به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست علمی با موضوع عاشورا و بعثت معنا در حافظه تاریخی جامعه با حضور دکتر محمدحسین احمدی استاد دانشگاه، پژوهشگر و کارشناس مطالعات فرهنگی، به همت پژوهشگاه علوم انسانی اسلامی برگزار شد.
در این نشست ابعاد تازهای از نسبت عاشورا با مسئله معنا در تاریخ اجتماعی و فکری جوامع اسلامی مورد واکاوی قرار گرفت؛ رویکردی که عاشورا را نه تنها یک واقعه تاریخی، بلکه یک رخداد معناساز در حافظه تمدنی مسلمانان تبیین میکند.
احمدی در ابتدای این نشست با تأکید بر اینکه عاشورا پیش از آنکه یک حادثه تاریخی باشد، یک مسئله معرفتی است، افزود:اگر عاشورا را تنها در سطح یک تراژدی یا رویداد سیاسی تحلیل کنیم، بخش مهمی از ظرفیت تمدنی آن نادیده گرفته میشود،چرا که عاشورا لحظهای است که در آن، 0نظمهای تثبیتشده معنایی در جامعه دچار گسست میشوند و انسان با پرسش بنیادین معنا از کجا میآید؟ مواجه میشود.
او با اشاره به اینکه هر جامعهای واجد نوعی نظم معنایی رسمی است، خاطرنشان کرد: این نظم معنایی از دل نهاد دین، سنت، قدرت سیاسی و ساختارهای اجتماعی شکل میگیرد و تلاش میکند جهان را قابل فهم و کنترلپذیر سازد. اما عاشورا دقیقاً در نقطهای رخ میدهد که این نظم رسمی دیگر قادر به توضیح حقیقت نیست و همینجاست که بحران معنا آغاز میشود. در کربلا، ما تنها با یک تقابل نظامی مواجه نیستیم، بلکه با رویارویی دو سطح از حقیقت روبهرو هستیم؛ حقیقتی که زیسته و انسانی است در برابر حقیقتی که رسمی، نهادی و تثبیتشده شده است و این شکاف، زبانهای رایج فهم جهان را ناکارآمد میکند و جامعه را وارد مرحلهای از فروپاشی معنایی میسازد.
این پژوهشگر و کارشناس مطالعات فرهنگی در بخش دیگری از سخنان خود با طرح مفهوم بعثت دوم معنا تصریح کرد: اگر بعثت نخست را لحظه گشایش وحیانی برای ساماندهی معنای تاریخ بدانیم، عاشورا را میتوان لحظهای دانست که معنا بار دیگر از حالت تثبیتشده خارج شده و به وضعیت زنده، سیال و در حال تولید بازمیگردد.از این رو در این نگاه، عاشورا نه تکرار یک پیام، بلکه گشودن امکانهای جدید برای فهم حقیقت است. عاشورا نوعی بازگشت معنا به وضعیت زایش است و به این معنا که معنا دیگر یک امر نهایی و بسته نیست، بلکه همواره در حال تولد دوباره است و همین ویژگی باعث شده عاشورا در طول تاریخ اسلام نه خاموش شود و نه به یک روایت صرفاً تاریخی تبدیل گردد.
احمدی در ادامه با تأکید بر نقش حافظه تاریخی جامعه گفت: حافظه تاریخی صرفاً انبار وقایع گذشته نیست، بلکه یک دستگاه فعال برای تولید معنا در زمان حال است. جامعه عاشورا را فقط به خاطر نمیسپارد، بلکه آن را بازآفرینی میکند؛ هر نسل عاشورا را بر اساس نیازهای معنایی خود بازمیخواند و همین بازخوانی، شرط زنده ماندن آن است و اگر عاشورا تنها یک روایت ثابت و بسته بود، امروز به یک متن تاریخی خاموش تبدیل میشد؛ اما آنچه آن را زنده نگه داشته، ظرفیت بیپایان آن در تولید معناهای جدید است و این ویژگی، عاشورا را از یک رخداد تاریخی به یک ساختار زنده در حافظه تمدنی تبدیل کرده است.
او در بخش دیگری از این نشست با اشاره به کارکرد آیینها و مناسک عاشورایی گفت: سوگواری، شعر، روایت، تعزیه و دیگر اشکال آیینی، صرفاً ابزارهای عاطفی نیستند، بلکه سازوکارهایی برای بازتولید معنا هستند و این آیینها به جامعه کمک میکنند تا لحظه فروپاشی معنا را دوباره تجربه کرده و از دل آن، معنای تازهای خلق کند. همچنین نباید عاشورا را صرفاً به یک الگوی اخلاقی یا سیاسی فروکاست، چرا که اگر عاشورا فقط به عنوان یک پیام اخلاقی فهم شود، بخش هستیشناختی آن نادیده گرفته میشود؛ در حالی که عاشورا در سطح عمیقتر، درباره ماهیت خود معنا سخن میگوید. از این منظر عاشورا نشان میدهد که معنا در جهان انسانی همواره در معرض بحران است. هیچ معنایی تثبیتشده و نهایی وجود ندارد و همین ویژگی، انسان را در وضعیت دائمی پرسشگری قرار میدهد و این آگاهی، جامعه را از جزمیتهای فکری و معنایی رها میسازد و امکان تفکر انتقادی را فراهم میکند.
این استاد دانشگاه با اشاره به نسبت عاشورا و جهان معاصر افزود: جهان امروز با بحران گسترده معنا مواجه است؛ از فروپاشی روایتهای کلان گرفته تا سیالیت هویتها و تزلزل در فهم مشترک از حقیقت است. در چنین شرایطی عاشورا میتواند به عنوان یک منطق زنده تولید معنا مورد بازخوانی قرار گیرد. البته منطق عاشورا، منطق ایستادگی بر امکان معنا در لحظه فروپاشی معناست و این همان چیزی است که عاشورا را به بعثت دوم معنا تبدیل میکند؛ بعثتی که نه در سطح پیام، بلکه در سطح امکان فهم پیام رخ میدهد. از این منظر در این خوانش عاشورا دیگر یک گذشته بسته نیست، بلکه یک آینده باز است، آیندهای که در آن جامعه همواره باید آماده بازسازی معناهای خود باشد و این ویژگی باعث میشود عاشورا به یک عنصر فعال در حافظه تمدنی تبدیل شود. بنابراین عاشورا لحظهای است که تاریخ از حالت خطی خارج شده و به یک میدان باز برای تولید معنا تبدیل میشود و در این میدان هیچ معنایی نهایی نیست و هیچ قرائتی آخرین قرائت به شمار نمیرود.
احمدی در پایان افزود:اگر عاشورا را تنها به عنوان یک واقعه سوگمحور یا صرفاً سیاسی ببینیم، ظرفیت تمدنی آن را محدود کردهایم. اما اگر آن را به عنوان یک رخداد معناساز در حافظه تاریخی جامعه درک کنیم، آنگاه عاشورا به نیرویی برای بازسازی مداوم افقهای فکری و معنوی جامعه تبدیل خواهد شد. بنابراین عاشورا نه پایان یک تاریخ، بلکه آغاز یک فرآیند دائمی تولید معناست؛ فرآیندی که همچنان در حافظه تاریخی جوامع اسلامی ادامه دارد و هر بار در مواجهه با بحرانهای جدید، خود را از نو بازآفرینی میکند.
انتهای پیام/