به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، 30 اردیبهشتماه، تنها یک تاریخ در تقویم سیاسی کشور نیست؛ روزی است که نام «شهدای خدمت» با خاطره یکی از پرحادثهترین و تلخترین روزهای تاریخ معاصر ایران گره خورد. روزی که بالگرد حامل آیتالله سید ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور وقت ایران، در مسیر خدمت سقوط کرد و دولتی که خود را «مردمی» مینامید، رئیس خود را در میدان مأموریت از دست داد.
دو سال از آن حادثه میگذرد، اما هنوز تصویر رئیسجمهوری که با چکمه در مناطق سیلزده حاضر میشد، در میان کارگران پروژههای نیمهتمام قدم میزد و جلسات را از پشت میزهای تهران به متن استانها کشاند، در ذهن افکار عمومی باقی مانده است.
شهید رئیسی از جمله معدود رؤسایجمهوری بود که «سفر استانی» را به یک برنامه تشریفاتی تقلیل نداد. او تلاش کرد پروژههای قفلشده، مطالبات انباشته و استانهای کمتر برخوردار را به متن تصمیمگیری دولت بازگرداند؛ رویکردی که در استان مرزی کردستان نیز نمود قابل توجهی داشت.
کردستان، سالها با انباشت پروژههای نیمهتمام، کمبود زیرساخت، ضعف سرمایهگذاری و احساس عقبماندگی تاریخی مواجه بود. بسیاری از طرحهای مهم استان یا سالها در پیچوخم اعتبارات مانده بودند یا به نماد وعدههای بیسرانجام تبدیل شده بودند. اما در دولت شهید رئیسی، بخشی از این پروژهها از رکود خارج شد و برخی نیز پس از گذشت سالها انتظار به بهرهبرداری رسید.

راهآهنی که بعد از 23 سال به سنندج رسید
بیتردید مهمترین پروژه زیرساختی کردستان در دهههای اخیر، راهآهن همدان-سنندج بود؛ پروژهای که عملیات اجرایی آن از اوایل دهه 80 آغاز شد اما سالها میان کمبود اعتبار، تغییر دولتها و وعدههای تکراری متوقف مانده بود.
این پروژه که به نماد «پروژههای فراموششده کردستان» تبدیل شده بود و بارها از سوی خبرگزاری تسنیم مطالبهگری شده بود، سرانجام در دولت شهید رئیسی و با پیگیریهای میدانی به بهرهبرداری رسید و سنندج پس از بیش از 23 سال انتظار به شبکه ریلی کشور متصل شد.
افتتاح این پروژه فقط یک دستاورد حملونقلی نبود؛ بلکه از نگاه بسیاری از کارشناسان، نقطه عطفی در اتصال کردستان به مسیرهای توسعه، تجارت و سرمایهگذاری محسوب میشد.

فرودگاه سقز؛ مطالبهای قدیمی که بالاخره پرواز کرد
یکی دیگر از پروژههای مهمی که در دولت شهید رئیسی تعیین تکلیف شد، فرودگاه سقز بود؛ پروژهای که سالها به یکی از مطالبات اصلی مردم شمال استان تبدیل شده بود.
فرودگاه سقز پس از سالها توقف، کمبود اعتبار و وعدههای تکراری، در دولت سیزدهم فعال شد و با سفر شهید رئیسی به کردستان و پیگیریهای صورتگرفته، روند تکمیل آن سرعت گرفت تا در نهایت به مرحله بهرهبرداری برسد.
راهاندازی این فرودگاه علاوه بر کاهش محرومیت منطقه، نقش مهمی در تسهیل ارتباطات، توسعه گردشگری و جذب سرمایهگذاری در شمال کردستان ایفا کرد.

آب؛ گره مزمن کردستان که در دولت سیزدهم جدیتر پیگیری شد
کردستان سالها با بحران آب شرب، تنش آبی روستاها و ضعف زیرساختهای آبرسانی مواجه بود. در دولت شهید رئیسی، پروژههای متعددی در حوزه آبرسانی شهری و روستایی فعال شد؛ از جمله طرحهای انتقال آب، مجتمعهای آبرسانی روستایی و پروژههای مرتبط با تأمین آب شرب پایدار.
پروژه آبرسانی به سنندج از سد آزاد پس از گذشت 9 سال، از جمله طرحهایی بود که در دولت سیزدهم با جدیت بیشتری دنبال شد و بخشی از نگرانیهای مردم درباره کیفیت و پایداری آب شرب را کاهش داد.
هدیه یکی از سفرهای شهید رئیسی به کردستان، اعطای آب گوارا به مردم بود؛ چندسالی بود که آب شرب سنندج مشکل داشت و طعم و بوی بد میداد. شرایط ناطلوب آب آشامیدنی باعث نارضایتی و گلهمندی مردم شده بود. طرح سامانه انتقال آب از سد آزاد به تصفیهخانه سنندج بهمن 1399 شروع شده بود اما روند کار به کندی پیش میرفت، بهگونهای که تا پایان دولت دوازدهم، تنها 35 درصد پیشرفت داشت. دولت سیزدهم که فعالیت خود را آغاز کرد بر اتمام این پروژه تمرکز و با تخصیص 750میلیارد تومان اعتبار جهشی در طول یک سال، پروژه ناتمام چندین ساله را به بهرهبرداری رساند.
همچنین دهها روستای استان در قالب طرح جهاد آبرسانی تحت پوشش قرار گرفتند؛ اقدامی که اگرچه هنوز تا رفع کامل مشکلات فاصله دارد، اما بخشی از عقبماندگی تاریخی زیرساخت آب در استان را جبران کرد.

حضور میدانی؛ ویژگی متفاوت شهید رئیسی در کردستان
یکی از ویژگیهایی که باعث شد نام شهید رئیسی در حافظه بخشی از مردم کردستان ماندگار شود، حضور میدانی و بازدید مستقیم از پروژهها و مناطق مختلف استان بود.
او در سفرهای خود به کردستان، صرفاً به جلسات رسمی اکتفا نکرد و از پروژههای عمرانی، طرحهای اقتصادی و مناطق کمتر برخوردار بازدید کرد؛ حضوری که باعث شد بخشی از مطالبات استان مستقیماً به سطح دولت منتقل شود.
در بسیاری از پروژهها، همین بازدیدهای میدانی و دستورات مستقیم باعث فعال شدن دوباره طرحهایی شد که سالها در رکود قرار داشتند.

کردستان؛ استانی که هنوز مطالبه دارد
با وجود همه اقدامات انجامشده، واقعیت این است که کردستان همچنان با مشکلات و مطالبات جدی در حوزه اشتغال، راه، سرمایهگذاری، صنعت، آب، بهداشت و توسعه زیرساختها روبهروست و بسیاری از پروژهها هنوز نیمهتمام ماندهاند.
اما حتی منتقدان دولت سیزدهم نیز معتقدند که در دوره شهید رئیسی، نگاه به استانهای مرزی و کمتر برخوردار تا حدی از فضای صرفاً آماری و تشریفاتی خارج شد و برخی پروژههای قدیمی پس از سالها رکود به جریان افتاد و خدماتش باعث رضایتمندی و دعای خیر مردم کردستان شد.

امروز و در دومین سالگرد شهادت آیتالله رئیسی، نام او در کردستان بیش از هر چیز با پروژههایی گره خورده که سالها در حد تابلو و وعده باقی مانده بودند؛ پروژههایی که بخشی از آنها در دولت او جان گرفتند و بخشی دیگر هنوز چشمانتظار تکمیل و استمرار همان مسیر هستند.

شاید مهمترین قضاوت درباره شهید رئیسی را بتوان در همین جمله خلاصه کرد؛ رئیسجمهوری که تلاش کرد فاصله میان «مرکز» و «استانهای فراموششده» را کمتر کند و کردستان، یکی از استانهایی بود که اثر این رویکرد را در برخی پروژههای کلیدی خود لمس کرد.
مهمترین میراث مدیریتی شهید آیتالله رئیسی را نه فقط در پروژههای افتتاحشده، بلکه در «سبک حکمرانی» او باید جستوجو کرد؛ مدیریتی مبتنی بر حضور میدانی، تصمیمگیری در متن واقعیت، دوری از تشریفات زائد، پیگیری مستمر و باور به حل مسئله از نزدیک، نه از پشت میزهای بسته اداری. او نشان داد مدیر اگر میان مردم باشد، درد را بیواسطه ببیند و پروژهها را شخصاً دنبال کند، بسیاری از گرههایی که سالها میان نامهنگاریها و جلسات بیپایان قفل ماندهاند، باز میشوند. امروز یکی از جدیترین نیازهای کشور، بازگشت همین روحیه به بدنه مدیریت اجرایی است؛ مدیریتی که بهجای تولید آمار و گزارشهای تبلیغاتی، نتیجهمحور، پاسخگو، میدانی و اهل اقدام باشد. کردستان و بسیاری از استانهای کمتر برخوردار، بیش از هر چیز از مدیرانی خستهاند که پروژهها را فقط در قاب جلسات میبینند؛ در حالیکه تجربه شهید رئیسی نشان داد توسعه زمانی اتفاق میافتد که مدیر، کف میدان را بر اتاقهای مدیریتی ترجیح دهد و حل مشکلات مردم را مأموریت واقعی خود بداند، نه صرفاً یک شعار اداری.

امروز و در دومین سالگرد شهادت آیتالله رئیسی، شاید مهمترین پرسش پیشروی مدیران کشور این باشد که چرا برخی رؤسای دولتها با وجود سالها حضور در قدرت، رد ماندگاری در ذهن مردم بر جا نمیگذارند، اما برخی دیگر حتی پس از فقدانشان همچنان با نام پروژههای نیمهتمامی که جان گرفت، سفرهای بیواسطه، پیگیریهای میدانی و حضور در میان مردم شناخته میشوند. شهید رئیسی بیش از آنکه یک مدیر پشتمیزنشین باشد، نماد نوعی حکمرانی مبتنی بر «حضور»، «پیگیری» و «مسئولیتپذیری» بود؛ مدیریتی که استانهای مرزی و کمتر برخوردار را نه حاشیه، بلکه بخشی از متن توسعه کشور میدید.
ویژگی بارز او در نگاه بسیاری از مردم کردستان، صرفاً افتتاح پروژهها نبود؛ بلکه شکستن فضای فرسایشی وعدهها و خارجکردن طرحهای قدیمی از رکود بود. راهآهنی که بیش از دو دهه روی کاغذ مانده بود، فرودگاهی که سالها در انتظار پرواز بود، پروژههای آبرسانی، سفرهای میدانی و پیگیری مستقیم مطالبات و در میان و همراه مردم بودن، بخشی از تصویری است که از دولت او در حافظه استان باقی مانده است.

امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به مدیرانی نیاز دارد که بهجای مدیریت از پشت تریبون و اتاق جلسات، میدان را انتخاب کنند؛ مدیرانی که درد مردم را از نزدیک ببینند، تصمیم را معطل بروکراسی نکنند و مسئولیت را صرفاً در صدور دستور و مصاحبه خلاصه نکنند. تجربه شهید رئیسی نشان داد بسیاری از گرههای مزمن توسعه، نه با شعار و آمارسازی، بلکه با حضور مستمر، اراده اجرایی و پیگیری شبانهروزی باز میشود.
شاید به همین دلیل است که نام شهید رئیسی در کردستان، بیش از هر چیز با «حرکت دادن پروژههای متوقفشده» و «بازگرداندن امید به طرحهای فراموششده» گره خورده است؛ رویکردی که اگر به یک فرهنگ مدیریتی پایدار در کشور تبدیل نشود، بسیاری از پروژهها دوباره در گرداب وعده، بروکراسی و فراموشی گرفتار خواهند شد.
انتهای پیام/481