به گزارش خبرگزاری تسنیم از بابل، گاهی یک پروژه عمرانی صرفاً به معنای اجرای چند متر سنگفرش، مرمت چند دیوار یا ساماندهی یک محوطه تاریخی نیست؛ گاهی سخن از بخشی از هویت یک شهر، حافظه جمعی یک ملت و میراثی است که قرنها ایستاده تا روایتگر تاریخ یک سرزمین باشد؛ پل تاریخی محمدحسنخان بابل دقیقاً از همین جنس است؛ بنایی که نه فقط یک گذرگاه، بلکه سندی زنده از معماری، مهندسی و تمدن ایرانی محسوب میشود.
اما امروز این میراث ارزشمند، بیش از آنکه در معرض فرسایش طبیعی قرار داشته باشد، گرفتار فرسایش مدیریتی، بیبرنامگی، تعلل اجرایی و پروژهای نیمهجان شده است؛ پروژهای که قرار بود نماد احیای میراث فرهنگی بابل باشد اما اکنون خود به نمادی از رهاشدگی، ناهماهنگی و ترکفعل تبدیل شده است.
تسنیم پیشتر نیز نسبت به نحوه اجرای عملیات مرمت و بیتوجهی به برخی اصول تخصصی حفاظت از آثار تاریخی هشدار داده بود. هشدارهایی که متأسفانه نهتنها جدی گرفته نشد، بلکه امروز شواهد میدانی نشان میدهد وضعیت پروژه از مرحله نگرانی عبور کرده و به نقطه بحران رسیده است.

مصائب بزرگترین پل خشتی ایران
پل تاریخی محمدحسنخان که بهعنوان بزرگترین پل خشتی ایران شناخته میشود، از برجستهترین آثار تاریخی مازندران و یکی از شاخصترین بناهای ثبتشده کشور به شمار میرود.
این پل باشکوه که در دوره قاجار بر روی رودخانه بابلرود احداث شد، طی دههها و بلکه قرنها نقش مهمی در حیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منطقه ایفا کرده است. معماری منحصر به فرد، تناسبات دقیق سازهای، استفاده هوشمندانه از مصالح بومی و انطباق کامل با شرایط اقلیمی منطقه، این پل را به یکی از شاهکارهای مهندسی سنتی ایران تبدیل کرده است.
برای مردم بابل، پل محمدحسنخان تنها یک اثر تاریخی نیست؛ بخشی از هویت شهری، خاطرات جمعی و نماد تاریخی این شهر محسوب میشود. هرگونه آسیب به این پل، در حقیقت آسیب به حافظه تاریخی یک منطقه است.
پروژهای که قرار بود احیا باشد اما به رهاشدگی رسید

سالها مطالبه عمومی، پیگیری رسانهها و دغدغه فعالان میراث فرهنگی سرانجام موجب شد طرح ساماندهی و مرمت محدوده پل تاریخی محمدحسنخان در دستور کار قرار گیرد.
هدف از این پروژه صرفاً مرمت یک سازه تاریخی نبود؛ بلکه قرار بود این محدوده به یکی از مهمترین قطبهای گردشگری، فرهنگی و هویتی بابل تبدیل شود؛ ظرفیتی که میتوانست علاوه بر حفظ میراث تاریخی، زمینه رونق اقتصادی، توسعه گردشگری و ارتقای کیفیت فضای شهری را نیز فراهم کند، اما امروز آنچه در محل پروژه دیده میشود فاصلهای معنادار با اهداف اولیه دارد.
بازدیدهای میدانی نشان میدهد عملیات اجرایی تقریباً متوقف شده و نشانهای از فعالیت مستمر پیمانکار در پروژه مشاهده نمیشود. کارگاه عملاً به حال خود رها شده و بخشی از پروژه نیز در وضعیت نیمهتمام باقی مانده است.
سنگفرشهایی که به جای احیا، پرسش ایجاد کردند

یکی از مهمترین انتقادهای کارشناسان در ماههای گذشته مربوط به نحوه اجرای بخشی از عملیات ساماندهی در محدوده پل بوده است. در بخشهایی از دو سوی رودخانه، عملیات سنگفرش و کفسازی به شکلی اجرا شده که از نگاه بسیاری از متخصصان حوزه میراث فرهنگی، فاقد تناسب لازم با ارزشهای تاریخی و معماری محدوده است.
منتقدان معتقدند در پروژههای مرمتی، اصل اساسی حفظ اصالت تاریخی اثر و هماهنگی کامل مداخلات جدید با بستر تاریخی است؛ موضوعی که در برخی قسمتهای اجراشده بهدرستی رعایت نشده و موجب تغییر در منظر تاریخی و بصری این محدوده شده است.
این نگرانی زمانی جدیتر میشود که پروژه نه به سرانجام رسیده و نه اصلاح شده است؛ بلکه در وضعیتی نیمهکاره رها شده و سیمای فعلی محدوده، بیش از آنکه نشانی از احیا داشته باشد، تصویر یک پروژه بلاتکلیف را به نمایش میگذارد.
چرا پروژه متوقف شد؟

نکته قابل تأمل اینجاست که توقف پروژه را نمیتوان صرفاً به کمبود اعتبار نسبت داد. مهران فلاح، رئیس میراث فرهنگی بابل، با اشاره به اهمیت این پروژه تأکید میکند که برای ساماندهی ضلع غربی پل تاریخی محمدحسنخان پیگیریهای گستردهای صورت گرفته و با حمایتهای ویژه وزیر میراث فرهنگی، مدیرکل میراث فرهنگی مازندران و فرماندار بابل، اعتبارات قابل توجهی برای اجرای طرح جذب شده است.
به گفته وی، حدود 20 میلیارد ریال اعتبار برای این پروژه تأمین شد؛ رقمی که هرچند پاسخگوی همه نیازهای پروژه نیست اما میتوانست روند اجرایی را به شکل قابل قبولی پیش ببرد، اما آنچه امروز پروژه را زمینگیر کرده، نه صرفاً محدودیت مالی بلکه مسئلهای به نام «ترک فعل پیمانکار» است.
معمای پیمانکاری که پروژه را نیمهراه رها کرد
رئیس میراث فرهنگی بابل معتقد است پیمانکار پروژه در آغاز کار عملکرد مناسبی داشته و حتی سابقه اجرای موفق پروژههایی نظیر مدرسه تاریخی علامه حائری را نیز در کارنامه خود ثبت کرده بود، اما به مرور زمان و با بروز برخی مشکلات در تأمین مصالح مورد نیاز از جمله آجرهای تخصصی و سنگفرشهای مورد استفاده، روند پروژه با کندی مواجه شد.
مشکلی که انتظار میرفت با مدیریت صحیح، هماهنگی میان دستگاهها و پیگیری پیمانکار برطرف شود، اما در عمل نتیجه دیگری رقم خورد. فلاح میگوید با وجود پیگیریهای مستمر اداره میراث فرهنگی، مدیرکل استان، معاونت میراث فرهنگی و فرمانداری بابل، پیمانکار نهتنها نتوانست چالشهای موجود را مدیریت کند، بلکه در نهایت پروژه را رها کرد و عملاً عملیات اجرایی متوقف شد.
این اتفاق اکنون پرسشهای جدی درباره نحوه انتخاب پیمانکار، سازوکارهای نظارتی و ضمانتهای اجرایی پروژههای میراث فرهنگی ایجاد کرده است.
خسارتی فراتر از توقف یک پروژه

واقعیت آن است که آسیب ناشی از توقف پروژههای مرمتی صرفاً تأخیر زمانی نیست.در پروژههای میراث فرهنگی، هرگونه وقفه طولانیمدت میتواند خسارتهای مضاعفی به اثر تاریخی وارد کند. بخشهای بازشده، مصالح در معرض شرایط جوی، تغییرات رطوبتی و فرسایش محیطی، همگی میتوانند روند تخریب را تسریع کنند.
از سوی دیگر، منابع مالی هزینهشده نیز در معرض هدررفت قرار میگیرد و اعتماد عمومی نسبت به پروژههای دولتی و میراثی کاهش مییابد.مردم بابل حق دارند بپرسند پروژهای که با تبلیغات فراوان آغاز شد و اعتبارات ویژه برای آن اختصاص یافت، چرا امروز به چنین وضعیتی دچار شده است؟
زمان تصمیمگیری فرا رسیده است
اکنون به نظر میرسد ادامه وضعیت فعلی، بیش از هر چیز به زیان پل تاریخی محمدحسنخان و منافع عمومی خواهد بود.پیشنهاد تغییر پیمانکار و واگذاری پروژه به مجموعهای توانمند، متخصص و متعهد، راهکاری است که از سوی مسئولان میراث فرهنگی نیز مطرح شده و میتواند گره فعلی را باز کند.
تجربه نشان داده است پروژههای میراثی زمانی موفق خواهند بود که سه عنصر تخصص، نظارت و تعهد اجرایی در کنار یکدیگر قرار گیرند. فقدان هر یک از این مؤلفهها، پروژه را به سرنوشت امروز پل محمدحسنخان دچار میکند.
مطالبهای فراتر از یک پروژه عمرانی
امروز مطالبه مردم بابل تنها تکمیل یک پروژه نیست؛ مطالبه اصلی، نجات یکی از مهمترین نمادهای تاریخی مازندران است.پل محمدحسنخان قرنها در برابر سیلابها، حوادث طبیعی و گذر زمان ایستادگی کرده است. زیبنده نیست که این اثر ارزشمند در عصر امکانات و مدیریتهای مدرن، قربانی تعلل، بیبرنامگی و رهاشدگی شود.
میراث فرهنگی تنها متعلق به یک نسل نیست؛ امانتی است که باید سالم و شایسته به آیندگان سپرده شود. هر روز تأخیر در تعیین تکلیف پروژه ساماندهی پل محمدحسنخان، یک روز فاصله گرفتن از این مسئولیت تاریخی است؛ مسئولیتی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمی قاطع، اقدامی فوری و نظارتی جدی است.

انتهای پیام/