به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، تلاقی بحرانهای ژئوپلیتیک جهانی از جمله جنگ روسیه و اوکراین و بیثباتیهای فزاینده در خاورمیانه، شکلگیری یک معماری نوین در حوزه انرژی اوراسیا را تسریع کرده است؛ ساختاری که منطقه دریای خزر را بیش از هر زمان دیگری در کانون توجهات بینالمللی قرار میدهد.
امتداد جغرافیایی گستردهای که از آسیای مرکزی تا قفقاز جنوبی کشیده شده، اکنون دوران گذار بیسابقهای را تجربه میکند. در این موازنه جدید، دریای خزر دیگر یک فضای اقتصادی حاشیهای نیست، بلکه به عنوان یک هاب و حلقه اتصال حیاتی در سیستم در حال تکامل اوراسیا ظهور کرده است.
رویدادهای «هفته انرژی باکو 2026» به وضوح نشان داد که جمهوری آذربایجان چگونه از یک تولیدکننده سنتی نفت و گاز به یک رابط استراتژیک میان آسیای مرکزی، ترکیه، اروپا، آمریکا و خاورمیانه تبدیل شده است.
پیام ترامپ و احیای صنعت نفت و گاز
یکی از مهمترین سیگنالهای سیاسی در مجمع انرژی امسال، پیام دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به شرکتکنندگان بود. موضعگیری او فراتر از یک تعارف ساده دیپلماتیک، نشاندهنده چرخشی ملموس و پراگماتیک در سیاست انرژی جهانی واشنگتن است.
ترامپ با تاکید بر حمایت قاطع کشورش از صنایع نفت و گاز آذربایجان، اعلام کرد که شراکت انرژی میان واشنگتن و باکو در سالهای آینده اهمیت دوچندانی خواهد یافت.
این رویکرد، بازنگری آشکاری در استراتژیهای پیشین غرب است که تا پیش از این بر کربنزدایی سریع تمرکز داشتند؛ اما اکنون تحت تاثیر بحران انرژی اروپا و افزایش تقاضای جهانی برق، بازتنظیم شدهاند.
الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان نیز در افتتاحیه این نشست صراحتاً اعلام کرد که سیاستهای ترامپ به بازگشت سیاست انرژی به «وضعیت نرمال» کمک کرده است؛ چرا که پیش از این، صنعت نفت و گاز با فشارهای شدیدی از سوی مدافعان گذار سریع انرژی مواجه بود.
در همین راستا، باکو قراردادهای متعددی با غولهای آمریکایی نظیر شورون، جیپمورگان و اوراکل، به ویژه در حوزه مواد معدنی حیاتی و عناصر نادر خاکی امضا کرد که برای واشنگتن ابزاری راهبردی در رقابت تکنولوژیک و ملی با چین محسوب میشود.
دکترین اردوغان؛ از خطوط لوله سنتی تا «تاناپ الکترونیکی»
در حالی که واشنگتن حمایتهای سیاسی خود را افزایش داده، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، همچنان یکی از معماران اصلی همگرایی عملی در منطقه است.
خطوط لوله باکو-تفلیس-جیحان (BTC)، باکو-تفلیس-ارزروم و کریدور گاز جنوبی پیش از این نیز جغرافیای انرژی اوراسیا را دگرگون کردهاند. اما در هفته انرژی باکو، مقامات تُرک از پروژه «نسخه الکترونیکی تاناپ» پرده برداشتند؛ طرحی برای انتقال برق و ایجاد راهروهای انرژی سبز که ترکیه، آذربایجان، گرجستان، بلغارستان و جنوب شرقی اروپا را به هم متصل میکند.
آنکارا از این طریق به دنبال ایجاد یک محور ژئواکونومیک گسترده از آنکارا به باکو، آستانه و تاشکند است تا به عنوان دروازه اصلی دسترسی به منابع آسیای مرکزی عمل کند.
چرخش آسیای مرکزی به سمت راهروهای جایگزین خزر
برای کشورهایی چون قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان، این تحولات میتواند ساختار صادراتی آنها را که از زمان فروپاشی شوروی عمدتاً متمرکز بر روسیه بوده، متحول کند.
توجه اصلی اکنون معطوف به «کریدور انرژی سبز ترانس کاسپین» (Trans-Caspian) است. آذربایجان، قزاقستان و ازبکستان در حال توسعه یک کابل برق زیردریایی در بستر دریای خزر هستند که صادرات برق آسیای مرکزی به اروپا را از طریق قفقاز جنوبی ممکن میسازد؛ پروژهای که فاز نخست مطالعات فنی و زیستمحیطی آن با حمایت بانک توسعه آسیایی در ژانویه 2026 کلید خورد.
این طرح به موازات افزایش صادرات نفت قزاقستان از طریق خط لوله باکو-جیحان، وابستگی آستانه به مسیرهای سنتی روس را کاهش میدهد.
تنگنای راهبردی ارمنستان و بازتعریف «بازی بزرگ» در قفقاز
در این میان، ارمنستان پیچیدهترین حلقه این ساختار منطقهای است. ایروان پس از جنگ 2020 قرهباغ و کاهش نفوذ روسیه، بین تمایل به غرب و واقعیتهای ژئوپلیتیک منطقه محصور شده است.
اصرار آذربایجان و ترکیه بر ایجاد مسیر ترانزیتی از استان سیونیک (موسوم به کریدور زنگهزور) به عنوان امتداد منطقی «کریدور میانی»، به دلیل دغدغههای حاکمیتی برای ارمنستان به شدت حساس است؛ هرچند که ایروان برای محروم نشدن از مهمترین ابتکارات اقتصادی، تلاش میکند تا این دغدغه را با مشارکت دادن آمریکا و پروژه موسوم به «مسیر ترامپ» حل کند.
تداوم چرخش ارمنستان به غرب، تنشها با مسکو را نیز تشدید کرده است. کرملین با درک کاهش توان کنترل خود بر جریانهای ترانزیتی به دلیل جنگ اوکراین، نظارهگر تنوعبخشی اقتصادی همسایگان خود است.
در نهایت، آنچه امروز در جریان است، بازآفرینی «بازی بزرگ» قرن نوزدهم در قالبی نوین است؛ رقابتی که این بار نه بر سر تصاحب سرزمین، بلکه بر سر کنترل راهروهای انرژی، زیرساختهای دیجیتال، مواد معدنی کمیاب و شبکههای ترانزیتی میان قدرتهای جهانی نظیر آمریکا، اروپا، چین، روسیه و ترکیه، جریان دارد.
آمریکا به دنبال تقویت مسیرهای مستقل از پکن و مسکو است، ترکیه محور مدیترانه به آسیای مرکزی را میسازد، اروپا در پی تضمین امنیت انرژی است و چین برای پروژه کمربند و راه به این مسیرها نیاز دارد؛ تحولاتی که دریای خزر را به مهمترین چهارراه استراتژیک اوراسیا بدل ساخته است.
انتهای پیام/