به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، محمد عسلی، از پیشکسوتان عرصه رسانه استان فارس طی یادداشتی اختصاصی با عنوان «نسیم صبح که بر سرزمین ما گذرد» که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داده است، نوشت:
وقتی پونههای وحشی از کناره جوی روان قناتها سر بیرون میآورند، سنجاقکها از دورترها میآیند و گِرد عطر و بوی آنها میچرخند آنچنانکه از پای درآیند و، چون پروانهها سفر آغاز میکنند ناخودآگاه مسیری طولانی را طی میکنند تا به دیار محبوب بشتابند، آنجا که عطر و رایحه گلها به آنان جان تازهای میبخشد.
در ارتفاع کوههای سر بر آسمان نیلگون سائیده، زیر صخرههای سخت از آفتاب سوخته، ریشههای ریواس کوهی سر برون میآورد تا آنجا هم بینصیب از زیبائی گلها نماند و اگر باران آنچنان زمین را شسته باشد، گلسنگها از روی صخرههای سخت سر برون میآورند.
صحراهای بیآب و علف و شورهزارها هم بیکار ننشستهاند. آنها هم در بهار، خودی نشان میدهند. خارشترهای روییده در نمکزارها، خوراک جانسختترین بار بر روی زمیناند.
من این راههای کوهستانی را در سرزمینی طی کردهام که ایرانش میخوانیم، خاکی که از آن هزاران خاصیت زاید و از هر وجبش نعمتی حاصل آید که اگر درختی تناور نروید، بوتههای کوچکی از داروهای گیاهی برویند که دردها را درمان کنند؛ و هر ایرانی که از این خاک خوب تغذیه شده باشد روحی ناآرام دارد.
روحی زاینده و تنی خستگیناپذیر زیرا هم خاصیت فقر کویر را در سلولهای خود به تجربه دارد و هم رویش بهاران را در شمال کنار دریای مازندران. این قوم قدیم زحمتکش شجاع تسلیمناپذیر همانند شیرهای کوهی صخرهنوردهاییاند که شکارشان به آسانی میسر نیست. زیرا در خون هر ایرانی هم خاصیت پونههای خودرو از رایحه احساسبرانگیز عاطفه است و مهربانی و هم سرسختی برای ماندنی افتخارآمیز.
در طول هزارن سال چه بسیار و بارها، امپراطوریهای قدرقدرت، خود را آزمودند تا به مرزهای این خاک خوب تهاجم و تجاوزی داشته باشند برای ماندن و تحمیل قدرت، گاه با شکست و خفت فقط پیامشان به سرایشان رسیده و گاه پیروز موقت میدان شدند. اما در نهایت خاصیت آب و خاک این دیار به مذاقشان خوش آمد و در فرهنگ ما مستحیل شدند.
اینک از آن روزگاران قرنها گذشته است. ایران عزیز، ستمهای بیگانگان و تجاوز و تعدی آنان را در ذهن تاریخی خود بارها در کلاسهای درس مرور کرده است و در این عصر کوچ جنگزدگان که به قول شاعر معاصر فریدون مشیری: «کودکان را بر سینه میفشارند گرم و همسرانشان را، چون کولیان خانه بدوش میکشانند از دنبال/ و پیش پایشان از انفجارهای مهیب/ دهان دوزخ وحشت گشوده میشود...»
ایرانی مسلمان ایستاده، چون کوه مقابل قدرت امپراطوری زر و زور و تزویر که در کارنامه تجاوز و جنگافروزی اش صدها جنایت به یادگار دارد. ایستاده، چون گون جان سختی در کویر و، چون استقامت سروکوهی برآمده از دل سنگ کوهستانها سرسبز و در فراغت، خنیاگر غمین خوش آوازی است که چنان آهنگهای مانایی را با سرایش شعرهای لطیف حافظ و سعدی مینوازد که گویی همان عطر پونههای خودرو را میپراکند تا احساس آدمی را به مهر پیوند زند و به عشق آغشته کند و به خود ببالد که آری ما هنوز هم ناشناختهایم که اگر چنین نمیبود مدرسه کودکانمان در تهاجم کینهتوزانه دشمنان بمباران نمیشد؛ و من که سالها در ادبیات این دیار مروری هر چند گذرا داشتهام هم غم فردوسی را از تجاوز بیگانگان به یاد دارم و هم احساس قدرت او را در بازوی رستم دستان، هم رنج ویرانی ایران را در حمله مغول و هم تهاجم اعراب را در سرشکستگی ساسانیان و میدانم که چرا در عصر ما شاعر نوپردازی، چون نیما سرود که: نیست یکدم شکند خواب ز چشم کس و لیک/ غم این خفته چند، خواب در چشم ترم میشکند...»
و نیز سیاوش کسرایی را در سرایش منظومه آرش میشناسم که، چون زبان را مجال نقد دوران ستمشاهی پهلویها نبود، آرش را در منظومه ستود تا خوابزدگان را بیدار کند.
اما امروز، روزی دیگر است. روزگار افتخار ایرانیان مسلمانی که بیدارند و هم زور و پهلوانی دارند و هم قدرت زورآزمایی را و تشخیص ترفندهای دشمنان را نام ایران، امروز در هر نقطهای از دنیا یادآور افتخار ایستادگی در مقابل قدرتمندترین کشور روی زمین است.
ایران امروز نه چونان سران اروپا تحقیر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا را پاسخ نداد و نه چونان امیران عرب، گاو شیرده شد بلکه ترامپ و هم آمریکا را تحقیر کرد تا سران اروپا جرأت پیدا کنند و پاسخ منفی به تقاضای حمایت آمریکا دهند.
تاریخ هنوز در شوک این واقعه تاریخی است و ناباورانی هم هنوز به دنبال گوساله سامریاند و خوشباشی را به تشویق دشمنان در تجاوز به ایران ترجیح دادهاند.
ما از این سرزمین تغذیه شدهایم و رنج و گنج آن را آزمودهایم. ما ایرانی هستیم و مسلمان. هنوز به ایرانمان مینازیم که این چنین جوانانی داریم که در راه آب و خاک و ارزشهای انقلابیشان جان فدا میکنند.
ما حتی برای مردمان اروپا و آمریکا هم که مدعی قدرت سرمایه، نظامیگری و امنیتاند، رشکبرانگیز شدهایم و میخوانیم که منتقدان سیاست و جنگ، قدرت چهارممان میخوانند و میگویند: اژدهایی سر برآورده که استعمارگران را ترسانده است. آری این حاصل 47 سال رهبری خردمندانه و تلاش ملتی است که از پس رنجها و جنگها این چنین مقاوم شدهاند.
ما سلام میکنیم به ایستادگان در میدان چه در میدان جنگ و چه در میدان سیاست و یادآور میشویم که به قول ملکالشعرا بهار: «نسیم صبح که بر سرزمین ما گذرد/ ز خاک پاک نیاکان تو را سلام دهد/ تو شرقیای و به شرق اندرون کمالاتی است/ ولی چه سود که غربت فریب تام دهد».
والسلام
انتهای پیام/424