خبرگزاری تسنیم – مینا صدیقیان| 23 خرداد روزی است که در حافظه سیاسی و اجتماعی ایران، به نقطهای برای بازخوانی مفهوم «اقتدار» تبدیل شده است؛ روزی که آغاز تجاوزی آشکار از سوی رژیم صهیونیستی به خاک ایران رقم خورد که جنگ 12 روزه نام گرفت؛ رخدادی که اگرچه با هدف ایجاد اخلال در امنیت و ثبات کشور طراحی شده بود، اما در عمل به یکی از مهمترین آزمونهای انسجام ملی در سالهای اخیر تبدیل شد.
در نگاه اول، آن روزها شبیه یک بحران امنیتی کلاسیک به نظر میرسید؛ مجموعهای از حملات، تهدیدها و تلاش برای برهم زدن آرامش روانی جامعه. اما آنچه در میدان واقعی رخ داد، چیزی فراتر از یک تقابل نظامی محدود بود. این رویداد، صحنهای شد برای نمایش همزمان چند لایه از قدرت؛ قدرت نظامی، قدرت مدیریت و مهمتر از همه قدرت اجتماعی یک ملت. البته این جنگ فقط در میدان نظامی جریان نداشت.
همزمان با تحرکات دشمن در عرصه نظامی، جنگی دیگر در سطح روانی و رسانهای در جریان بود؛ جنگی برای ایجاد اضطراب، بیاعتمادی و اختلال در روند عادی زندگی اما آنچه در واقعیت دیده شد، برخلاف این طراحی بود و جریان زندگی، با وجود فشارها، ادامه پیدا کرد. همین استمرار، بهنوعی پاسخ عملی جامعه به شرایط بحرانی بود؛ پاسخی که نه در قالب شعار، بلکه در رفتار روزمره مردم معنا پیدا کرد.
در دل این رخداد، نامهایی ثبت شد که امروز با عنوان «شهدای اقتدار» شناخته میشوند؛ فرماندهان، دانشمندان، نیروهای امنیتی و شهروندانی که در جریان این تجاوز جان خود را از دست دادند. اما در نگاه امروز، این افراد فقط نامهایی در فهرست جانباختگان نیستند، بلکه به بخشی از مفهوم «هزینه مقاومت» در ادبیات سیاسی و اجتماعی کشور تبدیل شدهاند؛ مفهومی که بهتدریج در حافظه عمومی تثبیت شده است.
آنچه این شهدا را از یک روایت صرفاً احساسی جدا میکند، جایگاه آنها در شکلگیری یک حافظه جمعی است؛ حافظهای که در آن، امنیت و آرامش امروز، بهعنوان امری بدون هزینه دیده نمیشود، بلکه پشت آن مجموعهای از فداکاریها قرار دارد. اگر بخواهیم از دل این تجربه یک مفهوم مرکزی استخراج کنیم، آن مفهوم بدون تردید «اقتدار» است. اما اقتداری که در این روایت شکل میگیرد، صرفاً به توان نظامی محدود نمیشود.
اقتدار در این معنا، ترکیبی از چند عنصر است؛ توان دفاعی، انسجام مدیریتی و مهمتر از همه، همراهی اجتماعی. در چنین نگاهی، حتی فشارهای بیرونی نیز الزاماً به تضعیف یک کشور منجر نمیشوند، بلکه میتوانند به فرصتی برای بازتعریف ظرفیتهای داخلی تبدیل شوند. جنگ 12 روزه دقیقاً در همین چارچوب قابلفهم است؛ رخدادی که به جای ایجاد گسست، به نوعی بازآرایی در سطح ملی منجر شد.
اکنون و پس از گذشت زمان، 23 خرداد را میتوان از دو زاویه دید؛ در نگاه اول، این تاریخ یادآور یک تجاوز و یک درگیری نظامی است اما در نگاه عمیقتر، این روز به نمادی از یک تجربه جمعی تبدیل شده است؛ تجربهای که در آن، جامعه، دولت و نیروهای دفاعی در یک مسیر مشترک قرار گرفتند. شهدای این روز نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکنند. آنها بخشی از فرآیند شکلگیری یک روایت ملی هستند.
در این روایت مفهوم امنیت، بدون درک هزینههایش قابلفهم نیست. بیستوسوم خرداد را نمیتوان صرفاً در قالب یک مناسبت سالانه خلاصه کرد. این تاریخ، بخشی از حافظهای است که همچنان در حال شکلگیری است؛ حافظهای که در آن، تجربه جنگ 12 روزه نه بهعنوان یک نقطه پایان، بلکه بهعنوان یک نقطه بازتعریف دیده میشود. در نهایت، آنچه از این روز باقی میماند، درکی عمیقتر از مفهوم اقتدار است.
انتهای پیام/