به گزارش خبرگزاری تسنیم از بهارستان، مسئله «ولایت» و «امامت» تنها یک رویداد تاریخی در تقویم مسلمانان نیست، بلکه شالوده و هسته مرکزی فقه و کلام شیعه را تشکیل میدهد که مسیر حاکمیت الهی بر جامعه انسانی را ترسیم میکند. واقعه غدیر خم، بهعنوان نقطه عطف این جریان، نه یک توصیه اخلاقی صرف، بلکه ابلاغ رسمی و قطعی ساختار سیاسی و اجتماعی اسلام توسط پیامبر اکرم (ص) بود. درک صحیح از این واقعه، مرز میان پذیرش حاکمیت مطلق پروردگار و تن دادن به نظامهای سکولار و انسانمحور را مشخص میسازد.
در شرایط کنونی که جوامع اسلامی با هجمههای سنگین شناختی و رسانهای مواجه هستند، تبیین دقیق مفهوم «ولایتپذیری» و تمایز آن با قرائتهای سطحی و تقلیلگرایانه، بیش از پیش ضرورت یافته است. نظام جمهوری اسلامی ایران، بهعنوان امتداد مکتب غدیر، نیازمند بازخوانی مستمر مبانی اصولی و فقهی خود است تا بتواند در برابر جریانات تحریفگر که قصد دارند دین را به مناسک فردی محدود کنند، بایستد و الگویی کارآمد از زیست اجتماعی و سیاسی مبتنی بر فقه ارائه دهد.
برای تحقق این امر، نیازمند آن هستیم که از منظر «اصول فقه» و «معرفتشناسی»، به واکاوی ادله ولایت و جایگاه آن در هندسه احکام الهی بپردازیم. فهم این موضوع که چگونه اراده خداوند در افعال تکلیفی انسانها جاری میشود و چرا ولایت، مهمترین حکم وضعی خداوند است، میتواند کلید حل بسیاری از گرههای ذهنی نسل امروز در مواجهه با مفاهیم حاکمیتی باشد.
در همین راستا، خبرنگار خبرگزاری تسنیم در گفتوگویی تفصیلی با دکتر احمد اسماعیلیتبار، پژوهشگر برجسته فقه و اصول و استاد دانشگاه، به بررسی ابعاد اصولی دلالت حدیث غدیر، تفاوت ولایت الهی با رهبری سیاسی مصطلح، و نقش «معرفت» در ولایتپذیری جامعه امروز پرداخته است که مشروح آن در ادامه از نظر میگذرد.
مشروح گفتوگو به شرح زیر است:
تسنیم: جناب دکتر، بهعنوان نخستین پرسش، از منظر علم «اصول فقه»، دلالت حدیث غدیر بر امامت و ولایت چگونه تحلیل و ارزیابی میشود؟
اسماعیلیتبار: در علم اصول فقه، ادله فقهی به دو دسته کلی «اجتهادی» و «فقاهتی» تقسیم میشوند. ادله فقاهتی (مانند اصول چهارگانه برائت، استصحاب، تخییر و احتیاط) زمانی به کار گرفته میشوند که فقیه دلیل اجتهادی در اختیار نداشته باشد. خود ادله اجتهادی نیز به دو بخش اعتباری (لفظی و غیرلفظی) و عقلی تقسیم میگردند. در این میان، احادیث معتبر، مهمترین دلیل اجتهادی لفظی به شمار میآیند.
حدیث غدیر، قطعیترین دلیل لفظی اجتهادی و اعتباری در علم اصول است. این روایت، یک حدیث متواتر و قطعیالسند میان فریقین (شیعه و سنی) است و هیچکس در فقه و اصول نمیتواند در صدور آن از شخص پیامبر اکرم (ص) کمترین تردیدی به خود راه دهد. این گزاره به قدری مستحکم است که به عنوان نمونه بارز روایات متواتر در محافل علمی تدریس میشود.
تفاوت بنیادین در ناحیه «دلالت» این حدیث است. برادران اهل سنت، دلالت این حدیث را در سطح محبت و دوستی تقلیل میدهند، اما شیعیان با تکیه بر قرائن، آن را به تصدیگری امور مسلمین و امامت مختص میدانند. بنابراین، از منظر اصولی، غدیر مستحکمترین پایه لفظی است که اراده خداوند را برای تعیین جانشین پیامبر ثابت میکند و اختلاف تنها در فهم معنای کلمه ولایت در آن شرایط خاص و خطیر است.
تسنیم: چه تفاوتی میان «ولایت منصوص الهی» در واقعه غدیر با مفهوم عام «رهبری سیاسی» در جوامع غیردینی وجود دارد؟
اسماعیلیتبار: دین اسلام مبتنی بر پنج اصل توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد است و احکام آن تمام شؤون انسان را در بر میگیرد. همانطور که اصل 56 قانون اساسی نیز تصریح کرده است، حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آنِ خداست. این حاکمیت، هم شامل اشیاء جهان میشود و هم افعال انسان را (به صورت احکام تکلیفی) در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی در بر میگیرد.
در تحلیل حکومت بر جامعه انسانی، ما با دو دیدگاه کلان مواجهیم؛ یا میپذیریم که خداوند حاکم است، یا حاکمیت او را نفی میکنیم. مکاتب مادی و لیبرالیستی، اساساً حاکمیت خداوند بر افعال اجتماعی انسان را نفی میکنند. اما وقتی پذیرفتیم خدا حاکم است، این حاکمیت بر تمام رفتارهای فردی و اجتماعی انسان مسلط میشود. بر اساس قاعده «ما من شیء الا و له حکم»، هیچ فعلی از افعال انسان خارج از گستره تکالیف الهی نیست.
بنابراین، رای دادن و ساختارسازی سیاسی اگر صرفاً بر پایه اراده اعتباری انسان و بدون توجه به اراده و جعل خداوند باشد، با فقه اسلام همخوانی ندارد. تفاوت ولایت منصوص با رهبری عام در این است که در ولایت الهی، خداوند به عنوان شخص حقوقی مطلق، ساختار جامعه را اعتبار میکند و مسئولیت اجتماعی را به انسان گوشزد مینماید. همانند تمثیل کشتی، سرنوشت جامعه به هم گره خورده است و حاکمیت باید در امتداد اراده تشریعی خداوند باشد، نه صرفاً قراردادهای بشری.
تسنیم: در چارچوب مبانی فقه شیعه، نسبت میان «ولایتمداری» و «تکلیف شرعی» چیست و جایگاه آن کجاست؟
اسماعیلیتبار: فقه ما (اعم از فقه سیاسی، اجتماعی، فردی، خانوادگی و جزایی) دانشی اعتباری است؛ بدین معنا که علم به اعتبارات و قرارهای خداوند برای اشیاء و افعال انسان است. در این نظام دانش، تا شارع مقدس چیزی را وضع و اعتبار نکند، تکلیفی معنا پیدا نمیکند. امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) طی دههها تلاش (از سال 95 تا 148 هجری قمری)، مبانی این مکتب فقهی اعتباری را پایهگذاری و نهادینه کردند.
در همین منظومه، روایتی درخشان وجود دارد که میفرماید: «بنی الاسلام علی خمس: علی الصلاة و الزکاة و الحج و الصوم و الولایة... و لم یناد بشیء کما نودی بالولایة». این یعنی در میان تمامی احکام تکلیفی و وضعی، بالاترین و مهمترین حکمی که خداوند اعتبار فرموده، حکم «ولایت» است. هیچ عنصری در اسلام به اندازه ولایت مورد تاکید قرار نگرفته است.
الگوریتم فقه شیعه به گونهای طراحی شده که تمام رفتارهای فردی و اجتماعی باید حول محور ولایت (ولایت رسول الله، سپس امام معصوم و در زمان غیبت، ولایت فقیه) تنظیم شود. ولایت، بزرگترین «جعل» و قرار الهی است. همانطور که خداوند در خلقت تکوینی میآفریند، در تشریع نیز خلیفه وضع میکند (انی جاعل فی الارض خلیفه) و این جعل ولایت، مهمترین رکن تکالیف شرعی ماست.
تسنیم: از منظر تاریخی و اصولی، پیامبر اکرم (ص) با چه هوشمندی خاصی واقعه غدیر را بهعنوان یک گزاره قطعی در تاریخ تثبیت فرمودند؟
اسماعیلیتبار: پیامبر اکرم (ص) با درایتی بینظیر، واقعه غدیر را به یک «گزاره واقعی» و غیرقابل انکار در تاریخ تبدیل کردند. معرفت واقعی به معنای حکایت از یک واقعه در عالم خارج است. پیامبر (ص) کاری کردند که این رخداد به عنوان یک پدیده مسلّم خارجی ثبت شود تا هیچکس در آینده نتواند اصل وقوع آن را تکذیب کند.
ایشان در بازگشت از آخرین حج خود (حجة الوداع)، در منطقه استراتژیک غدیر خم که گذرگاه و محل انشعاب حجاج مدینه، مصر، عراق و ایران بود، توقف فرمودند. دستور دادند رفتگان بازگردند و بازماندگان برسند. در آن آفتاب سوزان، از جهاز شتران منبری ساختند. این فضاسازی مکانی و زمانی به گونهای بود که واقعه با حضور دهها هزار شاهد عینی، صددرصد در تاریخ میخکوب شد.
به همین دلیل است که مورخان و محدثان اهل سنت، حتی پیش از علمای شیعه، این روایت را ثبت و ضبط کردهاند. هیچ انسان منصفی اصل واقعه غدیر را افسانه نمیداند. علاوه بر این، در بحث دلالت نیز قرائن عقلی و حالیه (مانند توقف در آن شرایط سخت و گرفتن بیعت) نشان میدهد که کلمه «مولی» نمیتواند صرفاً به معنای دوست داشتن باشد. همانطور که در ادبیات واژه مشترک با «قرینه» معنا میشود، قرائن تاریخی غدیر به وضوح نشاندهنده ابلاغ زعامت و رهبری امت است.
تسنیم: با توجه به تحولات اجتماعی امروز و جنگ شناختی، چگونه میتوان مفهوم ولایتپذیری را به گونهای تبیین کرد که از افراط، تفریط و قرائتهای سطحی جلوگیری شود؟
اسماعیلیتبار: نظام جمهوری اسلامی دارای سیاستهای کلی است که ارکانی نظیر آموزش و معرفت، تربیت، سیاست و اداره را شامل میشود. رکن اول در این میان، «معرفت» است. ما باید مشخص کنیم که بر اساس فقه، روابط جنسی، مالی و مقامی در جامعه چگونه باید تنظیم شود. اگر این معرفت به درستی در جامعه و دانشگاه تبیین نشود، دچار سطحینگری خواهیم شد.
امروزه دشمنان با صرف هزینههای کلان و تاسیس رسانههای متعدد، تلاش میکنند تا «معرفت» جوانان ما را مخدوش کنند. هدف آنها دلسوزی نیست؛ بلکه میخواهند با آلوده کردن افکار به شهوات و شبهات، راه را بر اسلام اصیل ببندند. تقابل امروز، تقابل معرفت و شهوت است؛ دقیقاً مانند اختلافی که در صدر اسلام میان بنیهاشم (معرفتپایه) و بنیامیه (شهوتپایه) وجود داشت. بنیامیه به دنبال حکومت برای منافع خود بودند و با حرامخواری و شهوترانی، مسیر معرفت را سد کردند.
برای جلوگیری از قرائتهای سطحی، رسالت اصلی بر دوش رسانهها و نهادهای تبیینی است (جهاد تبیین). متولیان باید عالم به زمانه و مبانی باشند. قدرت یک نظام بر سه پایه «افکار عمومی»، «نیروهای مسلح» و «اقتصاد» استوار است.
اگر ما بتوانیم افکار عمومی را با «معرفت» درست نسبت به دستاوردهای فقه اسلام در پاکترین روابط مالی، اخلاقی و مقامی تغذیه کنیم، ولایتپذیری نه از سر اجبار، که از روی شناخت و آگاهی عمیق در جامعه نهادینه خواهد شد. فرمایشات رهبر معظم انقلاب نیز همواره بر همین تعمیق معرفت و بصیرت تاکید دارد.
گفتوگو: از احسان همتی
انتهای پیام/