به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست علمی «جنگ و تمدن: رویکرد تمدنی به جنگ رمضان» با حضور اساتید، پژوهشگران و تحلیلگران حوزه مطالعات راهبردی در محل پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق (ع) برگزار شد. در این رویداد اندیشهای، دکتر حبیب زمانی محبوب، دانشیار تاریخ و تمدن اسلامی، با ارائه دکترینِ نبرد تمدنی، به نقد رویکردهایی پرداخت که منازعات کنونی ایران و جبهه مقاومت با آمریکا و رژیم صهیونیستی را صرفاً به معادلات دیپلماتیک یا تاکتیکهای نظامی تقلیل میدهند.
وی با طرح این پرسش کلیدی که آیا نبردهای جاری در مرزهای سیاسی تعریف میشوند یا از جنس جنگهای ترکیبیِ تمدنی هستند، تصریح کرد: دشمن با تکیه بر هژمونی رسانهای خود تلاش میکند جنگ را یک تقابل نظامی صِرف جلوه دهد تا با متهم کردن ایران به عدم همسویی با نظم جهانی، مسئولیت جنگافروزی را بر عهده جبهه حق بیندازد. متأسفانه برخی تحلیلگران داخلی نیز با پذیرش این کلانروایت، صحنه را تقلیل میدهند؛ در حالی که واقعیت امر، گسیل شدن تمامقد امکانات تمدن غرب به رهبری آمریکا و بازوی عملیاتی آن در منطقه برای جلوگیری از احیای مجدد تمدن اسلامی است. غرب پس از ده قرن سلطه تمدن اسلامی، اکنون صدای شکستهشدن استخوانهای خود را میشنود و سخنان ترامپ مبنی بر بازگرداندن رقیب به عصر حجر یا اظهارات نتانیاهو درباره جنگیدن برای «دنیای متمدن»، اعترافی آشکار به ماهیت وجودی این نبرد است.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه امام صادق (ع) با تبیین مفهوم تمدن به عنوان عالیترین سطح مناسبات فراملی، تفاوت جنگهای تمدنی با جنگهای جهانی را تشریح کرد و افزود: در جنگهای جهانی اول و دوم، دول متخاصم در درون یک اتمسفر تمدنی واحد با یکدیگر میجنگیدند، اما امروز جنگ میان کل جهان اسلام و کل تمدن غرب است؛ ولو اینکه حاکمان برخی کشورهای اسلامی به دلیل وابستگی، عرضه ورود به میدان را نداشته باشند، اما وجدان بیدار ملتهای آنان با جبهه مقاومت است، چنانکه ابراز شادمانی مردم منطقه پس از هدف قرار گرفتن پایگاههای تجدیدقوای آمریکا در حاشیه خلیج فارس، این پیوند قلبی را اثبات کرد.
این استاد دانشگاه با قیاس نبرد جاری با جنگهای صدر اسلام و حروب صلیبی، خاطرنشان کرد: این نزاع فرامکانی و فرازمانی است؛ لذا مانند جنگ با صدام نیست که با تغییر تحولات سیاسی به صلح و مودت ختم شود. این نبرد حق و باطل تا ظهور منجی موعود (عج) در ابعاد مختلف تداوم خواهد داشت و پیروزی در آن نیز با خطکشهای مادی سنجیده نمیشود، همانگونه که پس از 1400 سال، امام حسین (ع) پیروز قطعی عاشورا است. وی با اشاره به ریشههای تئوریک این رویکرد در غرب، به دکترین «برخورد تمدنها»ی ساموئل هانتینگتون در سال 1993 اشاره کرد و گفت: هانتینگتون در پاسخ به تئوری خوشباورانه «پایان تاریخ» فوکویاما هشدار داد که غرب باید تکلیف خود را با تمدن اسلامی به عنوان اصلیترین رقیب خونین خود روشن کند. در همین راستا، محمد عابد الجابری، متفکر برجسته جهان عرب نیز در سال 1994 بهدرستی اشاره کرد که غرب یک جنگ سرد تمدنی و اسلامهراسی ساختاریافته را کلید زده است؛ پروژهای که بعدتر در حادثه 11 سپتامبر و اشغال فریبکارانه عراق و افغانستان عیان شد و بوش پسر صراحتاً آن را ادامه جنگهای صلیبی نامید، هرچند طراحی آنها برای هجوم به ایران، با دکترین مقاومتِ منطقهای سردار شهید سلیمانی و توسعه توان موشکی ناکام ماند.
زمانی محبوب در بخش دیگری از سخنان خود، به تحلیل آسیبشناختی وضعیت نسل جوان و بحران هویت برخاسته از سیطره فرهنگی غرب پرداخت و دو راهکار کلان و راهبردی را برای مواجهه با این هجوم تمدنی تبیین کرد:
اول؛ معرفی جامع و بدون سانسور فرهنگ و تمدن ایرانی-اسلامی: وی با انتقاد از تفکیکهای افراطی میان ایرانِ قبل و بعد از اسلام تاکید کرد: هر دو دوره متعلق به شناسنامه تاریخی ماست. متأسفانه جوانان و دانشجویان ما اطلاعات دقیقی از مفاخر تمدنی خود ندارند؛ نام رستم تهمتن را میشنوند اما با فیگور حماسی و اخلاقی او بیگانه هستند و شاهنامه را ورق نزدهاند، در حالی که رهبر معظم انقلاب همواره بر معرفی این تمدن ترکیبی (ایرانی-اسلامی) تاکید داشتهاند. البته برکت این جنگها، بازسازی عرق ملی و انس گرفتن مردم با پرچم هویت خود بود؛ بر خلاف امپراتوری رسانهای غرب که برای هویتِ نداشته خود اسطورهسازی میکند و در فیلم تحریفشدهای مانند «300»، چهرهای کریه از ایرانیان باستان به دانشآموزان اروپایی تزریق میکند.
دوم؛ تبارشناسی تمدن حیلهگر غرب و افشای چهره بدون رتوش آن: این تمدنپژوه با یادآوری اینکه اولین جنگ غرب علیه ایران (نبرد ماراتن) در 490 قبل از میلاد یعنی 2500 سال پیش توسط غربیها آغاز شد، گفت: نزاع بر سر ماندن یا رفتن یک تمدن است. تمدن غرب امروز با شمایلی لوکس و فریبنده مانند یک افعی به جان ذهن نسل جوان ما افتاده و آن را بلعیده است.
وی در پایان یادآور شد: به دلیل قصور در تبیین علمی، جوان ما در دل اژدهای تمدن غربی قرار گرفته اما چون نه اصالت تراث خود را میشناسد و نه از باطن بحرانزده و در حال سقوط غرب باخبر است، فریب پیامهای دلسوزانه عناصری چون ترامپ را میخورد. برونرفت از این وضعیت، منوط به جهاد تبیینی است که باطن فریبکار تجدد را رسوا و عظمت تاریخی فکر ایرانی-اسلامی را احیا کند.
انتهای پیام/