به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، اصغر افتخاری، رئیس دانشگاه امام صادق(ع)، در نشست علمی «اخلاق صلح و جنگ در سیره نبوی» که از سری نشستهای کنگره بینالمللی 15 قرن تجلی نور نبوی بود، با طرح یک پرسش بنیادین سخنان خود را آغاز کرد: در منظومه اخلاقی اسلام، یک «صلح مقبول و فضیلتمندانه» چه ویژگیهایی دارد و یک «جنگ مقبول و فضیلتمندانه» چگونه تعریف میشود؟
وی پیش از هر چیز بر یک تمایز ضروری انگشت گذاشت؛ ملاحظات اخلاقی هرگز با گزارههای حقوقی، سیاسی یا نظامی یکسان نیستند. یک عمل ممکن است از منظر حقوقی مجاز باشد، اما از منظر اخلاقی ناپسند؛ و برعکس. از این رو، ارزش اخلاقی جنگ یا صلح را نمیتوان با قوانین خشک یا مصلحتاندیشیهای مقطعی سنجید.
افتخاری با تأکید بر اینکه اعتنا به گزارههای اخلاقی کاملاً زمینهمند و وابسته به شرایط زمانه است، اظهار داشت: گاهی یک جنگ میتواند شرافتمندانه و فضیلتمندانه باشد و گاهی یک صلح ممکن است غیرشرافتمندانه تلقی شود. برای نمونه، اگر جنگی برای نجات انسانها از ظلم باشد، اخلاقاً ستوده است؛ اما اگر صلحی به قیمت تحقیر و تداوم ستم منعقد شود، نه تنها فضیلت ندارد که رذیلت است. بنابراین ارزش اخلاقی این دو مفهوم، کاملاً به بستری بستگی دارد که در آن ظهور میکنند.
رئیس دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه خاطرنشان کرد: گفتوگو از اخلاق در جنگ و صلح، معمولاً ذهن شنونده را به سمت «آییننامه رفتاری در حین نبرد» میبرد؛ پرسشهایی از این قبیل که کشتن غیرنظامیان مجاز است یا نه، یا با اسیر چگونه باید رفتار کرد. اما مدنظر پژوهشگران اخلاق در این نشست، نگاهی بسیار فراتر از این کاربرد رایج است. مسئله اصلی، نه «اخلاق در جنگ»، بلکه «اخلاق جنگ و صلح» به مثابه دو راهبرد کلان برای رسیدن به یک غایت متعالی است.
افتخاری با اشاره به سیره پیامبر اکرم(ص) تصریح کرد: برای رسول خدا(ص)، هیچگاه جنگ فینفسه بر صلح ترجیح نداشت و نه صلح بر جنگ. آنچه در نظام اخلاقی ایشان اصالت داشت، هدفی بود که از آن دو ابزار دنبال میشد: «هدایت، رشد و رساندن انسانها به سعادت». این رسالت همگانی، تمام انسانها را بدون تفاوت میان کافر و مسلمان، یهودی و مسیحی دربرمیگرفت. ایشان از منظر اخلاقی، هیچ انسانی را از حق سعادتمندی محروم نمیدانست.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) با تفکیک دو ساحت اخلاق و فقه، تصویری دقیق از شخصیت پیامبر ارائه کرد. در ساحت حقوقی و فقهی، پیامبر همچون یک حاکم عادل، بر اساس قانون، مجازات میکرد، تبعید مینمود و یا عفو میداد. اما در ساحت اخلاقی، ایشان «کانون وحدت و مهربانی» بود. غایت اخلاقی ایشان حتی در مواجهه با دشمنان، فراهم آوردن بستر هدایت و نجات آنان بود. این دو ساحت گاهی در یک رویداد واحد با هم جمع میشوند و گاهی تفکیک؛ اما هدف نهایی اخلاقی هرگز فدای اقتضائات فقهی و سیاسی نمیشد. برای روشن شدن این مطلب، افتخاری به دو مثال کلیدی اشاره کرد: صلح حدیبیه و واقعه عاشورا.
وی گفت: در صلح حدیبیه، بسیاری از مسلمانان دچار اضطراب و تردید شدند؛ زیرا از منظر یک تحلیل صرفاً سیاسی و نظامی، حذف عبارت «رسول الله» از قرارداد و عقبنشینی در برخی شروط، نوعی شکست و ذلت به نظر میرسید. اما پیامبر(ص) با چشماندازی اخلاقی و فرادست، این صلح را نه یک عقبنشینی، بلکه مقدمهای برای «فتح مبین» میدید. همان صلحی که در ظاهر سازش با مشرکان بود، در عمق خود راه را برای فتح بدون خشونت مکه و تحقق هدایت گسترده مردمان آن دیار هموار کرد.
افتخاری در ادامه به واقعه کربلا اشاره کرد و گفت: اگر حادثه عاشورا را صرفاً با منطق نظامی بسنجیم، جبهه امام حسین(ع) شکست خورد؛ تعداد اندکی یار در برابر انبوه سپاه دشمن. اما اگر از سطح بالاتری به ماجرا بنگریم، «بازنده اصلی یزید است». آنچه در کربلا فتح شد، یک قلعه نظامی نبود؛ بلکه حقیقت، آزادگی و جاودانگی یک مکتب بود. این مثال نشان میدهد درک حقیقی پیروزی و شکست، تنها با عبور از نگاه تکبعدی نظامی و ورود به ساحت اخلاق ممکن میشود.
رئیس دانشگاه امام صادق(ع) سپس به این قاعده دست یافت که نظام اخلاقی رسول خدا(ص) یک نظام منسجم است که در آن جنگ و صلح، هر دو نقش «ابزار» را ایفا میکنند. از این رو میان این دو ابزار تمایز ماهوی وجود ندارد که یکی را بر دیگری برتر بدانیم. پیامبر بسته به شرایط، گاه از ابزار اقتدار و شدت بهره میبرد و گاه از صلح و ملایمت؛ اما قطب نمای حرکت ایشان در هر دو حالت، همان «هدایت و سعادت» بود.
افتخاری برای تبیین این ادعا، به نحوه ورود پیامبر به مدینه (یثرب سابق) استناد کرد: شهری که غرق در عداوت قبیلهای و جنگهای داخلی بود. اگر پیامبر با منطق صرفاً سیاسی و نظامی وارد میشد، ناچار بود از یک جناح طرفداری کند و در نتیجه بر اختلافات بیفزاید. اما ایشان با یک نظام اخلاقی فراتر از جناحها وارد شد و نه تنها به بحران دامن نزد، بلکه امنیت و آرامش را در مدینه حکمفرما کرد.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) همچنین به تعامل پیامبر با قبایل یهودی مدینه اشاره کرد و گفت: نخستین اقدام حضرت، انعقاد پیمانهایی برای وارد کردن یهودیان به معادلات صلح و ثبات بود. ایشان هویت دینی آنان را محترم شمردند و تنها زمانی با برخی قبایل وارد جنگ شدند که آنان بر عناد و پیمانشکنی اصرار ورزیدند. نکته مهم این است که به محض توقف دشمنی، پیامبر بلافاصله مسیر توافق را میگشود. بنابراین جنگ در سیره نبوی هرگز انتقامجویانه یا توسعهطلبانه نبود، بلکه ابزاری برای بازگرداندن شرایط به مسیر صلحآمیز هدایت محسوب میشد.
افتخاری در سخنان پایانی خود تأکید کرد: در منظومه فکری رسول خدا(ص)، «اخلاق» یک ساحت عالی و بنیادین داشت. اگر مسئلهای در همین ساحت اخلاق حل و فصل میشد، مقصود حاصل بود؛ در غیر این صورت، از ابزارهای مکمل چون جنگ یا صلح استفاده میگردید. این واقعیت که مسلمانان هرگز شروعکننده هیچ جنگی نبودند، نشانگر همین رویکرد است. اخلاق در نگاه پیامبر(ص) یعنی «دست گرفتن انسانها برای هدایت»؛ روشی که گاه از مسیر نرم صلح میگذرد و گاه از مسیر سخت جنگ، اما هرگز از هدف غایی یعنی سعادت همگانی فاصله نمیگیرد.
وی در پایان یادآور شد: مفاهیمی نظیر «أَشِدّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» بیشتر ناظر به ساحت تاکتیکی و نظامی است و نباید آن را با لایه غایی اخلاق که معطوف به سعادت همه انسانهاست، خلط کرد. فهم درست این تفکیک، ما را از افتادن به دام استفاده گزینشی از سیره نبوی نجات میدهد.
انتهای پیام/