به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، مرکز مطالعات خبرگزاری تسنیم در سلسله یادداشتهایی به بازخوانی اندیشه اقتصادی شهید آیتالله سیدعلی خامنهای پرداخته است که در ادامه، سومین شماره آن با موضوع «بازخوانی نگاه شهید آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای به مبارزه با فساد اقتصادی» تقدیم نگاه مخاطبان محترم خبرگزاری تسنیم میشود.
در میان تمام تهدیدهایی که یک نظام سیاسی میتواند با آن روبهرو شود، فساد اقتصادی یگانه بلایی است که هم سازمان مالی و بودجهای کشور را به هم میریزد، هم سرمایه اجتماعی را به شدت تضعیف میکند و هم دشمن خارجی را به طمع میاندازد. با این حال اما سخن گفتن از فساد اقتصادی آسان است. دشواری واقعی آنجاست که بخواهیم این غده سرطانی را به قول معروف، با چاقوی عدالت از پیکر اقتصاد بیرون بکشیم، بیآنکه به شریانهای حیاتی کشور آسیب بزنیم و بیآنکه اعتماد عمومی، این سرمایه بیبدیل یک نظام مردمی، قربانی هیجان یا بیتدبیری شود.
شهید آیتالله سیدعلی خامنهای، با توجه به ظرایف این مسئله که مقوله فساد اقتصادی از یک سو با سخن و شعار درست نمیشود و از سوی دیگر با رفتارهای هنجارشکنانه و ساختار شکنانه به ضد خود بدل میشود، از مبارزه با فساد اقتصادی با تعبیری خاص یاد کردند: «اژدهای هفتسر». این تمثیل دقیق، درست در نقطه مقابل آن نگاههای سادهانگارانهای قرار میگیرد که گمان میکنند با یک گردن زدن نمایشی میتوان از شر اژدها خلاص شد. در نگاه ایشان، فساد موجودی پیچیده، ریشهدار و بهشدت سازگار با محیط بود که هرگونه ضربه نابخردانه، هرگونه افشاگری کور و هر اقدام پارتیزانی و ساختارشکنانه، نه تنها زخمی کاری بر آن وارد نمیکرد، که ممکن بود سرهای تازهای برایش برویاند. از همین رو بود که راهبرد مطلوب ایشان، مسیری نهادی، قانونی و ساختارمند بود. مسیری که در آن، شان نظام اسلامی، آبروی مردم و مرز دقیق میان خطا و خیانت، قربانی شتابزدگی و عوامزدگی نشود.
این نوشتار میکوشد با تکیه بر بیانات و مواضع صریح ایشان، منطقی از نگاه ژرف رهبری شهید در مبارزه با فساد اقتصادی را ترسیم نماید. منطقی که در مبارزه با فساد اقتصادی قاطعانه و بیاغماض است و هم چنان ظریف و حسابشده که خود به عاملی برای بیاعتمادی، بازتولید فساد و فرسایش امید در جامعه بدل نگردد.
زخمی که واگیر میشود
برای فهم جدیت و فوریت مسئله از نگاه رهبر شهید انقلاب، ابتدا باید ابعاد تخریبی فساد را دید. آنهم از چشمی که اقتصاد و اخلاق و سیاست را به هم پیوسته میبیند. ایشان در 19 دیماه 1380، در دیدار با مردم قم، 5 ضرر اصلی فساد را بر میشمرند. ضررهایی که هرکدام به تنهایی میتواند بنیان اقتصاد ملی را با چالشهای جدی مواجه سازد.
نخستین ضرر، همان اتفاقی است که پیشچشمان مردم رخ میدهد. یعنی خالی شدن بیتالمال و رفتن پول ملت به جیب فردی طمّاع و حریص و خودخواه و زیادهطلب. ضرر دوم، آنجاست که این رفتار به یک الگوی جذاب برای دیگران تبدیل میشود. وقتی سرمایهگذاری ببیند از راههای نامشروع میتوان ثروتهای بادآورده به چنگ آورد، وسوسه میشود که کار پُر دردسر تولید و کارخانهداری را رها کند و به سراغ بند و بست و رانت برود. این چرخه، وارونهای از آن ادعای رایج است که میگویند «مبارزه با فساد، سرمایه را فراری میدهد». اتفاقا برعکس. این مدارا کردن با فساد است که سرمایهگذار سالم را مأیوس میکند و فضا را برای مفسدان چابک امن میسازد. ضرر سوم اما از جنس ویروس است. مفسد برای پیشبرد کارش مجبور است به مدیران، مأموران بانک و کارمندان وزارتخانهها رشوه بدهد. هر رشوه، بذر فسادی تازه در بدنه دولت میکارد. ضرر چهارم نیز این ویروس را به ساحت اخلاق و فرهنگ میکشاند: «مفاسد اقتصادی، مفاسد فرهنگی و مفاسد اخلاقی را هم میآورد» (5/4/1387). آنگاه که لقمه حرام رایج شد، گناه رایج میشود و مرزهای اخلاقی فرو میریزد. سرانجام، پنجمین ضرر، امنیتی است. انسان فاسد و آلوده، طعمهای آماده برای دشمن خارجی میشود. آدمی که حرمت بیتالمال را نگه نداشته، چگونه میتواند در برابر تطمیع و نفوذ بیگانه ایستادگی کند؟ به تعبیر صریح ایشان، «مبارزه با فساد، یک جهاد همهجانبه است».
این زنجیره پنجحلقهای نشان میدهد که فساد از جنس یک تخلف مالی ساده نیست. فساد زخمی واگیردار است که اگر درمان نشود، نهتنها پیکر اقتصاد، که روان جامعه و ستون فقرات امنیت ملی را نیز از پای درمیآورد.
فرمانی که کمتر شنیده شد
دهم اردیبهشت 1380 را میتوان نقطه عطفی در صورتبندی راهبردی مبارزه با فساد اقتصادی در جمهوری اسلامی دانست. روزی که رهبر شهید انقلاب فرمانی هشت مادهای را خطاب به روسای قوای سهگانه صادر کردند. نکته قابل تأمل این است که این فرمان در آن بحبوحه زمانی بسیار فراتر از یک توصیه اخلاقی فهم شد. ایشان در همان ابتدای نامه، با اشاره به نامگذاری سال به نام «رفتار علوی»، از مسئولان خواستند «خط مراقبت از سلامت نظام» را با فعالیتی تازهنفس و سازمانیافته دنبال کنند.
متن فرمان، آیینه تمامنمای همان راهبرد نهادی و ساختارمند است که رهبری شهید همواره دغدغه آن را داشتند. بند نخست، مسئولان را برای مخالفتهایی که از سوی ذینفعان فساد برخواهد خاست، آماده میکرد و تأکید داشت که «تسامح در مبارزه با فساد، به نوعی همدستی با فاسدان و مفسدان است». بند دوم، همان خطای محاسباتی رایج را گوشزد میکرد که مبارزه با مفاسد اقتصادی را موجب ناامنی اقتصادی میپنداشت. حال آن که نظر ایشان بر مبنای اصول و مبانی چیز دیگری بود و این مبارزه امنیت فضای اقتصادی را برای کنشگران سالم تأمین میکند و رشد و پیشرفت اقتصادی را به همراه خواهد داشت. بند سوم بر پاکدستی مأموران مبارزه اصرار داشت: «دستی که میخواهد با ناپاکی دربیفتد باید خود پاک باشد». بند چهارم، یکی از مهمترین اصول راهبردی را ترسیم میکرد: ضربه عدالت باید قاطع، ولی دقیق و ظریف باشد و میان خیانت و اشتباه، و گناه کوچک و بزرگ، تفاوت بگذارد. بندهای پنجم و ششم، شبکهای از همکاری میان سازمان بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات و وزارت اطلاعات را طراحی میکردند تا گردشهای مالی بزرگ کشور، از قراردادهای خارجی گرفته تا طرحهای ملی، زیر پوشش اطلاعاتی و نظارتی قرار گیرند. بند هفتم نیز بر نفی هرگونه تبعیض و استثنا تصریح داشت: «هیچ شخص یا نهادی نمیتواند با عذر انتساب به اینجانب یا دیگر مسئولان کشور، خود را از حسابکشی معاف بشمارد». و سرانجام بند هشتم، تیغ تیز انتقاد را متوجه اقدامات شعاری و نمایشی میکرد و بیان میداشت بهجای تبلیغات، باید آثار و برکات عمل مشهود گردد.
اما تاریخ، گواه تلخی از این فرمان به یادگار دارد. چند سال بعد، ایشان با اشاره به جریانی که در برابر مبارزه با فساد ایستادگی میکند بیان داشتند که از داخل مجلس شورای اسلامی (که باید مرکز مبارزه با فساد باشد) فریاد اعتراض به این شعار [فرمان 8 مادهای مبارزه با فساد] بلند شد. با این بهانه که مبارزه با فساد، سرمایهها را از کشور فراری میدهد. ایشان این رفتار را یکی از «گوشههای کوچک حاکمیت دوگانه» خواندند که برخی عناصر دستاندرکار، به جای ایفای نقش، عملا سنگاندازی میکردند.
سالها بعد، در مهرماه 1390، وقتی تخلف بزرگ بانکی چند هزار میلیاردی سر باز کرد، رهبر شهید انقلاب بار دیگر زخم کهنه را گشودند و با حسرت گفتند: «اگر [به آن فرمان 8 مادهای] عمل میشد، دیگر این فساد بانکی اخیر پیش نمیآمد. وقتی عمل نمیکنیم، دچار این حوادث میشویم. ذهن مردم را مشغول میکند، دل مردم را مشغول میکند. چقدر آدمها امیدشان را از دست میدهند؟» (11/7/1390). این گلایه انگشت اتهام به سمت همان رخوت نهادی گرفته شده بود که میان گفتار و کردار فاصله انداخته بود.
چرا مسیر به اندازه مقصد اهمیت دارد؟
نکته کانونی در اندیشه رهبر شهید انقلاب، تمایزی است که میان «مبارزه کردن» و «خوب مبارزه کردن» قائل بودند. فساد، یک اژدهای هفتسر است و اگر مبارزه با آن به شیوهای غلط انجام شود، ممکن است نتیجه وارونه دهد. اینجا بود که هشدارهای ایشان از «برخوردهای شعاری و هیجانی» و «افشاگریهای کور» شکل میگرفت. به گواه تجربه، راهانداختن موجهای رسانهای بیضابطه و متهم کردن این و آن پیش از اثبات جرم، نه تنها کمکی به ریشهکنی فساد نمیکند که میتواند اعتماد عمومی به دستگاه قضا و دولت را متزلزل کند و آب به آسیاب کسانی بریزد که از اصل مبارزه میترسند.
ایشان در 4 شهریور 1381، در دیدار با رئیسجمهور و اعضای هیئت دولت به صراحت گفتند که یکی از حربههای بیگانگان این است که وقتی نهضت مبارزه با فساد شروع میشود، آن را سیاسیکاری جلوه میدهند تا اصل قضیه را زیر سؤال ببرند. هرکس در داخل نیز این اتهام را تکرار کند، به همان جریان تبلیغاتی کمک کرده است. همزمان، از بزرگنمایی و سیاهنمایی نیز برحذر میداشتند: «بعضیها جنجال و بزرگنمایی میکنند و طوری حرف میزنند که کانّه این سرطان همه جا را گرفته؛ نخیر، اینطوری نیست. این همه دستهای پاکیزه، چهرههای پاکیزه و انسانهای پاکیزه در دستگاههای گوناگون داریم؛ اکثریت هم با اینهاست» (27/3/1383).
ظریفترین بخش راهبرد ایشان، همان بند چهارم فرمان هشت مادهای بود که بر «دقت و ظرافت» ضربه عدالت تأکید داشت. این دقت یعنی نباید مدیر درستکار و خدمتگزار را که ممکن است دچار اشتباه شده باشد، با مفسد اقتصادی یکسان گرفت. این دقت یعنی نباید با بهانه مبارزه با فساد، چنان فضای رعب و سوءظن بر دستگاههای اجرایی حاکم کرد که مدیران جسارت تصمیمگیری را از دست بدهند. و این ظرافت یعنی آنکه تمرکز باید بر «اُمالفسادها» و ریشههای اصلی باشد، نه بر خطاهای کوچک و ضعفا. به تعبیر ایشان، «بهدستاندرکاران تأکید کنید که بهجای پرداختن به ریشهها و اُمالفسادها، به سراغ ضعفا و خطاهای کوچک نروند و نقاط اصلی را رها نکنند» (فرمان هشت مادهای).
در این میان، مسئله پیشگیری نیز جایگاهی به همان اندازه درمان داشت. ایشان در 20 مهر 1390 تصریح کردند: «در مبارزه با فساد، در درجه اول، مسئله پیشگیری است؛ اما اگر در پیشگیری کوتاهی شد و فسادی واقع شد، درمان و دنبالگیری نباید مورد غفلت قرار بگیرد». این نگاه دوگانه، یعنی پیشگیری از طریق شفافسازی و نظارت مستمر، و درمان از طریق برخورد قضایی دقیق) نشان میدهد که مبارزه با فساد در این اندیشه، پروژهای مستمر و نهادی است، نه عملیاتی ضربتی و مقطعی.
از همایش تا عمل؛ شکاف میان اراده و اجرا
شاید مهمترین نقد رهبر شهید انقلاب به روند مبارزه با فساد، لحظهای بود که در آذر 1393، در پاسخ به نامه معاون اول رئیسجمهور وقت درباره برگزاری «همایش ملی ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد»، مرقوم داشتند: «نفس اهتمام آقایان به امر مبارزه با فساد را تحسین میکنم، لکن این سمینار و امثال آن بناست چه معجزهای بکند؟ مگر وضعیت برای شما مسئولان سه قوه روشن نیست؟... توقع من از آقایان محترم این است که چه با سمینار و چه بدون آن، تصمیمات قاطع و عملی بدون هرگونه ملاحظهای بگیرند و اجرا کنند». این جملهها، عصاره یک درد دیرینه بود: تبدیل شدن مبارزه با فساد به ژستی مدیریتی و نمایشی رسانهای.
ایشان در 9 اردیبهشت 1394 نیز همین مضمون را با زبانی تلختر تکرار کردند: «حالا اسم فساد زیاد آورده میشود. حرف زدن راجع به فساد که فایدهای ندارد؛ با «دزد دزد» گفتن، دزد از دزدی دست برنمیدارد؛ باید رفت، وارد شد. مسئولان کشور، روزنامه که نیستند که راجع به فساد حرف میزنند». و فراتر از آن، در 20 اسفند 1392 هشدار دادند که «اگر میخواهیم مردم در صحنه اقتصاد باشند، باید صحنه اقتصادی امنیت داشته باشد؛ اگر امنیت را میخواهیم، بایستی دست مفسد و سوءاستفادهچی و دورزننده قانون بسته بشود؛ مبارزه با فساد باید جدی گرفته بشود... گفتن کافی نیست».
این جنس از خطابها را نباید یک توبیخ ساده قلمداد کرد. رهبری شهید در واقع داشتند مرز میان «شبهمبارزه» و «مبارزه واقعی» را مشخص میکردند. شبهمبارزه یعنی همان سخنرانی، برگزاری همایش، راهاندازی پویشهای مجازی و مصاحبههای تند. اما مبارزه واقعی یعنی ورود بیملاحظه قوه قضائیه به پروندههای کلان، قطع دستهای پشتپردهای که از رانت اطلاعاتی و قدرت سیاسی تغذیه میکنند، و پوشش اطلاعاتی گلوگاههای فسادخیز توسط وزارت اطلاعات و سازمان بازرسی.
البته این نکته نیز بهروشنی در کلام ایشان نهفته بود که مبارزه با فساد، وظیفه خود مسئولان در رأس دستگاههاست: «در درجه اول، برای جلوگیری از فساد در دولت، خودِ مسئولان دولتی، خودِ وزرا و خودِ مدیران ارشد مسئولند. اگر آنها بخواهند مبارزه کنند و اگر این مبارزه را جدّی بگیرند، بهتر از هر کس خواهند توانست مبارزه کنند» (30 مهر 1381). اما این وظیفه، یک شرط اساسی داشت: دامن پاک. «کسی که خودش آلوده به فساد باشد، قادر نخواهد بود با فساد مبارزه کند.» و اینجاست که انتخاب مأموران این میدان، که در بند سوم فرمان هشت مادهای نیز بر آن تأکید شده بود، اهمیتی حیاتی مییابد. مبارزه با فساد، نیازمند مدیرانی است که «معتقد و مؤمن به این مبانی بوده، دارای شجاعت، اخلاص، تدبیر و عزم راسخ باشند» (11 مهر 1390).
منطق نهادی در صیانت از قانون
سؤال مهمی که گاه مطرح میشود این است: چرا شخص رهبری شهید، با وجود همه این هشدارها، خود مستقیما وارد میدان اجرایی مبارزه با فساد نشدند؟ پاسخ ایشان به این پرسش، دریچهای به همان منطق نهادی میگشاید. در 22 اردیبهشت 1382، در دیدار با کارگزاران نظام، توضیح دادند: «مدیریت انقلاب، غیر از مدیریت اجرایی کشور است. برای رهبری، وارد شدن در میدان اولاً به صورت طرح مسئله و بسیج افکار عمومی است؛ ثانیاً به صورت خواستن از دستگاههای اجرایی است... ورود رهبری اینجاست. بله، اگر روزی معلوم شود دستگاههای قوه مجریه و قوه قضائیه آماده نیستند کار کنند، رهبری چارهای پیدا نخواهد کرد جز اینکه خودش وارد میدان شود».
فحوای این کلام بهروشنی بیانگر این حقیقت است که اصرار بر رعایت سلسلهمراتب نهادی، پیش از هر چیز با هدف صیانت از جایگاه و کارآمدی ساختارهای قانونی دنبال میشد. از این منظر، گزینش این مسیر را نباید به پای احتیاط یا مماشات سیاسی نوشت. اگر رهبری خود به جای دادگاه و سازمان بازرسی بنشیند و حکم صادر کند، معنایش چیزی جز فروپاشی آن ساختارها نیست. در عوض، ایشان با هشدارهای مکرر، با صدور فرمان هشت مادهای و با گوشزدهای علنی، تلاش کردند دستگاهها را به ایفای نقش وادارند.
در بطن این نگاه، یک باور عمیق وجود داشت. آن هم این که نظام اسلامی نمیتواند و نباید در برابر فساد بیتفاوت باشد، چراکه مشروعیت آن، بهتعبیر ایشان، «بنیانیتر از مقبولیت اجتماعی» است و فساد اقتصادی، «زلزلهای ویرانگر برای مشروعیت» بهشمار میرود (22 بهمن 1397). اما این مشروعیت، تنها با برخورد قضایی حفظ نمیشود؛ «عدالت و مبارزه با فساد، لازم و ملزوم یکدیگرند» (همان). بخشی از این عدالت نیز آن بود که خدمات و پیشرفتهای صورتگرفته نادیده گرفته نشوند. چنانکه ایشان بارها به توزیع امکانات عمومی در سراسر کشور پس از انقلاب اشاره میکردند و میگفتند اگرچه با وضع مطلوب فاصله داریم، اما راهی که آمدهایم نیز قابل انکار نیست.
جمعبندی
مبارزه با فساد اقتصادی، از نگاه شهید آیتالله سید علی خامنهای، میدان جهادی تمامعیار بود. اما جهادی از جنس ساختوساز نهادی، نه تخریب و هیاهو. اژدهای هفتسری که ایشان از آن سخن میگفتند، با شمشیر آختهای که بیهدف فرود آید از پا درنمیآید. بلکه تنها تیغ جراحیای میتواند این غده را از پیکر اقتصاد ایران بیرون بکشد که در دست نهادی قانونی، دقیق، بیاغماض و درعینحال پاک باشد.
گزارههای اصلی این راهبرد را میتوان چنین خلاصه کرد. نخست، پیشگیری از فساد با شفافسازی و نظارت مستمر بر گلوگاههای مالی. دوم، برخورد قاطع اما دقیق و بدون تبعیض که میان خیانت و خطا فرق بگذارد و مدیران سالم را قربانی فضای اتهامزنی نکند. سوم، پرهیز از اقدامات شعاری، نمایشی و افشاگریهای کور که نتیجهای جز سرخوردگی مردم و فرصتطلبی بدخواهان ندارد. چهارم، بهکارگیری نیروهای متعهد، شجاع و دارای سلامت نفس برای پیشبرد این نبرد. و پنجم، هماهنگی کامل میان قوای سهگانه و دستگاههای نظارتی و اطلاعاتی، بهگونهای که هیچ نقطه کوری برای فساد باقی نماند.
آنچه در این میان بیشتر از هر چیز جلب توجه میکند، نگرانی عمیق ایشان از تبعات اجتماعی یک مبارزه بدفرجام است. فساد، سرمایهگذار پاکدامن را مأیوس و امید جوانان را نابود میکند. اما مبارزهای که به بیراهه برود، میتواند همین اثر را داشته باشد. ازاینرو، ایشان همواره بر «حفظ آرامش و اطمینان افکار عمومی» در جریان اطلاعرسانی تأکید داشتند و رسانهها را از کش دادن بیحاصل پروندهها برحذر میداشتند، بیآنکه مردم را از اصل ماجرا بیخبر بگذارند. اطلاعرسانی دقیق و بهموقع، خود بخشی از همان دقت و ظرافتی است که ضربه عدالت را مؤثر و ماندگار میکند.
اقتصاد ایران امروز، تشنه سرمایهگذاری سالم، اشتغال مولد و فضایی امن برای کنشگران اقتصادی است. این فضا اما تا زمانی که دستهای پشتپرده و رانتهای اطلاعاتی قطع نشود، شکل نخواهد گرفت. راهبرد رهبر شهید انقلاب، نه یک قطعه ادبیات سیاسی، که یک برنامه کار اجرایی بود: از مسیر نهادها، با رعایت عدالت و انصاف، بیهیاهو اما بیاغماض. درسی که از تاریخ این فرمانها و بیانات میتوان گرفت این است که میان شنیدن و عمل کردن، فاصلهای است که اگر پر نشود، اژدهای هفتسر، سر از جایی درمیآورد که دیگر هیچ تیغی به گردنش نمیرسد. مبارزه با فساد، نبردی در سکوت سالنهای همایش نیست. نبردی است در متن بودجهها، قراردادها و گردشهای مالی کشور. و پیروزی در آن، جز با ارادهای پولادین، دستانی پاک و ساختارهایی نفوذناپذیر ممکن نخواهد شد.
انتهای پیام/