به گزارش خبرگزاری تسنیم ، برای بسیاری از مردم ایران، زنجان بیشتر از آنکه یک مقصد باشد، بخشی از مسیر است؛ استانی که در جاده تهران ـ تبریز از کنارش عبور میکنند، توقفی کوتاه دارند و دوباره راه میافتند. اما پشت این عبورهای همیشگی، شهری قرار گرفته که سالهاست میان ظرفیتهای بزرگ و توسعهای که هیچگاه متناسب با آن شکل نگرفته، گرفتار مانده است.زنجان نه در فهرست استانهای کاملاً برخوردار قرار میگیرد و نه تصویر یک منطقه محروم را دارد. همین وضعیت باعث شده این استان در نوعی سکوت مزمن فرو برود؛ سکوتی که نه صدای بحران از آن شنیده میشود و نه موفقیتهایش آنقدر پررنگ است که در سطح ملی دیده شود.در ظاهر، همه چیز برای جهش اقتصادی مهیاست؛ موقعیت جغرافیایی مناسب، مسیر ترانزیتی مهم، ظرفیتهای صنعتی، صنایع دستی شناختهشده، آثار تاریخی ارزشمند و نیروی انسانی تحصیلکرده. اما پرسش همچنان پابرجاست؛ چرا زنجان هنوز نتوانسته جایگاه واقعی خود را در توسعه کشور پیدا کند؟
توسعهای که در جادهها متوقف شد
قرار گرفتن در یکی از مهمترین شاهراههای ارتباطی کشور برای بسیاری از استانها یک فرصت طلایی محسوب میشود؛ فرصتی برای جذب سرمایه، رونق تجارت، توسعه خدمات و تبدیل شدن به یک قطب اقتصادی. زنجان نیز دقیقاً در چنین موقعیتی قرار گرفته است؛ مسیری که تهران را به شمالغرب کشور و مرزهای بینالمللی متصل میکند.با این حال، این مزیت جغرافیایی آنگونه که انتظار میرفت به توسعه پایدار منجر نشد. سالهاست هزاران خودرو و کامیون از این استان عبور میکنند، اما سهم زنجان از این جریان بزرگ اقتصادی همچنان محدود باقی مانده است. گویی این استان بیشتر «محل عبور» بوده تا «نقطه توقف».بخشی از این مسئله به نبود یک تصویر روشن از هویت اقتصادی زنجان بازمیگردد. بسیاری از استانها توانستهاند با یک ویژگی مشخص در ذهن مردم ماندگار شوند؛ اما زنجان هنوز میان صنعت، گردشگری، کشاورزی و تجارت سرگردان است و نتوانسته مزیت اصلی خود را به یک برند اقتصادی قدرتمند تبدیل کند.
ظرفیتهایی که هنوز به فرصت پایدار تبدیل نشدهاند
وقتی صحبت از ظرفیتهای زنجان میشود، فهرست بلندی پیش روی ما قرار میگیرد؛ از معادن و صنایع گرفته تا کشاورزی و صنایع دستی. اما مسئله این نیست که زنجان ظرفیت ندارد؛ مسئله این است که این ظرفیتها هنوز نتوانستهاند به جریان مداوم ثروت، اشتغال و سرمایهگذاری تبدیل شوند.صنایع دستی زنجان سالهاست شناخته میشوند، اما همچنان سهم محدودی از بازارهای بزرگ داخلی و خارجی دارند. چاقوی زنجان نامی آشناست، اما هنوز به یک برند جهانی تبدیل نشده؛ در حالی که بسیاری از شهرهای دنیا تنها با یک محصول بومی توانستهاند اقتصاد خود را متحول کنند.در بخش گردشگری نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. وجود آثاری مانند گنبد سلطانیه میتوانست زنجان را به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری کشور تبدیل کند، اما ضعف در معرفی، کمبود زیرساختهای مناسب و حضور کمرنگ در تبلیغات ملی باعث شده بسیاری از مردم حتی شناخت دقیقی از ظرفیتهای تاریخی این استان نداشته باشند.این در حالی است که برخی شهرها با امکاناتی کمتر، تنها با روایتسازی رسانهای و برنامهریزی هدفمند توانستهاند خود را به مقصد ثابت گردشگران و سرمایهگذاران تبدیل کنند.
مسئله زنجان فقط کمبود امکانات نیست
شاید سادهترین پاسخ به وضعیت امروز زنجان این باشد که «امکانات کافی وجود ندارد»، اما واقعیت فراتر از این حرفهاست. مسئله اصلی، نبود یک نقشه روشن برای استفاده از ظرفیتهایی است که سالها درباره آنها صحبت شده، اما کمتر به مرحله اثرگذاری واقعی رسیدهاند.زنجان هنوز نتوانسته تعریف مشخصی از آینده اقتصادی خود ارائه دهد. آیا قرار است یک قطب صنعتی باشد؟ یک مقصد گردشگری؟ یا مرکزی برای تجارت و ترانزیت؟ این ابهام باعث شده بسیاری از فرصتها بهجای آنکه در یک مسیر مشخص تقویت شوند، پراکنده و نیمهفعال باقی بمانند.در دنیای امروز، توسعه تنها به ساخت جاده و کارخانه وابسته نیست. شهرها باید بتوانند خود را معرفی کنند، تصویر بسازند و در ذهن مخاطب باقی بمانند. بسیاری از شهرهای موفق ایران، پیش از آنکه در اقتصاد رشد کنند، در رسانه و افکار عمومی دیده شدند.اما زنجان هنوز نتوانسته روایت قدرتمندی از خود ارائه دهد؛ روایتی که بگوید این استان دقیقاً قرار است با چه مزیتی شناخته شود و چه جایگاهی در آینده اقتصاد کشور داشته باشد.
زنجان برای دیده شدن به چه چیزی نیاز دارد؟
توسعه زنجان الزاماً نیازمند پروژههای عجیب و پرهزینه نیست. بخشی از مسئله به نداشتن استراتژی مشخص برای معرفی ظرفیتهای استان بازمیگردد. تا زمانی که زنجان نداند قرار است با چه هویتی در اقتصاد و گردشگری کشور شناخته شود، بسیاری از فرصتها همچنان نیمهفعال باقی خواهند ماند.یکی از مهمترین راهکارها، تمرکز بر برندسازی واقعی برای ظرفیتهایی است که سالها درباره آنها صحبت شده اما کمتر به جریان اقتصادی پایدار تبدیل شدهاند؛ از صنایع دستی گرفته تا گردشگری تاریخی و حتی موقعیت ترانزیتی استان. بسیاری از شهرها تنها با یک ویژگی شاخص توانستهاند سرمایه و گردشگر جذب کنند، اما زنجان هنوز تصویر شفافی از مزیت رقابتی خود ارائه نکرده است.در کنار آن، سرمایهگذاری جدی روی گردشگری میتواند یکی از سریعترین مسیرهای تحول اقتصادی استان باشد. آثاری مانند گنبد سلطانیه فقط یک بنای تاریخی نیستند؛ این ظرفیت را دارند که به موتور اقتصادی منطقه تبدیل شوند، به شرط آنکه معرفی حرفهای، زیرساخت مناسب و حضور مؤثر در فضای رسانهای برای آنها شکل بگیرد.از سوی دیگر، زنجان نیاز دارد بیش از گذشته وارد روایت ملی شود. استانی که در رسانه، فضای مجازی و جریان سرمایهگذاری حضور کمرنگی دارد، حتی با وجود ظرفیتهای فراوان نیز بهسختی میتواند مسیر رشد پایدار را طی کند.
وقتی یک استان در حاشیه توجه میماند
شاید بزرگترین چالش زنجان همین باشد؛ استانی با ظرفیتهای فراوان که هنوز نتوانسته سهم واقعی خود را از توسعه بگیرد. نه به این دلیل که هیچ امکانی ندارد، بلکه چون هنوز نتوانسته میان ظرفیت، برنامهریزی و تصویرسازی رسانهای پیوندی جدی ایجاد کند.امروز مسئله زنجان فقط اقتصاد یا زیرساخت نیست؛ مسئله این است که این استان هنوز نتوانسته خود را آنگونه که باید به کشور معرفی کند. پرسش اینجاست؛ اگر زنجان با این حجم از ظرفیت همچنان در حاشیه توسعه باقی بماند، آیا مشکل فقط کمبود امکانات است یا ناتوانی در تبدیل ظرفیتها به یک آینده واقعی؟
| یادداشت از زهرا سلیمی فعال رسانهای و خبرنگار|
انتهای پیام/