به گزارش خبرگزاری تسنیم از شهریار، قیام حضرت سیدالشهدا، امام حسین (ع)، تنها یک رویداد تلخ تاریخی در سال 61 هجری نیست، بلکه مکتبی جامع و جریانی مستمر است که مرزهای زمان و مکان را درنوردیده است. این نهضت عظیم، تقابل همیشگی حق و باطل را به تصویر میکشد و به عنوان نقشه راهی برای انسانهای آزاده در تمام ادوار تاریخ شناخته میشود. هدف غایی این قیام، بازگرداندن جامعه به مسیر اصیل توحید و احیای ارزشهای فراموششدهای بود که زیر سایه سنگین انحرافات امویان در حال نابودی کامل قرار داشت.
پس از واقعه عاشورا، رسالت سنگین حفظ و تبیین این مکتب بر دوش ائمه هدی (ع) قرار گرفت. امام سجاد (ع) در تاریکترین و فاسدترین شرایط فرهنگی جامعه آن روز، با روشنگری و بصیرتافزایی، توانستند بذر حق را در دلهای مرده احیا کنند. این حرکت بنیادین، زمینهساز شکلگیری دانشگاه بزرگ جعفری و باقری شد که تا به امروز، بشریت از سرچشمه علوم و فقه غنی آنان سیراب میگردد.
امروزه نیز بازخوانی ابعاد مختلف نهضت عاشورا و درک عمیق از مفاهیمی چون «هیهات منا الذله»، اصلاحطلبی اصیل و حرکت بر مدار حق، بیش از هر زمان دیگری برای جامعه اسلامی ضروری میکند. شناخت دقیق این مؤلفهها میتواند جامعه را در برابر چالشها، انحرافات و استکبار جهانی مصون داشته و مسیر رشد و تعالی (سبل الرشاد) را هموار سازد.
برای بررسی دقیقتر اهداف قیام امام حسین (علیهالسلام)، نقش بیبدیل ائمه در احیای دین پس از عاشورا و تأثیر این نهضت بر اندیشمندان جهان، خبرنگار خبرگزاری تسنیم گفتوگویی تفصیلی با خانم دکتر اکرم ایمانی، پژوهشگر حوزه و دانشگاه ترتیب داده است که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
تسنیم: سرآغاز نهضت عاشورا و هدف غایی امام حسین (ع) بازگرداندن جامعه به مسیر توحید بود. این تقابل حق و باطل چگونه شکل گرفت و ائمه پس از ایشان، بهویژه امام سجاد (ع)، چگونه این مسیر را با توجه به شرایط فرهنگی آن زمان ادامه دادند؟
در واقع، این مهم در عاشورای امام حسین (علیهالسلام) به پرجلوهترین شکل ممکن نمایان میشود. تمام حرکت و تلاش امام (ع) بر این مسئله معطوف است که جامعه را حول محور توحید بازگردانند. این بدان معناست که مردم نه تنها خدای یگانه را بپرستند و در محور بندگی و عبادت باقی بمانند، بلکه در سبک زندگی خود نیز قوانین اسلام راستین را پیاده کنند؛ چه در ارتباط با خود، چه طبیعت و چه خداوند. مردم باید مشروعیت قراردادها و قوانین خود را از دین حقی بگیرند که امام (ع) در دعوتنامهشان میفرمایند: «بیایید تا حق را زنده کنیم». در فقه امامیه، انسان حتی در جزئیترین مسائل مانند خرید و فروش باید تکلیف خود را بداند. به عنوان مثال، در کتاب «تحریرالوسیله» حضرت امام خمینی (ره) حکمی وجود دارد که پیشخرید محصولات مزرعه مانند خیار و خربزه، پیش از آنکه گیاه به گل بنشیند، باطل است؛ اما پس از به گل نشستن صحیح است. در اینجا دین دست انسان را پر میکند تا تصمیمات اشتباه نگیرد و با حرکت درست، دنیا و آخرت خود را آباد سازد.
خاصیت حق این است که با آمدن آن، باطل از بین میرود. زمانی که هانی بن عروه در محکمه عبیدالله بن زیاد محاکمه میشد و ابن زیاد علت پناه دادن به حضرت مسلم (ع) را جویا شد، هانی حرف عجیبی زد و گفت: «من به تو وقت میدهم که فرار کنی و با خانوادهات به شام بروی!» در نگاه اول، این سخن از یک اسیر که تا ساعتی دیگر در بازار سر بریده میشود، خندهدار به نظر میرسد. اما نگاه هانی به جریان شهادت خود و حضور امام (ع) برگرفته از همین اصل قرآنی بود: «جاء الحق و زهق الباطل». باطل نابودشدنی است؛ اگر مکتب امام (ع) بتابد، تمام جبهه کفر نابود میشود.
عاشورا دقیقاً در نقطهای از تاریخ رخ داد که امام حسین (ع) یا باید میپذیرفتند که امامت و ولایت برای همیشه فراموش شود و مکتب هدایت از بین برود، یا باید تیغ برّان امویان را به جان میخریدند. ایشان شهادت را پذیرفتند تا مکتب ادامه یابد. پس از عاشورا، وظیفه خطیر امام زینالعابدین (ع) آغاز شد. مهمترین کار ایشان در حین و پس از اسارت این بود که به جامعه آموزش دهند «حق چیست و باطل کدام است». ایشان ابتدا باید بصیرت و معرفت را در جامعه نهادینه میکردند. در آن مقطع، امام سجاد (ع) نمیتوانستند مستقیماً فقه معاملات، طلاق یا ارث را آموزش دهند، زیرا مردم ابتدا باید وارد مکتب میشدند تا در سلسله امامت، این مسائل تبیین شود.ایشان با موفقیت کامل این بار را بر دوش کشیدند، حق و باطل را تفکیک کردند تا در زمان امام باقر (ع) نوبت به آموزش اصول دین برسد و سپس در دوران امام صادق (ع)، جزئیات دین، فروع دین، احکام و مناظرات علمی برای پاسخ به شبهات شکل بگیرد. بشریت تا زمان ظهور، از این دو مدرسه فقه امامیه ارتزاق میکند و این امر مرهون ایثار امام سجاد (ع) است.
باید به این نکته توجه داشت که بر اساس گزارشهای تاریخی، شهر مدینه در آن زمان به شهری تبدیل شده بود که رقاصی و آوازخوانی در آن یکی از پرسودترین تجارتها به شمار میرفت؛ تا جایی که زنان آوازهخوان به کشورهای مجاور فرستاده میشدند. فساد در جامعه و به تبع آن فروپاشی خانوادهها به شدت رواج یافته بود. گزارش شده است که وقتی یکی از زنان آوازهخوان مدینه به نام «جمیله» قصد سفر به مکه را داشت، کاروان او پرجمعیتترین کاروان بود و شهرها برای دیدن او تعطیل میشدند. اما در مقابل، امام زینالعابدین (ع) که تجلی حق بودند، در انزوا و تنهایی به مکه میرفتند. این نشاندهنده سقوط فرهنگی جامعهای بود که باطل را جایگزین حق کرده بود.
با این وجود، رسالت بزرگ امام سجاد (ع) در طول سالهای امامتشان چنان تحول شگرفی ایجاد کرد که در اواخر عمر مبارکشان، ورق کاملاً برگشت. وقتی ایشان عازم مکه میشدند، پرجمعیتترین کاروان متعلق به ایشان بود؛ تا جایی که راوی میگوید تنها 1000 نفر از قاریان قرآن مدینه در کاروان امام حضور داشتند. این یک اعجاز بزرگ بود که امام (ع) با دست خالی و در اوج مظلومیت، حق را زنده کرد و باطل را از بین برد؛ یعنی دقیقاً همان هدفی که امام حسین (ع) در دعوت از مردم بصره به دنبال آن بودند.
تسنیم: ابعاد نهضت سیدالشهدا (ع) محدود به مرزهای جغرافیایی و اعتقادی خاصی نماند. این جهانشمولی پیام عاشورا و تأکید حضرت بر زنده کردن حق در نامه به اهالی بصره، چگونه قابل تحلیل است؟
در طول تاریخ، همهجا حسین بن علی (ع) به عنوان مظهر و نمونه شور، حماسه و فریاد علیه ستمگران معرفی شده است. حادثه کربلا به صورت سمبل و الگوی تفکر صحیح و عمل درست، نه فقط برای شیعیان، بلکه به عنوان دانشگاهی برای تمام اندیشهها و مکتبها، بدون توجه به جغرافیا، نژاد و رنگ پوست شناخته میشود. همگان به شهامت، پاکدامنی، فرزانگی و استقامت در راه حق دعوت میشوند؛ زیرا زبان عاشورا، زبان فطرت تمام انسانهاست. عاشورا دو سنت الهی را به جهان هدیه داد: نخست اینکه هرکس با انگیزه کسب خشنودی خدا و با هدف نیکبختی و هدایت مردم تلاش کند، حتی اگر در ظاهر شکست بخورد، پیروز قطعی است و راهش ادامه خواهد یافت. دوم اینکه قدرت و سلطه مستبدان، جباران و خودکامگان ناپایدار است و در روند عالم جایی ندارند.
حماسه عاشورا انقلابی بر ضد تمامی قراردادهای ننگین، استعمارگران و مفسدان است. تا جایی که وقتی از مهاتما گاندی، رهبر استقلال هند، درباره الگوی او برای این میزان از شهامت و ایستادگی سؤال میشود، میگوید: «من برای مردمم چیز تازهای نیاوردم. درس آزادگی، حریت، زندگی شرافتمندانه و زیر بار ظلم نرفتن را از مکتب عاشورا و حسین بن علی آموختم و به مردمم یاد دادم.» اندیشه و نهضت این الگوی عظیم بشریت در نگاه رهبران آزادیخواه جهان بسیار پررنگ و جاری است.
امام حسین (ع) در نامهای به مردم بصره فرمودند: «فانی ادعوکم الی احیاء معالم الحق و اماتة البدع، فان تجیبوا تهتدوا سبل الرشاد» (من شما را دعوت میکنم تا به من ملحق شوید تا نشانههای حق را زنده کنیم و بدعتها را بمیرانیم. اگر مرا اجابت کنید، به مسیر رشد و کمال هدایت میشوید). کلمه «سبل الرشاد» به معنای مسیری است که انسان لحظه به لحظه در آن رشد میکند. تأکید امام بر این است که با تکیه بر مکتب عاشورا، حق احیا شده و باطل نابود گردد.
با نگاهی به سال 61 هجری و پس از آن، بهویژه در دوران امامت امام زینالعابدین (ع)، متوجه حقایق تلخ و عجیبی از جامعه مسلمانان میشویم. امام سجاد (ع) پس از بازگشت از کربلا میفرمایند که ما در تمام مکه و مدینه حتی به اندازه 25 نفر طرفدار نداریم. این نشان میدهد که فرهنگ جامعه کاملاً دگرگون شده بود و امام (ع) باید از نقطه صفر، احیای معالم حق را که پدر بزرگوارشان در نامه به مردم بصره مرقوم فرموده بودند، آغاز میکردند.
تسنیم: اشاره کردید که اندیشمندان غیرمسلمان نیز نگاه ویژهای به این قیام دارند. از سوی دیگر، خود حضرت در وصیتنامه به محمد حنفیه شاخصههایی را برای قیام مطرح میکنند. پیوند این نگاههای جهانی با اهداف اصلاحگرایانه حضرت چگونه است؟
تأثیر عاشورا به حدی است که کارل بروکلمان، خاورشناس آلمانی، میگوید: «حق این است که بگوییم مرگ شهادتطلبانه حسین بن علی (ع) سبب پیدایش تحول دینی و شتاب مردم برای پیوستن به حزب علی بن ابیطالب (ع) گردید و آرامگاه او به مقدسترین زیارتگاه درآمد.» اندیشمندان جهان متوجه شدهاند که اگر عاشورا نبود، توحید و ادیان الهی از بین میرفتند. آنتوان بارا، نویسنده مسیحی در کتابهای خود بیان میکند که حسین (ع) روح تمام دینهای الهی است. او معتقد است تمام پیروان ادیان، اعم از مسیحی، کلیمی و مسلمان، دین خود را مرهون خون و مسیر امام حسین (ع) هستند و اگر عاشورا را از تاریخ بگیریم، هیچ دینی برای بشر باقی نخواهد ماند. همچنین گوستاو فون گرونباوم تأکید میکند که شکل غمانگیز شهادت امام حسین (ع) چنان تأثیر عمیقی بر روحیه مسلمانان گذاشت که هیچ شخصیت بزرگ دینی دیگری در دنیا چنین تأثیری نداشته است و این شهادت، موجب انقلاب بزرگی در جانها شد.
در کنار این نگاههای جهانی، وقتی به وصیتنامه حضرت به برادرشان محمد حنفیه نگاه میکنیم، میبینیم که ایشان به صراحت میفرمایند: «انی لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً، و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی...» (من برای شرارت، فساد و ظلم خروج نکردم، بلکه تنها برای طلب اصلاح در امت جدم قیام کردم). ایشان هدف خود را زنده کردن امر به معروف و نهی از منکر و حرکت بر اساس سیره پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) عنوان میکنند. نتیجه این حرکت در دست خداوند است، اما امام وظیفه خود را به درستی انجام میدهند.
این وصیتنامه برای ما که امروز دم از مکتب امام حسین (ع) میزنیم، پر از معنا و تکلیف است. ما باید از خود بپرسیم آیا حرکات ما در زندگی نیز به خاطر اصلاح خود، خانواده و جامعه است؟ آیا دغدغه احیای سیره پیامبر (ص) را داریم؟ یا خدای ناکرده حرکات روزمره ما آمیخته با فساد و ظلم است، حتی اگر شبها در خیمه عزای حسینی سینه بزنیم؟ انسان باید نیت خود را در کارهای روزمره، حتی غذا خوردن، بررسی کند که آیا هدفش کسب انرژی برای گناه است یا برای خدمت در مسیر حق. در وجود حسین بن علی (ع) ذرهای شرارت، ظلم و فساد نبود و ما نیز باید به دنبال اصلاح نفس خود باشیم.
اهمیت نیت در روایات ما بسیار مورد تأکید است؛ چنانکه پیامبر اکرم (ص) میفرمایند هر کاری که بدون «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز شود، ابتر (ناقص) میماند. این بدان معناست که انسان از ابتدای حرکت خود، تکلیفش را با کائنات و شیطان مشخص میکند و اعلام میدارد که کارش تنها برای خداست، نه برای دنیا، ثروت یا خودنمایی. اگر ازدواج، رفاقت یا شغلی تنها به خاطر ظواهر دنیوی و بدون در نظر گرفتن رضایت الهی شکل بگیرد، چون به نام خدا نبوده، ابتر میماند و به سرانجام مطلوب نمیرسد. خاصیت دنیا این است که هرچه برای خدا نباشد، فانی و از بینرفتنی است.
تسنیم: غایت این تربیت حسینی در جامعه اسلامی چیست و مفهوم «هیهات منا الذله» چگونه در شکلگیری یک جامعه مقتدر تجلی مییابد؟
امام حسین (ع) در حرکت عاشورایی خود دقیقاً به دنبال شکلگیری جامعهای بودند که احکام حکومتی و حقوق خصوصی آن، از ازدواج و طلاق گرفته تا معاملات و ارث، همگی بر اساس فقه اهلبیت (ع) بنا شود. امام (ع) خواهان اتحاد و انسجام جامعه حول محور توحید بودند. اگر جامعه را به مثابه یک دست در نظر بگیریم، افراد جامعه همچون انگشتان دست هستند؛ اگر این انگشتان به هم نزدیک شده و در هم تنیده شوند، تبدیل به یک مشت محکم میشوند که بر دهان تمام مستکبرین و یاوهگویان فرود میآید. با این اتحاد، نزاعها و تنشهای خانوادگی و قومیتی به حداقل میرسد. هرچند در جامعه مضمحل آن روزگار، رسیدن به این نتیجه فوری امکانپذیر نبود و امام (ع) با قیام خود بذر ولایت را برای آیندگان کاشتند تا در آخرالزمان، علمای دین با پرورش مردمان، جامعهای مقتدر بسازند.
این مسیر تربیتی در نهایت به پرورش انسانهایی منجر میشود که امروز در برابر استکبار جهانی، زورگویان و جهانخواران کودککش ایستادهاند و ذرهای از حقوق خود کوتاه نمیآیند؛ زیرا در مکتب امام حسین (ع) آموختهاند که حق ندارند زیر بار ذلت بروند. زمانی که والی مدینه از امام خواست تا با یزید ملعون بیعت کنند، حضرت قاطعانه فرمودند: «الا و ان الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین بین السلة و الذلة و هیهات منا الذلة...» (این زنازاده فرزند زنازاده مرا بین دو چیز مخیر کرده است: کشته شدن و ذلت؛ و هیهات که ما زیر بار ذلت برویم).
حضرت در ادامه میفرمایند که خدا، رسولش، مؤمنین، دامنهای پاک و جانهای باغیرت، نمیپذیرند که اطاعت از انسانهای پست بر قتلگاه کریمان ترجیح داده شود. نه تنها حسین بن علی (ع)، بلکه هیچ انسان موحد، باشرف و باغیرتی نمیپذیرد که زیر بار ذلت برود. امام (ع) دقیقاً چنین جامعهای را ترسیم میکنند.امروز ما نمونه بارز این تربیت را در جامعه اسلامی خود مشاهده میکنیم، جامعهای که بر اساس آموزههای اهلبیت (ع) شکل گرفته است. مردم جانشان، مالشان، فرزندانشان و سرداران بزرگ خود را تقدیم میکنند، شهید میدهند، اما هرگز ذلت را نمیپذیرند. این ایستادگی بینظیر، نتیجه و محصول یک برنامهریزی بسیار دقیق و الفبای فکری منسجمی است که امام حسین (ع) با خون خود به عالم هدیه دادند.
گفتوگو از: احسان همتی
انتهای پیام/