به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، از زمان آغاز تجاوز وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران در 9 اسفند 1404، جامعه شیعیان بحرین که از میزبانی کشورشان از پایگاههای نظامی آمریکا به ویژه فرماندهی ناوگان پنجم دریایی ارتش آمریکا در منامه به خشم آمده بودند، در اعتراض به مشارکت رژیم آل خلیفه در این نبرد، دست به راهپیمایی در خیابانهای این کشور حاشیه خلیج فارس کردند.
همچنین بسیاری از فعالان فضای مجازی بحرین نیز با انتشار پستهای مجازی ضمن اعلام حمایت و پشتیبانی از ایران در این نبرد، نسبت به سکوت نظام سیاسی بحرین در قبال جنایات اسرائیل و استفاده آمریکا از خاک این کشور برای حمله به ایران لب به انتقاد گشودند.
در واکنش به این فضای ملتهب سیاسی و اجتماعی در بحرین، رژیم آل خلیفه به مانند تجربه 15 سال قبل در جریان بیداری اسلامی بحرین (2011) سیاست سرکوب مخالفان خود را در پیش گرفت و در نتیجه آن علاوه بر بازداشت بیش از 40 عالم شیعی، دست به سلب تابعیت 200 شهروند این کشور از جمله 69 کودک و نوزاد شیرخواره کرد.
در همین راستا خبرگزاری تسنیم در میزگردی با حضور «باقر درویش»، رئیس مجمع حقوق بشر بحرین و حجتالاسلام و المسلمین «سید عباس شبر»، فعال سیاسی و مسئول ارتباطات الوفاق بحرین، به بازخوانی روند تحولات سیاسی و اجتماعی بحرین مقارن با جنگ رمضان و پیامدهای آن بر روابط نظام سیاسی و جامعه شیعیان بحرین پرداخته است.
در ادامه نسخه کامل این مصاحبه تقدیم حضور مخاطبان تسنیم میشود.
.
تسنیم: با سلام و احترام، جنگ و تجاوز اخیر علیه ایران رویدادی مهم و سرنوشتساز در منطقه محسوب میشود. این جنگ تحمیلی صرفا در ابعاد نظامی و خارجی خود محدود نماند، بلکه پیامدهای آن به طرز چشمگیری کشورهای عربی خلیج فارس به ویژه بحرین را تحت تأثیر قرار داد. تحولات منطقه ای در کشور بحرین همزمان با تحولات داخلی قابل توجه در عرصههای سیاسی، امنیتی و اجتماعی رخ داد و اوضاع را آشفتهتر کرد.
همزمان با تشدید تنشها و شعلهور شدن آتش جنگ در منطقه، اوضاع داخلی بحرین آشفتهتر میشد و اقدامات داخلی در سطح وسیعتری صورت میگرفت. این اقدامات شامل اعمال محدودیتهای فزاینده بر فضای عمومی، پیگیری قضایی فعالان سیاسی و مذهبی در سطحی گستردهتر، به علاوه پیگیری پروندههای حساس و مهمی ازجمله سلب تابعیت و احضار شهروندان به مراکز امنیتی بود. مقارن با تحولات داخلی بحرین و جنگ تحمیلی در ایران، پرسش اساسی به اذهان متبادر شد که نمیتوان در مورد آن بیتفاوت بود:
آیا اقدامات امنیتی اخیر در بحرین صرفاً واکنشی موقتی به تشدید درگیریها و تنشها در منطقه بوده یا نشان دهنده تغییری اساسی و عمیق و بازتعریفی از امور قانونی و غیرقانونی در جامعه بحرین است؟ آیا همبستگی و ابراز همدردی مردم بحرین با ایران یک تهدید امنیتی داخلی تلقی میشود یا اینکه ترس و نگرانی دولت بحرین فراتر از این هاست و دغدغه اصلی آن افکار عمومی جامعه به ویژه مخالفت مردم با عادیسازی روابط با اسرائیل و تحولاتی در آگاهیهای سیاسی جامعه است؟
در گفتگوی امروز به پرسشهای مهمی پاسخ خواهیم داد و درمورد موضوعاتی چون ارتباط بین حاکمیت و جامعه، مرزهای سیاست و امنیت و مفهوم وفاداری و تعلق خاطر به وطن در وضعیت منطقهای بسیار پیچیده صحبت خواهیم کرد.
در این قسمت از برنامه در خدمت دو میهمان گرانقدر هستیم. حجتالاسلام و المسلمین سید عباس شبر، فعال سیاسی و مسئول ارتباطات الوفاق بحرین؛ خدمت حضرتعالی خوش آمد عرض میکنم
عباس شبر: من هم خدمت شما سلام عرض میکنم.
تسنیم: میهمان محترم دیگر جناب آقای باقر درویش، رئیس مجمع حقوق بشر بحرین هستند. خیلی خوش آمدید.
باقر درویش: سلام و عرض ادب، از خدمت شما سپاسگزارم.
تسنیم:گفتگو را با جنابعالی آغاز میکنیم... آیا همچنان ابراز همدردی و همبستگی با ایران در بحرین، به عنوان یک تهدید امنیتی داخلی قلمداد میشود یا آنکه نوعی موضع گیری سیاسی یا رویکردی انسان دوستانه در قبال جنگ به شمار میرود؟

واکنش ایران در جنگ اخیر فراتر از انتظار دشمن بود
حملات مقتدرانه ایران به پایگاه های آمریکا، ملتهای مسلمان را تحت تاثیر قرار داد
پذیرش نظامیان آمریکایی جنایت دولتهای خلیج فارس علیه ملت خودشان است
عباس شبر: در ابتدا از دعوت شما سپاسگزارم و خدمت شما و مخاطبان محترم این برنامه سلام عرض میکنم. سوالی که مطرح کردید از اهمیت بسزایی برخوردار است. به خصوص در شرایطی که تشخیص ظالم از مظلوم با دشواری همراه است. مسئله این است که در این میان به چه کسی ظلم شده؟ آیا متجاوز ظالم است؟ یا کسی که مورد تجاوز قرار گرفته ظالم است؟ تمام ملت ها از جمله ملت مقاوم بحرین و کشورهای حاشیه خلیج فارس این را می دانند کشوری که مورد تجاوز قرار گرفته، جمهوری اسلامی ایران است. طبیعتاً ایران مثل هر کشور دیگری که مورد تجاوز قرار گرفته، حق دارد به این تجاوز پاسخ دهد. پاسخی که جمهوری اسلامی به دشمن داد فراتر از انتظار طرف مقابل بود. دشمن فکر نمیکرد ایران در چنین سطحی واکنش نظامی نشان بدهد. آنها پیش از این هم تلاش کردند در امنیت داخلی ایران اخلال ایجاد کنند، اما خوشبختانه همیشه نقشههایشان در سالهای اخیر با شکست مواجه شده است.
شکستهای مکرر دشمن از یک سو، و از سوی دیگر ضربات محکم و قدرتمندانه جمهوری اسلامی به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه باعث شد ملتهای مسلمان به ویژه ملتهای آگاه و بیدار ساکن در کشورهای حاشیه خلیج فارس تحت تأثیر قرار بگیرند و با جمهوری اسلامی ابراز همدلی و همراهی کنند. این واکنش به طور کلی در سطح منطقه قابل مشاهده بود. از سوی دیگر گروه هایی نیز وجود داشتند که به دنبال منافع شخصی بودند یا از جنگ با ایران نفع می بردند و یا به زعم خود دغدغهها و نگرانیهای خاص خود را داشتند. این گروهها علیه جمهوری اسلامی و بازیگران محور مقاومت در منطقه وارد عمل شدند. اقدامات این گروهها دو بخش بود:
اول اینکه اخبار و روایتهای ارائه شده توسط جمهوری اسلامی را انکار و تکذیب کنند و دوم اینکه معادلات را به نفع دشمن تغییر دهند و کشور مورد تجاوز و مظلوم را ظالم و تجاوزگر نشان دهند. اینها باعث بروز بحران و سوءظن ساکنان کشورهای حوزه خلیج فارس نسبت به طرفهای درگیر در جنگ شد. از طرفی هم ایران در جریان حملات خود به این کشورها در منطقه خلیج فارس، پایگاههای آمریکایی و حضور نظامی ایالات متحده را هدف قرار میداد؛ حضوری که برای این کشورها هم به هیچ عنوان خوشایند نبود. این حضور نظامی نه برای ملتهای منطقه و نه برای هیچیک از کشورهای حاشیه خلیج فارس خوشایند نبود. کشورهای کویت، عربستان سعودی قطر، بحرین و تمامی کشورهای حاشیه خلیج فارس هیچکدام تمایلی به حضور نظامی ایالات متحده در کشورهایشان نداشتند، زیرا این حضور بار سنگینی بر دوششان میگذاشت و موقعیتشان را به خطر میانداخت.
نکته قابل توجه این است که حکومتها از این حضور نظامی منافعی کسب میکردند اما ملتها سودی از آن نبرده، بلکه برعکس با این حضور بار سنگینی به لحاظ اقتصادی بر مردم تحمیل میشد. افزون بر اینکه خطرات امنیتی نیز در منطقه ایجاد میکرد. همانطور که اخیرا شاهد این مخاطرات بودیم. بنابراین معتقدم باید درمورد طرز فکری که در خصوص این حضور نظامی داریم تجدید نظر کنیم، به ویژه پس از این دوران سخت و پرتنشی که اخیرا منطقه پشت سر گذاشته است. لازم است کمی به خودمان بیاییم. در حال حاضر نیازمند بازنگری اساسی در نگرش و سیاستهای اتخاذ شده توسط سیاستمداران حاشیه خلیج فارس هستیم. آنها باید متوجه باشند که پذیرش حضور نظامیان آمریکایی در خاکشان نه تنها به کشورهایشان آسیب وارد میکند بلکه یک جنایت در حق ملتهای آنها نیز محسوب میشود.
تسنیم: از شما سپاسگزارم. جناب آقای باقر درویش، سوال اساسی که در حال حاضر اذهان را درگیر کرده این است که آیا دولت بحرین منتظر شروع جنگ ایران بود تا از فرصت استفاده کرده و دست به اقدامات اخیر بزند؟

نظام بحرین جنگ ایران را بهانه ای برای سرکوب شیعیان این کشور قرار داد
نظام بحرین ابراز همبستگی با ایران در خلال جنگ را جرم انگاری کرد
باقر درویش: بسم الله الرحمن الرحیم. طبیعتاً آنچه در حال حاضر در بحرین شاهد هستیم، تشدید سرکوب سیاسی است که در امتداد روند تاریخی گذشته رخ داده است؛ روندی که دست کم 15 سال ادامه داشته است، یعنی از سال 2011 میلادی آغاز شده و تا به امروز ادامه داشته است.
در طی این روند 15 ساله سازوکارهای کنترل امنیتی در ارکان مختلف دولت بازتولید و تثبیت شدند، پروژه اصلی که حکومت بحرین در طول تمام این سالها در حال اجرای آن بوده است، بازآفرینی واقعیتی متمایز در عرصه سیاسی و جنبشهای سیاسی یا به عبارت دیگر ایجاد تغییراتی در اوضاع و احوال سیاسی است، امری که با وارد کردن ضربات امنیتی متعدد، تشدید قوانین نظارتی و سختگیرانه، انحلال نهادهای سیاسی، سرکوب مخالفان، صدور احکام اعدام و بازداشتهای گسترده تحقق یافته است. بنابراین، ما سالهاست که شاهد سرکوبهای سیاسی مکرر هستیم. اما آیا این وقایع را میتوان جدا از تحولات منطقه تفسیر کرد؟ قطعا خیر.
در حقیقت، برآورد سیاسی حکومت بحرین پیش از آغاز جنگ تجاوزکارانه علیه جمهوری اسلامی ایران، مبتنی بر پیگیری انحلال کنشگری سیاسی، هدف قرار دادن نهادها و مؤلفههای دینی و مذهبی و اقدامات دیگر در چهارچوب مسیری مشخص بود. با آغاز جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران، حکومت بحرین تلاش کرد از این فرصت برای تشدید سرکوب، ایجاد اختناق بیشتر، محدود کردن آزادی های مردم و تحت فشار قرار دادن جامعه سیاسی استفاده کند.
.
در همین راستا از همان ابتدای جنگ، ابراز همبستگی با جمهوری اسلامی ایران جرم تلقی میشد. هر نوع محکوم کردن این جنگ نیز جرم انگاری میشد. هر کسی با سیاست خارجی، نظامی و امنیتی نظام از جمله میزبانی ناوگان پنجم آمریکا و همکاری با موساد، مخالفت میکرد تحت فشار و محدودیت قرار میگرفت. حمایت از این اقدامات مجرمانه در حالی صورت گرفت که این تجاوزات حتی منجر به وقوع جنایات جنگی در ایران از جمله هدف قرار دادن تأسیسات غیرنظامی شد.
بنابراین شاهد هستیم که گفتمان رسمی نظام پس از موج بازداشتها، محاکمهها، سلب تابعیت و اقدامات محدود کنندهای از این دست، حاکی از عدم حمایت مردم از سیاستهای رسمی حکومت است. نظام از مردم انتقاد میکند که از اقدامات امنیتی و نظامی حکومت حمایت نکردند. بله، درست است؛ حکومت بحرین تلاش کرد از شرایط منطقهای موجود استفاده کند تا برنامهای را که 20 سال است دنبال میکند را به مرحله اجرا درآورد. هدف این برنامه حذف مخالفان سیاسی و حتی ضربه زدن به هویت دینی مردم بود.

تسنیم: جناب آقای شبر، دلیل فشار حکومت بحرین بر نهاد روحانیت چیست و هدف نهایی حکومت از اعمال چنین سیاستهایی در قبال جامعه چیست؟
بیش از 40 عالم شیعی در تحولات اخیر توسط نظامی بحرین بازداشت شدهاند
دروس خارج در نتیجه بازداشت 6 آیت الله بحرینی تعطیل شده است
عباس شبر: همانطور که برادرمان جناب آقای باقر درویش پیشتر به این موضوع اشاره کردند حاکمیت در حال استفاده ابزاری از شرایط و فضای موجود است. انگار این شرایط فرصتی است برای حکومت تا به تعبیری جریان دینی موجود در کشور را به طور سازمان یافتهای سرکوب کند. این جریان، یک جریان دینی گسترده بوده و بسیار بر جامعه اثرگذار است. این جریان یک عنصر بیگانه نیست، بلکه از جنس همین مردم است و از میان همین مردم سربرآورده است.
مردم بحرین ذاتا انسانهای متدینی هستند. به علمای دین و روحانیون تعلق خاطر دارند و به مکتب آنها اعتقاد عمیق و قلبی دارند. این پیوند و اعتقاد قلبی با خون شهدای روحانی محکمتر گشته است. طبیعتاً وقتی جامعهای تا این حد با روحانیت گره خورده باشد این موضوع مستقیما بر واقعیت سیاسی و اجتماعی آن جامعه اثر میگذارد. اما حکومت از طریق سرکوب، بازداشت و تحت فشار قرار دادن گروهی از علمای دین و روحانیون که از مهم ترین و اثرگذارترین چهره های اجتماعی محسوب میشوند، درصدد کنترل فضای عمومی حاکم بر جامعه است. منظورم روحانیون و اساتید درس خارج هستند که رتبه «آیت الله» دارند.
درحال حاضر تقریبا 6 نفر از اساتید درس خارج با رتبه آیتالله، در بازداشت به سر میبرند. از این رو تدریس درس خارج در بحرین تقریبا تعطیل شده است. در حال حاضر دیگر مدرسی نداریم که دروس خارج از فقه را تدریس کند، چون این اساتید همگی بازداشت شدهاند. در حال حاضر شمار زیادی از اساتید حوزه علمیه از جمله بیش از 40 عالم دینی بازداشت شدهاند. این هزینهای است که علمای کنشگر و فعال سیاسی باید بپردازند. اگر این علما فعالیتی نمیکردند و به سیاست کاری نداشتند، از فشارهای امنیتی و هرگونه خطرات حکومتی مصون میماندند.
.
حکومت بحرین، علمای دین و شهروندان را به دلیل طرز تفکر و گفتمان آنها محاکمه میکند. این اقدام حتی با مواد قانون اساسی تدوین شده توسط حکومت بحرین، آشکارا در تعارض است. آنها قوانینی را که خود وضع کردهاند، قبول ندارند. حکومت با شعائر دینی مقابله میکند... مانع از برگزاری مراسم عزاداری میشود ... فعالان مذهبی از جمله علما، سخنرانان و امامان جماعت را دستگیر و بازداشت میکنند... اجازه برپایی نماز جمعه را نمی دهند. اقامه مهمترین و باشکوهترین نماز شیعیان بحرین بنابر تصمیم حکومت ممنوع شده است.
نظام اینها را نمیخواهد و تمایلی هم ندارد که چنین مراسمهای مذهبی برگزار شود؛ چون گفتمان دینی برای آنها آزاردهنده و نگران کننده است. حکومت از مردم میخواهد به نظام وفادار باشند نه وفاداری به وطن. وفاداری واقعی، وفاداری به وطن است نه نظام سیاسی، چون نظام های سیاسی موقتی هستند و تغییر میکنند.
این وطن است که هویت انسان را تشکیل میدهد و همواره پابرجا باقی می ماند. البته این وفاداری نسبت به وطن صرفا به معنای وفاداری به خاک سرزمین نیست بلکه به معنای وفاداری به حقیقت دینی، فرهنگی و ایمانی متعلق به آن سرزمین است، وگرنه چه معنایی دارد که انسان در سرزمینی زندگی کند اما به لحاظ فرهنگی، فکری یا دینی هیچگونه آشنایی یا تعلق خاطری به آن سرزمین نداشته باشد. در این صورت طبیعتا دلبستگی به وطن نخواهد داشت. «الم تکن ارض الله واسعه فتهاجروا» (آیا زمین خدا وسیع و پهناور نبود تا در آن مهاجرت کنید.) وقتی در وطن انسان به او ظلم میشود، زمین خدا که وسیع است میتوان به جای دیگری مهاجرت کرد. بنابراین وفاداری واقعی، وفاداری به دین و ارزشهای الهی است، نه وفاداری به نظام ستمگری که در برابر احکام خدا ایستاده است و میخواهد ظلم را در جامعه حکمفرما کند.
تسنیم: استاد باقر، شما کمی پیش از این در مورد سرکوب و اعدامها صحبت کردید. اولین قربانی آقای محمد الموسوی بود. به لحاظ قانونی، چگونه با این پرونده برخورد خواهد شد؟ و آیا اکنون شهروندان بحرینی ملزم به حمایت از متحدان خارجی، مانند اتحاد با آمریکا و عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی، به عنوان پیششرط وفاداری ملی خود هستند؟

شهید محمد الموسوی به دلیل اعلام همبستگی با ایران تحت شکنجه به شهادت رسید
بیش از 200 شهروند بحرینی به دلیل اعلام همبستگی با ایران تحت بازداشت قرار دارند
باقر درویش: اولا موضوع شهید محمد موسوی که زیر شکنجه جان باخت و بعداً وزارت کشور تعدادی بیانیه صادر کرد که مدرکی بر گناهکار بودن نهاد رسمی محسوب میشوند. این پرونده از بستر شکنجه و سرکوب موجود در بحرین جداییناپذیر است. شهید الموسوی اولین قربانی شکنجه یا اولین قتل فراقضایی نیست. در این سال ها، بیش از 15 سال، پرونده شهدا و قربانیان شکنجه، پروندهای سنگین و سرشار از نامهای متعدد است. اما حداقل، در این 15 سال، ما با دست کم پنج هزار قربانی شکنجه و بدرفتاری مواجه هستیم، بدون احتساب شهدا یا کسانی که زیر شکنجه جان باختند؛ که این خودش عدد دیگری است. این پرونده حتی هزاران نفری که مورد بازداشتهای خودسرانه قرار گرفتند، دربر نمیگیرد.
بنابراین، فضای رسمی موجود، واقعیتی را ایجاد کرده است که به نیروهای امنیتی اجازه میدهد از روشهای جدید شکنجه و انتقامجویی استفاده کنند. به عنوان مثال، محرومیت از روند درمان پزشکی در سالهای اخیر یک مسئله پرتکرار بوده است. پرونده منتقدان نظام یک دغدغه مستمر در بحرین در سالهای پیش بوده است و مقامات تلاش کردهاند تا راهحلهایی مشخص برای کاهش فشار رسانهها و حقوق بشر در این زمینه پیدا کنند.
بنابراین، کسانی که در قتل شهید الموسوی دست داشتند، دارای مصونیت سیاسی، شبهقضایی و قانونی هستند. در نتیجه، اقدامات قضائی پیشین سبب شد تمام این نامها از مجازات، پیگرد و پاسخگویی فرار کنند. برای ما همین کافی است که وزیر کشوری داریم که مسئول تمام اشکال این نقض حقوق بشر حال حاضر است، هنوز هم مسئولیت وزارتخانه را بر عهده دارد و اخیراً در امور دینی فتوای مذهبی هم صادر میکند، فتواهایی مبنی بر اینکه کسی که به منبر میرود باید چنین و چنان باشد، و خطبه جمعه باید چنین باشد، و واقعیت دینی باید اینگونه باشد.
از سوی دیگر، دگرگونی و تغییر و تحول در عقاید امنیتی را شاهد هستیم و میبینیم که حفظ منافع خانواده حاکم و حفظ کنترل بر تصمیمگیریهای سیاسی، مصادره ثروت و مقاومت در برابر دموکراسی به باور نهاد امنیتی بحرین مبدل شده است. همه این عناصر بخشی از عقاید امنیتی هستند که به صورت داخلی و برای سرکوب هدایت میشوند. اکنون منافع آمریکایی و صهیونیستی نیز هم اضافه شده است. هر شهروند بحرینی که از حضور نظامی آمریکا در بحرین یا سیاستهای جنایتکارانه رژیم اشغالگر انتقاد کند، به هدف انتقام دستگاه امنیتی مبدل شده است.
ما در مورد بیش از 200 زندانی در بحرین پس از جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران، از جمله زنان، صحبت میکنیم و برخی احکام سنگین علیه برخی منتقدان صادر شده است. هر بار در مورد تخلفاتی مانند ناپدید شدن اجباری، شکنجه و غیره اظهار نظر میشود. ما در مورد شهید سید محمد موسوی صحبت میکنیم و گروهی متشکل از پنج نفر دیگر نیز که همراه با او بودند. شرایط بازداشت آنها و وضعیت و شرایط آنها مشخص نیست و بنابراین مقامات در مورد ماهیت رویهها و شرایطی که بازداشتشدگان بههمراه محمد الموسوی در معرض آن قرار دارند، و سایرین شفاف سازی نمیکنند. در ادامه صحبتها به تغییری که مقامات در جریان شوک دیگر درمورد بازداشت علما انجام دادند، میرسیم این موضوع بحث دیگری است.
تسنیم: بله. جنابعالی در همین موضوع، مثلاً به عدد 200نفر اشاره کردند و حدود 69 نفر، از جمله کودکان، تابعیت آنها سلب شده است. بنابراین، ارتباط این موضوع با جنگ ایران چیست؟

69 کودک بحرینی از جمله نوزادان شیرخواره در برهه اخیر سلب تابعیت شدهاند
عباس شبر: البته، فقط کودکان نیستند، بلکه درباره نوزادان هم رخ داده است. اخیراً با خانوادهای در میان خانوادههای آواره ملاقات کردم که نوزادی چند روزه داشتند. این واقعاً گیجکننده است. چگونه یک رژیم میتواند تابعیت شهروندان را صرفاً به این دلیل که مثلاً کسی نوشته است «لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» سلب کند؟ این یک ابراز همدردی کاملاً طبیعی درباره شهادت رهبر مذهبی آنهاست؛ ارتباط آنها با این شخصیت یک وابستگی مذهبی است. با وجود این، این شخص تابعیت خود را از دست میدهد و مجبور به تبعید میشود.
برخی از این افراد سلب تابعیت شده سرپرست برادر دارای نیازهای ویژه خود بودند، اما تبعید میشوند و برادر خود را در بحرین رها میکنند. این یک وضعیت انسانی است که نیاز به تأمل دارد. این رژیم چگونه فکر میکند؟ آیا دستگاه امنیتی بحرین به نقطهای رسیده است که نمیتواند با هموطن خود زندگی کند چون مردم، آن ایدئولوژی را قبول ندارند؟
شاید بتوانم بگویم که مشکل واقعی بین رژیم امنیتی و مردم بحرین این است که این مردم در بیگانگی واقعی زندگی میکنند، چون منطقه یک واقعیت مذهبی و ایمانی است که ریشه در اسلام دارد و از آرمانهای اسلامی حمایت میکند. آنها در مورد آنچه در غزه اتفاق میافتد چه موضعی دارند؟ در مورد آنچه در داخل فلسطین اتفاق میافتد چه موضعی دارند؟ رفتار نظام را در جاهای دیگر میبینید که برخلاف اراده مردم عمل میکنند. مردم میخواهند آنها را به جمع امت بکشانند، اما آنها از این جامعه فرار میکنند. چون آنها به این جامعه تعلق ندارند، به این محیط و به این سرزمین تعلق ندارند.
حقیقت این است که آنها بیگانگانی بودند که به این کشور آمدند، کشوری که آنها را در آغوش گرفت و مردم بحرین از آنها استقبال کرد. در واقع، آنها قدرت را بدست گرفتند و به مردم وعده دادند که در اعتقادات و دین خود در امان خواهند بود. اما متأسفانه، عکس این روند اتفاق افتاد. چون آنها افکار و عقیده، وابستگی، تعلق خاطر افراد، مذهب و دین مردم را محاکمه میکنند و این روند حتی در سطح اشتغال نیز وجود دارد. اگر فقط به تعداد افرادی که به مذهب جعفری تعلق دارند که به عنوان مدیر در بانکهای بحرین کار میکنند، نگاهی بیندازیم، ظلم واقعی را علیه کسانی که به مذهب جعفری تعلق دارند، صرفاً به دلیل وابستگی آنها، به دلیل حمایت از مقاومت و همچنین حمایت از منافعی که به نفع امت اسلامی است، صورت میگیرد را شاهد خواهیم بود.
تسنیم: بر اساس آنچه شما گفتید، برخی ممکن است فکر کنند که حکومت بحرین میخواهد جامعه شیعه در بحرین را با جامعه دیگری جایگزین کند، اما از نظر قانونی و اجتماعی رابطه بین سلب تابعیت و از دست دادن تعلق به یک کشور چگونه درک میشود؟ آیا وابستگی سیاسی میتواند معیاری برای بقای تابعیت بحرینی باشد؟
باقر درویش: تفاوت این بار این است که آنها پا را فراتر گذاشته و تابعیت را به صورت گسترده سلب کردهاند، به این معنی که سلب تابعیت یک فرد شامل خانواده قربانی، فرزندان، نوهها و نتیجهها، صرف نظر از سن آنها نیز میشود. از نظر قانونی، در بسیاری از موارد این روند در بحرین طبیعی است. ما میگوییم سلب تابعیت و نه محرومیت از تابعیت، به این دلیل که تابعیت اکتسابی نیست. این افراد در بحرین متولد شدهاند و تمام عمر خود را در بحرین سپری کردهاند. بعد از اینکه تابعیت آنها سلب شد، در سالهای گذشته بسیاری از آنها هنوز هم در بحرین زندگی میکنند و خانوادههایشان از خانواده حاکم اصیلتر هستند.
به لحاظ قانونی دولت، قوانینی را تصویب کرده است که به وزیر کشور اختیار میدهد تا در مورد لغو تابعیت، توصیهای ارائه دهد که سپس توسط نخست وزیر تأیید و توسط پادشاه امضا میشود. با این حال، آیا این رویه قانونی اتخاذ شده توسط دولت، یک اقتباس مشروع است؟ خیر. اراده قانونی چنین قانونی را ایجاد نکرده است، که با احساسات و اراده عمومی همسو باشد، درحالی قوانین بینالمللی را نقض میکند. این از نظر حقوقی است. بخش دیگر سوال را به من یادآوری میکنید.
تسنیم: آیا وابستگی سیاسی میتواند معیاری برای حفظ تابعیت بحرین باشد؟
نظام بحرین علمای شیعه را به جرم مخالفت با عادی سازی روابط با اسرائیل و توافق ابراهیم بازداشت می کند
نظام از حوزه علمیه شیعی میخواهد نظرات فقهی در حمایت از عادیسازی با اسرائیل توافق ابراهیم عرضه کند
باقر درویش: رویکرد جدید در درون دولت این است که اکنون به دنبال تحمیل وفاداری اجباری است. این امر در افکار عمومی از طریق سوءاستفاده از مواضع و اظهارات به نام قبیلهها، خانوادهها و شخصیت های جامعه برای حمایت از اقدامات اخیر مانند سلب تابعیت، بازداشت علما، مشارکت در فعالیتها برای جمهوری اسلامی ایران و سایر اقدامات با توسل به زور، تهدید، ایجاد رعب و وحشت، اقدامات امنیتی و فضای آزادیخواهانه موجود، ابراز میشود. البته، این کار اولاً غیرقانونی، برخلاف قانون اساسی و همچنین غیرانسانی است و هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد.
در نهایت، آنها به زور سلب تابعیت میکنند.چه کسی گفته است که تعلق به یک کشور به معنای حمایت کامل از سیاستهای دولت و مقامات آن است؟ آنها این را از کجا آوردهاند؟ این فقط در رژیمهای تمامیتگرا و استبدادی و غیره اتفاق میافتد. بنابراین، دولت امروز به نقطهای رسیده است که نهایت سرکوب را انجام میدهد. دولت میخواهد در مورد افکار و تخیلات شما جستجو کند. این سطح فعلی جرمانگاری است. در واقع ما به نقطه جرمانگاری عقاید فقهی و باورهای مذهبی رسیدهایم. فلذا، این تحولی بسیار خطرناک است.
البته این از هجوم کشورهای خلیج فارس مانند امارات و کویت از اعلام هستهها، بازداشتها، هدف قرار دادن، سلب تابعیت و غیره و تعقیب عناصر قدرتمند در جامعه مذهبی و اسلامی، قابل تفکیک نیست. بنابراین، پروژهای که دولت امروز از طریق این مراحل آغاز کرده است در گام اول، لغو تابعیت دستهجمعی، ممکن است در ادامه به گامهای دیگری منجر شود و اتفاقاً، موضوع سلب تابعیت متوقف نشده است؛ تحریک رسانهای قابل توجهی وجود داشته است. شاید دولت همین رویکرد را با فهرستهای جدید و تبعید افراد بیشتری دنبال کند، که غیرقانونی هستند و حتی با برخی کشورها مشکل دارند.
در مورد مسئله بازداشت علما، این یک پروژه بسیار بزرگتر از صرفاً بازداشت افراد است، چون ارزیابی اولیه این است که در طول این 15 سال، مقامات معتقدند که توانستهاند از طریق انحلال، بازداشت، ممنوعیت فعالیت سیاسی عملی و همه این اقداماتی که انجام دادهاند توفیقاتی را حاصل کنند و اکنون نوبت نهاد مذهب است. نهاد مذهب سالهاست که حتی قبل از تأسیس این دولت، از طریق موقوفات و فعالیتهای مختلف و اشکال مشارکت مذهبی و تبلیغی خود، استقلال خود را در امور مذهبی حفظ کرده است.
.
دولت معتقد است که، البته پروژهای جدانشدنی از گزارش بندر است که نزدیک 20 سال پیش از آن کشف شد و طرحی برای سرکوب طایفهای است که با تغییر جمعیت مرتبط است و شورای اسلامی علما، خطبههای جمعه و حوزههای علمیه را هدف قرار میدهد. به بیانیه وزارت کشور که درمورد بازداشت علما منتشر کرده ، دقت کنید. در آن به مکانهای اثرگذاری اشاره شده است... مشخص کرده که در مورد خطبههای نماز جمعه، منبر حسینی، اشعار موکبی، مؤسسات آموزشی دینی داوطلبانه در بحرین و حتی مهدکودکها... یعنی از نقطه صفر در تربیت فرهنگی، آموزشی و دینی شروع کرده و به حوزههای علمیه رسیده است.
بنابراین، صحنهای که با بازداشت بیش از 40 دانشمند در یک روز دیده شد، بیش از 40 مسجد از امام جماعت خالی شد. تعطیلی حوزه های علمیه، بحرینیها از بازداشت علمای عالی و مدیران حوزه های علمیه شیعه در شوک به سر میبرند. تحریک گسترده رسانهای که حتی به خمس و اوقاف نیز کشیده خواهد شد، چون دولت میخواهد یک واقعیت طایفهای جدید ایجاد کند. این کشور به دنبال خطبههای نماز جمعهای است که به عادیسازی روابط با اسرائیل، آری بگوید و از حوزه علمیه میخواهد که نظرات فقهی را در حمایت از سیاستهای عادیسازی، سیاستهای آمریکا و توافق ابراهیم و موارد دیگر ارائه دهد.
این واقعیتی است که جامعه بینالمللی میخواهد بحرین را به سمت آن سوق دهد و این پروژه گسترده، خطرناک و طبیعتا پیامدهای قابل توجهی به همراه خواهد داشت. بنابراین، امروز مسئولیت بزرگی بر دوش جامعه اسلامی با نخبگان، مراجع و نهادهای مختلف آن است.

تسنیم: اما قصد داریم دربارهٔ شبکههای اجتماعی هم صحبت کنیم؛ اینکه حکومت پیشتر سیاست سرکوب صداها را در پیش گرفته بود. اکنون دربارهٔ سیاست سرکوب روابط در شبکههای اجتماعی و سیاست ایجاد ترس و وحشت صحبت خواهیم کرد.
همانطور که استاد باقر اشاره کردند، حکومت میخواهد جامعه را به جایگاهی برساند که برای مثال، به همهٔ سیاستهای دولت و مسئلهٔ عادیسازی روابط با اسرائیل و اینگونه امور «بله» بگوید. حکومت از کل جامعه چه میخواهد؟ آیا واقعاً میخواهد این جامعه را ریشهکن کند و جامعهٔ جدیدی را در بحرین ، بهویژه به جای جامعهٔ شیعیان جایگزین کند؟
نظام بحرین در حال اعطای تابعیت به شهروندان پاکستانی، سوری و یمنی با هدف تغییر ترکیب جمعیتی است
اعطای تابعیت به افراد بیگانه در امتداد ماجرای «بندر گیت» است
گزارش «بندر» تلاشی برای تغییر ساختار جامعه بحرین علیه شیعیان بحرین است
عباس شبر: اگر توانش را داشتند، حتماً این کار را میکردند. در واقع، همانطور که برادرمان استاد باقر کمی پیش از این دربارهٔ گزارش «بندر» گفت، گزارش بندر، گزارش بسیار خطرناکی است که دربارهٔ تمام ارکان و ساختارهای جامعه سخن میگوید. موضوع فقط تغییر فرهنگی نیست، بلکه تغییر ساختار موجود در درون جامعه و جایگزینکردن آن با جامعهای دیگری است که از بیرون وارد شده است. این همان چیزی است که حکومت از طریق روند اعطای تابعیت به قبایل مختلف در پی آن است. برخی از این قبیلهها در شبهجزیرهٔ عربستان حضور دارند، برخی در سوریه و برخی در یمن و در پاکستان.
نظام تلاش دارد تا در داخل بحرین، نوع دیگری از وفاداری ایجاد شود. وفاداریای که وابسته به نظام حاکم باشد؛ بهگونهای که حکومت سالها بعد، دیگر با مخالف واقعی در جامعه روبهرو نشود. اما اراده و خواست خداوند متعال چیز دیگری است. بنابراین این تغییراتی که رخ میدهد، به سود حکومتها نیست. مگر اینکه آن حکومتها با ملتهای خود بنشینند و واقعاً راهحلهای واقعی برای بحرانهای سیاسی موجود در آن کشورها پیدا کنند.
حقیقت دیگری که باید درک کنیم این است که مبارزهٔ نظام بحرین با اعتقادات و باورهای مردم و وابستگی مردم به مکتبهایی که ممکن است متفاوت باشند با مکتبی که حکومت به آن وابسته است به این معنا نیست که این ملتها در قبال حق خود برای مطالبهٔ باورها و عقایدشان سکوت خواهند کرد. چرا که اگر شرایط و تقدیر اجازه دهد، واقعیتی متفاوت را بر حکومت تحمیل خواهند کرد. بنابراین ما میگوییم که حکومت باید به راه درست بازگردد، چون دشمنیِ حکومت با «ولایت فقیه»، در حقیقت دشمنی با دین است.
اکنون که ما در عصر اینترنت زندگی میکنیم و در دورانی که انسان میتواند بسیار سریع به اطلاعات دست پیدا کند، دیگر ادعاهایی که مطرح میکنند نمیتواند مردم را فریب دهد. ادعاهای طرفداران این حکومت مبنی بر اینکه هرکس به مکتب ولایت فقیه وابسته باشد، ضد وطن است، صحیح نیست. کسی که واقعاً به وطن تعلق دارد، باید از فقهای دین پیروی کند و باید دینی را که به آن وابسته است، بشناسد. بنابراین نمیتوان گفت که آن بحرینی که به ولایت سلطان معتقد است و به ولایت مطلقهٔ پادشاه باور دارد، این هم نوعی ولایت در برابر ولایت فقیه است. اما فرد دیگری که به این نوع ولایت اعتقاد ندارد، نمیتواند بگوید آن شخص به وطن تعلق ندارد. بلکه فقط در دیدگاهها و باورهایی که به آنها اعتقاد دارد با او اختلاف نظر دارد.
تسنیم: استاد باقر، دربارهٔ آزادی بیان؛ امروز در بحرین حتی افراد را به خاطر یک لایک در سوابق، تحت پیگرد قرار میدهند. پس این آزادی بیان کجاست؟ آیا شبکههای اجتماعی در بحرین به یک پروندهٔ امنیتیِ باز تبدیل شدهاند؟

نظام بحرین خواستار عالمان شیعه بله قربان گو به دولت منامه است
باقر درویش: بله، البته این از یک جهت، یکی از نشانههای یک حکومت نگران و مضطرب است. درست است، ما اکنون با یک حکومت امنیتیِ بسیار سرکوبگر روبهرو هستیم که ابزارهای جدیدی برای تعقیب و پیگرد ابداع میکند و در جهت سرکوب آزادی بیان سیاسی تلاش میکند؛ اما در عین حال وقتی دستگاه امنیتی حتی از کمترین میزان تعامل در شبکههای اجتماعی هم هراس دارد، در حالی که ما دربارهٔ فضای سرکوب صحبت میکنیم. یعنی هیچ فعالیت سیاسی مستقل و آزادی در بحرین وجود ندارد. امروز پیگرد و تعقیب در گستردهترین شکل خود کاملاً آشکار است. بنابراین کار به جایی رسیده است که حتی سادهترین اشکال ابراز نظر را هم چه از طریق نوشتن در شبکههای اجتماعی و چه از طریق سخنان نفرتپراکنانه و کارزارهای تحریکآمیز تحت پیگرد قرار میدهند.
این روزها من بعضی حسابها را دیدهام که میآیند و بررسی میکنند که یک حساب مشخص چه کسانی را دنبال میکند. بعد ویدئو میسازند و علیه او تحریک میکنند که صاحب این حساب را بازداشت کنید، صرفا به این دلیل که فرد مزبور حسابهای مخالف حکومت را دنبال میکند که این امر از سیاست امنیتی حکومت جدا نیست. چون پیشتر وزارت کشور بخشنامهای صادر کرده بود که حتی «دنبالکردن» حسابها را جرمانگاری میکرد، نه فقط لایککردن را. یعنی اینکه کسی مثلاً یک توییت را لایک کند یا حسابی را در شبکههای اجتماعی دنبال کند این نشان میدهد که دستگاههای امنیتی تا چه اندازه میخواهند در پیگرد و سرکوب، و تا آخرین حد ممکن به سرکوب آزادیها ادامه دهند. اما این هدف محقق نخواهد شد. در این عصر که شبکههای اجتماعی پیشرفت کردهاند، این سیاست موفق نمیشود، حتی اگر مقررات، تدابیر، قوانین و اقدامات امنیتی مختلفی وضع کنند.
این نبرد در شبکههای اجتماعی به نتیجهٔ دلخواه آنان ختم نخواهد شد و این نکتهٔ خوب و مثبتی است که حکومتها در آن چندان موفق نمیشوند. درست است که آنها ارتشهای الکترونیکی دارند و چهرههایی در رسانهها فعالیت میکنند که پایگاه مردمی واقعی ندارند و همچنین با برخی کشورهای خلیج فارس ارتباط دارند و از چهرههای تحریکآمیز در منطقهٔ خلیج فارس نیز کمک میگیرند، اما آیا این اقدامات میتواند به شکلگیری افکار عمومی داخلیِ تأثیرگذار در حمایت از حکومت منجر شود؟ خیر.
به همین دلیل با وجود همهٔ این تحریکها، بسیجها و بازداشتها آنها تا این لحظه حتی با زور و اجبار هم توفیقی نداشتهاند. به همین دلیل هم به بازداشت بیش از 40 عالم دینی روی آوردهاند؛ چون میخواهند این حضور دینی و نخبگانی که جامعه را هدایت میکند به سیاستهای حکومت «بله» بگوید؛ هرچند آن سیاستها در جهت منافع آمریکا، اسرائیل و استبداد باشد.
تسنیم: جناب سید شبر در واقع، مسئله بحرین تا حدودی توسط رسانهها مورد غفلت قرار گرفته و به حاشیه رفته است. نمیدانم شاید مسئولیت این اتفاق بر عهده اتفاقات منطقه است؛ اما نظر شما راجع به کسانی که دولت بحرین و سیاستهایش را توجیه میکنند و میگویند این سیاستها به منظور از بین بردن شیعه به بهانه جنگ است، چیست؟

نظام آل خلیفه در ترویج الحاد در میان جوانان شیعه بحرینی نقش دارد
عباس شبر: میتوان گفت که این توصیف در این برهه تقریبا توصیف دقیقی است، به ویژه با توجه به حمله وحشیانهای که توسط حکومت علیه مردم جامعه شاهد آن هستیم، شاید بتوان گفت رژیم با تمام توان و قدرتش، چه توسط دستگاههای امنیتی و چه توسط ابزارهای قانونی و حقوقی از همه این سازوکارها استفاده میکند برای اینکه جامعه مذهبی را ریشه کن کند. به این معنا که این حکومت جامعه مذهبی را تاب نمیآورد... جامعه مؤمن و متدین را تحمل نمیکند...برخی از این افراد و اشخاص که حکومت آنها را ترویج میکند یا آنها حکومت را مدح و ثنا میکنند، در رسانههای اجتماعی خود را به عنوان چهرهای رسانهای نماینده یا صدای شیعه معرفی میکرد، اما در واقع، این شخص در جاهای دیگر، خطاب به جوانان میگوید: «الحاد را امتحان کنید!» او میگوید: «الحاد را امتحان کنید!» این چگونه با این واقعیت که او به مذهب شیعه تعلق دارد، سازگار است؟ او اساسا به دین اعتقادی ندارد و میگوید: «من الحاد را تجربه کردهام! شما هم الحاد را امتحان کنید»
حتی در سرمایهگذاری روی این افراد هم مشکل واقعی وجود داشته باشد. کسانی که روایت حاکمیت را ترویج میدهند، چیزی را ترویج میکنند که حکومت میخواهد. آنها در شبکههای اجتماعی واقعاً مشکل دارند. بنابراین، معتقدم که بازداشت علما تأثیر واقعی بر جامعه نخواهد داشت. تأثیر واقعی چیزی است که واکنشها به وجود خواهد آورد. واکنش ملت و جامعه علیه اقدامات حکومت؛ چون نظام دین جامعه را از او گرفته است.
این خلاصهای است از آنچه رخ داده است، عالمی که در روستا مشغول نماز بوده، بازداشت شده است... عالمی که به فرزندان درس میداده بازداشت شده.... عالمی که در حوزه علمیه تدریس میکرده هم بازداشت شده است. آن عالمی هم که مردم وجوهات شرعی را به ایشان میدادند نیز بازداشت شده است. طبیعتاً این شهروندی که به این بخش از جامعه بحرین تعلق دارد در برابر حق مذهبی خود سکوت نخواهد کرد و از وجودش که در کشورش در معرض تهدید قرار گرفته، دفاع خواهد کرد.
تسنیم: استاد باقر، همانطور که اشاره کردیم، همه مردم دنیا از مسئله بحرین اطلاع ندارند. به جهانی که شاید نداند چه اتفاقی دارد میافتد پشت سرِ صدای موشکها و اخبار جنگ، از طریق حضور در این رسانه درباره وضعیت امروز بحرین چه چیزی را میخواهید به گوش دنیا برسانید؟
کشورهای عربی خلیج فارس هم در سرکوب شیعیان بحرین نقش دارند
رویای ما بسته شدن ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و ترک خاک این کشور است
باقر درویش: بله، امروز بحرین وارد مرحله جدیدی از وحدت طایفهای با مسلمانان شیعه شده است. در این مرحله، که رفتارهایی مشابه ایدئولوژی داعش سیاسی از طریق هدف قرار دادن مساجد، حوزههای علمیه و مؤسسات آموزشی به منظور جرمانگاری اندیشه و فکر با استفاده از روشهای ارعاب و ایجاد وحشت در رویههای قانونی، رسانهای و سایر رویهها در حال شکل گرفتن است، ورود به پروژهای سیاسی که هویت ملی و مذهبی را هدف قرار داده است، آن هم با اتکا به سلب تابعیت کسی که آمده تا اصالت و هویت مرا زیر سوال برد، هرگز در این کار موفق نخواهد شد.
تمام تاریخ با ماست. چطور ممکن است موفق شود در حالی که بیش از 200 سال می آید و تاریخ مرا زیر سوال می برد؟ این تاریخی که از زمان ابن ساوی تا به امروز پیوسته امتداد داشته تو اصلا میتوانی چنین کاری کنی؟! تو اصلا در سطحی هستی که به تو امکان دهد این وجود و واقعیت را به چالش بکشی؟! آن هم در مصاف با تاریخ جنبش علمی در بحرین جنبشی که دهها فقیه و عالم را پرورش داده است.
بنابراین در مواجهه با این صحنه که نابودی وحدت طایفهای و حذف مخالفان سیاسی را هدف خود قرار داده شکی نیست که مسئولیتی برای درک آنچه اتفاق میافتد، برای اطلاع از تجاوزات، نقض آزادیها و حقوق در حوزه دینی و سیاسی وجود دارد، به ویژه با توجه به سکوت رسانهای و همبستگی حکومتی برخی رژیمهای حاشیه خلیج فارس در تحکیم این سکوت رسانهای در قبال هر صدایی که از رنج مردم بحرین سخن به میان آورد و از بازداشت ها و تجاوزات و بی قانونیها بگوید. درست است که نظام بحرین این شکل خشن از ظلم و ستم را به نمایش میگذارد. اما اگر کسی پستها و واکنشها را در پلتفرمهای رسانههای اجتماعی رصد کند به شدت آزرده خاطر می شود.
وقتی یک گزارش رسانهای را در یک کشور خاص تماشا میکند، همبستگی اجتماعی در یک کشور مقالات و تصاویر مختلفی که به جنایات، تخلفات و تعرضهای صورت گرفته در بحرین می پردازد، اثر بخشی خود را دارد و در نهایت یک مسئولیت اخلاقی نیز وجود دارد. مردم بحرین در معرض تعرض انتقامجویانه قرار دارند چون تصمیم گرفتند در سمت درست تاریخ بایستند. آنها در کنار فلسطین و در کنار لبنان ایستادند، در کنار ایران، یمن و عراق و در کنار مسائل عادلانه منطقه و علیه منافع آمریکا و اسرائیل ایستادند.
هر چند نظام برای ترویج و پیوند دادن موضوع ناوگان پنجم ایالات متحده به حاکمیت ملی تلاش میکند. اساسا ایجاد ناوگان پنجم ایالات متحده از همان ابتدا با موافقت عمومی ملت صورت نگرفت. مدرکی که حاکی از رضایت مردم با این اقدام باشد را بیاورند. از کجا میخواهند بیاورند؟ هیچ گونه رضایت عمومی برای حضور پایگاه نظامی آمریکا وجود ندارد. بلکه برعکس؛ رویای ما زمانی است که شاهد آن باشیم ناوگان پنجم ایالات متحده درهایش را در بحرین بسته و آنجا را ترک کرده است. چون این ناوگان ضد منافع ملی مردم بحرین است.
تسنیم: جناب سید شبر راجع به مردم بحرین، مهربانی مردم بحرین، و مبارزه و وفاداری آنها به این وطن و این دین و شهروندی صحبت بفرمایید. چه پیامی برای مردم دنیا دارید به کسانی که اطلاعات زیادی در مورد مسئله مردم بحرین ندارند....
بحرینیها در زمره معدود مللی بودند که آزادانه و با اشتیاق اسلام را برگزیدند
عباس شبر: ملت بحرین اصالتا ملتی متدین و مذهبی است و یکی از اولین ملتهایی بود که نزد پیامبر گرامی اسلام (ص) رفتند و به اسلام با قلب و جان ایمان آوردند. دو منطقه وجود دارند یکی بحرین و دیگری یمن که به طور مشخص مردم این دو منطقه با اشتیاق و اختیار اسلام آوردند. آنها حتی در فقه اسلامی نیز خصوصیات ویژهای دارند. اراضی این مناطق به عبارت روشنتر خراج زمین این مناطق، به خود مردم آن سرزمین می رسید. البته مطابق شرع اگر مردم بدون جنگ اسلام میآورند. از ویژگیهای منحصر به فرد ملت بحرین این است که آنها بدون جنگ اسلام آوردند برخلاف پارادوکسی که از سوی حاکمیت ترویج میشود که آنها بحرین را آزاد کردند. بحرین را از چه چیزی آزاد کردید؟ بحرین از ابتدا مسلمان بوده است. پس چطور آزادش کردید؟
بنابراین ما درباره یک ملت متدین سخن میگوییم، ملتی با ریشههای عمیق و واقعی در این سرزمین؛ ملتی متعلق به این سرزمین و به این ریشهها. این تعلق و ریشه دار بودن را هیچ نظامی نمیتواند از این ملت سلب کند و رابطه بین سرزمین و وفاداری و اصالت را از بین ببرد. مردم بحرین محب پیامبر (ص)، محب اهل بیت و اصحاب برگزیده و گرامی پیامبرند، اصحابی که پشتیبان پیامبر (ص) بودند. این ملت نمیتواند محب و همدل با دشمنان خدا باشد. این ملت نمیتواند حضور خارجیها را در سرزمینش بپذیرد
تسنیم: جناب عباس الشبر، مسئول روابط عمومی جمعیت الوفاق ممنونم از شما بابت حضور و مشارکت در این برنامه سپاسگزارم. جناب باقر درویش، رئیس انجمن حقوق بشر بحرین از شما نیز بابت حضور تشکر میکنم. از شما بینندگان عزیز هم سپاسگزارم. خدا یار و نگهدارتان.
انتهای پیام/