به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در بخش نخست مطلب، به این اشاره کردیم که همزمان با تحولات سیاسی – امنیتی اخیر در منطقه، بیاعتمادی کشورهای منطقه و به ویژه بیاعتمادی کشورهای عربی به آمریکا افزایش یافته و اندیشکدهها و تحلیلگران، روی این موضوع متمرکز شدهاند: در شرایطی که آمریکا در اثنای جنگ با ایران، بیاعتمادی خود به امنیت و ثبات کشورهای عربی خلیج فارس را به شکل آشکار به نمایش گذاشت و حاضر نشد از آنان حمایت کند، روابط آتی به چه شکلی بازتنظیم خواهد شد؟
به این اشاره کردیم که از دید ژنرال خلیل ابراهیم بیوک باش جانشین اسبق فرماندهی نیروی زمینی ارتش ترکیه و متخصص مسائل راهبردی در اندیشکده (SDE) آنکارا، حالا فرصتی به وجود آمده که مقامات آنکارا نیز برخی از خطاهای خود را اصلاح کنند.
از دید بیوک باش، بیاعتمادی کشورهای عربی به آمریکا، مسیر آن را هموار کرده که ترکیه بتواند روابط خود را با این کشورها در مسیری جدید و بر اساس اصل اعتماد و همکاری توسعه دهد.
این استراتژیست ترکیه، آشکارا به این موضوع نیز اذعان کرده که در طول چند دهه، حکمرانان و سیاستمداران ترکیه با پافشاری مداوم بر سیاست خارجی غرب محور و اتخاذ رویکردی تحقیرآمیز در قبال کشورهای جهان عرب، مرتکب خطای راهبردی شدند و حالا باید آن خطاها را جبران کنند.

سبزِ دلاری یا سبزِ اسلامی؟ مساله این است
ما به درازای چند دهه، در قبال کشورهای جهان عرب، با پیشداوری و با دیدگاههای غلط و پر از تناقض، مرتکب خطاهای محاسباتی و خطاهای شناختی متعددی شدهایم.
به عنوان مثال، در نگرش اقتصادی، به کشورهای جهان عرب، همواره گرفتار تناقض بودیم. به نحوی که سالها، ترکیه مجبور بود اقتصاد خود را طبق تجویز محافل مالی غربی تنظیم کند. برنامههای صندوق بینالمللی پول، چرخههای بدهی خارجی، فشار نرخ بهره، یک مدل توسعه مبتنی بر واردات و وابستگی مالی غربمحور به عنوان سرنوشت محتوم ما قلمداد میشد و با وجود عواقب سنگین و پیامدهای منفی، حاضر بودیم از غرب وام دریافت کنیم. اما هر زمان که جریانی از سرمایه بومی از آناتولی ظهور میکرد، هر زمان که بخش محافظهکار سعی در افزایش قدرت صنعتی خود داشت، هر زمان که آشتی اقتصادی با کشورهای عرب و مسلمان مطرح میشد، حلقههای غربگرا بلافاصله سر برآورده و داد میزدند، سرمایه اسلامی در راه است، ترکیه در حال تغییر محور غربی است و داریم عرب میشویم! کسی نمیتوانست از آنها سوال کند: چرا به رنگِ سبزِ نماد جهان اسلام حساس هستید ولی با پرستش دلار سبز غربی، هیچ مشکلی ندارید؟!
نکاتی که در بالا مطرح کردم، فقط برخاسته از یک مسئله اقتصادی نیست و در واقع، مربوط به مسئله ذهنی است. در ترکیه، برخی محافل وابستگی به غرب را به عنوان مدرنیته و همکاری با کشورهای مسلمان را به عنوان تحجر و عقبماندگی معرفی کردهاند.
با این حال، استقلال واقعی تنها با محدود نشدن به یک مرکز واحد امکانپذیر است. ترکیه نه میتواند به طور کامل به غرب پشت کند و با ستایش شرق با شعارهای رمانتیک پیش برود، نه لازم است تماماً وابسته غرب شود.
آنچه ترکیه نیاز دارد، ایجاد مرکز مستقل خودش است. نام این مرکز آنکارا است، اسلامبول است. (اسلامبول، از اسامی پیشین استانبول، به با دو جزء واژگانی اسلام و بول به معنی پر و مملو. شهر مملو از اسلام.)
توجه به چنین چیزی، به معنی بهادادن به استقلال استراتژیک است. در چنین شرایطی، ترکیه باید بیت المقدس را به عنوان لنگرگاه وجدان و حساسیت دینی خود برگزیند و افق خود را به این شکل ترسیم کند: «حرکت در مسیری که افق آن، ترکیبی از جهان ترک و جهان اسلام است».
بی اعتبارشدنِ آمریکا یک فرصت طلایی است
امروزه، به وضوح میبینیم که اعتبار آمریکا در خاورمیانه، تماماً از دست رفته نابود شده است. این برای ترکیه، به معنی ایجاد فرصت دیپلماتیک معمولی نیست، بلکه فرصتی بینظیر و طلایی است. این یک فراخوان تاریخی برای برقراری مجدد روابطی است که یک قرن پیش قطع شده است.
با این حال، ترکیه نباید این خلا را با جایگزینی آمریکا پر کند. ترکیه نباید یک «قدرت نگهبان» و پاسبان جدید در جهان عرب باشد. او باید به عنوان یک برادر، یک شریک و یک بازیگر قابل اعتماد و شریف وارد شود.
مدل آمریکا واضح است: سلاح میفروشد، پایگاه ایجاد میکند، بحران ایجاد میکند و سپس در مورد قراردادهای امنیتی مذاکره میکند. مدل غرب واضح است: فناوری ارائه میدهد، اما از طریق زنجیرهای از وابستگی. مدل اسرائیل واضح است: خواهان عادیسازی است اما فلسطین را نادیده میگیرد. با این حال، مدل ترکیه باید کاملاً متفاوت باشد: تولید مشترک، دفاع مشترک، فناوری مشترک، رسانه مشترک، توسعه مشترک و سرنوشت مشترک. این اشغال نیست، بلکه فتح قلبها و حرکت در مسیر برادری است.
هم اکنون، ترکیه در صنایع دفاعی، به سطح بالایی از قدرت دست یافته و از سیستمهای پهپاد و UCAV گرفته تا قابلیتهای جنگ الکترونیک، از خودروهای زرهی گرفته تا فناوریهای مهمات، از سیستمهای فرماندهی و کنترل گرفته تا امنیت سایبری، اکنون به ظرفیتی رسیده که در معماری امنیت منطقهای حرفی برای گفتن دارد.
این ظرفیت نه تنها نقطه قوت ترکیه است، بلکه اگر به درستی استفاده شود، جایگزینی مطمئن برای همه کشورهای دوست و برادر نیز هست.
کشورهای خلیج فارس سالهاست که از بزرگترین مشتریان شرکتهای تسلیحاتی غربی بودهاند. با این حال، اکنون بهتر درک میشود که امنیت با خرید سلاح به دست نمیآید. زیرا اگر نرمافزار، قطعات یدکی، زیرساختهای نگهداری، مهمات و مجوز سیاسی سیستمی که به آن وابسته هستید در دست شخص دیگری باشد، آن سلاح دیگر مال شما نیست، بلکه فقط تا حدی که اجازه استفاده از آن را دارید، مال شماست.
ترکیه میتواند در اینجا رویکرد متفاوتی ارائه دهد. نه تنها میتواند محصولات را به کشورهای عربی ارائه دهد، بلکه میتواند تولید مشترک، انتقال فناوری، زیرساختهای نگهداری و تعمیر، آموزش، مشارکتهای مهندسی و یک مفهوم امنیتی استراتژیک را نیز ارائه دهد.
این مدلی از توانمندسازی متقابل است که با سیستم وابستگی ایجاد شده توسط غرب متفاوت است. رسیدن به همین درک در اقتصاد نیز ضروری است. روابط سرمایهگذاری بین ترکیه و کشورهای عربی نباید محدود به املاک و مستغلات، امور مالی یا جابجایی سرمایه کوتاه مدت باشد.
مناطق صنعتی مشترک، پروژههای تحول انرژی، خوشههای صنایع دفاعی، مراکز هوش مصنوعی و امنیت سایبری، سرمایهگذاریهای امنیت غذایی، کریدورهای لجستیکی، عملیات بندری و پروژههای پیمانکاری مشترک در کشورهای ثالث باید توسعه یابند.
اگر قابلیتهای تولیدی ترکیه با قدرت سرمایه خلیج فارس ترکیب شود، نه تنها دو طرف، بلکه جغرافیای وسیعی از آفریقا تا آسیای مرکزی، از بالکان تا قفقاز نیز بهرهمند خواهند شد.
هنگامی که تجربه پیمانکاری ترکیه، ظرفیت سرمایهگذاری اعراب و یک دیدگاه تمدنی مشترک در کنار هم قرار گیرند، میتواند جایگزین قدرتمندی برای مدل توسعه غرب محور پدیدار شود.

گام نخست
برای تحقق اهدافی که در بالا بدانها اشاره شد، پیش از هر چیز، باید ادبیات سیاسی و زبان ما تغییر کند. زبان جامعه باید قبل از زبان دیپلماسی تغییر کند. اظهارات تحقیرآمیز علیه اعراب در ترکیه، کلیشههای تولید شده در رسانهها، کنایههای نژادپرستانه منتشر شده در رسانههای اجتماعی و تعصبات فرهنگی ریشهدار باید به شکل شجاعانه، برای همیشه کنار گذاشته شوند. به همین ترتیب، جهان عرب باید دیدگاه خود را در مورد ترکیه بهروز کند. ترکیه دیگر فقط یک خاطره رمانتیک به عنوان وارث میراث عثمانی نیست.
ترکیه با صنعت دفاعی، ظرفیت دیپلماتیک، جمعیت جوان، قدرت تولید، تجربه مدیریت بحران و حوزه نفوذ منطقهای خود، یکی از کشورهای محوری عصر جدید است. کشورهای عربی باید ترکیه را نه تنها به عنوان یک شریک گردشگری، سریالهای تلویزیونی یا تجاری، بلکه به عنوان شریکی در امنیت، فناوری و تمدن نیز ببینند.
امروزه، مسئله فلسطین آزمون وجدان برای همه این روابط است. در حالی که کودکان در غزه میمیرند، شهرها ویران میشوند و بشریت ساکت است، هیچ پروژه عادیسازی منطقهای نمیتواند مشروعیت اخلاقی کسب کند. این یکی از اساسیترین حوزههایی است که ترکیه و جهان عرب باید در آن همکاری کنند.
عصر جدید روابط ترکیه و اعراب نباید صرفاً با ارقام تجاری سنجیده شود. البته تجارت مهم است. سرمایهگذاری مهم است. همکاری در صنعت دفاعی مهم است. اما مهمتر از همه، مسئله بزرگتری وجود دارد: اعتماد و افتخار. اگر ترکیه و جهان عرب بتوانند به یکدیگر اعتماد کنند، دامنه مداخلات خارجی در این منطقه محدود خواهد شد. اگر ترکیه و جهان عرب یک معماری امنیتی مشترک ایجاد کنند، کشورهای منطقه محکوم به بازار تسلیحات غرب نخواهند بود.
اگر ترکیه و جهان عرب یک زبان رسانهای مشترک ایجاد کنند، صدای حقیقت در برابر عملیات ادراک جهانی قویتر خواهد بود. اگر ترکیه و جهان عرب جوانان، دانشگاهها، مهندسان و کارآفرینان خود را گرد هم آورند، آینده نه توسط ذهنهای غربمحور، بلکه توسط دستان فرزندان خود منطقه شکل خواهد گرفت.

ترکیه در اینجا مسئولیت بزرگی بر عهده دارد. ترکیه باید روابط خود با جهان عرب، کبر و غرور را کنار بگذارد و با عزت نفس و احترام به آنها نزدیک شود. قرار نیست ترکیه خود را در مقام سخنران، نصیحتگر و برادر بزرگ ببیند.
باید به عنوان همراه و برادری که در کنار آنها قدم میزند، به آنها نزدیک شود. نه در نوستالژی گرفتار شود و نه در هنگام ساختن آینده، هویت خود را فراموش کند. نباید در رمانتیسم عثمانی محصور شود و نه محکوم به چارچوبهای سیاست خارجی تنگنظرانه ترسیم شده توسط غرب باشد.
جهان عرب نیز مسئولیت بزرگی بر عهده دارد. در زمانی که چتر امنیتی آمریکا شکسته شده، توسعهطلبی منطقهای اسرائیل به وضوح قابل مشاهده است و شعارهای حقوق بشری غرب در غزه فرو ریخته، کشورهای مسلمان اکنون باید روابط شجاعانهتر، واقعبینانهتر و استراتژیک بین خود برقرار کنند. زیرا هیچ قدرت خارجی به اندازه خود فرزندان این منطقه از مردم این منطقه محافظت نخواهد کرد.
کلام آخر این است: ترکیه و جهان عرب باید به هم نزدیکتر شوند، نه به این دلیل که به یکدیگر متعهد هستند، بلکه به این دلیل که متولیان سرنوشت تاریخی یکسانی هستند. این نزدیکی نباید بر اساس خصومت با غرب، بلکه بر اساس استقلال، عدالت، افتخار و آیندهای مشترک بنا شود.
اگر آمریکا امروز اعتبار خود را در منطقه از دست داده است، آنچه این خلا را پر خواهد کرد، جستجوی یک قدرت امپراتوری جدید نیست، بلکه اراده کشورهای منطقه برای ایستادن روی پای خود است.
ترکیه عمق تاریخی، فرهنگی و استراتژیک لازم برای قرار گرفتن در مرکز این اراده را دارد. اما ابتدا باید در آینه نگاه کنیم، زبان خود را پاک کنیم، قید و بندهای ذهنی خود را بشکنیم، ما باید تکبری را که به جهان عرب نگاه تحقیرآمیز دارد، کنار بگذاریم.
ما باید آن کلیشههای قدیمی تحسین غرب و فاصله گرفتن از شرق را دور بیندازیم. آیا ترکیه و جهان عرب با چماق امنیتی غرب همسو خواهند شد یا خط برادری خود را ایجاد خواهند کرد؟ پاسخ روشن است. اکنون زمان تفکر در چارچوب مرزهای ترسیم شده توسط مراکز امپریالیستی نیست. اکنون زمان ایجاد خط اعتماد جدیدی است که از آنکارا تا ریاض، از ابوظبی تا دوحه، از کویت تا مسقط، از بغداد تا دمشق، از بیت المقدس تا غزه امتداد دارد.
نام این خط نه تسلیم شدن در برابر غرب است و نه لفاظیهای عاشقانه. نام این خط چنین است: مشارکت شرافتمندانه، برادری استراتژیک و استقلال منطقهای.
انتهای پیام/