به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، فریدون فراهانی، پژوهشگر و دکترای طراحی شهری، ظهر امروز در نشست خبری با اصحاب رسانه با اشاره به تحولات اخیر در حوزه بازآفرینی فضاهای شهری اراک گفت: اراده محکمی که امروز در شهر اراک برای ساختن و اصلاح ساختارها شکل گرفته، برخاسته از یک همت جمعی و خردورزانه است. بنده با مشاهده رویدادهای اخیر، علیرغم دغدغههای کاری در پروژههای سایر شهرها، بر خود وظیفه دانستم تا در این حرکت ارزشمند که در «خانه خودم» در حال وقوع است، سهمی داشته باشم.
وی افزود: هر عمل جراحی که برای بهبود وضعیت بیمار انجام میشود، قطعاً با درد و حتی آثاری از زخم همراه است؛ اما اگر مسیر درست را انتخاب کرده باشیم، رسیدن به نتیجه مطلوب حتمی است. چالشهای امروز شهر اراک نیز بخشی از این فرآیند بهبود و ارتقای کیفیت زندگی است.
فراهانی با انتقاد از رویکرد حاکم بر مدیریت شهری در کشور تصریح کرد: یکی از بزرگترین چالشهای ما در ایران، تعریف نادرست از مفهوم شهر است. متأسفانه ما شهرها را صرفاً بر اساس کاربری، دسترسی، مساحت، جمعیت و مسائل کالبدی و فیزیکی تعریف میکنیم که این یک خطای استراتژیک است. نگاه ما به شهر تغییرگرا است و از جامعیت مدنی، اجتماعی و حتی دیپلماتیک شهر غافل شدهایم. شهر باید به عنوان یک کنشگر فعال در حیات مدنی شهروندان دیده شود. اگر حیات مدنی مردم تنها به فضای خانه، محل کار و اتوبانها محدود شود، هیچگاه فرصتی برای بروز مدنیت پیدا نخواهد شد.
پژوهشگر و دکترای طراحی شهری با بیان اینکه مردم ایران به دلیل سابقه هزاران ساله تمدنی، مفهوم مدنیت را به خوبی درک میکنند، اظهار کرد: مدنیت باید در زندگی روزمره و در بستر شهر تمرین شود. فضاهای شهری باید «همهشمول» باشند؛ یعنی سالمندان در آن احساس راحتی کنند و کودکان با امنیت خاطر در فضاهای مرکزی حضور یابند. با توجه به حرکت جمعیت کشور به سمت سالمندی، اگر از امروز به فکر ایجاد فضاهای پیادهمحور نباشیم، در دهه آینده با شهری بزرگتر اما به شدت آلودهتر و غیرقابل زیست برای سالمندان مواجه خواهیم بود.
وی با ارجاع به نظریات مارشال برمن در کتاب تجربه مدرنیته، به نقد توسعه شتابزده پرداخت و افزود: بسیاری از شهرهای جهان در قرن بیستم دچار توسعه فاوستی شدند؛ یعنی قدرت و پیشرفت کاذب را به قیمت فروختن روح خود به شیطان صنعت و تکنولوژی به دست آوردند. ما نباید در مواجهه با خودرو و پیشرفتهای تکنولوژیک، انفعالی عمل کنیم. پادزهر توسعه صنعتمحور، توجه به مکانسازی شهری و ایجاد فضاهای انسانمحور است. گسترش فضاهای خودرومحور، فرصت تعامل اجتماعی را از مردم سلب میکند.
فراهانی عنوان کرد: به عنوان یک ناظر معتقدم که اراک با رویکرد فعلی در حال ورود به یک دوران جدید است. حضور مردم در فضاهای شهری و اشتیاق آنها برای بهرهمندی از محیطهای پیاده، نشاندهنده نیاز جدی شهر به بازپسگیری فضاها از خودروها و بازگرداندن آن به شهروندان است.
پژوهشگر و دکترای طراحی شهری با تأکید بر لزوم بازنگری در هویت شهر اراک اظهار کرد: اراک برای بنده و بسیاری از شهروندان، فراتر از یک نقشه جغرافیایی، کانون تجربههای زیسته و خاطرات است. امروز اراک وارد دوران جدیدی شده که دیگر نباید هویت خود را تنها در کاربری صنعتی جستجو کند.
وی افزود: اراک در تمام ایران به عنوان یک قطب صنعتی با صنایعی همچون آذرآب و واگنپارس شناخته میشود و شهر صنعتی آن یک نمونه منحصربهفرد در شهرسازی مدرن ایران است که متخصصان اصفهانی و تهرانی نیز بر ارزشهای آن تأکید دارند؛ اما اراک لکههای درخشان دیگری نیز دارد که مغفول مانده است. مرکز تاریخی شهر، بازار و شبکه شطرنجی منظم آن، سرمایههای عظیمی هستند که باید دیده شوند.
فراهانی با اشاره به ظرافتهای هنری بازار اراک بیان کرد: در برندسازی شهری، بزرگترین بودن ملاک نیست، بلکه منحصربهفرد بودن اهمیت دارد. همانطور که گنبد سلطانیه در مقایسه با کلیسای سانتا ماریا دل فیوره در مقیاس جهانی مطرح شد، باید ارتباط تاریخی و طراحی بازار اراک در دوره قاجار با الگوهای شهرسازی شهرهایی مانند نیس فرانسه بررسی و مکتوب شود تا ارزشهای بینالمللی این شهر نمایان گردد.
پژوهشگر و دکترای طراحی شهری با تمجید از اقدامات اخیر برای نجات بافت تاریخی اراک اظهار کرد: بازار اراک و خیابانهای اطراف آن، دانههای ارزشمندی هستند که تا پیش از این، حلقهای صلب (مانند برخی پلها یا ساختوسازهای ناهمگون) راه نفس آنها را بند آورده بود. این موانع نه تنها به بافت آسیب میزد، بلکه مسیر ثبت جهانی اراک در یونسکو را مسدود میکرد. یونسکو و مجامع جهانی زمانی به ما توجه میکنند که خودمان به بافت ارزشمندمان احترام بگذاریم. تجربه تلخ ارگ جهاننما در اصفهان نشان داد که خطاهای مدیریتی چگونه میراث جهانی را به مخاطره میاندازد.
وی با نقد مدل توسعه در کلانشهرهای ایران، به مفهومی تحت عنوان سندروم تهران اشاره کرد و افزود: تهران امروز یک شهر شکستخورده در طراحی شهری است؛ شهری که به هر قیمتی بزرگ شد اما روح خود را از دست داد. برخی متخصصان، شهرهایی مانند تهران، لاهور و داکا را سیاهچالههای شهری مینامند که در آنها فقر و پرخاشگری ناشی از فشار کالبدی، روح مردم را تحت تأثیر قرار میدهد.
فراهانی با استناد به نظریات صاحبنظران حوزه شهری عنوان کرد: در بسیاری از شهرهای ما، فعل بودن صرف نمیشود و همه چیز در حال شدن است؛ یعنی ساختوسازهای بیوقفه بدون گفتگو، مشورت و تحلیل. اما اتفاقی که امروز در اراک شاهد آن هستیم، حرکت به سمت بودن و هویتمندی است.
پژوهشگر و دکترای طراحی شهری با ابراز امیدواری نسبت به آینده اراک اظهار کرد: آغاز دورانی را میبینم که گردشگران و ناظران بیطرف از تجربه سفر به اراک خواهند نوشت. اراک با بازپسگیری فضاهای خود از خودروها و بازگرداندن آن به انسانها، روزهای روشنی در پیش دارد.
وی با اشاره به تجربههای جهانی مدیریت شهری افزود: در دهههای 40 و 50 میلادی، در شهر نیویورک مدیری به نام رابرت موزس الگوی توسعهای را دنبال میکرد که امروز به عنوان نمونهای هشداردهنده در ادبیات شهرسازی شناخته میشود. شهر به تخممرغی شبیه است که برای املت درست کردن باید شکسته شود؛ این نوع نگاه چکشی و موسوم به «مدیریت ساطوری» شهر را به یک جسم بیجان فرو میکاهد؛ در حالیکه تجربههای جهانی به ما میگوید توسعهای که با تحقیر بافت تاریخی و اجتماعی همراه باشد، در نهایت شکست میخورد. من در مقالاتی که درباره توسعه شهری در اراک و اصفهان نوشتهام، بارها تأکید کردهام که شهر را نمیتوان با منطق املت و تخممرغ اداره کرد.
فراهانی با اشاره به تجربه اصفهان تصریح کرد: سالها پیش، زمانی که میدان نقش جهان هنوز محل عبور خودرو بود، جمع زیادی از متخصصان شهرسازی نسبت به عبور ماشین از کنار این میدان تاریخی اعتراض میکردند. امروز در تمام کتابهای معتبر شهرسازی جهان، از جمله آثار فرانسیس تیبالد و دیگران، میدان نقش جهان به عنوان نمونهای منحصربهفرد یاد میشود. طبیعی بود که عبور خودرو از چنین میدان بینظیری نه گره ترافیکی را حل کند و نه به نفع شهر باشد. خوشبختانه امروز خیابانهای حافظ و سپه و خود میدان نقش جهان پیادهراه شدهاند و پارکینگها در اطراف مستقر شدهاند. مردم خودرو را پارک میکنند، با آرامش وارد میدان میشوند، کارشان را انجام میدهند و بازمیگردند. ترافیک از زندگی شهری حذف نمیشود، اما میتوان آن را مدیریت کرد بهگونهای که قلب شهر آسیب نبیند.
پژوهشگر و دکترای طراحی شهری با تشبیه بافت تاریخی به نشیمن یا آشپزخانه یک خانه اظهار کرد: همانطور که کودکان و اعضای خانواده برای انجام بسیاری از کارهای روزمره به نشیمن و فضای پرروح خانه جذب میشوند، شهروندان نیز به طور طبیعی به سمت قلب تپنده شهر، یعنی مرکز و بافت تاریخی، کشیده میشوند. اما باید توجه داشت که این قلب ظرفیت محدودی دارد و اگر بارگذاری بیش از حد بر آن تحمیل شود، به تدریج از تپش میافتد و به فضایی راکد بدل میشود. اراک این قلب را دارد و خوشبختانه هنوز تپنده است. اما نحوه برخورد با این بافت تعیین میکند که آیا این قلب در آینده هم فعال خواهد ماند یا به فضایی بیروح تبدیل میشود.
وی با مرور خاطرات نوجوانیاش در اراک افزود: تا پیش از ترک اراک پس از دوران دبیرستان، هر زمان که دلمان میگرفت، از باغ ملی تا سهراه ارمنی را بارها پیاده میرفتیم و برمیگشتیم. این تکرار پیادهروی، دیدن دوستان، و نفس کشیدن در هوای سرد زمستانی بخشی از هویت ما را ساخت. شبی زمستانی در میدان باغ ملی، در حالیکه برف آرام میبارید، در کنار دکه نوارفروشی نزدیک پاساژ طلا، نوار تازهمنتشرشده محمد نوری با شعر «در شب سرد زمستانی» پخش میشد. بخار چای، سرمای استخوانسوز، رفتوآمد سریع مردم و موسیقی در فضا، همه با هم یک «قاب شهری» فراموشنشدنی ساختند. اینها همان لحظاتی هستند که مفهوم واقعی زندگی شهری را معنا میکنند.
فراهانی خاطرنشان کرد: اگر شهر بتواند چنین قابهایی را برای نسل جوان امروز تکثیر کند، شهروندی که در نوجوانی و جوانی خاطرات شیرین از شهرش دارد، نه تنها شهر را ترک نمیکند، بلکه اگر هم ناچار به مهاجرت شود، همواره در فکر بازگشت و خدمت به شهر خود خواهد بود. شهرها در درجه اول مهد خاطره و فرهنگدو سپس محل عملکرد، دسترسی و امور روزمره است.
انتهای پیام/711/