به گزارش خبرگزاری تسنیم، گواردیولا منچسترسیتی را ترک میکند. به نظر میرسد که برای این اتفاق آماده بودیم؛ اطلاعات داخلی زیادی منتشر شده بود اما هنوز باورکردنش سخت است. او چهرهای بسیار مهم است؛ شاید مهمترین چهره در لیگ برتر. ما فقط میتوانیم درباره میراث بزرگ این مربی اسپانیایی حدس بزنیم. سالها بعد است که آن را به طور کامل درک خواهیم کرد. در حال حاضر، یادآوری صحبتهای پپ از نخستین نشست خبریاش در سیتی خندهدار است.
پپ گواردیولا گفت: آمدن به کشوری که فوتبال را خلق کرده و فکر کردن به اینکه چیزی باید تغییر کند، کمی گستاخی است. من به اندازه کافی خوب نیستم که همه چیز را تغییر دهم. تغییر ذهنیت باشگاهی که بیش از 120 سال قدمت دارد؟ ادعای چنین چیزی گستاخی خواهد بود.
معلوم شد که او آنقدرها هم گستاخ نبود. اکنون میفهمیم که گواردیولا همیشه سعی میکرد رفتاری متواضعانه داشته باشد. او تقریباً به طور خودکار از حریفانش تمجید میکرد. به یک معنا، او نقطه مقابل مورینیو بود که تحریکآمیز صحبت میکرد و دیگر مربیان را به واکنش وا میداشت. از سوی دیگر، گواردیولا بیشتر اهل قالبسازی بود.

یوهان کرایف یکی از مربیان گواردیولا گفته بود: بردن مهم است اما داشتن سبک خودت، واداشتن دیگران به کپی کردن از تو... این بزرگترین هدیه است و دقیقاً به همین معناست که پپ به مربی قرن بیستویکم تبدیل شد. تأثیر او بر حرفه مربیگری به طور کلی بسیار زیاد بوده است.
برای لیگ برتر، مربیان شاید مهمترین منبع غرور باشند. بهترین بهترینها به انگلیس میآیند. همیشه نمیتوان این را درباره فوتبالیستها گفت، به خصوص وقتی به این نگاه میکنیم که چه کسی توپ طلا را برده است. در طول 15 سال گذشته، تنها یک بازیکن لیگ برتر آن را برده است؛ رودری. در غیر این صورت، بازیکنان لالیگا تسلط داشتهاند و این شامل نه تنها مسی و رونالدو، بلکه مودریچ و بنزما نیز میشود. با این حال، بهترین مربیان به لیگ برتر هجوم میآورند، زیرا این لیگ بهترین فرصتها را برای ساختن یک تیم عالی در اختیارشان میگذارد؛ هرچند امری حتی با منابع کمتر هم توانست این کار را انجام دهد.
و در صدر هرم مربیگری، گواردیولا قرار دارد؛ نوعی پدیده فرهنگی. هر کاری که او انجام میدهد، بلافاصله به موضوع بحث تبدیل میشود. چه یک مسئله تاکتیکی باشد، چه یک پیشانی خراشیده، «بنشین، هیچکس حرف نزند»، یا میم «شارلاتان کچل». مورد دوم به این دلیل شکل گرفت که گواردیولا مرتب ایدههایی را امتحان میکرد اما همیشه جواب نمیداد. بهیادماندنیترین نمونه، حذف از مرحله یکچهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا در سال 2020 مقابل لیون بود؛ زمانی که پپ ناگهان به دفاع سه نفره مرکزی روی آورد.

رسانههای انگلیسی عاشق این بودند که از گواردیولا ایراد بگیرند؛ نه فقط از او، بلکه از سایر مربیان نیز و از آنجا که پپ مهمترین چهره بود، انتقادها علیه او دوچندان سنگینتر بود. استن کالیمور، ستاره پیشین لیورپول پس از نخستین فصل حضور گواردیولا در انگلیس در ستونی برای روزنامه میرور نوشت که اگر گواردیولا به جای آموزش تکل زدن به بازیکنانش به کنترل توپ و پاسهای کوتاه تکیه کند، فرار خواهد کرد. حالا که به آن فکر میکنم، خیلی خندهدار است. چه چیزی میتواند خندهدارتر از این باشد که به گواردیولا بگوییم چگونه مربیگری کند؟
آموس مورفی، روزنامهنگار و یکی از بنیانگذاران پادکست The City Ramble در یک مستند گفت: این را با نهایت احترام برای کسی که او را مانند خانوادهام میدانم میگویم اما او یک آدم عجیبوغریب است. منظورم این است که او کاملاً شیفته هر چیزی است که به فوتبال مربوط میشود. اطرافیانش میگویند که او نمیتواند جلوی خودش را بگیرد.
وقتی به این فکر میکنید که پپ چگونه گاهی بطری را به طور تصادفی به سمت نیمکت تیم حریف پرتاب میکرد و سپس به سمت آن میدوید و عذرخواهی میکرد، واژه «عجیبوغریب» واژه مناسبی است. یا شاید به این فکر کنید که چگونه سعی کرد با یک اخم غمگین، پرتاب اوت ترنت را به نوعی از چارچوب خارج کند. تصور اینکه مربی دیگری در لیگ برتر چنین کاری انجام دهد، دشوار است. گواردیولا دیگر ورزشگاههای انگلیس را نه به عنوان ورزشگاههای خارج از خانه، بلکه به عنوان زمینهای خانگی میبیند. او بارها در آنجا بوده و احساس راحتی میکند.

بعضی از بازیکنان، مانند استونز، 10 سال کامل را با گواردیولا گذراندند، در حالی که برخی دیگر مانند گریلیش، فقط چهار سال. دوران گریلیش در سیتی ترکیبی از اتفاقهای مختلف بود. از این چهار فصل، او فقط در یک فصل خوب بود؛ فصل قهرمانی سهگانه. این فصل قطعاً ارزش پیوستن به سیتی را داشت اما گواردیولا خلاقیت گریلیش را از بین برد. این بازیکن در ویلا خود را به عنوان بازیکنی تثبیت کرده بود که میتوانست توپ را حمل کند و ضربات آزاد بگیرد. در سیتی، این بازیکن انگلیسی به چرخدندهای در سیستمی مبتنی بر ساختار موقعیتی و کنترل توپ از طریق پاس تبدیل شد. حرکات پرخطر گریلیش به اندازه قبل مورد نیاز نبود.
این واقعاً داستان غمانگیزی است، زیرا تماشاییترین ویژگیهای این وینگر توسط مربیاش مسدود شد. با این حال، او شباهتی با شرکی از خود نشان میدهد؛ مردی با طرز فکری حتی نامتعارفتر. طغیانهای او کاملاً جادویی است. در همان فصل اول حضورش در لیگ برتر، او یک پاس گل رابونا داد و اگر دقیقتر نگاه کنید، مشخص میشود: شرکی شاید غیرگواردیولاترین بازیکن در 10 سال حضورش در سیتی باشد.
پپ معمولاً بازیکنانش را تحسین میکند تا اینکه از آنها انتقاد کند. با این حال، پس از پاس گل رابونا، گواردیولا به طور نامحسوسی اشاره کرد که مسی بهترین بازیکن جهان است، زیرا او سادهترین کارها را به بهترین شکل انجام میدهد و شما هرگز یک رابونا یا چیزی شبیه به آن را از او نخواهید دید. طبق استانداردهای گواردیولا، این میتواند انتقاد از بازیکنش تلقی شود. با این حال، چیز دیگری گویاتر است: با وجود همه اینها، شرکی همچنان به بازی کردن ادامه داد؛ پس از رابونا، او به یک بازیکن ثابت در ترکیب اصلی تبدیل شد. شاید خود گواردیولا از ماجرای گریلیش چیزی آموخته باشد.
با این حال، به سختی میتوان گفت که مربی اساساً تغییر کرده است. گواردیولا همیشه به مالکیت توپ اعتقاد داشت. او میگفت که با مالکیت توپ میتوان باخت اما اغلب اوقات، مالکیت توپ به شما اجازه پیروزی میدهد. در تمام 10 فصل، سیتی در لیگ برتر در مالکیت توپ پیشتاز بود. فقط اکنون آنها کنترل توپ کمتری دارند. در این فصل، میانگین مالکیت توپ 60.9 درصد بود؛ کمترین رقم سیتی در 10 سال گذشته. خود بازی روانتر شده است. تیم فعلی (برخلاف مثلاً بایرن) گاهی اوقات اگر جلو باشد، حاضر است توپ را به حریف بدهد. دقیقاً به همین دلیل است که خریدهای جدیدی مانند چرکی، دوکو، دوناروما و خوسانوف که بازی پاسکاری آنها نقطه قوتشان نیست، بسیار محبوب هستند.
سیتی سعی کرد خبر جدایی گواردیولا را مخفی نگه دارد. شاید دقیقاً برای پنهان کردن جدایی مربی بود که آنها تا تابستان 2027 با او قرارداد بستند. به هر حال، پپ چیزی بیش از یک مربی برای باشگاه است؛ او یک آهنربا بود. بسیاری از بازیکنان آشکارا گفتند که به سیتی نقل مکان کردهاند، زیرا میخواستند با گواردیولا کار کنند.

خبر جدایی او کمکم منتشر شد و در 18 می سرانجام تأیید شد. هم اورنشتاین و هم رومانو تقریباً همزمان اعلام کردند که این تصمیم گرفته شده است: گواردیولا منچستر را ترک میکند. انتظار میرفت که این ضربهای به تیم باشد. به گفته خود اورنشتاین، این خبر برای رختکن شوکهکننده بود. روز بعد، سیتی مقابل بورنموث امتیاز از دست داد که باعث قهرمانی آرسنال شد.
تصور منچسترسیتی بدون گواردیولا سخت است. احتمالاً برای او هم ترک تیم سخت است. او هرگز به این اندازه کار نکرده است. اگرچه، شاید این سختترین جدایی زندگی او نباشد، با توجه به اینکه این مربی اخیراً پس از 30 سال زندگی مشترک و بزرگ کردن سه فرزند از همسرش طلاق گرفته است. به یک معنا، باشگاه برای مربی تبدیل به یک خانواده شده است. ترکیب سیتی در 10 سال کاملاً تغییر کرده است. استونز، یکی از اولین خریدهای گواردیولا طولانیترین مدت را در تیم خدمت کرد؛ هر دو در تابستان 2016 آمدند. اکنون باشگاه خالی است؛ هم پپ و هم استونز در حال رفتن هستند.
گواردیولا طولانیترین مدت حضور در لیگ برتر را داشت. هیچ مربی فعلی دیگری به این مدت در یک باشگاه نبوده است (آرتتا با 6.5 سال دوم است). فوتبال مدرن فاقد داستانهایی است که کسی برای این مدت طولانی یک تیم را هدایت کند. ونگر و فرگوسن به خودی خود یک دوره بودند. گواردیولا در میان آنها قرار دارد، اگرچه هر کدام بیش از 20 سال یک تیم را هدایت کردند اما این اسپانیایی به وضوح پیروان بیشتری دارد. شاگردان او همه جا هستند؛ کمپانی بایرن را با موفقیت هدایت میکند، آرتتا آرسنال را به قهرمانی رسانده است و مارسکا در آستانه جایگزینی خود گواردیولا است. اگر حتی بتوان او را جایگزین کرد.
پپ تاج را به کسی جز شاگردش نداد. این بدون شک شکست گواردیولا است اما به نوعی پیروزی او نیز هست. به هر حال، ما به یاد داریم که آرتتا در طول سه سال و نیم حضورش در سیتی در کنار چه کسانی پیشرفت کرد. علاوه بر این، اعداد و ارقام چشمگیر هستند: 20 عنوان قهرمانی در 10 سال، از جمله یک سهگانه، شش قهرمانی لیگ، رکوردشکنی 100 امتیاز و چهار قهرمانی متوالی در لیگ برتر؛ بعید است کسی بتواند با این رکورد برابری کند.
گواردیولا میکروفونش را بالا برد. برگشت تا فضای پشت سرش را بررسی کند. مشتش را باز کرد. میکروفون افتاد. گواردیولا رفت.
انتهای پیام/