به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، پس از آنکه تحولات میدانی و سیاسی، محدودیتهای قدرت آمریکا و اسرائیل را در مواجهه با پایداری و انسجام محور مقاومت آشکار کرد، توجهها به سمت تحولات ناشی از رویارویی اخیر در منطقه معطوف شده است. معادلاتی که واشنگتن و رژیم صهیونیستی سعی در تحمیل آنها از طریق جنگ، فشار و تحریم داشتند، با واقعیتهای جدیدی روبرو شده است که موازنه نفوذ و قدرت را از نو ترسیم کرده است.
به گزارش المسیره، در این زمینه، اهمیت ژئواستراتژیک مسیرهای دریایی و خطوط لوله انرژی به عنوان یکی از مهمترین عناصر قدرت محور مقاومت در این نبرد برجسته است. اهرم اقتصادی و استراتژیک به عاملی تعیینکننده در تعیین مسیر مذاکرات و نتایج رویارویی تبدیل شده است، در حالی که این باور فزاینده وجود دارد که ابزارهای سنتی هژمونی دیگر برای تحمیل اراده سیاسی کافی نیستند.
در این میان، محور مقاومت همچنان با تکیه بر تواناییهای نظامی و دیپلماتیک خود و همچنین مقاومت مردمی و سیاسی، موقعیت خود را در جبهههای مختلف تثبیت میکند. این امر، دشمنان را مجبور کرده است که پس از شکست اهدافی که در آغاز درگیریها تعیین کرده بودند، استراتژیهای خود را مجدداً ارزیابی کرده و به دنبال راهحلهای مذاکرهای باشند.
ایران با هوشمندی و احتیاط وارد مذاکرات شد
در اینجا، دکتر نجاح محمد علی، متخصص و محقق امور منطقهای، در گفتگو با وبسایت شبکه المسیره یمن اظهار داشت که ایران با آگاهی کامل از اینکه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی قابل اعتماد نیستند، به ویژه پس از خروج دولت ترامپ از توافق هستهای سال 2015، وارد دورهای اخیر مذاکرات شد.
وی افزود: تهران اکنون مذاکرات را به عنوان بخشی از جنگ جاری تلقی میکند و سیاستهای خود را بر اساس بدترین سناریوهای ممکن تدوین میکند. جنگی که ایران در حین مذاکرات با آن مواجه شد، آن را به سمت ایجاد یک سیاست بازدارنده سوق داده است که باعث شده دشمنانش به ظرفیت این کشور برای انجام یک جنگ طولانی مدت اذعان کنند.
این تحلیلگر امور منطقه تاکید کرد که ایران با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی خود و روابطش با پاکستان، چین و سازمان بریکس، بازیگر کلیدی در «جنگ کریدورها» است. این واقعیت کشورهای عربی منطقه را که قبلاً خواستار آغاز جنگ علیه ایران بودند وادار کرده تا به دنبال آتش بس باشند و به نقش میانجیگری متوسل شوند.
حمایت ایران از محور مقاومت بعد از جنگ تقویت میشود
نجاح محمدعلی خاطرنشان کرد که ایرانیها آمادگی خود را در هر شرایطی حفظ میکنند و پایان دادن به جنگ در تمام جبهههای محور مقاومت یکی از چهارده بندی است که ایران قبلاً در پاسخ به پیشنهادات آمریکایی ارائه کرده است. توافقی که قرار است میان ایران و آمریکا امضا شود هم این موضوع را مد نظر قرار داده و حمایت ایران از محور مقاومت ادامه خواهد داشت.
وی اظهار داشت که اکنون توپ در زمین آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده و دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده خودش هم میداند که در تحمیل خواستههایش به ایران شکست خورده و همین امر او را بر آن داشت تا در بحبوحه نگرانیهای فزاینده در حزب جمهوریخواه در مورد پیامدهای این موضوع بر انتخابات میاندورهای و ریاست جمهوری آینده، به متحد اسرائیلی خود فشار وارد کند.
بنا به این تحلیل، ایران با یک زمانبندی سیاسی خوب پیش میرود و توانست شرایط خود را تحمیل کند که منجر به شکاف فزاینده میان تل آویو و واشنگتن شد. امروز بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر در شرایطی قرار گرفته که مجبور است با اکراه این توافق را بپذیرد و اگر بخواهد آن را دور بزند، با حملات شدیدتری از جانب ایران و محور مقاومت مواجه خواهد شد و در این دور از درگیری نمیتواند مانند قبل حمایت مستقیم آمریکا را داشته باشد.
ایران دیپلماسی را از موضع قدرت پیش میبرد
این تحلیلگر عرب زبان گفت که ایالات متحده در طول این جنگ به هیچ یک از اهداف خود چه در مورد سرنگونی نظام ایران و چه در مورد تحمیل شرایط سیاسی و نظامی خود به این کشور نرسید و بحثهای فعلی حول محور آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران به مبلغ 24 میلیارد دلار، از جمله 12 میلیارد دلاری که قرار بود بلافاصله پس از امضای تفاهمنامه آزاد شود، میچرخد.
وی تاکید کرد که همچنین تنگه هرمز، علاوه بر رابطه استراتژیکش با تنگه باب المندب، نقش محوری در تحمیل شرایط ایران به واشنگتن داشته است. ایران از مسیرهای دریایی به عنوان اهرمی برای فشار بر ایالات متحده و متحدانش استفاده کرده است و یکی از مفاد توافق مربوط به بازگشایی تدریجی تنگه هرمز در ازای لغو محاصره بنادر ایران است.
دکتر نجاح محمدعلی خاطرنشان کرد که رهبری ایران اصرار دارد هرگونه مذاکرهای را از موضع قدرت مدیریت کند و با تکیه بر تواناییهای نظامی خود و موقعیت ژئوپلیتیکی و مانور دیپلماتیک، حفظ منافع ایران و جلوگیری از تکرار اشتباهات توافقهای قبلی را تضمین کند.
از سوی دیگر، دکتر فوزی العلوی، نویسنده و پژوهشگر امور استراتژیک، به نوبه خود اظهار داشت که اهداف اعلامشده آمریکا و اسرائیل در طول این رویارویی، سرنگونی نظام ایران و جایگزینی آن با یک رژیم وفادار به آنها، به دست گرفتن کنترل منابع و آبراههای این کشور، از بین بردن قابلیتهای موشکی ایران و قطع رابطه بین ایران و گروههای مقاومت در منطقه بوده است.
مدیریت سیاسی ایران در کنار رویارویی نظامی، دشمن را به عقب راند
دکتر العلوی تاکید کرد که اما امروز روشن شده است که همه این اهداف شکست خوردهاند و تفاهمنامهها و یادداشتهای تفاهم مورد بحث، تأیید میکند که جمهوری اسلامی ایران اراده و شرایط خود را تحمیل کرده و رویکرد سیاسی و دیپلماتیک آن، این کشور را قادر ساخته تا بر فشارهای آمریکا و اسرائیل غلبه کند.
وی افزود: همه میدانند که ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به قوانین گفتگو و مذاکره احترام نمیگذارند و آنچه به دست آمده، نشان دهنده موفقیت دیپلماسی ایران در مدیریت رویارویی سیاسی در کنار رویارویی نظامی است. خواستههای ایران برای لغو تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدود شده و دریافت غرامت برای خسارات وارده به زیرساختهای ایران صرفاً خواستههای مالی نیست، بلکه با احیای حقوق، حاکمیت و عزت ملی و پاسخگو کردن متجاوزان به خاطر خساراتی که وارد کردهاند، مرتبط است.
این کارشناس عرب زبان گفت که حرکت دیپلماتیک ایران مبتنی بر اصولی مرتبط با حاکمیت، استقلال، رد سلطه و مقابله با بیعدالتی است. به عبارت دیگر ایران با ترکیب قدرت سیاسی با توانایی بازدارندگی، که موقعیت آن را در هرگونه مذاکره یا تفاهم آینده تقویت میکند، در حال ورود به «مرحلهای از عزت ملی» و «برقراری توازن دیپلماتیک» است.
انتهای پیام/