به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، پروژه پژوهشی «فراتر از زمان (علامه ملاعبدالله یزدی؛ نماد نوآوری علمی، معنویت و عقلانیت)» با هدف نگارش کتابی علمی و تحلیلی درباره شخصیت، آثار و منظومه فکری ـ تمدنیِ علامه ملاعبدالله یزدی طراحی شده است؛ اثری که از حیث روش پژوهش، استناد و زبان علمی، قابلیت عرضه و ارزیابی در سطح بینالمللی را داشته باشد.
مخاطب اصلی این اثر، بهطور مشخص، پژوهشگران و علاقهمندان حوزههای فلسفه، منطق، تاریخ اندیشه، ایرانشناسی و مطالعات دینی در جهان غرباند؛ از اینرو زبان و سازماندهی مطالب به گونهای تنظیم میشود که برای خواننده غیرایرانی نیز روشن، قابل پیگیری و قابل سنجش در چارچوبهای رایج دانشگاهی باشد.
هدف این کتاب صرفاً ارائه شرحی تاریخی از زندگی و آثار یک اندیشمند مسلمان نیست؛ بلکه مقصود آن است که منظومه فکری و تمدنیِ علامه ملاعبدالله یزدی در قالبی روشن، مستند و قابل فهم برای مخاطبانی که با سنت فکری اسلامی و ایرانی آشنایی مستقیم ندارند، بازشناسی و تبیین شود.
از همین رو، کتاب میکوشد علامه یزدی را نه فقط بهعنوان فقیه، منطقدان یا شارح متون سنتی، بلکه بهمثابه نماینده الگویی فکریِ جامع در تمدن اسلامی معرفی کند؛ الگویی که در آن عقلانیت، اخلاق، معنویت، علم، نظم آموزشی و مسئولیت اجتماعی در پیوندی ارگانیک با یکدیگر قرار دارند.
ضرورت تدوین چنین اثری از آنجا آشکار میشود که بخش مهمی از میراث فکری جهان اسلام، با وجود عمق تاریخی و ظرفیت تمدنی خود، در فضای آکادمیک و فرهنگی غرب یا ناشناخته مانده است یا در چارچوبهایی محدود و گاه تقلیلگرایانه فهم شده است. در بسیاری از روایتهای رایج، اندیشمندان مسلمانِ پس از قرون نخستین بیشتر در هیئت ناقلان یا شارحان سنتهای پیشین معرفی میشوند و کمتر بهمثابه صاحبان ابتکار، نظامسازی فکری و نقشآفرینی تمدنی مورد توجه قرار میگیرند.
در چنین زمینهای، معرفی علامه ملاعبدالله یزدی میتواند افقی تازه بگشاید؛ زیرا او شخصیتی است که در آثار، روش علمی، جایگاه آموزشی و اثرگذاری تاریخیاش، نمودهایی روشن از پویایی درونی سنت اسلامی دیده میشود؛ پویاییای که صرفاً در سطح نظری و متنی باقی نمیماند، بلکه به عرصه تربیت علمی، شکلدهی به سنت آموزشی، نسبت با ساخت قدرت و انتقال میراث دانشی به سرزمینهای دیگر نیز امتداد مییابد.
این کتاب میکوشد برای مخاطب غربی روشن سازد که فهم یک اندیشمند مسلمان شیعی تنها با بررسی آثار او بهتنهایی حاصل نمیشود؛ بلکه باید او را در چارچوب منظومهای از روابط فکری، نهادی، فرهنگی و تاریخی مطالعه کرد.
از این منظر، ملاعبدالله یزدی بخشی از سنتی تمدنی و زنده است؛ سنتی که در آن منطق صرفاً دانشی صوری نیست، بلکه ابزاری برای سامانبخشی به تفکر و تربیت عقلانی به شمار میآید؛ فلسفه صرفاً تکرار مباحث پیشینیان نیست، بلکه مجالی برای فهم هستی و تنظیم نسبت انسان با حقیقت است؛ و اخلاق و معنویت نیز اموری منفصل از دانش تلقی نمیشوند، بلکه شرط کمال علمی و جهتدهنده به کنش اجتماعیاند. بر این اساس، یکی از ایدههای محوری پروژه آن است که مخاطب با مطالعه این اثر، نه فقط با یک چهره تاریخی، بلکه با جهانبینیای منسجم و افقی تمدنی آشنا شود.
تمرکز اصلی پژوهش بر بازنمایی جامعِ ابعاد گوناگون شخصیت علامه ملاعبدالله یزدی است؛ بازنماییای که از سطح زندگینامه فراتر میرود و پیوند میان ساحتهای مختلف وجودی و فکری او را آشکار میسازد. در این چارچوب، زندگی فردی، ویژگیهای اخلاقی و معنوی، جایگاه علمی، فعالیتهای اجتماعی، نسبت او با ساختار سیاسی، و سهم وی در تکوین و انتقال سنت فکری اسلامی، در کنار یکدیگر دیده میشوند تا تصویر نهایی، تصویری چندبعدی و عمیق باشد.
این رویکرد از آنرو ضروری است که در خوانشهای متعارف، گاه اندیشمند مسلمان تنها از دریچه یک متن یا یک رشته تخصصی معرفی میشود؛ حال آنکه فهم دقیق او مستلزم توجه به کلیت منظومه فکری و موقعیت تمدنی اوست.
یکی از محورهای مهم پروژه، برجستهکردن نقش علامه یزدی در سنت منطق و فرهنگ حاشیهنویسی است. این مسئله برای خواننده غربی نیازمند تبیین ویژه است؛ زیرا در نگاه نخست ممکن است حاشیهنویسی امری درجهدوم، تقلیدی یا صرفاً آموزشی به نظر آید.حال آنکه پژوهش نشان خواهد داد در سنت علمی اسلامی، حاشیه و تعلیقه در بسیاری موارد نه امری حاشیهای، بلکه بخشی از سازوکار تولید، نقد، پالایش و انتقال دانش بوده است.
از اینرو، تحلیل آثار ملاعبدالله یزدی در حوزه منطق میتواند افق تازهای برای فهم شیوههای نوآوری در تمدن اسلامی بگشاید. این کتاب توضیح میدهد که نوآوری در سنت اسلامی همواره به معنای گسست از گذشته نیست؛ بلکه گاه در قالب بازخوانی خلاقانه، نظمبخشی مجدد، دقت مفهومی و تربیت روشمند اندیشه پدیدار میشود.
پروژه همچنین علامه ملاعبدالله یزدی را در متن تحولات دوره صفوی مطالعه میکند؛ زیرا بدون درک زمینه تاریخی، اجتماعی و سیاسی آن دوره، شناخت جایگاه واقعی او ممکن نیست. عصر صفوی دورهای است که در آن علم، مذهب، حکومت و هویت فرهنگی در پیوندی پیچیده و سرنوشتساز قرار میگیرند. یزد نیز در این میان صرفاً یک شهر جغرافیایی نیست، بلکه کانونی فرهنگی و علمی است که در شکلگیری شخصیتهایی چون ملاعبدالله نقش مهمی ایفا کرده است.
کتاب میکوشد نشان دهد که ظهور چنین اندیشمندی تنها حاصل نبوغ فردی نیست، بلکه در بستر شبکهای از نهادها، سنتها، روابط استاد و شاگرد و محیطهای فرهنگی امکان یافته است. به این ترتیب، پیوند میان فرد و تمدن، متن و زمینه، و دانش و نهاد بهصورت تبیینی آشکار میشود.
بُعد دیگرِ اهمیت این پروژه، امکان گفتوگوی تطبیقی میان اندیشه علامه یزدی و برخی مفاهیم فلسفی و منطقی در سنت غربی است. هدف از این تطبیق، یکسانسازی دو سنت فکری یا تحمیل شباهتهای سطحی نیست؛ بلکه ایجاد امکان ترجمه مفهومی و گشودن زمینه فهم مشترک است. برای آنکه مخاطب غربی بتواند با عمق کار علامه یزدی ارتباط برقرار کند، لازم است برخی مفاهیم و روشهای او در نسبت با مسئلههای آشناترِ فلسفه غرب بازخوانی شوند. این رویکرد، افزون بر کمک به فهم بهتر شخصیت و آثار علامه، زمینه آن را فراهم میکند که میراث وی در سطحی فراتر از مطالعات منطقهای، وارد گفتوگوی فلسفی جهانی شود.
اهمیت پروژه همچنین در آن است که میتواند به بازخوانی معنای «تمدن اسلامی» برای مخاطب غربی یاری رساند. در بسیاری موارد، تمدن اسلامی یا بهگونهای کلی و انتزاعی مطرح میشود یا در چارچوبهای سیاسی روزمره فروکاسته میگردد. حال آنکه معرفی متفکری مانند ملاعبدالله یزدی این امکان را فراهم میآورد که تمدن اسلامی از خلال یک شخصیت عینی، یک سنت آموزشی مشخص و یک میراث مکتوبِ قابل پیگیری بازشناسی شود.
بدینسان، کتاب صرفاً درباره یک فرد نخواهد بود، بلکه از خلال او سیمای سنتی بزرگتر آشکار میشود: سنتی که بخشی از تاریخ عقلانیت اسلامی، سازمان دانش در جهان اسلام و نسبت میان علم و معنویت در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی را نمایندگی میکند.
روش این پژوهش نیز متناسب با چنین هدفی طراحی شده است. دادهها از متون کلاسیک، منابع تاریخی، فهارس نسخهها، پژوهشهای دانشگاهی و مقالات معتبر گردآوری میشود؛ اما این دادهها صرفاً به صورت گزارشی کنار هم قرار نخواهند گرفت. بلکه با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و در موارد لازم تطبیقی، تلاش میشود پیوندهای درونی مفاهیم، علل تاریخی، سازوکارهای نهادی و دلالتهای تمدنی این میراث آشکار گردد. از این حیث، پروژه حاضر صرفاً کتابی در قلمرو شرححال یا تاریخنگاری سنتی نیست، بلکه اثری است که میکوشد با زبان پژوهشی امروز، الگویی فکری اسلامی را برای جهان معاصر بازخوانی کند.
در جمعبندی میتوان گفت پروژه کتاب «فراتر از زمان» تلاشی است برای آنکه مخاطب غربی با یکی از چهرههای مهم و در عین حال کمتر شناختهشده سنت علمی و تمدنی ایران و اسلام آشنا شود. این اثر نشان خواهد داد که علامه ملاعبدالله یزدی تنها متعلق به تاریخ یک منطقه یا یک دوره نیست، بلکه حامل گونهای عقلانیت، معنویت و فرهنگ علمی است که در مقیاسی جهانی نیز میتواند محل توجه قرار گیرد.
خواننده با منظومهای فکری روبهرو میشود که در آن علم از اخلاق جدا نیست، عقلانیت از معنویت تهی نمیشود، و سنت نه مانع نوآوری، بلکه در مواردی بستر زایش شکلهای تازهای از اندیشه است. بدینسان، کتاب افزون بر معرفی یک اندیشمند، در پی آن است که راهی برای فهم ژرفتر تمدن اسلامی و ظرفیتهای آن در گفتوگوی معاصر بگشاید.
یادداشت از: حجتالاسلاموالمسلمین دکتر علیاکبر مؤمنی
انتهای پیام/