به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در ادامه تحلیلهای مربوط به توافق ننگین دولت لبنان با رژیم صهیونیستی، وب سایت قطری عربی 21 در مقالهای تحت عنوان «توافقنامه چارچوب لبنان و اسرائیل؛ فاجعه بار در محتوا با پیامدهای وخیم»، به بررسی ابعاد خطرات این توافق برای لبنان و امتیازات غیرمنطقی و غیر قابل قبولی که دولت لبنان به صهیونیستها داده پرداخته و نوشت: این توافقنامه به اسرائیل امتیازاتی داده که فراتر از حد تصورات خود این رژیم بود و تلآویو طبق مفاد توافق مذکور میتواند هر زمان هر آنچه را که تهدیدی برای نیروهایش در لبنان میداند هدف قرار دهد.
حامیان توافق امضا شده میان دولت لبنان با تلآویو سعی دارند این توافق را به عنوان یک پیروزی برای دیپلماسی لبنان تبلیغ و ادعا کنند که این توافقنامه دو دستاورد مهم برای لبنان به همراه دارد: محافظت از حاکمیت لبنان و خروج نیروهای اشغالگر صهیونیستی.
اما با این حال بررسی دقیق توافقنامه امضا شده به وضوح نشان میدهد که محتوای آن برای لبنان بسیار فاجعه بار بوده و میتواند عواقب وخیمی داشته باشد: به ویژه در همان مسائل حاکمیت لبنان و خروج اشغالگران.
8 نکته فاجعهبار در توافق ننگین دولت لبنان با اشغالگران صهیونیست
طبق 14 بند اعلام شده در توافق مذکور، اشکالات متعددی به این توافقنامه وارد میشود که مهمترین و خطرناکترین آنها را میتوان به شرح زیر توضیح داد:
- اول، زمینه امضای توافقنامه: توافق میان دولت لبنان با اسرائیل، در چارچوب رقابت با مذاکرات ایران و آمریکا صورت گرفت؛ جایی که تلآویو به دنبال تضعیف دستاوردهای ایران در یادداشت تفاهم با آمریکا به ویژه در مورد پرونده لبنان است و میخواهد از هرگونه محدودیتی که ممکن است این یادداشت تفاهم برای ارتش اسرائیل در لبنان به وجود بیاورد، اجتناب کند.
توافقی برای نجات صهیونیستها از مخمصه لبنان
حدود یک هفته قبل ژنرال اسرائیل زیو، رئیس سابق اداره عملیات ارتش صهیونیستی در مورد یک مخمصه بزرگ در لبنان برای این رژیم صحبت کرد که با فرسایش میدانی ارتش اسرائیل، فشار آمریکا و پیوند این دو عرصه توسط ایران مشخص میشد. او گفت که تنها راه خروج اسرائیل از این مخمصه، امضای توافقنامهای با دولت لبنان است که حضور اسرائیل را در لبنان مشروعیت میبخشد و به ارتش آن آزادی حرکت میدهد.
توافقی که دولت لبنان با رژیم صهیونیستی امضا کرده، یک دستورالعمل واضح برای درگیری داخلی در لبنان است که میتواند حتی زمینهساز جنگ داخلی شود و بدون شک چنین جنگی تنها به نفع رژیم اشغالگر اسرائیل خواهد بود.
بر همین اساس میتوان درک کرد که چرا بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی به شدت از امضای این توافق ذوق زده بوده و حتی از دولت لبنان تشکر هم کرد. در اینجا نکته تعجب آور مربوط به موضع دولت لبنان است که چگونه توانست سه کارت مهم قدرت خود قبل از امضای این توافق را کنار بگذارد: یعنی فشار ایران بر آمریکا برای خروج اشغالگران اسرائیلی از لبنان، عملکرد موفق مقاومت لبنان در میدان و وحدت موضع داخلی این کشور.
عوض شدن جای قربانی و جنایتکار
- دوم، تعریف مشکل: در بیشتر بندهای توافق مذکور، هسته اصلی توافق، مشکل اصلی را حملات حزب الله به اسرائیل توصیف میکند و مدعی است که حزب الله عامل تجاوزات اسرائیل به لبنان به شمار میرود و این رژیم در واقع طرف متجاوز نیست، بلکه از خودش دفاع میکند! به این ترتیب اشغالگری و تجاوزات اسرائیل پاک میشود و انگار نه انگار که این رژیم از دهههای گذشته همواره به بهانههای مختلف، لبنان را مورد تجاوز قرار داده و خاک آن را اشغال کرده و هنوز هم به این کار ادامه میدهد.
نکته تاسف آور دیگر برای دولت لبنان آن است که بیشتر بندهای توافق مذکور بر اساس این ادعا بنا شده که اسرائیل از خودش دفاع میکند و حق این کار را دارد و طرف متجاوز محسوب نمیشود!
- سوم، توصیف طرفین: بر اساس موارد فوق، این توافقنامه حزب الله و به طور کلی مقاومت اسلامی لبنان را به عنوان «گروههای مسلح خارج از چارچوب دولت» توصیف و تاکید میکند که این جنبش منبع درگیری و مشکل در لبنان بوده و حتی آن را مجرم میشناسد. در همین حال از ارتش رژیم صهیونیستی که در تجاوزگری آن هیچ شکی نیست، به عنوان «نیروهای دفاعی اسرائیل» نام برده شده؛ بدون اینکه هیچگونه حرف سیاسی و حقوقی از اشغالگری آن به میان بیاید.
نابودی حاکمیت؛ اسرائیل تبدیل به طرف تصمیمگیرنده برای لبنان میشود!
- چهارم، سلسله مراتب: این توافق، تعهداتی را برای دولت لبنان در نظر گرفته که شامل نه تنها خلع سلاح مقاومت، بلکه برچیدن زیرساختهای آن قبل از انجام هرگونه اقدامی از سوی طرف اسرائیلی برای عقب نشینی از خاک لبنان میشود.
حتی بازسازی ویرانیهای ناشی از حملات اسرائیل به لبنان نیز ، مشروط اعلام شده، به این معنی که اگر دولت لبنان بتواند به شکل کامل تعهدات خود در توافق مذکور را اجرا کند، بازسازی لبنان آغاز خواهد شد و آوارگان میتوانند به خانههایشان برگردند، در غیر این صورت هرگز این اتفاق نخواهد افتاد.
- پنجم، چارچوب: این توافقنامه با به تصویر کشیدن مقاومت لبنان به عنوان طرف متجاوز، محکوم و ملزم به انجام اقدامات خاص جهت تضمین خروج نیروهای اشغالگر، به طور آشکار و و قیحانه حاکمیت لبنان را نابود میکند. توافق مذکور همچنین به صهیونیستها اجازه میدهد همچنان در خاک لبنان مستقر شوند و کابینه نتانیاهو است که برای اداره مناطق به اصطلاح آزمایشی در جنوب لبنان تصمیم میگیرد و اگر صلاح نداند، نیروهای اسرائیلی همچنان در جنوب لبنان میمانند و هیچگونه زمان بندی برای خروج آنها تعیین نشده است.
به عبارت دیگر، در اینجا اسرائیل که دشمن لبنان به شمار میرود، تبدیل به تصمیم گیرنده برای این کشور شده است.
عادیسازی با امتیازات رایگان
- ششم، عادی سازی: این توافقنامه از ابعاد امنیتی مربوط به چگونگی خروج اسرائیل از اراضی اشغالی لبنان و سایر مسائل مانند بازسازی، بازگشت آوارگان لبنانی و آزادی اسرای این کشور، خارج شده و به سمت عادی سازی روابط میان دو طرف میرود که تحت عنوان اصطلاحاتی همچون «هدف مشترک، دستیابی به صلح و امنیت پایدار، ایجاد روابط مسالمت آمیز و حسن همجواری»، به آن اشاره شده است.
در این توافق، همچنین در مورد انجام اقدامات عملی برای «تشکیل گروههای کاری جهت تهیه پیش نویس یک توافقنامه جامع و کامل صلح و امنیت» صحبت شده است.
مشروعیت بخشی به اشغالگری و مصونیت اسرائیل
- هفتم، پیامدها: شاید مهمترین جنبه تمام موارد فوق این باشد که این توافقنامه اساساً منجر به عقب نشینی نیروهای اشغالگر صهیونیستی از خاک لبنان نمیشود و اسرائیل را ملزم به انجام این کار نمیکند و تنها درباره شروط اسرائیل برای خروج از لبنان بدون ارائه جزئیات آن حرف میزند.
علاوه بر آن، توافق مذکور به اسرائیل چیزی به نام «حق دفاع از خود» میدهد و این یعنی اسرائیل هر زمان که بخواهد به هر شکلی به لبنان حمله خواهد کرد. رسانههای صهیونیستی حتی اعلام کردند که ضمیمه امنیتی در این توافقنامه به نیروهای اسرائیلی حق ورود به مناطق آزمایشی برای تایید عملکرد ارتش لبنان و سپس استقرار مجدد در این مناطق طبق صلاحدید ارتش اسرائیل میدهد.
- هشتم، تثبیت اشغالگری: ماده 13 توافق مذکور، تعهد دولت لبنان به عدم هیچگونه اعتراض به اسرائیل یا نیروهای آن علی رغم همه جنایاتشان در لبنان، در مجامع سیاسی و حقوقی بینالمللی، بدون حتی الزام این رژیم به خروج نیروهای خود از خاک لبنان، را تصریح میکند.
این در حالی است که هیچ گونه اشارهای به پرداخت غرامت از سوی اسرائیل به لبنان به خاطر اشغالگری، جنایات علیه غیرنظامیان، کشتار، آوارگی و ویرانی در خاک لبنان، نشده است.
سندی برای فروش لبنان به اشغالگران
صرف نظر از آینده این توافق و اینکه تصویب بشود یا نشود، در محافل قانون اساسی سیاسی و حقوقی لبنان، توافق مذکور به معنای اهانت به حاکمیت این کشور و در واقع نابودی آن بوده و به اشغالگری صهیونیستها در خاک لبنان مشروعیت میبخشد.
به طور خلاصه، توافق چارچوب میان دولت لبنان و رژیم صهیونیستی که در واشنگتن امضا شد، در واقع توافقی برای مشروعیت بخشی به اشغالگری صهیونیستها در خاک لبنان، مصونیت آنها از پیگرد قانونی و معرفی مقاومت به عنوان مشکل اصلی به جای اسرائیل است. این توافقنامه به شکل تاسف باری توپ را در زمین دولت لبنان میاندازد نه اسرائیل و عقب نشینی صهیونیستها از خاک لبنان را از یک درخواست اولیه مشروع و پیش شرط مذاکره، به یک نتیجه بالقوه منوط به ارزیابی مثبت اسرائیل از اقدامات دولت و ارتش لبنان علیه حزب الله تبدیل میکند.
بنابراین روشن است که چنین توافقی در واقع یک دستورالعمل برای جنگ داخلی در لبنان است؛ یعنی چیزی که اسرائیل سالهاست برای آن تلاش میکند.
به همین دلیل بود که نبیه بری، رئیس پارلمان لبنان و رهبر جنبش امل که متحد اصلی حزب الله است در واکنش به این توافقنامه، آن را یک فتنه دانسته و نسبت به درگیری فرقهای در داخل لبنان هشدار داد.
دولت لبنان که بسیاری آن را به دلیل کنار گذاشتن اصول ملی و منشور ملی فاقد مشروعیت میدانند، نه تنها مقاومت را که عنصر قدرت و ابزار چانه زنی در مذاکرات آن بود، کنار گذاشته، بلکه پذیرفته که مقاومت، مشکل لبنان است نه اسرائیل که این کشور را اشغال کرده و آن را مورد تجاوز قرار میدهد!
اما همه میدانند که حزب الله با تحویل سلاح خود و برچیدن زیرساختهایش، آن هم در شرایطی که هیچ تضمینی برای خروج اشغالگران صهیونیست از خاک لبنان وجود ندارد، هرگز موافقت نخواهد کرد و کاری که امروز جوزف عون، رئیس جمهور و نواف سلام، نخست وزیر لبنان انجام میدهند، یک خدمت علنی به اسرائیل به شمار میرود که برای مردم لبنان قابل تحمل نخواهد بود و باید منتظر عواقب آن باشیم.
انتهای پیام/