت» که این سه عنصر را در عالیترین سطح پدیدار میکند.
رخداد امروز و دیروز، رخداد آرمانخواهی، عاطفه و ایمان است. آرمان و عاطفه و ایمان مشترک ما را متحد کرد، ما را یگانه کرد و ما را ما کرد.
این آرمان و عاطفه و ایمان سطحی و زودگذر و هیجانی و مناسکی و ....نیست. بلکه از درون یک دستگاه معرفتی و فکری به نام امامت و امت می جوشد.
پیوند ما با پیامبر اعظم(ص) با امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و فرزندانشان(علیهم السلام) از همین جنس است. درهم آمیختگی روحی ما با حسین علیه السلام از جنس همین آرمان و عاطفه و ایمان است. عاشورا را همین آرمان و عاطفه و ایمان زنده و چراغش را روشن نگه داشته است.
این آرمان و عاطفه و ایمان خصلت تمایز بخش این نظام با برخی نظم بخشیهای اجتماعی کنونی و غالب در دنیاست. در آن نظمها منفعت چه شخصی چه سیاسی و چه حتی عمومی و ملی راهنمای عمل و معیار ترجیح است. عقل زمانی عقل است که آرمانی فراتر از تمنیات مادی نداشته باشد. از خود عاطفه زدایی کند و ایمان زدوده عمل کند.
اما نظام امامت و امت که با آرمانی مشترک خود را تعریف میکند، با عاطفه به هم پیوند میخورد و از راه ایمان قوام و استواری پیدا میکند و امکان تحقق آن آرمان مشترک را همین عاطفه و ایمان میسازد.
رهبر شهید ما که نظام امامت و امت را در نظام مردم سالاری دینی صورتبندی کرده بود دائماً از این تفاوت سخن گفته است و آرمان فرامادی، ایمان و عاطفه را از عناصر تمایزبخش مردمسالاری دینی با دیگر مردمسالاریها میدانست و بر آن تاکید داشت.
از درون چنین نظامی خمینی کبیر و خامنهای و سلیمانی شهید و کثیری از قهرمانان و پهلوانان و نامآوران شهید سر برمیآورند که تجسم آرمانخواهی و عاطفه و ایماناند. اما خروجی آن نظمهای دیگر در عالیترین سطوح شیاطین اپستینیاند که زمین را به دوزخ ساکنان آن تبدیل کردهاند.
همین تمایز است که امکان تجربه رخداد تشییع باشکوه امام خمینی(ره) در خرداد 68 و سلیمانی در دی ماه 98 و دیروز مصلی و امروز خیابانهای تهران و فردای قم و کربلا و مشهد را به بسیاری از جوامع نمیدهد. آنها میتوانند با پول و فنآوری و ابزارهای پرقدرت مناسک با شکوه برگزار کنند اما نمیتوانند رخدادی که آرمان و عاطفه و ایمان و درهم آمیختگی روحی مردمانش شکوهش را تعریف میکند و میسازد خلق کنند.»
انتهای پیام/