به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، سالهاست در مشهد زندگی میکنم و اصالتا هم مشهدی هستم برای من مشهد همیشه یک شهر پویا پر از تنوع های گردشگری و زیارتی و پرجاذبه بوده؛ شهری که مردم برای زیارت امام رضا(ع) میآیند، اشک میریزند، دعا میکنند و هفته ها میمانند و از بیشتر امکانات مختلف این شهر بهره میبرند و برمیگردند. اما بعضی اتفاقها ممکن است جایگاه یک شهر را در تاریخ عوض کند.
فکر میکنم روزی که پیکر رهبر شهید انقلاب در جوار حرم امام رضا(ع) آرام بگیرد مهمترین اتفاق خود مراسم تشییع نیست، حتی جمعیت میلیونی هم مهمترین بخش ماجرا نیست. اتفاق اصلی این است که مشهد وارد یک مرحله جدید از تاریخ خود میشود.
تا امروز مشهد بیشتر شهر حافظه دینی بوده است. مردم برای اتصال به یک امام به این شهر میآمدند اما از آن روز به بعد، مشهد میتواند علاوه بر حافظه دینی حامل بخشی از حافظه سیاسی و تمدنی ایران معاصر نیز باشد.شاید در نگاه اول این حرف عجیب به نظر برسد اما تمدنها با حافظه زنده میمانند. هر تمدنی چند نقطه کانونی دارد که گذشته، حال و آینده را به هم وصل میکنند؛ همانطور که کربلا و نجف فقط یک شهر زیارتی نیستند؛ اینها گرههای حافظه تاریخی جهان تشیعاند.
سؤال مهم این است که آیا مشهد نیز در حال تبدیل شدن به یک گره جدید حافظه تاریخی است؟اگر پاسخ مثبت باشد، مسئولیت اصلی تازه شروع میشود.مشکل بسیاری از ملتها این است که بعد از رفتن رهبرانشان آرامآرام به جای اندیشه، به یادبودها دل خوش میکنند. مجسمه میسازند، مراسم برگزار میکنند،خیابان نامگذاری میکنند اما آن فکر و دغدغهای که آن شخصیت برای آن زندگی کرده بود، کمرنگ میشود.
تمدن از جایی ضربه میخورد که خاطره جای مسئولیت را بگیرد به همین دلیل به نظرم مهمترین پرسش بعد از چنین رخدادی این نیست که چند نفر در تشییع حضور داشتند. پرسش واقعی این است که آیا ما توانستهایم آنچه را یک نسل برای آن جنگیده، تحمل کرده و ساخته است به نسل بعد منتقل کنیم؟
اگر نتوانیم، حتی بزرگترین تشییع تاریخ هم بعد از چند دهه فقط چند عکس در کتابها خواهد بود اما اگر بتوانیم آن تشییع به یک نقطه آغاز تبدیل میشود.
گاهی فکر میکنم شاید تقدیر مشهد در قرن آینده چیزی فراتر از یک شهر زیارتی باشد؛ شاید قرار است این شهر به پایتخت حافظه تاریخی انقلاب اسلامی تبدیل شود جایی که زائر فقط برای زیارت گذشته نیاید، بلکه برای فهم آینده هم بیاید.
اینجا دقیقاً همان نقطهای است که دانشگاهها حوزهها، هنرمندان و معلمان اهمیت پیدا میکنند. تمدن را سیاستمداران به تنهایی نمیسازند. تمدن را کسانی میسازند که بتوانند تجربه یک نسل را به فهم نسل بعد تبدیل کنند.اگر روزی میلیونها نفر در مشهد جمع شوند آن جمعیت در
حقیقت یک سؤال بزرگ را فریاد میزنند اینکه بعد از پایان نسل بنیانگذاران، چه کسی قرار است بار آینده را بر دوش بکشد؟شاید مهمترین پیام چنین روزی همین باشد اینکه هیچ تمدنی با ماندن افراد ادامه پیدا نمیکند. تمدنها زمانی ادامه پیدا میکنند که مسئولیت از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.
از این زاویه، آن روز نه روز پایان یک مسیر بلکه روز آزمون یک ملت خواهد بود. آزمونی برای اینکه مشخص شود ما فقط وارث خاطرهها هستیم یا ادامهدهنده یک راه و شاید به همین دلیل باشد که اهمیت مشهد در آینده نه به تعداد زائرانش بلکه به میزان تواناییاش در تربیت نسلهای مسئول گره خورده است؛ نسلی که بتواند حافظه را به حرکت و تاریخ را به آینده تبدیل کند.
مشهد از این پس فقط شهر زیارت امام رضا(ع) نیست شهر حافظه انقلاب اسلامی ایران هم میشود.
یادداشت از جواد طلوع رضائی صفار، پژوهشگر و دکترای رشته مطالعات نظری تمدن
انتهای پیام/282