خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: در هر نبردی، آنچه سرنوشت میدان را تعیین میکند تنها شمار نیروها یا قدرت تجهیزات نیست؛ بلکه نوع نگاه فرمانده به انسان، اخلاق و هدفِ جنگ است. تاریخ، فرماندهان بسیاری را دیده که جنگ را صرفاً عرصه غلبه و انتقام میدانستند، اما همین نگاه، آنان را به خشونتی کور کشاند که نه تنها دشمن، بلکه حقیقت را نیز قربانی کرد. در مقابل، مکتبی که جنگ را آخرین راه میداند، حتی در سختترین شرایط نیز مرز میان عدالت و تجاوز را حفظ میکند.
در چنین نگاهی، پیروزی واقعی فقط در شکست دادن دشمن معنا نمیشود؛ بلکه در حفظ انسانیتِ جبهه حق است. بسیاری از حکومتها در طول تاریخ، به بهانه امنیت یا قدرت، هرگونه خشونتی را مجاز شمردند؛ اما مکتب الهی تلاش میکند حتی در میدان شمشیر نیز اخلاق را زنده نگه دارد. به همین دلیل است که فرمانده الهی پیش از آموزش فنون نبرد، روح رزمنده را تربیت میکند و به او میآموزد که خشم، جای عقل و هدایت را نگیرد.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در سفارش نظامی خود به معقل بن قیس، پیش از هر توصیه جنگی، او را به تقوا فرا میخواند: «از خدایى بترس که ناچار او را ملاقات خواهى کرد». این سخن نشان میدهد میدان جنگ نیز خارج از محضر الهی نیست. رزمندهای که خود را در برابر خدا مسئول بداند، حتی هنگام قدرت یافتن بر دشمن، گرفتار غرور و بیرحمی نمیشود. در نگاه علوی، جنگ پیش از آنکه یک مسئله نظامی باشد، یک آزمون اخلاقی و معنوی است.
سپس حضرت دستور میدهد که «تنها با کسی بجنگید که با شما میجنگد.» این سخن، مرز مهمی میان جنگ الهی و خشونت افسارگسیخته ترسیم میکند. در بسیاری از جنگهای دنیا، مردم عادی، زنان، کودکان و حتی بیطرفان قربانی اهداف سیاسی میشوند؛ اما در منطق علوی، نبرد باید محدود به جبهه متجاوز باشد. این نگاه، ریشه همان اصولی است که امروز از آن با عنوان رعایت حقوق انسانها در جنگ یاد میشود، با این تفاوت که در مکتب اهلبیت، این اصول نه یک قرارداد سیاسی، بلکه یک تکلیف الهی است.
امام در ادامه به نحوه استقرار نیروها اشاره میکند و میفرماید «هرگاه دشمن را دیدید، در میانه لشکر فرود آیید؛ نه آنقدر نزدیک شوید که آتشافروز جنگ به شمار آیید و نه آنقدر دور که نشانه ترس باشد.» این دستور، نمونهای دقیق از عقلانیت نظامی است. فرمانده مؤمن نباید بیمحابا نیروهای خود را وارد التهاب و درگیری زودرس کند، همانگونه که نباید با عقبنشینیهای تحقیرآمیز روحیه سپاه را تضعیف کند. تعادل، یکی از مهمترین ارکان مدیریت میدان است.
نکته مهمتر آنجاست که امام، شتابزدگی در آغاز جنگ را نکوهش میکند و میفرماید «مبادا کینه دشمن شما را پیش از دعوت آنان به هدایت و اتمام حجت، به جنگ وادارد.» یعنی هدف جبهه حق صرفاً حذف دشمن نیست، بلکه تلاش میکند حتی در آخرین لحظه، راه بازگشت و هدایت را باز بگذارد. در این نگاه، جنگ زمانی آغاز میشود که همه راههای اصلاح بسته شده باشد، نه آنگاه که خشم و انتقام بر انسان غلبه کند.
این سخنان، تصویری متفاوت از یک فرماندهی تراز اسلام ارائه میدهد، فرماندهیای که بر تحریک احساسات کور بنا نشده است. بسیاری میتوانند نفرت ایجاد کنند و مردم را به میدان بکشانند، اما هنر واقعی آن است که انسان در اوج قدرت نظامی، اسیر هیجان و انتقام نشود. فرمانده الهی میداند که تصمیم عجولانه، گاهی خسارتی به بار میآورد که سالها جبران نمیشود و چهبسا جنگی را شعلهور میکند که میشد از آن جلوگیری کرد.
امروز نیز جوامع اسلامی بیش از هر زمان دیگری به این منطق نیاز دارند؛ منطقی که هم اقتدار دارد و هم اخلاق، هم شجاعت دارد و هم عقلانیت. سخنان امیرالمؤمنین علیهالسلام نشان میدهد که جبهه حق نباید شبیه دشمن خود شود. اگر عدالت، تقوا و هدایت از میدان حذف شود، پیروزی ظاهری نیز ارزشی نخواهد داشت. هنر مکتب علوی آن است که حتی در میانه نبرد، انسان را از سقوط به ورطه ظلم و بیاخلاقی حفظ میکند.
--------------------------
متن نامه:
و من وصیة له (علیه السلام) وَصّى بها معقل بن قیس الریاحی حین أنفذه إلى الشام فی ثلاثة آلاف مقدِّمة له:
اتَّقِ اللَّهَ الَّذِی لَا بُدَّ لَکَ مِنْ لِقَائِهِ وَ لَا مُنْتَهَى لَکَ دُونَهُ؛ وَ لَا تُقَاتِلَنَّ إِلَّا مَنْ قَاتَلَکَ، وَ سِرِ الْبَرْدَیْنِ وَ غَوِّرْ بِالنَّاسِ وَ رَفِّهْ فِی السَّیْرِ، وَ لَا تَسِرْ أَوَّلَ اللَّیْلِ فَإِنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ سَکَناً وَ قَدَّرَهُ مُقَاماً لَا ظَعْناً، فَأَرِحْ فِیهِ بَدَنَکَ وَ رَوِّحْ ظَهْرَکَ، فَإِذَا وَقَفْتَ حِینَ یَنْبَطِحُ السَّحَرُ أَوْ حِینَ یَنْفَجِرُ الْفَجْرُ فَسِرْ عَلَى بَرَکَةِ اللَّهِ. فَإِذَا لَقِیتَ الْعَدُوَّ فَقِفْ مِنْ أَصْحَابِکَ وَسَطاً وَ لَا تَدْنُ مِنَ الْقَوْمِ دُنُوَّ مَنْ یُرِیدُ أَنْ یُنْشِبَ الْحَرْبَ، وَ لَا تَبَاعَدْ عَنْهُمْ تَبَاعُدَ مَنْ یَهَابُ الْبَأْسَ، حَتَّى یَأْتِیَکَ أَمْرِی. وَ لَا یَحْمِلَنَّکُمُ شَنَآنُهُمْ عَلَى قِتَالِهِمْ قَبْلَ دُعَائِهِمْ وَ الْإِعْذَارِ إِلَیْهِم.
(دستور العمل نظامى، به معقل بن قیس ریاحى، که با سه هزار سرباز به عنوان پیشاهنگان سپاه امام به سوى شام حرکت کردند، معقل از بزرگان و شجاعان بنام کوفه بود).
احتیاطهاى نظامى نسبت به سربازان پیش تاز:
از خدایى بترس که ناچار او را ملاقات خواهى کرد، و سر انجامى جز حاضر شدن در پیشگاه او را ندارى جز با کسى که با تو پیکار کند، پیکار نکن، در خنکى صبح و عصر(1)، سپاه را حرکت ده، در هواى گرم لشکر را استراحت ده، و در پیمودن راه شتاب مکن. در آغاز شب حرکت نکن زیرا خداوند شب را وسیله آرامش قرار داده، و آن را براى اقامت کردن، نه کوچ کردن، تعیین فرموده است. پس آسوده باش، و مرکب ها را آسوده بگذار، آنگاه که سحر آمد و سپیده صبحگاهان آشکار شد، در پناه برکت پروردگار حرکت.
هر جا دشمن را مشاهده کردى در میان لشکرت بایست، نه چنان به دشمن نزدیک شو که چونان جنگ افروزان باشى، و نه آنقدر دور باش که پندارند از نبرد مى هراسى، تا فرمان من به تو رسد، مبادا کینه آنان پیش از آن که آنان را به راه هدایت فرا خوانید، و درهاى عذر را بر آنان ببندید شما را به جنگ وا دارد.
انتهایپیام/