به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، یک چرخش راهبردی آشکار در سیاست خارجی آمریکا در حال وقوع است؛ تحرکاتی که میتواند تأثیری بلندمدت بر معماری اقتصادی اوراسیا بر جای بگذارد.
پس از دههها که آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی عمدتاً از دریچه امنیت، مبارزه با تروریسم و رقابت سنتی با روسیه و چین نگریسته میشدند، واشنگتن اکنون به طور فزایندهای بر تجارت، سرمایهگذاری، مسیرهای ترانزیتی و دسترسی به مواد معدنی حیاتی تمرکز کرده است.
یکی از واضحترین نشانههای این تغییر رویکرد، در جریان جلسه استماع اخیر در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا آشکار شد؛ جایی که سناتور «استیو دینز» و «مارکو روبیو» وزیر امور خارجه آمریکا، درباره اجرای چارچوب پروژه «مسیر ترامپ» (TRIPP) و همچنین ضرورت لغو محدودیتهای تجاری کهنه موسوم به «جکسون-ونیک» رایزنی کردند.
در نگاه اول، این دو موضوع یعنی فرآیند صلح در قفقاز جنوبی و قانون تجاری دوران جنگ سرد، مسائلی مجزا به نظر میرسند؛ اما در واقعیت، پیوندی تنگاتنگ با یکدیگر دارند و نشاندهنده تلاش گستردهتر آمریکا برای پیوند دادن آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی به بازارهای غربی هستند.
فرمول برژینسکی در سنای آمریکا؛ جمهوری آذربایجان، «درب بطری» آسیای مرکزی
در سالهای اخیر، «استیو دینز» سناتور جمهوریخواه ایالت مونتانا، به عنوان یکی از فعالترین مدافعان گسترش حضور آمریکا در آسیای مرکزی ظاهر شده است. او به عنوان رئیس مشترک گروه آسیای مرکزی در سنا، همواره بر تقویت روابط تجاری و سرمایهگذاری میان واشنگتن و کشورهای این منطقه تاکید کرده است.
دینز در این جلسه استماع، تمرکز ویژهای بر اهمیت فرآیند صلح میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان داشت و آن را یکی از دیپلماتیکترین و در عین حال نادیدهگرفتهشدهترین تلاشهای سالهای اخیر توصیف کرد که میتواند درهای یک تحول اقتصادی بزرگ را در منطقه باز کند.
نکته حائز اهمیت در سخنان این سناتور، ارجاع وی به یک مفهوم ژئوپلیتیک منسوب به «زبیگنیو برژینسکی» مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا بود. در فرمولبندی دینز، آسیای مرکزی به مثابه یک «بطری» و جمهوری آذربایجان به عنوان «درب» آن عمل میکند.
او استدلال کرد که گشودن مسیرهای ترانزیتی از طریق قفقاز جنوبی، این امکان را فراهم میسازد تا جریان نفت، گاز، مواد معدنی حیاتی و سایر منابع به جای هدایت به سمت روسیه، چین یا ایران، به سوی بازارهای غربی سرازیر شوند.
به گفته وی، این رویکرد به حل برخی از پیچیدهترین مسائل در روند سازش باکو و ایروان کمک کرده و پایهای برای یک "توافق تاریخی" پس از نزدیک به چهار دهه مناقشه ایجاد میکند.
پروژه «مسیر ترامپ»؛ اهرم واشنگتن برای بازتعریف نقش ارمنستان
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا نیز پروژه «مسیر ترامپ» (TRIPP) را ابتکاری دانست که قادر است نقش اقتصادی ارمنستان را در منطقه به طور بنیادین دگرگون کند.
به گفته روبیو، این چارچوب نه تنها مسئله دسترسی ترانزیتی را که برای مدتها منبع اختلاف میان باکو و ایروان بود حل میکند، بلکه فرصتی را برای ارمنستان فراهم میسازد تا به یک هاب تجاری و لجستیکی بزرگ در اتصال اروپا و آسیا تبدیل شود.
روبیو این پروژه را محور اصلی چارچوب حل و فصل مناقشات منطقه دانست و تاکید کرد که این طرح میتواند جریانهای سرمایهگذاری کلانی را جذب کرده و پای شرکتهای آمریکایی را به پروژههای زیرساختی منطقه باز کند. واشنگتن بر این باور است که تجارت و زیرساخت میتوانند پایه اقتصادی محکمی برای ثبات سیاسی ایجاد کنند.
اصلاحیه «جکسون-ونیک»؛ پارادوکس بزرگ در سیاست خارجی آمریکا
بر خلاف بسیاری از ابتکارات صلح قبلی، پروژه «مسیر ترامپ» (TRIPP) بر اساس محرکهای اقتصادی ملموس بنا شده است و در قالب همین استراتژی کلان است که مسئله لغو اصلاحیه «جکسون-ونیک» اهمیت جدیدی پیدا میکند.
این اصلاحیه در سال 1974 توسط کنگره آمریکا برای اعمال فشار بر شوروی و سایر اقتصادهای غیربازاری که آزادی مهاجرت را محدود میکردند، تصویب شد. این قانون کشورهای مذکور را از وضعیت تجاری «ملت کاملةالوداد» محروم میکرد.
با وجود فروپاشی شوروی در بیش از سه دهه پیش، این اصلاحیه به طور رسمی برای چندین کشور پس از شوروی از جمله قزاقستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان پابرجا مانده است؛ هرچند این کشورها سالانه معافیتهایی دریافت میکنند، اما اصل قانون همچنان باقی است.
سناتور دینز این قانون را یکی از عوامل اصلی تنش در روابط آمریکا با جمهوری آذربایجان و کشورهای آسیای مرکزی خواند و تاکید کرد که این محدودیتها مدتهاست کارایی خود را از دست داده و مانع توسعه روابط اقتصادی هستند.
پاسخ مارکو روبیو به این مسئله نیز قاطع بود؛ او صراحتاً گفت: «این قانون یک ضرر است و ما مایل به لغو آن هستیم.»
«مغجان ایلیاسوف» سفیر قزاقستان در واشنگتن نیز با استقبال از این مواضع، لغو این اثر باستانی دوران جنگ سرد را حامی فصل جدیدی از شراکتها دانست. این امر واشنگتن را با یک تناقض سیاستی مواجه کرده است: تشویق شرکتهای آمریکایی به سرمایهگذاری میلیارد دلاری، همزمان با حفظ محدودیتهای قانونی مربوط به نیم قرن پیش.
نبرد پنهان با پکن؛ نفوذ اقتصادی چین و راهبرد چندوجهی منطقه
محرک اصلی افزایش علاقه آمریکا به این منطقه، تمایل به تنوعبخشی به زنجیرههای تامین جهانی و کاهش وابستگی به چین است.
امروزه پکن موقعیت غالبی در تولید و فرآوری عناصر نادر خاکی دارد که برای باتریها، نیمههادیها، صنایع دفاعی و فناوریهای گذار انرژی حیاتی هستند. طبق برآوردها، حدود 170 ذخیره عناصر نادر خاکی در این منطقه شناسایی شده است.
در نشست نوامبر 2025 سران C5+1 در واشنگتن، قزاقستان قراردادهایی به ارزش حدود 17 میلیارد دلار با شرکتهای آمریکایی امضا کرد؛ اقداماتی که نشان میدهد واشنگتن آسیای مرکزی را نه یک اولویت موقت، بلکه بخشی از استراتژی امنیت اقتصادی بلندمدت خود میداند.
با این حال، رقابت در منطقه به شدت فشرده است. چین همچنان بزرگترین شریک تجاری آسیای مرکزی است و حجم تجارت آن با این منطقه در سال 2025 به 106.3 میلیارد دلار رسید، در حالی که حجم تجارت آمریکا با قزاقستان (بزرگترین شریک واشنگتن در منطقه) تنها حدود 5.5 میلیارد دلار است.
علاوه بر این، دولتهای منطقه به طور فزایندهای سیاست خارجی چندوجهی را دنبال میکنند و تمایل چندانی به انتخاب علنی بین واشنگتن، مسکو و پکن ندارند. این بدان معناست که مواضع آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی بیش از آنکه به بیانیههای سیاسی وابسته باشد، به توانایی ارائه راهکارهای واقعی سرمایهگذاری، فناوری و زیرساختی منوط است.
در این فضا، پروژه «مسیر ترامپ» (TRIPP) و تلاش برای لغو جکسون-ونیک در یک قاب سیاستی قرار میگیرند؛ یکی برای گشودن مسیرهای لجستیکی جدید و دیگری برای حذف موانع دوران جنگ سرد.
انتهای پیام/