به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در سالهای اخیر، تغییر آرام اما معناداری در جغرافیای مناسک دینی جامعه ایران در حال وقوع است؛ تغییری که شاید در نگاه نخست چندان به چشم نیاید، اما در بلندمدت میتواند پیامدهای مهمی برای جایگاه مسجد در حیات دینی و اجتماعی جامعه داشته باشد. بسیاری از مراسم مذهبی، مجالس ترحیم، نشستهای فرهنگی و حتی برخی برنامههای مناسبتی که روزگاری در متن مسجد برگزار میشدند، امروزه به حسینیهها، سالنهای اجتماعات مساجد و در مواردی حتی به تالارهای پذیرایی و رستورانها منتقل شدهاند.
قطعاً هیچ تردیدی در اهمیت حسینیهها و مجالس عزاداری اهلبیت(علیهمالسلام) وجود ندارد. فرهنگ عاشورا یکی از مهمترین عناصر هویت دینی و اجتماعی جامعه شیعی است و حسینیهها در حفظ و ترویج این فرهنگ نقش ارزشمندی ایفا کردهاند. همچنین استفاده از سالنهای اجتماعات برای برخی برنامهها ممکن است به دلیل ملاحظات اجرایی، محدودیت فضا یا ضرورتهای مدیریتی اجتنابناپذیر باشد. اما مسئله اصلی نگارنده در یادداشت حاضر، اصل وجود این فضاها نیست؛ بلکه تبدیل شدن آنها به جایگزین مسجد و کمرنگ شدن تدریجی محوریت آن است.
در آموزههای اسلامی، مسجد جایگاهی ممتاز و بیبدیل دارد. قرآن کریم آبادکنندگان مساجد را مؤمنان حقیقی معرفی میکند و در روایات اسلامی، مسجد «خانه پرهیزکاران» و نشانه ایمان دانسته شده است. مسجد در تاریخ اسلام نیز صرفاً محل اقامه نماز نبود؛ بلکه کانون تعلیم و تربیت، حل مسائل اجتماعی، انسجام مردمی، فعالیتهای فرهنگی و حتی تصمیمسازیهای اجتماعی و سیاسی محسوب میشد. از این رو، مسجد را باید یک نهاد تمدنی دانست، نه صرفاً یک مکان عبادی.
با این حال، آنچه امروز مشاهده میشود، نوعی جابهجایی تدریجی از «متن مسجد» به «پیرامون مسجد» و گاه حتی به خارج از نهادهای دینی است. در برخی از موارد، مراسم ترحیم به جای مسجد در سالن اجتماعات آن برگزار میشود. در گام بعد، برخی برنامههای مذهبی به حسینیهها منتقل میشوند و در مرحلهای دیگر، گاهی شاهد برگزاری مراسم ختم در تالارهایی هستیم که در ایام دیگر محل برگزاری جشنها و مراسم تجاری هستند. این روند، هرچند ممکن است از منظر اجرایی قابل توجیه باشد، اما از منظر فرهنگی نیازمند تأمل جدی است.
مراسم ترحیم تنها یک گردهمایی اجتماعی نیست؛ فرصتی برای ذکر، تلاوت قرآن، یاد مرگ، دعا و پیوند با فضای معنوی است. برگزاری چنین مراسمی در مسجد، خواه ناخواه شرکتکنندگان را با نماز، فضای عبادی و هویت دینی مسجد پیوند میدهد. اما هرچه این مناسک از مسجد فاصله بگیرند، این پیوند نیز ضعیفتر میشود و جنبههای تشریفاتی و خدماتی بر ابعاد معنوی غلبه مییابد.
از سوی دیگر، گاه گفته میشود حسینیهها یا فضاهای غیرمسجدی برای جوانان جذابتر هستند. حتی اگر این گزاره را بپذیریم، نتیجه منطقی آن کنار گذاشتن مسجد نیست. اگر مسجد برای بخشی از نسل جدید جذابیت کافی ندارد، باید برای جوانمحور شدن مسجد تلاش کرد، نه آنکه مرکز ثقل فعالیتهای دینی را به نهادهای دیگر منتقل نمود. جذابیت بیشتر یک فضا، دلیل موجهی برای کاهش سرمایهگذاری فرهنگی و اجتماعی بر مسجد نیست.
نکته مهمتر آنکه محوریت مسجد تنها به عرصه عزاداری و سوگواری محدود نمیشود. همانگونه که شایسته است مؤمنان در غمها و مناسبتهای سوگ خود با مسجد پیوند داشته باشند، در شادیها نیز این پیوند باید حفظ شود. سنت عقد و ازدواج در مسجد، یکی از جلوههای همین نگاه است که در برخی از مساجد مهم مانند: آستان مقدس مسجد جمکران به عنوانی یکی از تمدنیترین اماکن مقدس مسلمانان این کار انجام میشود.
مسجد باید کانون حضور مؤمنان در شادی و غم، عبادت و فعالیت اجتماعی، فرهنگ و سیاست باشد. جامعهای که مسجد را تنها برای نماز و آن هم در ساعاتی محدود بخواهد، بخش مهمی از ظرفیت تمدنی این نهاد را نادیده گرفته است.
از این رو، مسئله اصلی نه تقابل مسجد با حسینیه و نه مخالفت با سالنهای اجتماعات است. مسئله آن است که این فضاها باید در امتداد مسجد و در خدمت تقویت آن تعریف شوند، نه در عرض آن و به عنوان جایگزین آن. حسینیه موفق، حسینیهای است که مردم را به مسجد نزدیکتر کند؛ سالن اجتماعات موفق، سالنی است که به رونق مسجد بینجامد؛ و برنامه فرهنگی موفق، برنامهای است که به آبادانی مسجد کمک کند.
احیای نقش تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی مسجد، یکی از ضرورتهای امروز جامعه اسلامی است. تحقق این هدف نیز از بازگرداندن مسجد به متن زندگی مردم آغاز میشود؛ مسجدی که نه فقط محل نماز، بلکه قلب تپنده حیات دینی و اجتماعی جامعه باشد.
یادداشت از: حجتالاسلام دکتر رضا کفیلی، مدرس حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/