به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرمآباد، در فضای کنونی، مرز میان جنگ نظامی و جنگ روانی بهطور فزایندهای درهمتنیده شده است. در کنار درگیریهای میدانی، عرصهای خاموش اما اثرگذار در جریان است که در آن روایتها، برچسبها و تحلیلها میتوانند بهاندازه ابزارهای سخت نظامی تعیینکننده باشند.
در این میدان، آنچه هدف قرار میگیرد نه صرفاً ساختارهای فیزیکی، بلکه اعتماد اجتماعی و ارادهی ملی است؛ ارادهای که از پیوند میان مردم، نهادهای حافظ امنیت و احساس همبستگی عمومی شکل میگیرد و تضعیف آن میتواند پیامدهای گستردهای به همراه داشته باشد.
در چنین بستری، برخی تحلیلها بر این نکته تأکید دارند که دشمن در کنار ابزارهای کلاسیک، از روشهای نرم برای فرسایش انسجام اجتماعی استفاده میکند. محمدرضا راجی، عضو هیئتعلمی دانشگاه لرستان، با همین نگاه، به تحلیل ابعاد مختلف این وضعیت میپردازد:
در جنگ اخیر، دشمن بهصورت همزمان از چند جبهه به کشورمان حمله کرده و در پی از بین بردن اراده ایستادگی مردم است. در یکی از این عملیاتها، توطئه حمله به سربازان خیابان در دستور کار قرار گرفته است.
در هر جنگی، دشمن میداند اگر نتواند میدان نبرد فیزیکی را تسخیر کند، باید اعتبار مدافعان را از بین ببرد. حمله به سرباز و مدافع، تلاشی است برای اینکه فرد ایستاده در میدان، احساس تنهایی و بیارزشی کند. اگر مدافع احساس کند پشت سرش خالی است یا مورد تأیید نیست، اراده مقاومت او شکسته میشود.
یکی از این ابزارها، حمله اقتصادی است و استفاده از فشار بهعنوان سلاح. در ادبیات نظامی، وقتی نیروهای خط مقدم چه نظامی و چه مردمی تحتفشار معیشتی قرار میگیرند، دشمن از این شکاف اقتصادی برای ایجاد فرسایش روانی استفاده میکند. فشار اقتصادی بر مردمی که در شرایط جنگی ایستادگی میکنند، در واقع جنگ فرسایشی غیرمستقیم است تا از طریق شکم خالی، اراده سیاسی را فلج کند.
برخی اظهارنظرهای خاص، مانند گفتار عباس عبدی مبنیبر اقلیتی رانتی بودن مردم حاضر در میدان، از تکنیکهای جنگ روانی است که با فشارهای اقتصادی همراه شده است. او با این سخن میخواهد مردم حاضر در خیابان را از بقیه مردم جدا کند و آنها را با برچسبهایی نظیر اقلیت، رانتی یا غیرعادی توصیف کند و مردم کف میدان را عامل مشکلات موجود معرفی کند.
این توهینها میتواند باعث ایجاد حس حقارت در مدافعان شود و همچنین به ایجاد کینه و دشمنی میان بخشهای مختلف جامعه دامن بزند و فضای دوقطبی میان کسانی که در خیابان و خانه هستند ایجاد کند. از طرفی، برچسب رانتی به یک گروه، در ذهن مخاطب، میتواند عدم حمایت اقتصادی از آنها را توجیه کند.
در مجموع، این فشارها یک هجمه هماهنگ برای شکستن اراده سربازان خیابان است تا با کنار رفتن مردم، تروریستهای مسلح وارد خیابان شوند و کودتایی جدید برای براندازی شکل گیرد.
کلام عبدی یک اشتباه نوشتاری نیست، بلکه تلاش برای ایجاد تفرقه در فضای جنگی است. در زمان جنگ، هر کلامی که باعث شکاف میان مردم و مدافعان شود، خود بخشی از تجهیزات جنگی دشمن است.
انتهای پیام/