به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجت الاسلام و المسلمین مهدی زمانی فرد عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان و عضو هیات علمی مدرسه علوم نقلی عباسقلی خان در نشست علمی با موضوع تبیین امتداد سیاسی حکمت صدرایی به مناسبت روز بزرگداشت صدرالمتألهین شیرازی در مدرسه علوم عقلی عباسقلیخان برگزار شد، به بررسی مبانی و لوازم حکمت متعالیه پرداخت و بر ضرورت امتداد یافتن فلسفه صدرایی در عرصه حکمرانی و سیاست تأکید کرد.
حجت الاسلام زمانی فرد با اشاره به جایگاه فلسفه در سامانبخشی به عرصههای مختلف زندگی اجتماعی، اظهار کرد: فلسفه مطلق یا همان هستیشناسی زمانی میتواند نقشآفرینی کامل داشته باشد که در قالب فلسفههای مضاف به عرصههای مختلف زندگی انسان وارد شود و آثار و ثمرات خود را نشان دهد. همچنین تمام نظامهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بر پایه نوعی جهانبینی شکل میگیرند و هیچ نظامی را نمیتوان فارغ از مبانی فکری و فلسفی آن تحلیل کرد. تفاوت اساسی میان تمدن اسلامی و تمدن کفر در همین مبانی و زیربناهای فکری نهفته است. هر تمدنی بر اساس جهانبینی خاص خود اهداف، ارزشها و الگوهای رفتاری متفاوتی را تعریف میکند و همین امر سبب میشود نظامهای اجتماعی و سیاسی شکلهای گوناگونی به خود بگیرند.
عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان با تأکید بر اینکه جهانبینی توحیدی زیربنای تمدن اسلامی است، گفت: اگر بخواهیم درباره سیاست، اقتصاد، فرهنگ و حکمرانی در منظومه فکری اسلام سخن بگوییم باید ابتدا مبانی هستیشناختی و انسانشناختی آن را مورد توجه قرار دهیم؛ زیرا تمامی این حوزهها از آن مبانی تأثیر میپذیرند.
وی در ادامه به تشریح فلسفه سیاسی برآمده از اندیشه ملاصدرا پرداخت و سه تأثیر کلیدی حکمت متعالیه در عرصه سیاست و حکمرانی را مورد بررسی قرار داد. ایشان نخستین اثر و پیامد حکمت صدرایی در حوزه سیاست را هدفگذاری الهی برای حکومت دانست و اظهار کرد: یکی از مهمترین مبانی حکمت متعالیه، نظریه اصالت وجود و تشکیک وجود است. بر اساس این مبنا، انسان موجودی در حال حرکت و تکامل به سوی مراتب بالاتر وجودی است و سیاست نیز باید در خدمت این حرکت قرار گیرد. در چنین نگاهی، غایت و هدف حکومت صرفاً تأمین رفاه مادی یا گسترش آزادیهای مورد نظر مکاتب لیبرالی نیست بلکه سیاست باید زمینهساز تعالی انسان و حرکت او به سوی کمال الهی باشد.
حجت الاسلام و المسلمین زمانی فرد خاطرنشان کرد: فلسفه سیاسی مبتنی بر حکمت متعالیه، هدف نهایی حکومت را خدایی شدن انسان میداند و این مسئله مهمترین تفاوت آن با رویکردهای غیرتوحیدی در عرصه سیاست است. در بسیاری از نظامهای سیاسی معاصر، محور اصلی برنامهریزیها و سیاستگذاریها بر رفاه اقتصادی یا تأمین برخی آزادیهای فردی استوار است، اما در نگرش توحیدی، همه این امور باید در مسیر رشد معنوی و تکامل حقیقی انسان قرار گیرند. دومین تأثیر مهم حکمت متعالیه در عرصه سیاست اولویت تعلیم و تربیت بر اقتصاد است؛ چرا که یکی از مباحث مهم در اندیشه ملاصدرا، نظریه اتحاد عاقل و معقول است که بر اساس آن، حقیقت انسان با علم و آگاهی او پیوند میخورد. البته از منظر حکمت صدرایی، هویت واقعی انسان نه در داراییهای اقتصادی، بلکه در دانش، معرفت و سطح آگاهی او تعریف میشود و به همین دلیل، تعلیم و تربیت جایگاهی بنیادین در نظام اجتماعی و سیاسی پیدا میکند.
این استاد فلسفه خاطرنشان کرد: اگر قرار باشد جامعهای در مسیر رشد و تعالی حرکت کند، باید سرمایهگذاری اصلی خود را بر تربیت انسانهای آگاه، دانا و دارای بینش صحیح متمرکز کند؛ زیرا توسعه اقتصادی بدون رشد معرفتی نمیتواند سعادت حقیقی انسان را تأمین کند. بر همین اساس، در فلسفه سیاسی برخاسته از حکمت متعالیه، آموزش و پرورش و تربیت انسانها نسبت به مسائل اقتصادی از اولویت بیشتری برخوردار است؛ هرچند اقتصاد نیز جایگاه و اهمیت خود را دارد.
حجت الاسلام زمانیفرد در ادامه سومین مؤلفه مهم فلسفه سیاسی صدرایی را مدل حاکمیت ولایی به جای دموکراسی برشمرد و اظهار کرد: در حکمت متعالیه، مباحثی همچون حرکت جوهری نفس و مقام انسان کامل، نقش تعیینکنندهای در تبیین الگوی حکمرانی دارند. بر اساس این مبانی، انسان در مسیر تکامل وجودی خود نیازمند هدایت است و عالیترین مرتبه هدایت در وجود انسان کامل تجلی مییابد.
عضو شورای عالی حوزه علمیه خراسان خاطرنشان کرد: به همین دلیل، مدل حکومت در فلسفه صدرایی بر محور حاکمیت ولایی شکل میگیرد؛ الگویی که در آن هدایت جامعه بر اساس معیارهای الهی و با محوریت انسان کامل و ولی الهی تعریف میشود. در این نگاه، مسئله حکومت صرفاً به سازوکارهای اجرایی و مدیریتی محدود نمیشود بلکه ارتباط مستقیمی با هدایت انسانها به سوی کمال و تحقق اهداف متعالی انسانی دارد.
حجت الاسلام و المسلمین دکتر زمانیفرد در پایان سخنان خود با تأکید بر ضرورت توجه به ظرفیتهای حکمت متعالیه در عرصه حکمرانی، تصریح کرد: فلسفه صدرایی دارای مبانی عمیق و گستردهای است که میتواند در حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مورد استفاده قرار گیرد و الگوهای متناسب با جهانبینی اسلامی را ارائه کند. بنابراین تبیین و توسعه فلسفههای مضاف، بهویژه فلسفه سیاسی مبتنی بر حکمت متعالیه، از ضرورتهای امروز جامعه اسلامی است و میتواند در مسیر شکلگیری و تقویت تمدن نوین اسلامی نقشآفرین باشد.
انتهای پیام/