خبرگزاری تسنیم ـ جواد رمضانیان|در ادبیات امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، برخی نامها صرفاً در حد یک مسئول نظامی باقی نمیمانند، بلکه به «نقطه عطفهای راهبردی» در تاریخ قدرت دفاعی کشور تبدیل میشوند. سپهبد شهید حسین سلامی از جمله این شخصیتهاست؛ فرماندهای که در دوره مسئولیت خود در رأس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نهتنها در تقویت توان نظامی کشور نقشآفرینی کرد، بلکه در بازتعریف مفهوم بازدارندگی، امنیت ملی، جنگ ترکیبی و عمق راهبردی جبهه مقاومت نیز اثرگذار بود.
برای بررسی ابعاد این نقش و تحلیل جایگاه شهید سلامی در منظومه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، با عباس گلرو عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی به گفتوگو نشستهایم.
تسنیم: مهمترین ویژگی شخصیتی و مدیریتی شهید سلامی را در چه میدانید؟
گلرو: اگر بخواهم یک جمعبندی دقیق و در عین حال جامع از شخصیت شهید سپهبد حسین سلامی ارائه کنم، باید بگویم ایشان نمونهای کامل از پیوند «ایمان، عقلانیت راهبردی و قدرت میدانی» بود. در بسیاری از فرماندهان نظامی جهان، ممکن است یکی از این مؤلفهها برجسته باشد، اما در شخصیت شهید سلامی هر سه این عناصر به شکل همزمان و متوازن وجود داشت.
او صرفاً یک فرمانده عملیاتی نبود؛ بلکه یک فرمانده اندیشهورز بود که به مفهوم قدرت، فراتر از ابزارهای سختافزاری نگاه میکرد. شهید سلامی قدرت را یک «پدیده چندلایه» میدانست که از ایمان مردم آغاز میشود و تا فناوریهای پیشرفته نظامی ادامه پیدا میکند.
به همین دلیل در دوران فرماندهی ایشان، ما شاهد یک تغییر پارادایم در سپاه بودیم؛ تغییری که از «واکنشمحوری» به سمت «بازدارندگی فعال و پیشدستانه» حرکت کرد. این تغییر ساده نبود، بلکه نتیجه یک فهم عمیق از تحولات محیط امنیتی منطقه و جهان بود.
تسنیم: چگونه ایمان و معنویت در شخصیت شهید سلامی به قدرتآفرینی تبدیل شده بود؟
گلرو: در منظومه فکری شهید سلامی، ایمان یک مفهوم فردی و صرفاً معنوی نبود؛ بلکه یک «مولفه قدرت ملی» محسوب میشد. او معتقد بود جامعهای که ایمان و اعتماد به نفس الهی دارد، در برابر فشارهای خارجی فرو نمیریزد.
نکته مهم اینجاست که شهید سلامی ایمان را در سطح شعار نگه نمیداشت، بلکه آن را وارد فرآیند تصمیمسازی راهبردی میکرد. یعنی وقتی درباره یک تهدید یا یک سناریوی امنیتی تصمیم میگرفت، فقط محاسبات مادی را نمیدید؛ بلکه به ظرفیتهای معنوی، روحیه ملی و سنتهای الهی در تاریخ نیز توجه داشت.
این نگاه باعث میشد در شرایطی که برخی تحلیلها به سمت انفعال یا احتیاط بیش از حد میرفت، او نگاه فعال، پیشبرنده و گاهی جسورانهتری داشته باشد.
اخلاص در شخصیت ایشان نیز بسیار تعیینکننده بود. بسیاری از اقدامات راهبردی او بدون جنجال رسانهای و بدون نمایش انجام میشد. این نشان میدهد که درک او از قدرت، یک درک «وظیفهمحور» بود نه «نمایشمحور».
تسنیم: مکتب فرماندهی شهید سلامی چه ویژگیهایی داشت؟
گلرو: اگر بخواهیم از «مکتب سلامی» صحبت کنیم، باید آن را در چند سطح تحلیل کنیم. نخست، سطح راهبردی است؛ یعنی نگاه ایشان به آینده تهدیدات. دوم، سطح سازمانی است؛ یعنی نحوه مدیریت نیروی انسانی. و سوم، سطح تمدنی است؛ یعنی نقش ایران در معادلات منطقهای.
در سطح راهبردی، شهید سلامی معتقد بود دشمن در حال تغییر ماهیت جنگ است. بنابراین سپاه نیز باید از یک نیروی صرفاً دفاعی به یک نیروی «هوشمند، چندلایه و منعطف» تبدیل شود.
در سطح سازمانی، ایشان به شدت به جوانگرایی اعتقاد داشت. بسیاری از فرماندهان جوان امروز، محصول همین نگاه هستند. او معتقد بود نسل جدید باید مسئولیتهای سنگین را تجربه کند تا قدرت تصمیمسازی در بدنه سپاه تقویت شود.
در سطح تمدنی نیز، نگاه او محدود به مرزهای ایران نبود. شهید سلامی جبهه مقاومت را یک «عمق راهبردی واحد» میدید که امنیت ایران را به امنیت منطقه گره میزند.
تسنیم: ولایتمداری چه نقشی در منظومه فکری شهید سلامی داشت؟
گلرو: ولایتمداری در نگاه شهید سلامی یک اصل تشریفاتی یا اداری نبود؛ بلکه «ستون فقرات نظام تصمیمسازی» او بود. او اعتقاد داشت که در نظام جمهوری اسلامی، ولایت فقیه صرفاً یک جایگاه سیاسی نیست، بلکه محور هدایت کلان انقلاب است.
به همین دلیل، در تمامی تصمیمات مهم، هماهنگی کامل با منویات رهبر معظم انقلاب در رفتار و گفتار ایشان کاملاً مشهود بود. این موضوع باعث میشد تصمیمات سپاه در دوران فرماندهی او از انسجام، ثبات و جهتگیری مشخص برخوردار باشد.در واقع میتوان گفت ولایتمداری در شخصیت شهید سلامی، یک عامل «تولید اقتدار» بود، نه صرفاً یک باور فردی.
تسنیم: نقش شهید سلامی در ارتقای قدرت بازدارندگی کشور چگونه قابل تحلیل است؟
گلرو: یکی از مهمترین تحولات در دوران فرماندهی شهید سلامی، ارتقای مفهوم بازدارندگی از سطح کلاسیک به سطح «بازدارندگی ترکیبی و هوشمند» بود.
او به خوبی درک کرده بود که بازدارندگی فقط به معنای داشتن تجهیزات نظامی نیست؛ بلکه ترکیبی از قدرت موشکی، توان پهپادی، جنگ الکترونیک، قدرت اطلاعاتی و مهمتر از همه، اراده سیاسی و روحیه ملی است.
در دوره ایشان، ایران به نقطهای رسید که تهدیدات خارجی بهطور جدی دچار بازدارندگی ذهنی شدند. یعنی دشمن پیش از اقدام، دچار محاسبه هزینه–فایده پیچیده میشد.این همان نقطهای است که یک کشور از «دفاع» به «بازدارندگی فعال» میرسد.
تسنیم: تحلیل شهید سلامی از جنگ ترکیبی دشمن چه بود؟
گلرو: شهید سلامی از جمله فرماندهانی بود که جنگ ترکیبی را نه به عنوان یک مفهوم نظری، بلکه به عنوان یک واقعیت جاری درک کرده بود.
او معتقد بود دشمن دیگر فقط با ابزار نظامی وارد نمیشود، بلکه از رسانه، اقتصاد، فضای مجازی و عملیات روانی برای تضعیف اراده ملی استفاده میکند.
در نگاه او، هدف اصلی دشمن «شکستن اراده ملت ایران» بود، نه اشغال سرزمین. بنابراین مقابله با آن نیز باید در سطح اراده، ذهن و روایت انجام میشد.
تسنیم: نقش شهید سلامی در جهاد تبیین چگونه قابل ارزیابی است؟
گلرو: شهید سلامی درک عمیقی از جنگ روایتها داشت. او میدانست اگر واقعیت قدرت جمهوری اسلامی به درستی بیان نشود، دشمن آن را وارونه جلوه خواهد داد.
به همین دلیل، سخنرانیها و مواضع او صرفاً نظامی نبود، بلکه بخشی از یک راهبرد بزرگتر برای «تبیین قدرت» و «تقویت اعتماد به نفس ملی» محسوب میشد.
او معتقد بود جامعهای که خود را ضعیف تصور کند، حتی بدون جنگ نظامی نیز دچار آسیب خواهد شد.
تسنیم: نقش شهید سلامی در تقویت جبهه مقاومت چه بود؟
گلرو: شهید سلامی یکی از معماران انسجام جبهه مقاومت در منطقه بود. او به این باور رسیده بود که امنیت ایران بدون امنیت منطقه قابل تحقق نیست.
بر همین اساس، تقویت توان گروههای مقاومت را بخشی از عمق راهبردی جمهوری اسلامی میدانست. این نگاه باعث شد جبهه مقاومت به یک شبکه هماهنگتر و منسجمتر تبدیل شود.
تسنیم: مهمترین میراث شهید سلامی چیست؟
گلرو: میراث شهید سلامی را باید در سه سطح دید: قدرت دفاعی، انسجام منطقهای و تولید گفتمان اقتدار.او به ما نشان داد که یک کشور مستقل میتواند بدون اتکا به قدرتهای خارجی، به سطحی از بازدارندگی برسد که دشمن را از اقدام مستقیم باز دارد.این میراث امروز یک سرمایه راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران است و باید برای نسلهای آینده حفظ و تقویت شود.
انتهای پیام/