به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، تعریف جایگاه ترکیه در دو محور شرق و غرب، یکی از آن موضوعات مهمی است که در این کشور، بحث و جدل فراوانی درباره آن وجود دارد. چرا که در چند سال گذشته، حزب عدالت و توسعه به شکلی غیرمستقیم و زیرپوستی، به این تحلیل دامن زده که ترکیه نیاز چندانی به اروپا و محور غرب ندارد و می تواند در محور شرق، دستاوردهای ارزشمندتری به دست بیاورد.
با این حال، برخورداری از مزایای اقتصادی عضویت در اتحادیه اروپا، یکی از دلایل مهمی است که باعث می شود حزب حاکم و دولت اردوغان، نتواند به طور کامل از طرح مکرر بحث پیگیری روند تکمیل عضویت، دل بکَنَد. آن هم در شرایطی که به زعم برخی از استراتژیست های ترکیه، همزمان با شکاف و اختلاف جدی بین آمریکا و اعضای اروپایی ناتو، فرصت درخشانی نصیب ترکیه شده تا در ساماندهی مجدد پیمان امنیتی و دفاعی اروپا، نقش بهتری برای خودش دست و پا کند.
در دیگر سو، برخی دیگر از تحلیلگران نزدیک به حزب عدالت و توسعه، بر این موضوع پافشاری می کنند که نقش ترکیه به عنوان متولی اصلی هدایت گروه موسوم به «دولت های ترک» و همزمان با آن، ارتقای جایگاه در گروه بریکس، بسیار مهمتر از عضویت در اتحادیه اروپا است.

پس از برگزاری اجلاس غیررسمی سران گروه موسوم به «سازمان دولت های ترک» در ترکستان و در کشور قزاقستان، رسانه های نزدیک به آکپارتی، یک بار دیگر اعلام کردند که حالا این سازمان، به عنوان یک کنشگر مهم در عرصه های ژئوپولیتیکی و اقتصادی، چنان اهمیتی پیدا کرده که باعث می شود عملاً نیازی به عضویت در اتحادیه اروپا وجود نداشته باشد.
همزمان با همه این مباحث، رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه و رهبر حزب حاکم این کشور، به تازگی و در واکنش به برخی مواضع تند اورسلا فون درلاین رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، آشکارا اعلام کرده که اتحادیه باید قدر ترکیه را بداند و دست از اتخاذ مواضع خصمانه بردارد.
فون درلاین گفته بود: «باید همه کشورهای قاره اروپا به عضویت اتحادیه ما در آیند تا تحت نفوذ روس، چینی و ترک نباشند».
بسیاری از مقامات ترکیه از جمله هاکان فیدان وزیر امور خارجه و اردوغان، به این سخنان واکنش نشان دادند. همچنین افرادی نظیر عمر چلیک سخنگوی حزب حاکم و معاون اردوغان در این حزب، به این نکته اشاره کردند که با توجه به نابسامانی در وضعیت دفاعی و امنیتی ناتو، این اتحادیه اروپاست که به ترکیه محتاج شده و باید با احترام و عزت با آنکارا برخورد کند.
در این میان، برخی از تحلیلگران مستقل ترکیه نظیر مصطفی کاراعلیاوغلو، مواضع حزب حاکم را به چالش کشیده و می پرسند: بیایید با خودمان صادق باشیم، آیا واقعاً اتحادیه اروپا به ما محتاج است؟
بخش هایی از یادداشت انتقادی این تحلیلگر ترکیه را با هم مرور می کنیم:
چه کسی به چه کسی محتاج است؟
روابط ترکیه با اتحادیه اروپا مدتهاست که متوقف شده است. در یک ارزیابی کلی، می توانیم بگوییم، اتحادیه اروپا تا حدودی مقصر، ناقص و حتی بدخواه است. با این حال، اگر به عقب بازگردیم و این واقعیت را به یاد بیاوریم که حتی عنوانی مانند «نامزدی عضویت در اتحادیه اروپا» چقدر به خودی خود ترکیه را از نظر اقتصادی و سیاسی تقویت کرده و به اعتبار آن افزوده، آنگاه از پرداختن به اشتباهات اروپا بی نیاز خواهیم شد.
بیاید این واقعیت را قبول کنیم: عضویت در اتحادیه اروپا فرصتی ضروری و سودمند برای ماست و هرگز نمیتوان جایگزین بهتری کرد. چرا؟ مجموعه ای از دلایل مهم در دست داریم. اما این یک دلیل ساده و ابتدایی را مرور کنیم و به یاد بیاوریم که حتی با وجود انجماد سیاسی و روابط متوقف شده، هنوز هم نیمی از صادرات ترکیه هنوز به منطقه یورو می رود.
بنابراین، نه تنها عضویت، بلکه ارتباط با اتحادیه اروپا از نظر اقتصادی برای ترکیه ضروری است. نیازی به گفتن نیست که عضویت در اتحادیه اروپا برای ترکیه، در حوزه های حقوقی، سیاسی، حقوق بشر و کیفیت زندگی، ارتقا و رشد و توسعه به دنبال خواهد آورد و چنین چیزی یک نیاز بزرگ و غیرقابل انکار است.
به وضوح می توانیم ببینیم که همین حالا، ترکیه به خاطر سرد شدن رابطه با اتحادیه و کنار نهاده شدنِ روند عضویت در اتحادیه، دچار چه خسرانی شده و تا چه اندازه از معیارهای حاکمیت قانون و دموکراسی فاصله گرفته است. حالا کشور ما ترکیه، بدترین جایگاهها را در تمام فهرستهای قانون، شفافیت، آزادی بیان و پاسخگویی دارد و به کشورهای آفریقایی که کاملاً از دموکراسی بیخبرند نزدیکتر شده ایم. حالا ما نیز در حوزه هایی مانند شفافیت، پاسخگویی و آزادی بیان، حال و هوایی مانند چین، روسیه، کره شمالی و جمهوری آذربایجان داریم.
اقتصاد ترکیه همچنان محکوم به تورم بالاست و علاوه بر این، با افزایش نرخ بیکاری و نرخ بهره بالا دچار رکود و بحران اقتصادی شده ایم و ارزش پول ملی ما در حال سقوط است.
درست به همین دلیل است که جوانان ترکیه، آینده خود را در خارج از کشور جستجو میکنند و اعتبار گذرنامه ما دائماً در حال کاهش است.
ترکیه پس از فراموش کردن جایگاه خود به عنوان «کشوری که برای تکمیل عضویت، با اتحادیه اروپا مذاکره میکند»، در تمام زمینههای کلیدی شروع به افول کرد و خود را در تمام فهرستهای بینالمللی در ناخوشایندترین موقعیتها قرار داد.
مهمتر از همه، سرمایهگذار خارجی از ما گریزان شده و با هر سال فاصله گرفتن از اتحادیه اروپا، ورود سرمایه گذاران جدید کاهش یافت و در نهایت شروع به نشان دادن تراز منفی کردیم. پولشویی و فجایع مربوط به فهرست خاکستری نیز از این طریق وارد زندگی ما شدند.
گویی در این مدت، فرار از فشار اروپا و انتقاد در خصوص دموکراسی، قانون و حقوق بشر برای دولت مناسب بود. دولت برآمده از حزب حاکم، تمام تلاش خود را برای تضعیف روابط انجام داد و آگاهانه احساسات ضد اتحادیه اروپا را در داخل کشور دامن زد.
شعار «اتحادیه اروپا تمام شد» حتی قبل از ترامپ در اینجا سر داده میشد. این در حالی است که اتحادیه اروپا با جمعیت تنها 500 میلیون نفر، هنوز بیش از 22 درصد از اقتصاد جهان را در اختیار دارد. سهم ایالات متحده 14.7 درصد و سهم چین 17.6 درصد است.

اتحادیه اروپا بدون اینکه تسلیم تکبر آمریکا شود، در حال آماده شدن برای ایجاد ارتش جدید است تا ایالات متحده شود.
رئیس جمهور اردوغان، که اکنون به ندرت از اتحادیه اروپا نام میبرد، پیامی برای روز اروپا صادر کرد و گفت: «جنگها، بحرانهای سیاسی و مشکلات اقتصادی با تأثیرات جهانی، اتحادیه اروپا را ملزم به اتخاذ سیاستهای فراگیرتر و متحدکنندهتر کرده است. ترکیه به عنوان کشوری که نامزد عضویت در اتحادیه اروپا است، همچنان عنصر اساسی و ضروری این فرآیند است. در این مرحله، واضح است که معماری اروپایی که ترکیه در آن جایگاه شایسته خود را نداشته باشد، ناقص خواهد بود و از ضعف در ظرفیت مدیریت بحرانها رنج خواهد برد. بیش از آنکه ترکیه به اتحادیه نیاز داشته باشد، این اتحادیه است که محتاج ماست! ما به عنوان ترکیه، اراده داریم که روابط خود را با اتحادیه اروپا با رویکرد برد-برد، بر اساس اصل وفاداری به توافقات و با دیدگاه عضویت کامل، پیش ببریم».
من تصور می کنم، باید به جای بیان اظهارات اغراق آمیز، به این فکر کنیم که چرا در عالم واقعیت، هنوز هم اتحادیه اروپا به ترکیه محتاج نیست. اگر چه بخشی از سخنان اردوغان درباره نیاز متقابل اتحادیه به ترکیه صحت دارد، اما تا زمانی که خود او نخواهد درباره پسرفت ترکیه از معیارهای اتحادیه اروپا حرف بزند، ورود به چنین بحث هایی بیفایده خواهد بود.
مهم نیست چه کسی به چه کسی محتاج است. نکته مهم این است که بیش از این در پاسخ دادن به انتظارات و مطالبات اتحادیه اروپا تعلل نکنیم. هر گامی که در جهت مذاکره مجدد برداشته شود، سرمایهگذاریای است که اثرات آن به سرعت در ترکیه مشاهده خواهد شد.
ما باید بفهمیم که چرا اتحادیه اروپا، در حالی که تمام کشورهای بزرگ و کوچک، را به این جمع راه میدهد، هنوز به ترکیه نیازی ندارد. اگر قرار باشد صرفاً خودمان را حق به جانب بدانیم، پیشرفتی صورت نخواهد گرفت.
انتهای پیام/