به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در چارچوب ادامه تحلیلهای منطقهای و بینالمللی از نتایج جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و توافقی که اخیراً میان تهران و واشنگتن منعقد شد، روزنامه القدس العربی، چاپ لندن در مقالهای به بررسی معادله جدید بازدارندگی راهبردی که ایران در منطقه تحمیل کرد پرداخته که شرح آن به شکل زیر است.
ایران درحال تاریخسازی در منطقه است
در طول دوازده ماه گذشته، تهران یک استراتژی بازدارندگی منطقهای را تدوین کرده و خود را از آخرین خط دفاعی به اولین خط تهاجمی در رویارویی با اسرائیل تبدیل کرده است. بر اساس این استراتژی جدید، ایران خط عمیقی در دریاها کشیده است که از دریای سیاه تا بالکان و مدیترانه شرقی، تا دریای سرخ، شاخ آفریقا و خلیج فارس و از شمال تا دریای خزر امتداد دارد.
این استراتژی بازدارندگی جدید، اسرائیل را از غرب، شرق، شمال و جنوب محاصره میکند و یک استراتژی امنیتی منطقهای جدید و قابل دستیابی را بر اساس اصول عدالت، برابری، احترام متقابل، همکاری و ثبات ترسیم میکند.
اکنون، پس از اعلام توافق برای پایان دادن به جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، لغو محاصره دریایی، باز کردن تنگه هرمز برای ناوبری ایمن و بازگرداندن حقوق ایران که توسط قطعنامههای قبلی ایالات متحده، شورای امنیت سازمان ملل و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نقض شده بود، این حق مردم ایران است که پیروزی اراده مقاومت مبتنی بر صلح و ثبات از طریق قدرت نظامی، نه تنها در مقابله با استکبار آمریکا و اسرائیل بلکه در همه درگیریهای منطقه را جشن بگیرند.
امروز، ایران پس از پیروزی در تنگه هرمز، در حال تاریخسازی در منطقه است. بعد از این معادلات، مسیر روشن و واضح است اینکه تنها راهکار، اراده مقاومت است. توافق اسلام آباد که قرار است رسماً روز جمعه در ژنو امضا شود، صرفاً آغاز یک سفر است، نه پایان آن، سفری که اراده را با دیپلماسی زیرکانه، انعطافپذیری و تلافی نظامی در هم میآمیزد.
استراتژی بازدارندگی منطقهای ایران مقابل پروژه صهیونیستی
تحلیل اظهارات رهبران ایران در روزهای اخیر نشان میدهد که تهران دامنه بازدارندگی استراتژیک منطقهای خود را از غرب با لبنان (خط قرمز به دلیل حضور در خط مقدم با اسرائیل) آغاز میکند، از جنوب به دریای سرخ، یمن و شاخ آفریقا و از شمال به آذربایجان و دریای خزر (که محیط این منطقه بازدارندگی را تشکیل میدهند) امتداد میدهد. بنابراین، این دامنه با اصل برتری نظامی قاطع اسرائیل و استراتژی صهیونیستی هژمونی منطقهای در تضاد است.
این مرزهای منطقه بازدارندگی، رابطه پیچیدهای بین امنیت در مدیترانه شرقی و خلیج فارس ایجاد میکند. شاخ آفریقا و آسیای مرکزی نیازمند یک سیاست منطقهای مؤثر و دیپلماسی زیرکانه است. برای این منظور، ایران باید اتحادهایی با ماهیت سیاسی، نه ایدئولوژیک یا فرقهای، ایجاد کند تا به خود و متحدانش در انجام مسئولیتهای حفظ امنیت منطقهای کمک کند.
در این زمینه، تقویت روابط تهران با چین و روسیه بسیار مهم است، همانطور که توسعه روابط با ترکیه برای جلوگیری از نفوذ اسرائیل به کشورهای آسیای مرکزی از طریق آذربایجان نیز مهم است. با توجه به نفوذ تاریخی ترکیه در آسیای مرکزی، ایجاد روابط سیاسی عمیق با آن به ایران کمک میکند تا امنیت ملی خود را حفظ کند و نقش مؤثرتری در حفظ امنیت منطقهای ایفا کند.
چنین همکاری برای منافع هر دو کشور (ایران و عربستان) ضروری است. نباید به اسرائیل اجازه داده شود که در دریای سرخ، مانند مدیترانه شرقی، با مصونیت عمل کند و ضروری است که عربستان در ایجاد یک منطقه حائل قوی برای جلوگیری از گسترش اسرائیل به سمت شرق از طریق لبنان، سوریه و اردن مشارکت داشته باشد.
تحمیل اراده سیاسی ایران به آمریکا از طریق قدرت نظامی
توافق اسلام آباد میان تهران و واشنگتن اولین تجسم ملموس استراتژی جدید بازدارندگی منطقهای، چه از نظر دیپلماتیک و چه از نظر نظامی، محسوب میشود. طبق شواهد موجود و به گفته وزارت امور خارجه و شورای عالی امنیت ملی ایران، تهران تقریباً هر آنچه را که میخواست، طبق چارچوب کلی استراتژی، از نظر عدم چشمپوشی از حقوق اساسی ملی خود، به خطر نینداختن دستاوردهایی که در طول جنگ به دست آورده بود و عدم اجازه دادن به هیچ محدودیتی در آینده بر آزادی اراده و استقلال تصمیمگیری خود، به دست آورد.
این توافق، همانطور که توسط تهران اعلام شد، شامل پایان دادن به جنگ در همه جبههها، بهویژه جبهه لبنان است که ترامپ را در تضاد مستقیم با نتانیاهو قرار میدهد. امتیازات قابل توجهی که ایران در این توافق کسب کرد مربوط به پایان دادن به تحریمها، لغو محاصره دریایی، دسترسی به داراییهای مسدود شده و ترتیبات مربوط به مرتبط کردن انجام تعهدات با اجرای خود توافق است.
از سوی دیگر امتیازدهیهای اخیر واشنگتن به تهران برای راضی کردن آن جهت عدم تلافی دومین حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت، شکاف عمیقی را در روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی در مورد این توافق آشکار کرد. این شکاف به حدی رسید که ترامپ در تماس تلفنی خود با نتانیاهو در روز یکشنبه، که طی آن او را از این توافق مطلع کرد، شخصاً به او توهین کرد و او را به حماقت و نادانی در ارزیابیاش از نحوه مدیریت درگیری در منطقه متهم کرد.
ترامپ گفت که در صحبتهای خود با نتانیاهو اصرار داشت که جنگ در لبنان باید پایان یابد و اسرائیل باید به طور دائم از حمله به بیروت یا هر بخش دیگری از خاک لبنان دست بردارد. پس از این تماس، ترامپ دستور ریاست جمهوری برای پایان دادن به جنگ در تنگه هرمز، آغاز لغو محاصره دریایی ایران و باز کردن تنگه هرمز برای ناوبری ایمن "برای همه" صادر کرد.
حقایقی که ایران آشکار کرد؛ دردسرهای اسرائیل برای آمریکا تا تحقیر اعراب
قابل توجه است که مقامات ایرانی با وجود گرفتن امتیازات قابل توجه از آمریکا همچنان تاکید دارند که پذیرش این توافق به معنای اعتماد به دشمن نیست و تهران با دقت بر اجرای تعهدات ایالات متحده نظارت خواهد کرد.
بر این اساس در طول دوره مذاکره 60 روزه، چندین موضوع از جمله لغو تحریمهای اولیه و ثانویه ایالات متحده علیه ایران و همچنین لغو قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران مورد بحث قرار خواهد گرفت.
موضوع هستهای نیز به همراه سازوکاری برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران پس از جنگ تحمیلی مورد بحث قرار خواهد گرفت و ایران بر ضرورت ایجاد یک سیستم نظارتی و کنترلی برای تضمین اجرای صحیح تعهدات توسط هر دو طرف تأکید کرد.
طرف ایرانی همچنین تاکید کرده که نیروهای مسلح آن «برای مقابله با هرگونه توطئه خصمانه در حالت آمادهباش بالا باقی خواهند ماند» و انگشتان تهران همچنان روی ماشه خواهد بود.
طبق معادله جدید بازدارندگی استراتژیک منطقهای، ایران نشان داده است که پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای خلیج فارس به یک بار دفاعی، نه یک دارایی تهاجمی، برای ایالات متحده و کشورهای میزبان خلیج فارس تبدیل شدهاند.
این معادله همچنین نشان داده است که اسرائیل به تدریج در حال تبدیل شدن به باری است که منابع نظامی آمریکا را تخلیه میکند و منافع استراتژیک آن را تهدید میکند. ایران نقش مسیرهای دریایی را در معادله بازدارندگی استراتژیک به رسمیت شناخته و موضع خود را در اعمال اصل جبهههای متحد مقاومت، از دفاع به خط مقدم حمله در صورت لزوم تغییر داده است.
یک نکته مسلم دیگر بعد از ایجاد معادله بازدارندگی جدید ایران این است که اعراب همچنان طرف غایب در معادله بازدارندگی استراتژیک منطقهای هستند و به نقش حاشیهای در درگیری که در درجه اول آنها را هدف قرار میدهد، بسنده میکنند.
انتهای پیام/