به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در ادامه سلسله نشستهای تخصصی «فلسفه، معنویت و جنگ»، نشستی با عنوان فرعی «تکنولوژی انقراض بشریت و جنگ» برگزار شد؛ نشستی که کوشید از منظری فلسفی و تمدنی به یکی از مهمترین تحولات عصر حاضر، یعنی پیوند روزافزون فناوریهای هوشمند با ساختارهای قدرت و جنگ، بپردازد.
در این نشست، اسدالله رحمانزاده، پژوهشگر فلسفه و استاد دانشگاه کالیفرنیا، به ارائه دیدگاههای خود درباره آینده جنگها، نسبت فناوری و قدرت و همچنین ایدئولوژیهای پنهان در پسِ توسعه سامانههای هوش مصنوعی پرداخت. دبیری این نشست را نیز حجتالاسلام والمسلمین احمد فرزین بر عهده داشت.
رحمانزاده در ابتدای سخنان خود با اشاره به دگرگونی ماهیت جنگ در دوران معاصر اظهار داشت که بشر در طول تاریخ همواره فناوری را برای افزایش قدرت خود به کار گرفته است، اما آنچه امروز در حال وقوع است صرفاً توسعه ابزارهای جدید جنگی نیست، بلکه تغییر بنیادین در منطق جنگ و شیوه اعمال قدرت است.
وی با بیان اینکه در گذشته، برتری نظامی عمدتاً بر پایه نیروی انسانی، تسلیحات فیزیکی و توان تخریبی تعریف میشد، تصریح کرد که در عصر جدید، داده، الگوریتم و هوش مصنوعی به تدریج در حال تبدیل شدن به مهمترین منابع قدرت هستند.
این پژوهشگر فلسفه با تمرکز بر تجربه شرکت آمریکایی «پلانتیر» و نقش آن در ساختارهای امنیتی و نظامی غرب، توضیح داد که بخش مهمی از تحولات نظامی امروز دیگر در میدانهای سنتی نبرد رخ نمیدهد، بلکه در مراکز پردازش داده، شبکههای اطلاعاتی و سامانههای هوش مصنوعی شکل میگیرد.
به گفته وی، پلانتیر تنها یک شرکت فناورانه نیست، بلکه نمونهای از پیوند میان سرمایهداری دیجیتال، ساختارهای امنیتی و اندیشههای نوظهور درباره آینده قدرت جهانی است؛ پیوندی که میتواند معادلات جنگ و صلح را در دهههای آینده دگرگون کند.
رحمانزاده در ادامه با اشاره به دیدگاههای الکس کارپ، مدیرعامل این شرکت، خاطرنشان کرد که بخشی از نخبگان فناوری در غرب معتقدند جهان در حال عبور از الگوی کلاسیک بازدارندگی هستهای به سوی نوعی بازدارندگی مبتنی بر هوش مصنوعی است.
وی توضیح داد که در دوران جنگ سرد، توازن قدرت بر مبنای توان نابودی متقابل شکل گرفته بود؛ یعنی کشورها به واسطه در اختیار داشتن سلاحهای هستهای از ورود به جنگی تمامعیار خودداری میکردند. اما اکنون برخی نظریهپردازان معتقدند سامانههای هوشمند، تحلیل کلاندادهها و توانایی پیشبینی رفتار رقبا میتواند جایگزین بخشی از این سازوکار سنتی شود.
استاد دانشگاه کالیفرنیا در عین حال هشدار داد که این نگاه صرفاً یک بحث فنی یا امنیتی نیست، بلکه در دل خود حامل نوعی جهانبینی و تلقی خاص از انسان، جامعه و قدرت است.
وی تأکید کرد که هر فناوری در درون خود مجموعهای از پیشفرضهای فلسفی و ایدئولوژیک را حمل میکند و از همین رو نمیتوان درباره هوش مصنوعی صرفاً با زبان مهندسی یا علوم رایانه سخن گفت.
رحمانزاده افزود: مسئله اصلی این نیست که هوش مصنوعی چه قابلیتهایی دارد، بلکه باید پرسید این فناوری در خدمت چه تصویری از انسان قرار گرفته و چه نوع آیندهای را برای بشر ترسیم میکند.
وی با اشاره به برخی گرایشهای موجود در محافل فناورانه غرب اظهار داشت که بخشی از گفتمانهای مسلط در حوزه فناوری، به تدریج انسان را نه به عنوان موجودی دارای کرامت ذاتی، بلکه به مثابه مجموعهای از دادهها و الگوهای قابل پیشبینی تعریف میکنند؛ رویکردی که میتواند پیامدهای عمیقی برای اخلاق، سیاست و حتی مفهوم انسانیت داشته باشد.
این پژوهشگر فلسفه با تأکید بر ضرورت نقد فلسفی فناوریهای نوین تصریح کرد که جوامع مختلف نباید صرفاً مصرفکننده فناوری باشند، بلکه باید بتوانند مبانی نظری و ایدئولوژیک حاکم بر آن را نیز مورد ارزیابی قرار دهند.
وی افزود: اگر جوامع نسبت به بنیانهای فکری فناوریهای جدید بیتفاوت باشند، به تدریج در برابر نظامهای معنایی و ارزشیای که این فناوریها با خود حمل میکنند نیز منفعل خواهند شد.
رحمانزاده در بخش دیگری از سخنان خود به مسئولیت جوامع اسلامی در مواجهه با تحولات فناورانه اشاره کرد و گفت: مسئله اصلی برای جهان اسلام، تقابل با فناوری نیست، بلکه چگونگی بهرهگیری از آن در چارچوب یک زیستبوم فرهنگی و معنوی مستقل است.
وی تأکید کرد که جوامع اسلامی باید ضمن بهرهگیری از ظرفیتهای فناوریهای نوین، از فراموشی مبانی هویتی و فرهنگی خود نیز پرهیز کنند.
به اعتقاد وی، تقویت فرهنگ اسلامی ـ ایرانی، حفظ انسجام اجتماعی و صیانت از سرمایههای معنوی جامعه، از جمله مهمترین ضرورتهایی است که در عصر هوش مصنوعی باید مورد توجه قرار گیرد.
رحمانزاده خاطرنشان کرد که فناوری زمانی میتواند در خدمت تعالی انسان قرار گیرد که در افق یک حیات مؤمنانه و اخلاقمحور تعریف شود؛ در غیر این صورت، همان ابزارهایی که برای پیشرفت بشر ساخته شدهاند، ممکن است به عوامل تهدیدکننده حیات انسانی تبدیل شوند.
در بخش دیگری از این نشست، حجتالاسلام والمسلمین احمد فرزین، دبیر نشست، به بررسی نسبت معنویت و جهانبینیهای معاصر پرداخت و کوشید تفاوتهای بنیادین میان معنویت اسلامی و برخی قرائتهای جدید غربی از معنویت را تبیین کند.
وی با اشاره به رواج گسترده جریانهای معنویتگرا در غرب معاصر اظهار داشت که بسیاری از این رویکردها، اگرچه از واژگان معنوی استفاده میکنند، اما در مبانی فلسفی خود تفاوتی جدی با سنتهای دینی دارند.
فرزین تصریح کرد که در سنت اسلامی، معنویت بر محور حقیقتی متعالی و مستقل از اراده انسان شکل میگیرد و خداوند به عنوان واقعیتی عینی و بنیادین، نقطه آغاز هر نظام معنایی محسوب میشود.
به گفته وی، در مقابل، بخش قابل توجهی از معنویتهای جدید غربی، امر قدسی را نه یک حقیقت مستقل، بلکه محصول تجربه فردی یا توافق اجتماعی تلقی میکنند.
دبیر نشست افزود: در چنین رویکردهایی، انسان به تدریج جایگزین امر الهی میشود و معنویت از پیوند با حقیقت متعالی جدا میگردد.
وی با بهرهگیری از مفاهیم فلسفه اسلامی، این روند را گونهای از «بتپرستی مدرن» توصیف کرد و گفت: هرگاه انسان خود را معیار نهایی حقیقت قرار دهد، در واقع صورتی جدید از بتسازی رخ داده است؛ با این تفاوت که این بار بت نه از سنگ و چوب، بلکه از اراده و خواست انسان ساخته میشود.
فرزین تأکید کرد که یکی از مهمترین چالشهای عصر فناوری نیز دقیقاً در همین نقطه قرار دارد؛ اینکه آیا فناوری در خدمت تعالی انسان و تقرب او به حقیقت قرار میگیرد یا به ابزاری برای گسترش خودبنیادی بشر تبدیل میشود.
در پایان این نشست اعلام شد که سلسله مباحث «فلسفه، معنویت و جنگ» در جلسات آینده نیز ادامه خواهد یافت و موضوعاتی همچون هوش عمومی مصنوعی (AGI)، امکان انقراض بشر، پیامدهای تمدنی هوش مصنوعی و ریشههای فلسفی نیهیلیسم فناورانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
نشستی که نشان داد مسئله جنگ در قرن بیستویکم دیگر صرفاً مسئله موشکها، تانکها و ارتشها نیست؛ بلکه بیش از هر زمان دیگری به پرسشهایی درباره ماهیت انسان، سرنوشت تمدن و نسبت میان فناوری و معنویت گره خورده است. در جهانی که الگوریتمها به تدریج در حال ورود به حساسترین عرصههای تصمیمگیری هستند، شاید مهمترین پرسش پیش روی بشر این باشد که آیا فناوری در خدمت انسان باقی خواهد ماند یا انسان به تدریج در خدمت فناوری تعریف خواهد شد؟
انتهای پیام/