به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام و المسلمین امین اسدپور پژوهشگر اندیشه سیاسی اسلام در نشست علمی فقه فردی تا فقه امتساز؛ مقدمات و الزامات اجتهاد که با همکاری مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) برگزار شد، با اشاره به ضرورت بازخوانی فقه اجتماعی در اندیشه امام خمینی(ره)، اظهار کرد: فقه در منظومه فکری امام خمینی(ره) صرفاً دانشی برای بیان احکام فردی و تکالیف شخصی نیست،بلکه ظرفیتی گسترده برای جامعهسازی، دولتسازی و امتسازی دارد.
وی با انتقاد از آن چه اسلام شناسی تجزیهای نامید، افزود: یکی از آسیبهای تاریخی در فهم دین آن بوده که اسلام به یک بُعد خاص مانند فقه، فلسفه، کلام یا عرفان تقلیل یافته است. این در حالی است که از منظر امام خمینی(ره)، اسلام یک منظومه جامع، منسجم و چندلایه است که تمامی ساحتهای وجودی انسان و حیات اجتماعی او را در بر میگیرد. همچنین در نگاه امام(ره)، نمیتوان میان بخشهای مختلف معارف اسلامی جدایی ایجاد کرد؛ بلکه همه این حوزهها در یک نظام فکری هماهنگ و هدفمند قرار دارند و در نهایت به هدایت انسان و جامعه منتهی میشوند.
حجت الاسلام و المسلمین اسدپور با اشاره به ارتباط میان فقه اکبر و فقه اصغر در اندیشه امام خمینی(ره) تصریح کرد: فقاهت امام بر پایه یک دستگاه معرفتی توحیدی شکل گرفته است و این دستگاه از هستیشناسی و انسانشناسی آغاز میشود و امتداد طبیعی آن به عرصه جامعه، سیاست، فرهنگ و حکمرانی میرسد. در چنین نگرشی، فقه صرفاً مجموعهای از احکام فردی نیست، بلکه بخشی از یک منظومه معرفتی گسترده است که وظیفه سامانبخشی به حیات اجتماعی مسلمانان را نیز بر عهده دارد.
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به مفهوم عرفان اجتماعی به عنوان یکی از نوآوریهای فکری امام خمینی(ره) اشاره کرد و افزود:عرفان در بسیاری از برداشتهای رایج، بیشتر ناظر به سلوک فردی و رابطه شخص با خداوند تلقی میشود، اما امام خمینی(ره) این مفهوم را به عرصه جامعه گسترش داد. از منظر امام، غایت عرفان تنها تکامل فردی نیست، بلکه ساختن جامعهای توحیدی و مبتنی بر ارزشهای الهی نیز از اهداف آن به شمار میرود و به همین دلیل میتوان از مفهوم عرفان اجتماعی در اندیشه امام یاد کرد؛ مفهومی که میان معنویت و مسئولیت اجتماعی پیوند برقرار میکند.
این پژوهشگر اندیشه سیاسی اسلام مهمترین تحول در فقه امام خمینی(ره) را گسترش قلمرو فقاهت از فرد به جامعه دانست و خاطرنشان کرد: برخلاف برخی برداشتهای رایج، فقه اجتماعی در اندیشه امام صرفاً به حوزه سیاست و حکومت محدود نمیشود بلکه همه عرصههای حیات اجتماعی و مناسبات امت اسلامی را در بر میگیرد. امام خمینی(ره) تلاش کرد فقه را از چارچوب محدود مسائل فردی فراتر ببرد و آن را به ابزاری برای مدیریت اجتماعی، تنظیم روابط عمومی و شکلدهی به مسیر حرکت امت اسلامی تبدیل کند. ایشان با اشاره به پیشینه تاریخی فقه اجتماعی در سنت شیعه اظهار کرد: نگاه اجتماعی به فقه پدیدهای کاملاً جدید نیست و در طول تاریخ شیعه نیز نمونههایی از آن وجود داشته است. البته تجربههای تاریخی مهمی همچون مکتب بغداد، مکتب حله و مکتب اصفهان نشان میدهد که فقه شیعه در دورههای مختلف ظرفیتهای قابل توجهی برای جامعهسازی و ایفای نقش اجتماعی داشته است. بنابراین آنچه امام خمینی(ره) مطرح کرد، اگرچه دارای نوآوریهای مهمی بود، اما در عین حال بر بخشی از ظرفیتهای تاریخی و مغفولمانده فقه شیعه نیز تکیه داشت.
دکتر اسدپور در بخش دیگری از سخنان خود به احیای منابع مغفول در فرآیند اجتهاد اشاره کرد و گفت: یکی از پروژههای مهم امام خمینی(ره) بازگرداندن جایگاه واقعی قرآن، سنت و عقل در فرآیند استنباط احکام و فهم دین بود. قرآن کریم نباید صرفاً به عنوان منبعی برای استخراج آیاتالاحکام مورد توجه قرار گیرد، بلکه باید آن را منبعی جامع برای هدایت فردی و اجتماعی دانست که ظرفیت ارائه الگوهای کلان برای اداره جامعه را نیز دارد. همچنین سیره عملی معصومان(ع) باید در فرآیند استنباط فقهی بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا بخش مهمی از آموزههای اجتماعی اسلام در رفتار و شیوه حکمرانی اهلبیت(ع) قابل مشاهده است. در کنار قرآن و سنت، عقل نیز باید به عنوان یکی از منابع جدی اجتهاد مورد توجه قرار گیرد و نقش آن در پاسخگویی به مسائل نوپدید و پیچیده جهان معاصر تقویت شود
حجت الاسلام و المسلمین امین اسدپور در پایان این نشست با اشاره به نوآوریهای روششناختی امام خمینی(ره) در حوزه فقاهت گفت: از جمله مهمترین مؤلفههای این رویکرد، توجه به نقش زمان و مکان و همچنین مصلحت در فرآیند اجتهاد است. در اندیشه امام(ره)، احکام اسلامی در خلأ اجرا نمیشوند و شناخت شرایط زمانی و مکانی در فعلیت یافتن احکام و نحوه اجرای آنها نقش تعیینکنندهای دارد. همچنین توجه به عنصر مصلحت نیز این امکان را فراهم میکند که فقه بتواند در مواجهه با مسائل پیچیده و متغیر دنیای امروز، پاسخهای کارآمد و متناسب ارائه دهد. بنابراین تحقق اجتهاد تمدنی در گرو عبور از نگاه فردمحور به فقه و حرکت به سوی فقه امتساز است؛ فقهی که بتواند علاوه بر هدایت فرد، مناسبات اجتماعی را نیز سامان دهد و مسیر شکلگیری تمدن نوین اسلامی را هموار سازد و اگر فقه بخواهد نقش تاریخی خود را در عصر حاضر ایفا کند، باید ظرفیتهای اجتماعی، تمدنی و امتساز خود را بیش از گذشته فعال کند و در مسیر پاسخگویی به نیازهای جامعه اسلامی گام بردارد.
انتهای پیام/