به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، دومین نشست از سلسله نشستهای همایش علمی «امتداد اجتماعی عرفان» با هدف بازخوانی تجربه حکمرانی مبتنی بر معنویت برگزار شد. در این نشست، اساتید حاضر با تأکید بر اینکه عرفان اصیل اسلامی ذاتاً امری جمعی و تمدنآفرین است، بر ضرورت تبدیل ظرفیتهای سلوکی به پروتکلهای اجرایی و تربیت مدیرانی سالک برای مقابله با چالشهای مدرنیته سکولار تأکید کردند.
در این نشست که در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی قم برگزار شد، حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدجواد رودگر با تبیین هویت ذاتی عرفان ناب، نیل به مقام «خلیفةاللهی» را منشأ رسالت اجتماعی عارف برای اقامه عدل دانست و در کنار وی، حجتالاسلام والمسلمین دکتر محمدباقر نادم با اشاره به ضرورت عبور از شعار به سمت نهادسازی تمدنی، تصریح کرد که حکمرانی اسلامی در گرو پر کردن شکاف میان سلوک فردی و عمل مدیریتی و ارائه الگوهای عملی برای حل بحرانهای بشر معاصر است.

عرفان اسلامی؛ از ذات تا رسالت اجتماعی و حکمرانی
در ابتدای نشست، حجتالاسلام دکتر محمدجواد رودگر، ابراز داشت: در حوزه عرفان، حساسیت و دقت مضاعف امری ضروری است. تلاشها در این زمینه، اگر با هدایت الهی همراه باشد، به نتایج مثبت و سازندهای در راستای نظام حکمرانی اسلامی منجر خواهد شد. تا زمانی که درک صحیح، شفاف و جامعی از موضوع و محمول حاصل نشود، نمیتوان گزارههای صحیح و معتبری را بر آنها بنا نهاد.
وی افزود: عرفان اسلامی، هویتی اجتماعی دارد و «موزون اجتماعی بودن» یکی از عوارض ذاتی آن محسوب میشود. این عرفان، معرفتی شهودی به ذات اقدس الهی، اسماء حسنای او و اوصاف اولیای الهی است که در مقام نظر و تقرب وجودی به حق، از طریق طی مقامات معنوی و فتوحات غیبی، یا در قالب اسرار انفسی و مراحل سلوکی حاصل میگردد.
عضو هیأت علمی و مدیرگروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی خاطر نشان کرد: در پرتو این تقرب وجودی و مقام «ولیاللهی»، عارف به مقام «خلیفةاللهی» نائل میشود. خلیفه الله رسالتی را بر دوش دارد که باید آن را به سرانجام برساند؛ این نکتهای کلیدی در مباحث حکمرانی اسلامی است.
وی با تأکید بر اینکه نباید از بیان اینکه امیرالمؤمنین(ع) عارف حقیقی هستند، هراسی داشت، گفت: ایشان «امیر العارفین» و «قطب العارفین» هستند و اطلاق عرفان و عارف بر ایشان، صحیح و صادق است. این مطلب در کتاب «مبانی عرفان وحیانی» نیز مورد بحث قرار گرفته است.
هویت اجتماعی عرفان اسلامی؛ ذاتی جداییناپذیر
حجتالاسلام رودگر ادامه داد: در حوزه عرفان، مسأله «اجتماعی بودن» یا «زائد بر ذات عرفان بودن» آن، موضوعی بسیار مهم است. در تحقیقاتی که تاکنون صورت گرفته و تحقیقات آتی، این مسئله مورد توجه ویژه قرار دارد؛ زیرا برخی با ابهام و اتهامزنی به عرفان، آن را امری فردی و دور از اجتماع میدانند و وقایعی چون به حکومت رسیدن امام خمینی(ره) را استثنایی و خلاف مسیر عرفان تلقی میکنند.
وی افزود: اما واقعیت، دقیقاً برعکس این تصور است. اجتماعی بودن، نه تنها زائد بر ذات عرفان اسلامی، عرفان اصیل، ناب محمدی، علوی، ولوی، صادقی، رضوی و مهدوی نیست، بلکه جزئی جداییناپذیر از آن است. دلیل این مدعا، تعریفی است که از «عارف» ارائه میدهیم.
عضو هیأت علمی و مدیرگروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی معنای عارف واقعی را توضیح داده و ابراز داشت: عارف کسی است که حداقل دو سفر از چهار سفر عرفانی را طی کرده باشد. سفر اول، «من الخلق الی الحق» است که پیمودن آن، هرچند دشوار، اما ممکن است. سفر دوم، «من الخلق الی الخلق بالحق» یا «من الحق الی الخلق بالحق» است که سختتر و ناپیداتر است.
وی با اشاره به جایگاه رفیع حضرت فاطمه زهرا(س)، ابراز داشت: مقام ایشان از تمام انبیا و ائمه(ع) به جز پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) برتر است. ایشان به مقام ولایت کلیه اطلاقیه الهیه رسیدهاند. حتی شهید مطهری در کتاب «نظام حقوق زن در اسلام» به این اسرار چهارگانه اشاره کرده و بر برتری مقام ایشان تأکید نمودهاند.
حجتالاسلام رودگر خاطرنشان کرد: مراتب نازلتر این سفرها، متعلق به اولیای الهی و عارفان بالله و سالکان توحیدی است. بنابراین، اجتماعی بودن و رسالت اجتماعی، نه تنها عارض بر ذات عرفان اسلامی نیست، بلکه جزئی از حقیقت و کمال آن است.
خدمت هدایتی و تربیتی؛ اوج خدمت عارفان در راه خدا
وی افزود: عرفان اسلامی، از ابتدا تا انتها، با خدمت به جامعه همراه است. این خدمت، تنها به پس از سلوک محدود نمیشود، بلکه پیش از سلوک نیز وجود دارد و فرد را برای سیر الی الله آماده میکند. در مرحله پیش از سلوک، فرد به خدمت عامالمنفعه، گرهگشایی از کار مردم، رسیدگی به محرومان و فقرا، و در فکر مردم بودن مشغول است. اوج این خدمت در سفر چهارم عرفانی نمود پیدا میکند.
عضو هیأت علمی و مدیرگروه عرفان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در تبیین اوصاف متقین، به فرمایش امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه اشاره کرد و اظهار داشت: «کسی که خود را به رنج و تعب بیندازد تا رنج و تعب را از دیگران بردارد.» پیامبران الهی که در اوج تقوا قرار دارند، با تحمل سختیها، شکنجهها، تبعیدها و تا مرز شهادت پیش رفتن، برای هدایت و نجات بشریت کوشیدند. حضرت موسی(ع) با رنج، جهالت و گمراهی بنیاسرائیل مبارزه کرد. امام حسین(ع) نیز در قیام خود، برای «جهاد و حیات» (احیای دین) قیام کردند.
وی مهمترین خدمت را خدمت هدایتی و تربیتی دانست و گفت: این خدمت، با آموزش کتاب و حکمت و تدریس، اوج میگیرد. در حوزه عملی و اجتماعی، یاری رساندن به مردم، برپایی عدالت و دفاع از حق، از دیگر مصادیق خدمت به شمار میروند.
سفرهای چهارگانه عرفانی؛ از سیر الیالله تا خدمت به خلق
حجتالاسلام رودگر بیان داشت: عارفی که سفر سوم را طی کرده و به کمالات وجودی دست یافته، در سفر چهارم، رسالتی فراتر از حل مشکلات جزئی بر عهده دارد. او باید همان کاری را انجام دهد که انبیا و ائمه(ع) انجام دادند؛ یعنی تشکیل حکومت برای اقامه حق و عدالت. البته این امر نیازمند مقدمات وجودی و فراهم بودن شرایط است که گاه عارف باید خود برای ایجاد آنها تلاش کند.
وی در پایان تأکید کرد: عرفان اسلامی، از ذات خود، پیوند عمیقی با خدمت اجتماعی دارد و این جدای از ذات آن نیست. عرفان اجتماعی، مولود طبیعی و فرزند حقیقی عرفان اسلامی است. البته، عارفان در این مسیر، سطوح مختلفی دارند. برخی ممکن است تا سفر دوم پیش روند و به کمالات کامل نرسند؛ اما کسانی که به سفر سوم و چهارم دست مییابند، در اوج کمال قرار دارند. گاهی فراهم نبودن زمینهها، ظرفیتها، یا عدم آمادگی فرد، مانع از رسیدن به مراحل بالاتر میشود، اما این به معنای جدایی خدمت از ذات عرفان نیست.

عرفان اجتماعی؛ از سلوک فردی تا حکمرانی تمدنساز
در ادامه نشست، حجتالاسلام دکتر محمد باقر نادم، استاد حوزه و دانشگاه، گفت: عرفان هرگز نه به معنای قدرتطلبی و سلطه جویی بوده است و نه به معنای انزوا طلبی و دوری از اجتماع.
وی تصریح کرد: عارف حقیقی کسی است که خود را موظف میداند در کنار مردم باشد و دستگیر آنان شود. همان رسالتی که از عرفان انتظار میرود، خدمت به خلق و حضور مسئولانه در جامعه است.
استاد حوزه و دانشگاه اظهار داشت: از همینجا چالش اصلی ما در ساحت سیاسی و اجتماعی عرفان آشکار میشود؛ عرفان اجتماعی نافی انزوای فردی است و بر عرفانی تأکید دارد که مسئول، پاسخگو و تمدنساز باشد. ظرفیت عرفان اسلامی ذاتاً اقتضای تحولآفرینی دارد و این تحولات از همان اتصال به مبدأ و حق سرچشمه میگیرد.
حجت الاسلام نادم با اشاره به سیره امام خمینی(ره) ابراز داشت: یکی از زمینههای مهم برای اینکه ایشان عرفان را در عرصه اجتماع بازخوانی و جاری کردند، این بود که هیچگونه تعلق خاطر شخصی به خود نداشتند. امام خود را فانی در حق میدیدند و جز انجام وظیفه به چیز دیگری نمیاندیشیدند؛ هیچکس هم نمیتوانست ایشان را از انجام تکلیف الهی بازدارد.
امام، فقط یک فقیه نبود
وی با تصریح بر ابعاد مختلف شخصیتی امام خمینی(ره) خاطر نشان کرد: شخصیت امام با همان محوری که استاد فرمودند، یعنی پرورش در فقه اکبر و عرفان، شکل گرفت. امام تنها یک فقیه عادی یا فقیهی که بر پایه برخی اصول ابزاری عمل کرده باشد نبود؛ بلکه گویی هر چهار سفر سلوکی را طی کرده و اکنون به عنوان خلیفةالله مبعوث شده بود تا رسالتی بر عهده گیرد و برای اقامه حکومت وارد جامعه شود.
وی افزود: همانگونه که گفته میشود حاکم باید عارف باشد و عارف باید در عرصه حکومت حضور داشته باشد، میتوان برعکس نیز گفت هر کسی که بخواهد در جامعه اسلامی به حاکمیت برسد، اگر عارف نباشد، اساساً شایستگی پذیرش این مسئولیت را ندارد. هر عارفی رسالت حکومت و مسئولیت اجتماعی دارد و هر حاکمی نیز باید برخوردار از سلوک عرفانی و معنوی باشد.
حجتالاسلام نادم حکمرانی مبتنی بر اخلاق را لازمه حکمرانی اسلامی دانست و ابراز داشت: در نگاه سیاسی و اجتماعی ما به عرفان، سخن از حکمرانی مبتنی بر اخلاق و عرفان اسلامی است؛ حکمرانیای که بر پایه معنویت، مسئولیتپذیری و پاسخگویی شکل میگیرد. چنین حکمرانیای باید بتواند ارزشهای الهی را در متن مدیریت جامعه جاری سازد.
وی با اشاره به اینکه عرفان اجتماعی امروز با انباشتگی از چالشها روبهرو است، بیان داشت: این چالشها صرفاً معرفتی نیستند، بلکه ابعاد ساختاری، رفتاری و محیطی نیز دارند. از جمله چالشهای معرفتی، خلط در فهم حقیقت عرفان است؛ یعنی عرفان را همچنان فردی و منزوی بفهمیم و به آن نگاهی تقلیلگرایانه و حداقلی داشته باشیم.
حجتالاسلام نادم لازمه تحقق عفران اجتماعی را نهاد تمدنی دانست و اظهار داشت: از نظر ساختاری نیز، برای تحقق عرفان اجتماعی هنوز نهاد تمدنی و تمرکزگرایی که بتواند این معنا را به منصه ظهور برساند، بهدرستی فراهم نشده است. در سطح رفتاری نیز نبود سیر و سلوک عملیِ شخصی، نفوذ جریانهای انحرافی و عرفانهای خودساخته و نوظهور، و نیز کمبود دوراندیشیها، از دیگر چالشهای جدی است.
وی ادامه داد: افزون بر اینها، چالش محیطی و اجتماعی نیز وجود دارد؛ یعنی همان زمینههای تمدنی، تقابل با مدرنیته، بحرانهای نوپدید و ضعف در آیندهنگری. اگر این مسائل بهدرستی دیده نشود، عرفان اجتماعی نمیتواند نقش تمدنساز خود را ایفا کند.
تقابل عرفان و مدرنیته؛ تقابل دو دستگاه حکمرانی
حجتالاسلام نادم با اشاره به بُعد تمدنی تقابل دستگاه حکمرانی عرفانی و مدرنیته خاطرنشان کرد: در سطح تمدنی و بینالمللی نیز با چالشی جدی مواجهیم. تقابل عرفان با مدرنیته سکولار، در واقع تقابل دو دستگاه حکمرانی است؛ از یکسو دستگاه حکمرانی مدرن که بر عقلانیت ابزاری و سکولاریسم استوار است و دین را از سیاست جدا میداند، و از سوی دیگر حکومت عرفانی که بر ارزشها، معنویت و پیوند زمین با آسمان بنا شده است.
وی ادامه داد: در این نگاه، حضور خدا در مدیریت و زندگی جمعی معنا پیدا میکند. اگر از منظری عرفانی به حاکمیت بنگریم، حاکمیت زمینی باید به آسمان متصل باشد و از معنویت و اخلاق الهی تغذیه کند. در حالی که از منظر عرفانی، این خودِ مدرنیته است که دچار فقر معنوی و بحران اخلاقی است. اندیشه تمدنی در نگاه رهبر شهید، ناظر به پاسخگویی به همین چالشهاست.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به بحرانهای نوپدید جهانی مانند اضطراب، تنهایی، فروپاشی خانواده، طلاق و خشونتهای گسترده، ابراز داشت: اگر این اندیشه را بهدرستی درک و تبیین کنیم، بسیاری از شبهات و ایرادهایی که امروز از سوی جهان مدرن متوجه جامعه اسلامی میشود، پاسخ خود را خواهد یافت. جامعه مدرن از ما میپرسد شما چه نسخهای دارید؟ چه مؤلفهها و چه پروتکلهایی برای درمان این مسائل تعریف کردهاید؟
وی ادامه داد: در جهان غرب، حتی در چارچوب سکولار، برای بحرانهای اجتماعی خود «کلینیکهای الهیاتی» و آزمایشگاههای نظری ایجاد کردهاند. آنها مسائل را از متن جامعه و خیابان جمعآوری میکنند، به دانشگاه میبرند، به نظریه و پروتکل تبدیل میکنند، قانونگذاری میکنند و سپس این الگوها را به جهان عرضه میکنند.
الهیات عملی؛ تبدیل مسئله اجتماعی به پروتکل
حجتالاسلام نادم با تاکید بر الهیات عملی در مسأله حکمرانی خاطرنشان کرد: الهیات عملی در دانشگاههای انگلستان و آمریکا دقیقاً چنین مسیری را طی میکند؛ مسئله اجتماعی را به مدل مداخله تبدیل میکند. عرفان ما ظرفیت عظیمی برای درمان بحرانهای معنوی بشر دارد، اما این ظرفیت کمتر به نظریه اجتماعی، پروتکل اجرایی و برنامه تمدنی تبدیل شده است.
وی با اشاره به اینکه در عرصه عرفان اسلامی هنوز سازوکارهای نظاممند ایجاد نشده است، تصریح کرد: همانگونه که بارها تأکید شده، فرهنگسازی از لایههای خرد زندگی مردم آغاز میشود. وی ابراز کرد: اگر ما میخواهیم عرفان اجتماعی در میان مردم پذیرفته شود، باید از همه ابزارهای فرهنگی، هنری و رسانهای بهره ببریم. صرف سخن گفتن از عرفان کافی نیست؛ باید آن را در زندگی روزمره مردم جاری کرد.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به خلأهای جدی در این حوزه گفت: ضعف آیندهپژوهی تمدنی مبتنی بر عرفان، یکی از کمبودهای مهم ماست. وی افزود: اگر سخن از تمدن نوین اسلامی میگوییم، باید بتوانیم الگوها، پارادایمها و نظام فکری سلوک اجتماعی عارفانه را برای حل مسائل آینده بشر طراحی کنیم. عرفان نباید صرفاً در ساحت فردی باقی بماند، بلکه باید به نظام حکمرانی، قانونگذاری و مدیریت اجتماعی تسری یابد.
مدیران بدون سلوک معنوی با بحران مواجه میشوند
وی با اشاره به چالش رفتاری در سطح کارگزاران و مدیران تصریح کرد: اگر مدیر یا حاکم به مقام خلیفةاللهی نرسیده باشد و رسالت خود را از ناحیه اتصال معنوی کسب نکرده باشد، در عمل با بحران مواجه خواهد شد. وی بیان کرد: یکی از آسیبهای امروز ما، غیاب سیر شخصی و عملی در میان برخی مدیران است. تجربه امام خمینی نشان داد که اخلاق بدون سلوک شخصی، بدون نماز شب، بدون انس با قرآن و بدون ارتباط معنوی با ولیّ الهی، به اخلاقی شعاری و بیپشتوانه تبدیل میشود.
حجتالاسلام نادم خاطرنشان کرد: همانگونه که بزرگان اخلاق تأکید میکردند، «خداخویی» باید در سیره مدیران حاکمیت اسلامی تجلی داشته باشد؛ یعنی پیش از آنکه در ساختارها ظهور کند، در جان مدیر ریشه بدواند. امروز کمتر مدیری را میبینیم که التزام عمیق شخصی به سلوک معنوی داشته باشد و همان سلوک را به عرصه مدیریت منتقل کرده باشد.
وی با اشاره به نمونههایی از مدیران مؤمن و سالک ابراز داشت: شهید تندگویان نشان میدهد که چگونه عرفان عملی میتواند در سختترین شرایط، انسان را استوار نگه دارد. او سالها در زندان شکنجه شد، اما نه به نظام و نه به امام و نه به ارزشهایش خیانت نکرد؛ زیرا در سطح سیر شخصی، به عرفان عملی ملتزم بود و این التزام در رفتار اجتماعی و مدیریتی او ظهور داشت.
استاد حوزه افزود: شکاف میان سلوک فردی و عمل مدیریتی، یکی از چالشهای اصلی عرفان اجتماعی در روزگار ماست. اگر این شکاف پر نشود، عرفان در حد شعار باقی میماند و نمیتواند به کار حکمرانی و اداره جامعه بیاید. برخی جریانهای شبهعرفانی، عرفان را یا به انزوای فردی تقلیل میدهند یا اگر از عرفان اجتماعی سخن میگویند، آن را به معنایی محدود و منفعل تعریف میکنند.
وی با اشاره به اهمیت تشخیص درست و بهنگام گفت: این توانایی از همان نگاه آسمانی و اتصال معنوی نشئت میگیرد. در نظامهای سکولار و لیبرالیستی، تصمیمها غالباً واکنشی و دیرهنگاماند، نه پیشگیرانه؛ حال آنکه در سیره علمای عارف، اقدامها پیشدستانه و مبتنی بر دوراندیشی بوده است.
حجتالاسلام نادم ادامه داد: مرحوم آیتالله شاهآبادی پیش از آنکه رضاخان به قدرت کامل برسد، ماهیت استبدادی او را افشا کرد و حتی تحصنی طولانی را سامان داد. این دوراندیشی سیاسی، ریشه در سلوک عرفانی داشت. امام خمینی نیز در مبارزه با رژیم پهلوی، از همین سنت بهره برد و سیره عرفانی ایشان، مبارزه را به حرکتی پیشگیرانه و آگاهانه تبدیل کرد، نه صرفاً واکنشی احساسی.
وی بر ضرورت عبور عرفان اجتماعی از سطح شعار تأکید کرد و گفت: اگر عرفان اجتماعی بخواهد در عرصه حکمرانی اسلامی به فعلیت برسد، باید به نظریهپردازی، نهادسازی، آیندهپژوهی، تربیت مدیران سالک و تولید الگوهای عملی برای حل مسائل بشر معاصر برسد. تنها در این صورت است که میتواند در برابر مدرنیته سکولار، نه در موضع انفعال، بلکه در جایگاه ارائهدهنده یک بدیل تمدنی پاسخگو ظاهر شود.
انتهای پیام/