به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مراسم تقدیر از حسن جلایر تهیه کننده فیلم «سفیر» در سازمان سینمایی برگزار شد.
فیلم «سفیر» ساخته زنده یاد اسماعیلِ فریبرز صالح با بازی فرامرز قریبیان درباره حضرت مسلم بن عقیل علیه السلام سفیر امام حسین علیه السلام است که در سال 1361 به عنوان اولین فیلم با محوریت عاشورا ساخته شده است.
در این برنامه ساخت قریبیان به نمایندگی از پدرش بهمراه احمدرضا معتمدی کارگردان و تهیهکننده سینما و همچنین علی رویینتن حضور داشتند.
سام قریبیان: پدرم سر صحنه فیلم سفیر دندههایش شکست اما ادامه داد
سام قریبیان در ابتدای این نشست درباره پشت صحنه فیلم «سفیر» و حضور پدرش، فرامرز قریبیان، در این اثر سینمایی گفت: «وقتی درباره اتفاقات پشت صحنه یک فیلم در ایران صحبت میکنیم، گاهی نکاتی وجود دارد که کمتر دیده شده است. من از کودکی در فضای پشت صحنه سینما حضور داشتم؛ البته امروز که فکر میکنم شاید حضور یک کودک سه یا چهار ساله در پشت صحنه بسیاری از فیلمها چندان مناسب نبوده باشد، اما آن زمان این اتفاق میافتاد و من این تجربه را داشتم که پدرم من را به پشت صحنه فیلم سفیر برد.»
او ادامه داد: «در سه سال گذشته این افتخار را داشتم که بیوگرافی پدرم را بنویسم؛ کتابی که بسیار مفصل است و فیلم «سفیر» نیز یکی از آثار مهم در کارنامه هنری او به شمار میرود.»
قریبیان با اشاره به فعالیتهای پدرش پیش از انقلاب گفت: «آقای فرامرز قریبیان فعالیت خود را پیش از انقلاب آغاز کرده بودند. در برخی کتابهای سینمایی گاهی به اشتباه فیلمهایی که ایشان قبل از انقلاب بازی کردهاند اما بعد از انقلاب اکران شدهاند، به عنوان آثار پس از انقلاب معرفی میشوند. برای مثال فیلم «سایههای بلند» در اردیبهشت 1357 ساخته شد و ایشان پس از آن از ایران خارج شدند و بعد از بازگشت، در سال 1359 نخستین پیشنهاد کاری ایشان فیلم «خط قرمز» به کارگردانی مسعود کیمیایی و فیلمنامهای از بهرام بیضایی بود.»
او افزود: «همزمان پروژه «سفیر» نیز پیشنهاد شد و این باعث ایجاد تداخل میان دو پروژه شد. در نهایت آقای قریبیان به پروژه «سفیر» پیوستند.»
سام قریبیان درباره اهمیت این فیلم برای پدرش توضیح داد: «در آن دوران، شرایط سینمای پس از انقلاب هنوز کاملاً مشخص نبود و بسیاری از فیلمها با مشکلاتی مانند توقیف مواجه میشدند. برای یک بازیگر اهمیت داشت که اولین حضورش در سینمای پس از انقلاب با اثری قابل توجه باشد. خوشبختانه «سفیر» هم از نظر استانداردهای سینمایی اثر موفقی بود، هم در گیشه عملکرد خوبی داشت و هم نقشآفرینی پدرم در آن مورد توجه قرار گرفت.»
او همچنین به تمرینهای سخت پدرش برای این نقش اشاره کرد و گفت: «یکی از نکات جالب این بود که پدرم پیش از آن سوار اسب نشده بود. چون شخصیت فیلم به اسب نیاز داشت، تصمیم گرفتند آموزش ببینند. با هماهنگی انجامشده، حدود دو تا سه ماه تمرین سوارکاری انجام دادند.»
قریبیان ادامه داد: «در یکی از صحنههای فیلم، هنگام سوارکاری دنده ایشان شکست، اما با وجود این آسیب، بازی را ادامه دادند. صحنههایی که با چند اسب انجام میشود بسیار دشوار است، چون کنترل اسبها و هماهنگی میان آنها کار سادهای نیست. با این حال ایشان تا پایان به کار ادامه دادند.»
ای کاش مسیر سینمای ایران با نگاه انقلابی پیش میرفت
در ادامه این برنامه، علی روئینتن کارگردان سینما نیر گفت: در تاریخ سینمای ایران، دو فیلم درباره عاشورا و امام حسین (ع) ساخته شده که مردم برای دیدن آنها صف میکشیدند و استقبال گستردهای از آنها داشتند؛ یکی از آنها «سفیر» بود که خود من پنج بار به تماشای آن نشستم.
وی افزود: از مسئولین سینمایی که امروز این اتفاق را رقم زدند، از جمله آقای فریدزاده، مسعود نجفی و همه کسانی که پس از سالها از «سفیر» تقدیر میکنند، سپاسگزارم. ای کاش پیش از آنکه فریبرز صالح از میان ما برود، میدانستیم که این فیلم و این هنرمند چه جایگاه ارزشمندی دارند و با قدردانی از ایشان، این بزرگی را در زمان حیات آنها ارج مینهادیم.
کارگردان «دلشکسته» در خصوص فیلم «سفیر» گفت: با وجود اینکه فیلم با ساختاری کلاسیک ساخته شده و فریبرز صالح تلاش کرده بود قواعد سینمای کلاسیک را رعایت کند، این فیلم اثری با یک نگاه آوانگارد و روایت متفاوت نیز به شمار میآید. زمانی که مسلم بن عقیل به کوفه میرود و پس از رخدادهایی که برای او اتفاق میافتد، امام حسین (ع) قیس بن مُسَهَّر را مأمور میکند تا پیگیر سرنوشت مسلم شود. تلفیق این دو روایت و تبدیل آن به یک نگاه تازه نسبت به واقعه کربلا، یکی از ویژگیهای مهم فیلم است؛ روایتی که هم از نظر هنری قابل توجه است و هم توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند.
روئینتن خاطرنشان کرد: در سالهای ابتدایی پس از انقلاب، شرایط سینمای ایران بسیار متفاوت بود. بسیاری از فیلمها به موضوعات انقلابی، فضای ساواک، مسائل سیاسی آن دوره میپرداختند. بسیاری از شرکتهای تولیدی تعطیل شده بودند. در چنین شرایطی، حسن جلایر متوجه شد که سینمای ایران به تولید بزرگ، به امکانات تازه و به پیوند دادن مفاهیم انقلاب با فرهنگ عاشورا و اهلبیت (ع) نیاز دارد. او بدون ترس وارد میدان شد، برای فراهم کردن امکانات تلاش کرد و شرایطی را ایجاد کرد که چنین فیلمی ساخته شود. در این مسیر، افراد بزرگی حضور داشتند؛ از جمله زندهیاد کیهان رهگذر، کاظم افرندنیا و دیگرانی که هرکدام نقش مهمی ایفا کردند.
روئینتن در خصوص حضور فرامرز قریبیان به عنوان نقش اصلی فیلم «سفیر» نیز گفت: یکی از مهمترین ویژگیهای «سفیر»، انتخاب فرامرز قریبیان به عنوان نقش اصلی بود. بازیگری که پیش از انقلاب به عنوان یکی از ستارههای سینمای ایران شناخته میشد و در سینمای روشنفکری جایگاه ویژهای داشت، جایزه سپاس گرفته بود و در کنار بزرگان سینما فعالیت کرده بود. اینکه چنین هنرمندی پس از انقلاب ریسک کند و وارد یک پروژه تاریخی شود، تصمیمی مهم بود. قطعا «سفیر» بدون حضور و نقشآفرینی فرامرز قریبیان، فیلم دیگری میشد.
وی تاکید کرد: نقشی که قریبیان در «سفیر» ایفا کرد، نشاندهنده شناخت عمیق او از درام، میزانسن، دوربین و بازیگری است. او تنها یک بازیگر نبود؛ هنرمندی بود که شناخت دقیقی از سینما داشت. ای کاش مسیر سینمای ایران همیشه با همین نگاه انقلابی پیش میرفت؛ با همان جسارت و انقلابیگری که باعث شد چنین اثری ساخته شود. متأسفانه جریانی که جلایر و امثال او را از میدان دور کرد، باعث شد سینما بعدها میان دو جریان مختلف تقسیم شود؛ بخشی در مدیریت فرهنگی و بخشی در حوزههای دیگر و نتیجه آن شرایطی بود که بر سینمای ایران گذشت.
روئینتن بیان کرد: ما همچنان به فیلمهایی مانند «سفیر» نیاز داریم؛ آثاری که پس از گذشت دههها هنوز قابل تماشا هستند. سالها پس از ساخت این فیلم، همچنان میتوان از فیلمبرداری، طراحی صحنه، بازیها و فضای اثر لذت برد. ای کاش سازندگان این فیلم در زمان حیات خود میدیدند که اثرشان تا چه اندازه مورد تحسین و ستایش قرار گرفته است. باور کنید فریبرز صالح تصور نمیکرد چنین جایگاهی پیدا کند و چنین تقدیری از او شود. امیدوارم مسیری که سازمان سینمایی امروز آغاز کرده است، به تولید آثار ماندگار دیگری منجر شود.
روئینتن در پایان بیان داشت: ای کاش جلایر را بیشتر میشناختیم و از او قدردانی میکردیم. امیدوارم مراسم بزرگداشت ایشان در جشنواره فیلم فجر برگزار شود زیرا جایگاه و تأثیر او در سینمای ایران شایسته چنین توجهی است. در پایان باید پرسید چرا پس از سالها کسی به سراغ چنین هنرمندانی نرفت تا از اندیشه و تجربه آنها استفاده کند و چرا اجازه ندادیم چنین نگاههایی ادامه پیدا کند.
جلایر برای هنرمندان زیادی فرصت تولید فراهم کرد
در ادامه احمدرضا معتمدی، استاد رشته فلسفه و فیلمساز ، گفت: شنیدن خبر برگزاری چنین مراسمی بهویژه برای تقدیر از کسانی که در آغاز این مسیر زحمات فراوانی کشیدند و چرخ این جریان را به حرکت درآوردند، بسیار ارزشمند است.
کارگردان «قاعده بازی» افزود: اگر بخواهیم با زبان سینمایی صحبت کنیم، میتوان گفت هر حرکت و هر جریان، نیازمند یک محرک اولیه، یک انگیزه و یک آغاز است؛ علتی که همه معلولهای پس از خود را شکل میدهد. در تاریخ سینمای ایران نیز افرادی وجود داشتهاند که آغازگر بودهاند و به نوعی علت نخستین بسیاری از اتفاقاتی هستند که امروز شاهد آن هستیم. یکی از این افراد، استاد جلایر است؛ شخصیتی که در حوزه مدیریت و در زمینه تولید، منشأ خدمات ارزشمند و جریانساز بود.
معتمدی با بیان اینکه ایجاد یک جریان، نیازمند وجودی است که خود سرچشمه و منشأ باشد، خاطرنشان کرد: همانگونه که گفتهاند: «ذات نایافته از هستیبخش، کی تواند که شود هستیبخش.» کسی که میخواهد چیزی را ایجاد کند، باید خود واجد آن حقیقت باشد. از اینکه امروز فرصتی فراهم شده تا از پیشگامان این عرصه تقدیر شود، بسیار سپاسگزارم. این سنت ارزشمندی است که در سالهای اخیر آغاز شده و امیدوارم همچنان ادامه پیدا کند. وجود اندیشمندانی مانند آقای فریدزاده که افتخار آشنایی با پدر دانشمند ایشان را نیز داشتهام، برای من ارزشمند است. همچنین خاندان ایشان با سابقهای فرهنگی، اندیشهورز و حکمتمحور، همواره در عرصههای فکری و فرهنگی حضور داشتهاند. مهدی فریدزاده نیز که مدتی معاونت سینمایی را بر عهده داشتند، از همین خانواده فرهنگی بودند و در دورهای از من خواستند در این حوزه همکاری کنم و من نیز برای مدتی کوتاه در این مسیر حضور داشتم.
معتمدی تاکید کرد: امروز توقع ما از مدیران فرهنگی این نیست که تنها از محدودیتها و کمبودها سخن بگویند. حکیم کسی نیست که در برابر دشواریها تنها از تنگناها بگوید؛ بلکه وظیفه او این است که در دل کمبودها، امکان آفرینش و خلق را فراهم کند. در سالهای گذشته، آقای جلایر بارها تلاش کردند زمینه فعالیت و تولید آثار مهمی را برای هنرمندان فراهم کنند. از جمله برای زندهیاد ناصر تقوایی تلاش کردند تا پروژهای بر اساس متن عرفانی «انسان کامل» از عزیزالدین نسفی که توسط ایشان به متن سینمایی تبدیل شده بود، ساخته شود؛ اما این اتفاق به دلیل عدم همکاری مدیران وقت به نتیجه نرسید.
وی بیان کرد: حتی استاد جلایر به من نیز پیشنهاد دادند که اگر امکان دارد برای پیشبرد این پروژه اقدامی انجام دهم و امروز از اینکه آن پیشنهاد را نپذیرفتم، متأسفم. نمونههای دیگری نیز وجود داشت؛ از جمله پروژهای از بهمن فرمانآرا با عنوان «دل دیوانه» که اقتباسی از «باده کهن» بود و آن نیز به دلایلی متوقف شد. ما زمانی که جوانتر بودیم، تصور میکردیم باید از برخی بزرگان فاصله بگیریم و بعدها که وارد سنین میانسالی شدیم، به اشتباه خود پی بردیم.
این فیلمساز با اشاره به اینکه سینما مانند شعر یا نقاشی نیست که فرد بتواند در خلوت خود اثری خلق کند و به تنهایی پیش برود، افزود: سینما نیازمند همکاری، حمایت و حضور مجموعهای از افراد است. امیدوارم شرایطی فراهم شود که دستها گشادهتر شده و امکان تولید آثار بزرگ بیشتر شود. امید داریم این امکانات فراهم شود تا سینمای ایران بیش از پیش آباد و پویا شود.
معتمدی با اشاره به توان بازیگری فرامرز قریبیان نیز گفت: من در فیلم «آلزایمر» افتخار همکاری با ایشان را داشتم. بازیگری واقعی، بیش از هر چیز در «واکنش» معنا پیدا میکند. اگر به کسی بگوییم مادرت فوت کرده است، بیان این خبر شاید کار دشواری نباشد؛ اما نشان دادن واکنش انسانی و درونی فردی که با این خبر مواجه شده، کاری بسیار پیچیده است. بازیگری در سکوت، بازیگری در لحظههای ناپیدا و درونی، همان چیزی است که بسیاری از بزرگان سینما به آن دست یافتهاند. بازیگران بزرگ در حرکتهای نمایشی خود را نشان نمیدهند، بلکه در لحظات بحرانی، زمانی که درام شکل میگیرد، تعلیق ایجاد میشود و کشمکش به اوج میرسد، توانایی واقعی خود را آشکار میکنند.
معتمدی ادامه داد: فرامرز قریبیان از جمله بازیگرانی است که به این مرحله از شناخت و درک بازیگری رسیده است. در طول سالها با بسیاری از بزرگان سینمای ایران کار کردهام و این ویژگی را در ایشان برجسته دیدهام.
وی در پایان بیان داشت: امیدوارم این تقدیر تنها به یک مراسم محدود نشود و از تجربه، نگاه و اندیشه ایشان برای آینده سینمای ایران استفاده شود.
در بخش دیگری از این برنامه حسن جلایر تهیهکننده فیلم سفیر به بیان خاطرات خود از جریان تولید فیلم «سفیر» پرداخت.
او درباره شکلگیری مدیریت فرهنگی و سینمایی پس از انقلاب، بیان کرد: متأسفانه افراد زیادی آمدند که نمیدانستند کجا قرار دارند، به کجا میروند و چه کاری باید انجام دهند. تصور میکردند حالا که دری باز شده، انقلابی پیروز شده و طاغوت رفته است، باید جای آنها را بگیرند و مدیریت کنند؛ در حالی که این موضوع نیازمند داشتن شناخت و توانایی بود.
وی درباره شکلگیری ایده ساخت فیلم «سفیر» اظهار داشت: در آن دوران، قصهها و اتفاقاتی که میدیدیم باعث شد چیزی در دل ما شکل بگیرد و تصمیم گرفتیم فیلم بسازیم.
جلایر افزود: ابتدا قرار بود فرد دیگری کار را دنبال کند، اما در نهایت آقای فریبرز صالح وارد پروژه شد.
تهیهکننده «سفیر» با اشاره به برخی مخالفتها با تولید آثار مذهبی در آن مقطع گفت: زمانی که بحث ساخت فیلم درباره امام حسین(ع) مطرح شد، برخی دوستان معتقد بودند برای ساخت فیلمهای مذهبی زود است و جامعه هنوز آماده نیست. من مانده بودم چه کار کنم.
جلایر در ادامه صحبتهای خود با اشاره به اختلافات مدیریتی در سالهای ابتدایی پس از انقلاب گفت: من اهل دعوا نیستم. وقتی دیدم بحثها تبدیل به دعوای این جناح و آن جناح شده است، ناراحت شدم. در مقطعی با آقای محمد هاشمی که رئیس صداوسیما شده بود صحبت کردم و گفتم آقای هاشمی، شما تلویزیون را میشناسید؟ گفتند من معاون سیاسی نخستوزیر بودم و اصلاً فیلم ندیدهام که بخواهم تلویزیون را بشناسم.
وی افزود: به ایشان گفتم اگر تلویزیون را نمیشناسید، خواهش میکنم فعلاً دست به ترکیب آن نزنید و افراد را جابهجا نکنید. اول این رسانه را بشناسید، بعد تصمیم بگیرید. چون مدیریت یک مجموعه بدون شناخت آن میتواند مشکلساز شود.
جلایر ادامه داد: حتی زمانی که برای مدیریت شبکه پیشنهادی مطرح شد، گفتم شرطی دارم و آن این است که ابتدا افراد متخصص و آشنا با تلویزیون در جایگاههای درست قرار بگیرند. اما وقتی قرار باشد از ابتدا با شرط و تعیین افراد وارد مدیریت شوید، مسئله شناخت و عقلانیت کنار گذاشته میشود.
این تهیهکننده سینما با اشاره به وضعیت برخی هنرمندان پس از انقلاب گفت: از طرف دیگر، بنیاد مستضعفان هم شرایط خاصی داشت. من آنجا دیدم برخی فیلمسازان حضور دارند. پرسیدم شما اینجا چه کار میکنید؟ گفتند بعد از انقلاب از کار بیکار شدیم و آمدیم کارمند بنیاد مستضعفان شدیم. این واقعاً یک درد بود.
وی افزود: آنجا هم مجبور شدیم از این ظرفیتها استفاده کنیم. وقتی گفتند میخواهیم برای مستضعفان خانهسازی کنیم، پیشنهاد دادم این افراد با توجه به تخصصشان یک کار مستند بسازند که نشان دهد چگونه میتوان چنین کاری را انجام داد. این اتفاق افتاد و یک فیلم مستند نیمساعته ساخته شد.
جلایر تأکید کرد: گاهی در شرایط نابسامان، آدمها در جایگاههای نامرتبط قرار میگیرند، اما اگر شناخت درست وجود داشته باشد میتوان از استعدادها استفاده کرد. در نهایت خدا خواست که ما خدمتگزار این افراد باشیم و آنها هم مسیر خودشان را در فیلمسازی ادامه دهند.
او سپس درباره تأمین بودجه فیلم گفت که این مسیر را با کمک و همیاری شهید کلاهدوز که آن زمان قائم مقام سپاه بود ممکن شد و ایشان برای این فیلم تأمین بودجه کرد. مبلغی که درنظر گرفته شده بود 3 میلیون تومان بود اما در نهایت فیلم 9 میلیون تومان در آن دوران هزینه برداشت. زمانی که ایشان به شهادت رسید از حال رفتم و ماندم که چکار کنم؟
وی سپس با اشاره به دشواری طی شدن مراحل تولید فیلم بیان کرد: تولید این فیلم 3 هزار و 500 کیلومتر را طی کرده است از تهران تا کاشان و سپس برازجان. فقط 2 کامیون من وسایل گرفته بودم و دوربین 35 و ژنراتور که توانستم با کمک سپاه آنها را مجانی بگیرم. خب چه کسی حقیقتاً این پول را داده است؟
او درباره سیاهلشکری فیلم گفت که اول قرار بود 500 اتباع در فیلم به عنوان سیاهلشکر حضور پیدا کنند اما زمانی که پروژه را دیدند ترسیدند و فرار کردند. مدیر تولید فیلم آقای مجتبی عربی بسیار غمگین و ناراحت بود و مانده بود که چکار میتواند بکند. مدتی گذشت که دیدم مدیر تولید خوشحال و خندان آمد و گفت که گروهی بسیجی با فرماندهشان از برازجان راه افتادهاند بروند جبهه که همگی جوان هستند. البته اول میترسیدیم که به فرمانده آنها بگوییم که از نیروهایت برای فیلم استفاده کنیم زیرا آنان رزمنده بودند. اما رفتیم گفتیم که فیلم برای امام حسین (ع) است و پول آن را سپاه داده است؛ ما میخواهیم 3 روز شما اینجا باشید. بعد فرمانده گفت فقط 3 روز، 4 روز نشود، میخواهیم برویم جبهه.
وی در پایان گفت: این فیلم با خلوص ساخته شد و با همین خلوص هم باقی ماند.
علاقه زیادی به همکاری با بیضایی داشتم
جلایر با اشاره به علاقه خود در همکاری با بهرام بیضایی نیز گفت: فشارهای زیادی در آن دوران وجود داشت. درباره آقای بیضایی حرفهای مختلفی مطرح میشد. ایشان هنرمند بزرگی بود و پدرش هم شاعر خوبی بود و من هم به دلیل علاقهای که به شعر داشتم، دوست داشتم فرصتی فراهم شود تا بتوانیم از این ظرفیت استفاده کنیم. با وجود همه بحثها و فشارهایی که وجود داشت، نگاه من این بود که باید هنر و توانایی افراد را دید.
وی تاکید کرد: ساخت فیلم «روز واقعه» با فیلمنامه ای از ایشان مطرح شد اما در نهایت، به دلیل همان فشارها و شرایط موجود، فیلمنامه را در اختیار دوستی قرار دادیم که خودم او را برای کارگردانی دعوت کرده بودم و تازه از آمریکا آمده بود.
جلایر با بیان اینکه مشکل امروز سینما و تلویزیون ما این است که از اصل مسیر فاصله گرفتهایم، ادامه داد: امیدوارم به خاطر خدا و به احترام بزرگان و پیشکسوتانی که این راه را آغاز کردند، حرکتی درست و اساسی شکل بگیرد. وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز که از خانوادهای فرهنگی و اهل علم هستند، امیدوارم بتوانند این مسیر را اصلاح کنند.
جلایر در خصوص میزان بودجه فیلم «سفیر» نیز گفت: بودجه فیلم بسیار محدود بود و رقم قابل توجهی نقدینگی برای ساخت آن لازم بود. یادم می آید گفته بودم کاری که احساس کنم درست است را انجام میدهم. اگر وارد این پروژه شوم، مطمئن هستم هزینهاش بازخواهد گشت و جای نگرانی نیست. در اولین اکران فیلم «سفیر»، فروشش به 19 میلیون و 500 هزار تومان رسید. قیمت بلیت آن زمان دو یا پنج تومان بود. نیمی از درآمد متعلق به سینماها بود و سهم ما حدود 9 میلیون و 750 هزار تومان شد. اگر هزینه هفت میلیون تومانی تولید را کنار بگذاریم، در همان اکران اول حدود 2 میلیون و 750 هزار تومان سود حاصل شد. این اتفاق باعث شد فیلم جایگاه ویژهای پیدا کند.
خاطرات جلایر از رهبر شهید
جلایر همچنین به ذکر خاطرات خود از رهبر شهید پرداخت و گفت: من اولین بار ایشان را زمانی دیدم که 15 ساله بودم؛ در مسجد امام حسن(ع) مشهد و ایشان آن زمان 28 ساله بودند. این ماجرا گذشت تا زمانی که «سفیر» ساخته شد و صحبتهای زیادی پیرامون آن شکل گرفت. در آن مقطع مرتب تماسهایی از سوی مسئولان مختلف گرفته میشد و مسئولین سه قوه میخواستند فیلم را ببینند؛ از جمله آقای هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی. در جلسهای که در ریاستجمهوری برای نمایش فیلم برگزار شد، ما روی زمین نشسته بودیم و هوا سرد بود. آقای هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی نیز روی زمین نشسته بودند و در طول نمایش فیلم، مرتب درباره بخشهای مختلف سؤال میکردند و واکنش نشان میدادند. در اواخر نمایش فیلم، آقای خامنهای نیز رسیدند و به تماشای «سفیر» نشستند.
وی ادامه داد: بعدها ایشان خواستند تا دوباره به تماشای این اثر بنشینند و خواسته بودند تا من هم هنگام نمایش حضور داشته باشم. باید یادآور شوم که رهبر شهید در آن زمان بسیار خوشپوش بودند. ما پیش از انقلاب گاهی درباره روحانیون نقدهایی داشتیم اما وقتی با ایشان مواجه شدیم، به دلیل نوع پوشش، رفتار و سخن گفتنشان نگاه متفاوتی پیدا کردیم. در آن جلسه پس از نمایش فیلم، گفتوگوهایی شکل گرفت. ایشان بر لزوم ساخت چنین آثاری تاکید کردند.
تهیه کننده «سفیر» اظهار کرد: من گفتم میتوان فیلمهای دیگری را درباره شخصیتهای تاریخی به سرانجام رساند. آقای خامنهای گفتند من درباره شهید فخر محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن که از مدعیان اولیه مهدویت در میان جریان فاطمیون بود، تحقیقاتی انجام دادهام و داستانی درباره آن نوشتهام. ایشان کتابهای خود را از منزل به ریاست جمهوری منتقل نکرده بودند و قرار شد بعدها قصه این شخصیت را در اختیار ما قرار دهند. همین موضوع زمینهساز ادامه گفتوگوها شد.
«سفیر» بر صدق و ایمان استوار است
در ادامه رئیس سازمان سینمایی در سخنانی، ضمن عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام سوگواری امام حسین (ع) گفت: مجلس بسیار دلنشین و آموزندهای بود. از لطف و محبت همه بزرگوارانی که در این برنامه حضور دارند، تشکر میکنم.
رائد فریدزاده با ذکر خاطره نخستین مواجهه خود با فیلم «سفیر» افزود: اولین تجربه مربوط سینما رفتن برای من، در سینما هویزه مشهد و با تماشای فیلم «سفیر» رقم خورد. آن زمان برای نخستین بار وارد سالن تاریک سینما شدم. البته باید بگویم فیلم «سفیر» برای سن من مناسب نبود؛ بهخصوص صحنهای که مرحوم فریبرز صالح از جدا شدن سر از بدن به تصویر کشیده بودند. آن صحنه تأثیر زیادی روی من گذاشت و مدتها کابوس میدیدم.
وی بیان کرد: اتفاق مهم این بود که «سفیر» باعث آشتی میان قشر مذهبی جامعه و سینما شد. پیش از ساخت و نمایش این فیلم، جامعه مذهبی با سینما ارتباط چندانی نداشتند و وارد سالن سینما نمیشدند. بعد از انقلاب، فیلمهای انقلابی ساخته میشد، اما آن اثری که توانست پیوندی جدی ایجاد کند و باعث شود جامعه مذهبی سینما را بپذیرد، همین فیلم سالم، درخشان و ارزشمند «سفیر» با بازی فرامرز قریبیان بود.
معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید کرد: همانطور که اشاره شد، یکی از ویژگیهای مهم این اثر، شیوه درست روایت آن است. برای مواجهه با مفاهیم عمیق دینی باید زبان دیگری را اتخاذ کرد. اگر قرار باشد تا پیام اثر به صورت مستقیم بیان شود، هم تصویر و هم کلام با محدودیتهایی مواجه هستند. اما هنر فیلم در این است که مخاطب را از یک مسیر غیرمستقیم به حقیقت میرساند. «سفیر» نیز از همین جنس روایت بهره میبرد؛ حرکت از بیراههای که در نهایت انسان را به راه میرساند.
وی افزود: این فیلم در زمان خود اثری کمنظیر بود و هنوز هم نمونهای برجسته در سینمای ایران محسوب میشود. از همکاران عزیز در روابط عمومی سازمان سینمایی تشکر میکنم که تلاش میکنند بخشی از حافظه سینمایی، تاریخی و ملی ما از طریق روایت و یادآوری آثار بزرگان حفظ شود.
فریدزاده در پایان بیان داشت: نکتهای که دوستان در این برنامه درخصوص منابع مالی و امکانات مطرح کردند، بسیار مهم است. امکانات لازم است و بدون آن بسیاری از کارها پیش نمیرود اما در کنار آن، چیزی که اهمیت بیشتری دارد صدق و ایمان است. امیدوارم همه ما از تعلقات و نفسانیات فاصله بگیریم و بر اساس همان چیزی که «سفیر» بر آن استوار بود، یعنی صدق و ایمان، حرکت کنیم. اگر این دو عنصر در کارها حضور داشته باشد، انشاءالله شرایط برای همه بهتر خواهد شد.
در انتهای این مراسم با حضور رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی از حسن جلایر تهیه کننده فیلم تقدیر شد و سام قریبیان لوح تقدیر فرامرز قریبیان بازیگر فیلم سینمایی «سفیر» را دریافت کرد.
در این برنامه همچنین پیام قدردانی فرزند فریبرز صالح که در خارج از کشور زندگی می کنند نسبت به برگزاری این مراسم و زنده نگاه داشتن یاد فیلم «سفیر» و سازندگان آن پخش شد.
انتهای پیام/