خبرگزاری تسنیم ـ حسن یونسی*؛ هفتم خرداد 1359، تنها یک جابجایی تقویمی نبود؛ بلکه لحظه عبور از تلاطمهای ابتدای انقلاب به ثبات قانونمدارانه بود. در آن روزهای پرشور که هنوز غبار مبارزه از تن شهر ننشسته بود، گشایش اولین دوره مجلس شورای اسلامی نشان داد که انقلاب مردم ایران، نه یک حرکت گذرا، بلکه بنایی ماندگار است که میخواهد آرمانهای خود را در ظرف قانون و شریعت تعریف کند. این مجلس، نقطه تلاقی ایمان مذهبی و اراده ملی بود؛ جایی که قرار شد فریادهای خیابانی به لایحهها و طرحهای گرهگشا تبدیل شوند. بازخوانی این واقعه پس از دههها، ما را به درک این حقیقت میرساند که نظام اسلامی از همان ابتدا، حضور مردم در صحنه تصمیمگیری را نه یک امر تشریفاتی، بلکه ضرورتی برای بقای خود میدانست.
تأسیس این نهاد در شرایطی رخ داد که ساختارهای قدیمی فروپاشیده بودند و ضدانقلاب در هر گوشه به دنبال ایجاد بنبست در مسیر حرکت نظام بود. در چنین خلاء ساختاری، تشکیل مجلسی با حضور چهرههای تراز اول انقلاب، از شاگردان برجسته امام راحل تا نخبگان دلسوز و متعهد، سدی محکم در برابر آشفتگیها ایجاد کرد. ترکیب مجلس اول، بیشک یکی از درخشانترین ادوار تاریخ معاصر است؛ نه فقط به خاطر اسامی بزرگ، بلکه به دلیل غنای فکری و تضارب آرایی که در بطن آن جریان داشت. این مجلس ثابت کرد که تفکر انقلابی با مباحثه و تبادل نظر نهتنها تضادی ندارد، بلکه به برکت آن، مسیرهای تازهای برای حکمرانی عادلانه باز میشود. در واقع، این دوره وظیفه سنگین تولید ادبیات سیاسی نظام را بر عهده داشت تا مفاهیم والای جهادی را به زبان اجرایی و قانونی ترجمه کند.
تأثیر مجلس اول فراتر از تصویب چند مصوبه عادی بود. این نهاد در سختترین سالهای حیات جمهوری اسلامی، یعنی زمان آغاز جنگ تحمیلی و موج ترورهای وحشیانه، به عنوان سنگر ثبات عمل کرد. وقتی دشمن تلاش میکرد با ترور مسئولان، نظام را به سمت هرجمرج ببرد، مجلس با ادامه فعالیت خود، پیام اقتدار و زنده بودن آرمانهای امام را به جهان مخابره میکرد. نقش مجلس در مهار جریانهای انحرافی و لیبرالی که قصد داشتند مسیر انقلاب را به سمت وابستگی دوباره کج کنند، تاریخی و سرنوشتساز بود. ماجرای عزل کفایت سیاسی رئیسجمهور وقت، اوج تجلی قدرت نظارتی خانه ملت بود که نشان داد در نظام اسلامی، هیچ مقامی بالاتر از قانون نیست و حتی بالاترین کرسی اجرایی کشور نیز باید در برابر نمایندگان ملت پاسخگو باشد. این رویکرد قاطعانه، ستونهای جمهوریت را در دل یک نظام دینی مستحکم کرد.
اما میراث ماندگار این دوره برای امروز، تبیین حقیقی جایگاه مجلس در رأس امور است. مجلس اول به ما آموخت که اگر پارلمان به درستی به وظیفه خود عمل کند، میتواند جلوی انحراف بزرگترین قدرتها را بگیرد و مسیر پیشرفت کشور را هموار سازد. تأثیر این نهاد بر دورههای بعدی چنان عمیق بود که زیربنای بسیاری از قوانین زیرساختی کشور در همان چهار سال نخست ریخته شد. این مجلس راه را برای مدیریت انقلابی اما ضابطهمند باز کرد و نشان داد که برای حل مشکلات پیچیده، باید به تخصص در کنار تعهد بها داد. نمایندگان آن دوره ثابت کردند که میتوان همزمان هم یک مبارز خستگیناپذیر بود و هم یک قانونگذار دقیق که برای هر واژه از متن قانون، دغدغه شرعی و ملی دارد.
امروز، در نگاهی به گذشته، مجلس اول همچنان به مثابه یک قطبنما عمل میکند. تداوم هویت انقلاب اسلامی در گرو حفظ همان روحیهای است که در خرداد 59 متولد شد؛ روحیهای که در آن، نماینده خود را نه صاحب قدرت، بلکه وکیل و امانتدار ارزشهای مردم میبیند. این نهاد از آغاز تا به امروز ثابت کرده است که هرگاه بر مدار استقلال و بصیرت حرکت کرده، توانسته است کشور را از گردنههای دشوار عبور دهد. بنابراین، پاسداشت سالروز افتتاح اولین مجلس، در واقع پاسداشت عقلانیتی است که میان دینداری و مردمداری پیوندی ناگسستنی ایجاد کرد و بنای عظیم جمهوری اسلامی را بر پایه عدل استوار ساخت. این تجربه تاریخی به ما میگوید که اقتدار حقیقی، از بطن گفتگوی نخبگان مومن و نظارت دقیق بر مدار حق سرچشمه میگیرد و همین میراث است که ضامن بقای شکوه ایران در مسیر تمدنسازی خواهد بود.
*پژوهشگر انقلاب اسلامی
انتهای پیام/