به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در تاریخ ملتها گاهی شخصیتهایی ظهور میکنند که فهم آنان از جامعه نه صرفاً محصول تجربه سیاسی بلکه حاصل بصیرتی وجودشناختی نسبت به نحوه بودن ملت است. رهبر شهید انقلاب از همین سنخ بود؛ کسی که وحدت و امنیت ملی را نه توصیهای تاکتیکی بلکه قاعدهای هستیشناختی برای دوام یک ملت میفهمید. ایشان نمیگفت متحد باشید تا قوی بمانید؛ میگفت متحد بمانید تا «هست» بمانید. این تفاوت کوچک در ظاهر در عمق یک تحول بزرگ است؛ امنیت و وحدت برای او ابزار نبود بلکه صورت تداوم حیات جمعی یک ملت بود. مهم این است که امروز و در میانه جهان پرآشوبی که میکوشد ملتها را به واحدهای پراکنده مصرفکننده بدل کند، دشمن بهدرستی دو نقطه بنیادین را هدف گرفته است که عبارتند از «وحدت ملی و امنیت ملی» می باشد. این دو، نه دو مؤلفه جدا بلکه دو ضلع یک حقیقتاند؛ وحدت شرط امکان امنیت و امنیت ضامن دوام وحدت است و هرگاه یکی آسیب ببیند دیگری فرو میریزد و درک این رابطه متقابل نخستین گام برای بازخوانی میراث نظری و عملی آن رهبر شهید است.
اما شاید بنیادیترین نکته این باشد که وحدت در اندیشه رهبر شهید «وحدت انتزاعی» نبود. وحدت از نظر ایشان همنوایی همگنان نبود بلکه همنشینی ناهمگنان بود. وحدت، هنر ساختن «ما» از تکثر «من»هاست؛ نه از راه حذف تفاوت بلکه از راه گنجاندن تفاوت در افق یک خیر مشترک است و این خیر مشترک همان «منافع ملت» است؛ حوزهای که در آن اختلافات مذهبی، سیاسی، قومی و جناحی باید به حالت تعلیق درآید تا هویت جمعی دوباره امکان ظهور یابد. اگر بخواهیم این دیدگاه را با زبان فلسفی امروز بازخوانی کنیم میتوان گفت او وحدت را در قامت یک فضیلت جمعی فهم میکرد. درست شبیه آنچه برخی متفکران معاصر از آن با عنوان فضایل جمهوریخواهانه یاد میکنند، فضایلی که شرط امکان زندگی آزاد و مشترک در یک جمهوریاند. تفاوت اما اینجاست که در اندیشه رهبر شهید وحدت نه فضیلتی صرفاً سیاسی بلکه فضیلتی تمدنی بود و ایشان به خوبی میدانست که تمدنها پیش از آنکه با شمشیر فروبپاشند با گسست در وحدت فرو میریزند و به همین دلیل دشمن امروز نیز دقیقاً همان نقاط مقاومت یک ملت را هدف گرفته است؛ نخست وحدت، و پس از آن امنیت است. سازوکار دشمن نیز در ظاهر پیچیده نیست اما در عمق بسیار ظریف است چرا که دشمن میکوشد اختلاف را به خصومت، تنوع را به تفرقه و تفاوت را به تضاد تبدیل کند زیرا میداند جامعهای که خصومت در آن جای گفتوگو را بگیرد پیش از هر حمله بیرونی از درون فرسوده میشود.
اگر بخواهیم نگاه قائد شهید را با زبان امروز مدلسازی کنیم باید بگوییم: اختلاف لازمه جامعه زنده است اما اختلاف وقتی خطرناک میشود که از سطح نظر به سطح هویت منتقل شود. در سطح نظر اختلاف سازنده است؛ امکان نوآوری و پیشرفت وجود دارد اما در سطح هویت، اختلاف به نزاع وجودی بدل میشود و دشمن هم دقیقاً این انتقال را هدف گرفته است. تلاش او تبدیل تفاوتهای طبیعی مذهبی، قومی، سیاسی و فکری به هویتهای متخاصم است. و این همان جایی است که وحدت ملی آسیب میبیند.
اما چرا امنیت نیز همزمان هدف است؟ زیرا امنیت ملی قوامبخش میدان عمومی است؛ همان میدانی که در آن امکان تفاهم، تصمیمگیری و همارزی آحاد ملت فراهم میشود. امنیت ملی یعنی ثبات زمینه و وحدت ملی یعنی انسجام محتوا. اگر زمینه بلرزد، محتوا پراکنده میشود و اگر محتوا از هم بپاشد زمینه نیز کارکرد خود را از دست میدهد. بنابراین، دشمن اگر بخواهد یک ملت را تضعیف کند به جای حمله به ساختارهای سخت به سراغ ریشههای نرم میرود؛ اعتماد جمعی، همبستگی و امنیت روانی و اجتماعی است.
رهبر شهید انقلاب از همین منظر هشدار میداد که اجازه ندهید اختلافات مذهبی و سیاسی و قومی به ساحت تصمیمات اساسی کشور راه یابد. این سخن، دعوت به یکرنگی نبود؛ بلکه دعوت به یکجهتی بود. جامعه مرکب از صداهای متنوع است، اما همه این صداها باید در لحظههای حساس به سمت منافع ملت سوگیری مشترک داشته باشند. رهبر انقلاب در واقع یک اصل بنیادین حکمرانی را گوشزد میکرد و آن تنوع در شیوهها، وحدت در غایات بود. همچنین در سطح نظری، میتوان گفت او وحدت را به مثابه نقطه مشترک میان آیندههای متفاوت میفهمید. انسانها آیندههای مختلفی برای خود تصور میکنند اما ملت زمانی ملت میماند که این آیندههای متفاوت در یک بستر مشترک قابل جمع باشند. وحدت ملی دقیقاً همین بستر مشترک است و امنیت ملی نیز همان حصاری است که این بستر را از فروپاشی محافظت میکند امروز اگر بخواهیم میراث او را به معنای واقعی کلمه ادامه دهیم، باید از سطح شعار به سطح فهم ارتقا یابیم و باید بدانیم وحدت، فضیلتی احساسی نیست؛ مهارتی جمعی است. هنری است که نیازمند تمرین آگاهی، صبر اجتماعی، توان شنیدن دیگری و توان اولویتدادن به خیر مشترک بر خواست فردی است و امنیت نیز نه فقط محصول قدرت سخت بلکه حاصل قدرت نرم اعتماد عمومی است.
یکی از مهمترین بخش میراث آن رهبر شهید این بود که به ما آموخت دشمنی که وحدت و امنیت را هدف گرفته نه دشمن یک حکومت یا جنا ح بلکه دشمن صورت وجودی یک ملت است و از این رو دفاع از وحدت و امنیت، فقط وظیفه سیاستمداران نیست؛ وظیفه همه شهروندان است؛ وظیفه هرکس که آینده این سرزمین را دوست دارد و این یادآوری امروز بیش از هر زمان دیگری حیاتی است؛ هرگاه وحدت میلرزد، باید بدانیم دشمن دقیقاً همان نقطه را نشانه رفته است و هرگاه امنیت آسیب میبیند باید بدانیم که این لرزش انعکاسی از گسست در همبستگی جمعی است، استمرار حیات ملی تنها در پرتو این دو امکانپذیر است؛ دوگانهای که هم میراث یک رهبر شهید است، و هم نقشه راه آینده است.
یادداشت از مصطفی شجاعی
انتهای پیام/