به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تشییع رهبر انقلاب امروز دوشنبه 15 تیرماه با حضور سسل عظیم جمعیت هم چنان ادامه داد، هنرمندان و اهالی فرهنگ هر کدام از زاویه ای به واقعه عظیم تاریخی واکنش نشان دادند، سجاد بلوکات نویسنده و کارگردان نوشت:
امروز تقریبا از سر کوچه مجبور به پیادهروی شدم؛ یعنی از نزدیکی دماوند و چهارراه آیت، شرقیترین نقطه اتصالی تهران به سمت یکی از غربیترین نقاط اتصالی، یعنی آزادی.
من هیچوقت از این نقطه شروع، هیچ راهپیمایی را ندیدم؛ نزدیکترین نقطه اتصال راهپیمایی تشییع حاجقاسم از دانشگاه تهران بود که میدان امام حسین را هم شلوغ کرده بود.
روز آخری چقدر مردم عجیبتر بودند! کارمند بانک برای پر کردن سینی شربت میدوید سمت شعبه؛ کسی که شاید برای امورات عادی اینقدر عجله نکند، اینجا نمیخواست لحظهای مردم بیشربت باشند. دلم چقدر یاد اربعین کرد و وقتی جوانی روی سرش سینی آب گذاشته بود و داد میزد: «آب خنک برای زوار شهید عطشان...»؛ چقدر احوالشان عجیب بود.
دلیلش واضح است؛ امروز مردی از تهران میرود که برای ما چون کوهی گسسته از میان رشتهکوههای البرز در انتهای خیابان کشور دوست بود. به قول خانم مصطفیزاده: «وقتی این کوه رفت، تهران تاریک شد؛ من گم شدم.»
ای کشته گریهکنندگان، چقدر همه ما حلالیت خواستیم از او! به دل که نگاه میکنی، میفهمی میان گریهکنندگان هم آقای شهید غریب بود. در میان تشییعکنندگان از جانفدایان او بودند تا کسی که بعد از شهادت تازه فهمید سیدعلی که بود؛ او ما را میبخشد؟ حتماً که میبخشد. مهم نیست دیگر؛ مهم بودن او بود که دیگر نیست.
وقتی کوه گم شد، انگار در تهران غریبتر شدیم؛ انگار دیگر چیزی نیست که ما را نگران آشوبهای حوالی خیابان فلسطین بکند.
سیدعلی خامنهای؛ ما هم تربیتیافته تو بودیم، ما هم بچههایت بودیم؛ مثل میثم، مسعود، مجتبی، مصطفی، بشری خانم، هدی خانم.
وقتی دبستانی بودیم، عکسهای کتابهای ابتدایی ریشهایت خاکستری بود؛ بزرگتر که شدیم هنوز ریش مشکی داشتی و وقتی پیر شدی، دیگر ما هم با تو ریشسفید کردیم. حق بده؛ از روزی که به دنیا آمدیم تا امروز، تو همسایه ما بودی؛ دلخوش به نماز عید فطر، نگران پیدا کردن کارت دیدار دانشجویی، منتظر سخنرانهایت برای بستن دهان رحاله های سیاسی.
من در تهران آلوده و غبارآلود کوه را گم کردم؛ همان کوهی که تکیهگاهم بود. حالا دیگر تهران به چیزی کم دارد؛ شبیه گذشتهاش نیست. شرمنده نشد فدای شما بشیم؛ همین
انتهای پیام/