به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، در شرایطی که بازار طی هفتههای اخیر شاهد افزایش قیمت در بسیاری از گروههای کالایی بوده، کارشناسان معتقدند این روند حاصل مجموعهای از عوامل اقتصادی و روانی است. از یک سو، هیجانات ناشی از نوسانات بازار و انتظارات تورمی موجب شده برخی فعالان اقتصادی با فرض تداوم افزایش هزینهها، قیمت کالاها را تعدیل کنند و از سوی دیگر، بخشی از رشد قیمتها به چالشهای واقعی در بخش تولید، تأمین مواد اولیه، تخصیص ارز و افزایش هزینههای تولید بازمیگردد.
در چنین شرایطی، تفکیک عوامل روانی از مشکلات ساختاری تولید اهمیت زیادی دارد؛ چرا که بخشی از التهابات بازار با مدیریت انتظارات قابل کنترل است، اما بخشی دیگر نیازمند رفع موانع موجود در زنجیره تأمین و تولید خواهد بود.
صنعت نساجی نیز از جمله بخشهایی است که در ماههای اخیر با چنین چالشهایی مواجه بوده است. فعالان این صنعت میگویند پلیاستر به عنوان یکی از اصلیترین مواد اولیه تولید نخ و الیاف، با محدودیتهایی در عرضه روبهرو شده؛ موضوعی که میتواند بر روند تولید و قیمت محصولات این صنعت تأثیر بگذارد.
یکی از مهمترین این مواد اولیه، چیپس پلیاستر است که در تولید نخ فیلامنت و الیاف استیپل کاربرد گستردهای دارد. تولیدکنندگان میگویند با وجود چهار مرحله عرضه این محصول در بورس کالا، بخش عمده معاملات به صورت سلف انجام شده و هنوز مواد خریداری شده به دست مصرفکنندگان واقعی نرسیده است. این در حالی است که میزان عرضه این محصول نیز نسبت به گذشته کاهش محسوسی داشته است؛ به طوری که کف عرضه از حدود 6 هزار تن به حدود 500 تن رسیده است.
از نگاه کارشناسان، هرگاه میان عرضه و تقاضا شکاف ایجاد شود، بازار به طور طبیعی واکنش قیمتی نشان میدهد. کاهش حجم عرضه در شرایطی که نیاز واحدهای تولیدی همچنان پابرجاست، رقابت برای خرید مواد اولیه را افزایش داده و در نهایت هزینه تأمین مواد اولیه را بالا میبرد. این افزایش هزینه نیز در ادامه زنجیره به قیمت تمام شده محصول منتقل میشود.
به اعتقاد تولیدکنندگان، تفاوت ساختار هزینهای میان صنایع مختلف نیز باید در سیاستگذاریها مورد توجه قرار گیرد. در صنعت بستهبندی، سهم مواد اولیه پلیاستر در قیمت نهایی محصول نسبتاً محدود است و تولیدکنندگان این بخش توان رقابت بیشتری در معاملات دارند؛ اما در صنعت نساجی، قیمت چیپس پلیاستر بخش اصلی بهای تمام شده نخ، الیاف و در نهایت محصولات نهایی را تشکیل میدهد. به همین دلیل حتی تغییرات محدود در قیمت این ماده اولیه میتواند آثار قابل توجهی بر کل زنجیره تولید نساجی برجای بگذارد.
از سوی دیگر، موضوع تخصیص ارز نیز به یکی دیگر از دغدغههای فعالان این صنعت تبدیل شده است. تولیدکنندگان معتقدند تسریع در فرآیند تأمین ارز و تعیین تکلیف درخواستهای واردات بدون انتقال ارز میتواند بخشی از فشار موجود بر بازار مواد اولیه را کاهش دهد و امکان برنامهریزی دقیقتر برای تولید را فراهم کند.
در چنین شرایطی، فعالان صنعت نساجی پیشنهادهایی را برای مدیریت بهتر بازار مواد اولیه مطرح کردهاند. اختصاص بخشی از عرضههای هفتگی به صورت هدفمند میان مصرفکنندگان مختلف، بازنگری در سهمیهبندیها، مدیریت دامنه رقابت در بورس کالا متناسب با میزان عرضه و تقاضا و همچنین ایجاد سازوکاری برای نزدیک شدن قیمتهای معاملاتی به نرخهای جهانی از جمله راهکارهای پیشنهادی این بخش است.
آنچه مسلم است اینکه کنترل قیمت کالاها صرفاً از مسیر نظارت بر بازار نهایی امکانپذیر نیست و توجه به حلقههای ابتدایی زنجیره تولید نیز اهمیت ویژهای دارد. تجربه صنایع مختلف نشان میدهد هرگاه مواد اولیه با قیمت مناسب، حجم کافی و دسترسی منظم در اختیار تولیدکنندگان قرار گیرد، بخش مهمی از فشارهای هزینهای کاهش یافته و زمینه برای ثبات بیشتر در بازار مصرف فراهم میشود.
از این منظر، رفع گلوگاههای تأمین مواد اولیه، بهبود فرآیندهای تخصیص ارز و بازنگری در برخی سازوکارهای عرضه میتواند نه تنها به حمایت از تولید کمک کند، بلکه در میانمدت به کنترل قیمت کالاها و افزایش رقابتپذیری صنایع داخلی نیز منجر شود.
انتهای پیام/